اَفسونِ آبی
#شب_هفتم، حضرت علیاصغر «علیه السلام» #محرم سیدمحمد جوادی: خندیدی و شکستم و عالم خراب شد سهم تمام ثانیهها اضطراب شد تیری رسید و صحبت من ناتمام ماند گفتم که آب؛ تیر برایم جواب شد تیری رسید حنجرت آتش گرفت و بعد از آتش گلوی تو قلبم کباب شد تصویر حلق پارهات ای کودک شهید در چشمهای دخترکی تشنه قاب شد آنجا که موجموج دل آب سنگ شد آنجا که فوجفوج دل سنگ آب شد تیری رسید و هستی من را به باد داد آهنگ من بریده بریده «رباب» شد
اَفسونِ آبی
#روز_هشتم، حضرت علی اکبر علیه السلام#محرمحسینعلی قاسمخانی:«آینه و قرآن»عمهات داده نشان شبه پیمبر شدنت راو پدر آینه در آینه محشر شدنت را پیش چشمان تَرش راهی میدان نبردی تا کُند بدرقه هنگامهی اکبر شدنت را آب و آینه و قرآن به سر راه تو گیرد که مُهیّا شود آهنگ کبوتر شدنت را جبرئیل آمده هنگام رجز خواندن و تکبیر که تماشا کُند آیات دلاور شدنت را مثل دریایی و این دشت فراخوان تنت داد اُفق گسترهها دیده شناور شدنت را آیه آیه ورقی از بدنت روی زمین است حس نمودم همه جا چند برابر شدنت را شعر زیبای بیانت سخن ناب علی بود که زمان میطلبد هیبت حیدر شدنت را بر سر نعش تو ای کاش در آن لحظه نمیدید آن غم انگیزترین صحنه پرپر شدنت را
اَفسونِ آبی
۴۵۶
۱۷:۰۶