اَفسونِ آبی
#روز_عاشورا، امام حسین «علیه السلام» #محرم حسینعلی قاسمخانی: «اُسوهی صبر» در تنور داغ خولی من پذیرایی شدم لحظه لحظه اسوهی صبر و شکیبایی شدم کرده آذین گونه هایم لعل سرخ عاشقی در میان تشت زر تندیس زیبایی شدم قد کشیدم تا ثریا، دیدنم ممکن نبود مرتفع گردیدم و بر نی تماشایی شدم گوشهی ویرانهی تاریک و طفلی خردسال با سر خود مایهی تسکین تنهایی شدم در خرابه بی قرار و خسته و مشتاق او روی دامان رقیه مست لالایی شدم
اَفسونِ آبی
#شب_یازدهم، شام غریبان#محرمحسینعلی قاسمخانی:«روضه خوان»خودمان را به یکی چای تو مهمان کردیم جان خود را همگی تشنهی عرفان کردیم گفته بودند رباعی بسراییم نشد همه را با غزل چشم تو گریان کردیم خیلی عشاق سر کوی تو شاعر بودند «واژهها را به شب شعر تو مهمان کردیم»تا گزندی نرساند به تو افلاک و زمین عکسی از ماه تو در آینه پنهان کردیمروضه خوان روضهی دست و علمت را میخواند ما نشستیم و زمین بستر باران کردیم عرشیان شال عزا کرده حمایل، ماهم در عزایت همگی موی پریشان کردیمیادمان هست که زینب به اسارت میرفت یادی از قافله شام غریبان کردیم
اَفسونِ آبی
۴۷۷
۱۷:۲۰