اَفسونِ آبی
#شب_دهم، امام حسین «علیه السلام» #محرم حسینعلی قاسمخانی: «پیاله و ساغر» روحش ز عرش و کرسی داور گذشته بود خورشید روی نیزه ز خاور گذشته بود با خون نماز مستیِ خود اقامه کرد کار از می و پیاله و ساغر گذشته بود بر روی نیزه رفته سرش در حریم عشق گودال و شمر و لحظهی آخر گذشته بود وقتی که آب بر لب خشک حرم رسید تیر از گلوی تشنهی اصغر گذشته بود زینب که آیه آیه بدن را نظاره کرد مرکب ز روی پیکر بی سر گذشته بود شب بود و کهکشان شده روشن از آن تنور آن شب تنور از سر باور گذشته بود عصری که کاروان اسیران به شام رفت بر روی دشت اشک صنوبر گذشته بود خواهر به روی ناقه غمش را مرور کرد آن روزهای غصه مکرّر گذشته بود
اَفسونِ آبی
#روز_عاشورا، امام حسین «علیه السلام»#محرمحسینعلی قاسمخانی:«اُسوهی صبر»در تنور داغ خولی من پذیرایی شدملحظه لحظه اسوهی صبر و شکیبایی شدمکرده آذین گونه هایم لعل سرخ عاشقیدر میان تشت زر تندیس زیبایی شدمقد کشیدم تا ثریا، دیدنم ممکن نبودمرتفع گردیدم و بر نی تماشایی شدمگوشهی ویرانهی تاریک و طفلی خردسالبا سر خود مایهی تسکین تنهایی شدمدر خرابه بی قرار و خسته و مشتاق اوروی دامان رقیه مست لالایی شدم
اَفسونِ آبی
۴۷۱
۸:۴۰