اَفسونِ آبی
#شب_چهلم، اربعین حسینی #محرم شفق کاشانی: ساربانا ز اشتران بگشای بار لحظهای ما را به حال خود گذار اینکه بینی سرزمین کربلاست خاک او آغشته با خون خداست در حریم قدسی صحرای دوست بشنو این گلبانگ، این آوای اوست نی نوا، در نینوای راستین مویهها دارد ز نای اربعین ناله آتش بال در پرواز بین همطراز آه گردون تا زمین اشک میریزد ز چشم کائنات در عزای تشنه کامان فرات آن بلا جویان که تا بزم حضور راه پیمودند با سامان نور رایت توحید از اینان پایدار ماند و میماند به دور روزگار گر فرات اینجا چو دریا خون گریست نی عجب، خورشید بر هامون گریست
اَفسونِ آبی
#ماه_صفر، رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)شهر مدینه صحنه صحرای محشراستباور کنیم عمر جهان رو به آخر استملک خدای عزوجل خیمه عزاستکی صاحب عزاست؟ خداوند اکبر استدر بیت وحی آمده در میزند اجلاین لحظه یتیمی زهرای اطهر استجاری است اشک دیده شیرخدا علیانگار آب غسل نبی اشک حیدر استعترت غریب گشته و قرآن به زیر پادست امین وحی خداوند بر سر استباور کنید بر جگر شیر حق علیداغ نبی فقط نه که داغ برادر استرکن علی شکسته و از بس شده غریباز غصه گشته مثل همایی که بیپر استیارب بر او تو فاطمهاش را نگاهدارزهرا برای شیرخدا رکن دیگر استمویی مباد کم ز سر فاطمه شودکو دست و تیغ و بازوی سردار خیبر است«میثم» اگر رسول خدا رفت از جهاننفس نبی به خلق امام است و رهبر است
اَفسونِ آبی
۷۲
۴:۲۲