بله | کانال کتابخانه عمومی اهل بیت (ع) شهرستان مهر
عکس پروفایل کتابخانه عمومی اهل بیت (ع) شهرستان مهرک

کتابخانه عمومی اهل بیت (ع) شهرستان مهر

۸۴ عضو
بازارسال شده از کتابخانه‌های عمومی استان فارس
thumbnail
undefinedزندگی با آیه ها
پویش انس با قرآن کریم

undefined @Farsplundefinedبا ما همراه باشید:ایتا | سروش | آپارات

۶:۱۴

بازارسال شده از اداره کتابخانه های عمومی مهر
قابل توجه اعضای محترم کتابخانه های عمومی:
کلیه کتابخانه های عمومی استان در روز جاری شنبه ۹ اسفند ماه نوبت عصر از ساعت ۱۷ تعطیل اعلام می گردد.

۱۳:۲۰

بازارسال شده از نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور
thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً

۱:۵۷

thumbnail
شهادتت مبارک رهبر عزیز و فرزانه.برای پیروزی کشور دعا کن.....

۷:۰۰

thumbnail
undefined ابر پشت پرچم ایستاده، انگار آسمان خودش یادش آمده شکل این سرزمین را.
پرچم می‌رقصد و ابر، آرام و سفید، مثل دستی که از دور می‌خواهد بگوید: «من هنوز اینجایم.»
این هم‌شکلیِ اتفاقی نیست؛ شبیه دلتنگی است. شبیه وطنی که حتی وقتی روی زمین زخمی است، در آسمان خودش را دوباره می‌کشد تا فراموش نشود.
پرچم، با رنگ‌هایی که سال‌هاست بار تاریخ را به دوش می‌کشد، رو‌به‌باد ایستاده و ابر پشتش مثل سایه‌ای از ایران، مثل خاطره‌ای که هیچ‌وقت از دل آدم نمی‌رود، همراهش حرکت می‌کند.انگار آسمان دارد آرام زمزمه می‌کند:«این خاک، فقط خاک نیست؛ نفس می‌کشد، شکل می‌گیرد، حتی در ابرها.»
در این تصویر، وطن نه روی نقشه، که در آسمان معنا پیدا کرده؛جایی که مرزها خط نیستند، حس‌اند.جایی که پرچم تنها نیست، پشتی دارد به پهنای آسمان.

۷:۲۹

undefinedکمک‌های اولیه در زمان حمله هوایی
در حملات هوایی و بمباران، آسیب‌های رایج شامل خونریزی، شکستگی، سوختگی و شوک است. دانستن چند اقدام ساده می‌تواند جان یک نفر را نجات دهد. این نکات را به خاطر بسپار:
undefined خونریزی شدید (اولویت اول)خونریزی کنترل‌نشده، سریع‌ترین راه مرگ است.undefinedچه کار کنیم:undefinedفشار مستقیم: با دست یا گاز استریل، روی زخم فشار محکم و مداوم وارد کن.undefinedاگر دستمال یا پارچه تمیز نیست، با دست خالی فشار بده.undefinedبالا بردن عضو: اگر دست یا پا زخمی شده، آن را بالاتر از سطح قلب نگه دار.undefinedباند فشاری: اگر خونریزی بند نیامد، با باند یا پارچه، روی زخم را محکم بپیچ (نه آنقدر سفت که خونرسانی قطع شود).undefinedاگر پارچه خیس شد، آن را برندار. روی همان، پارچه دیگر اضافه کن.undefinedتورنیکه (شریان‌بند) فقط برای مواردی که دست یا پا قطع شده و یا خونریزی با فشار بند نمی‌آید، استفاده می‌شود.
undefined اگر فرد نفس نمی‌کشداحیا قلبی ریوی (CPR):undefinedفرد را به پشت بخوابانundefinedوسط قفسه سینه را با دو دست پیدا کنundefinedبا عمق ۵ سانتی متر و سرعت ۱۰۰ بار در دقیقه فشار بدهundefinedبعد از هر ۳۰ فشار، ۲ نفس دهان به دهان بده (اگر مهارت داری)undefinedتا رسیدن کمک ادامه بده
undefined شکستگی و آسیبundefinedتکان نده مگر اینکه محل خطرناک باشد (مثل حمله مجدد)undefinedاگر خونریزی دارد، اول خونریزی را بند بیاورundefinedعضو شکسته را بی‌حرکت کنundefinedاز آتل استفاده کن (چوب، مقوا، مجله لوله شده)undefinedاگر استخوان از پوست بیرون زده، به داخل فشار نده
undefined سوختگیundefinedآب خنک (نه یخ) به مدت ۱۰-۱۵ دقیقه روی سوختگی بریزundefinedلباس‌های سوخته را اگر به پوست نچسبیده، آرام دربیاورundefinedروی سوختگی را با گاز استریل یا پارچه تمیز بپوشانundefinedاز خمیردندان، روغن یا سفیده تخم‌مرغ استفاده نکن (عفونی می‌کند)undefinedاگر سوختگی شدید است، مصدوم را گرم نگه دار (مبادا شوک کند)
undefined شوک (حالت بیهوشی و افت فشار)علائم: رنگ‌پریدگی، پوست سرد و مرطوب، نبض تند و ضعیف، گیجیundefinedچه کار کنیم:undefinedفرد به پشت دراز بکشهundefinedپاها را ۲۰-۳۰ سانت بالاتر از سطح بدن قرار بده (اگر به سر و گردن آسیب نخورده)undefinedپتو یا لباس رویش بکشundefinedاگر هوشیار است و می‌تواند قورت بدهد، آب یا چای شیرین بدهundefinedتا رسیدن کمک کنارش بمان
undefined تخلیه اضطراریاگر محل ناامن است و باید مصدوم را جابجا کنی:undefinedکشیدن روی زمین: اگر تنها هستی، مصدوم را از لباس یا زیر بغل گرفته بکشundefinedحمل با پتو: پتو را زیرش بگذار و بکشundefinedبه پشت حمل کنundefined مهم اگر مصدوم هوشیار نیست و احتمال آسیب گردن هست، تا ممکن است تکانش نده مگر در خطر شدید
undefined چه‌چیزهایی همیشه دم‌دست شماباشدundefinedجعبه کمک‌های اولیه undefinedچند عدد گاز استریل و باندundefinedچسب زخم و ضدعفونی‌کننده undefinedآب تمیز برای شستشوundefinedپتو یا کیسه خواب
undefined کارهایی که هرگز نکنundefinedمصدوم را بدون دلیل جابجا نکن (مگر خطر انفجار مجدد)undefinedبه فرد بیهوش آب یا غذا ندهundefinedاشیاء فرو رفته در بدن را بیرون نکشundefined روی زخم باز پنبه نذار (پرز می‌چسبد)undefinedشکستگی را جا نینداز (بیحرکت کن، نه بیشتر)
#جنگ#آموزش

۷:۳۹

undefined ۸ پیشنهاد برای حفظ امنیت روانی در شرایط جنگ

undefined با توجه به حملات گسترده و بمباران شهرها و مناطق مسکونی کشور عزیزمان ایران، هزاران نفر از هم‌وطنان بی‌دفاع در معرض ترس، اضطراب و شوک روانی قرار گرفته‌اند.
undefined در این جنگ، «امنیت روانی» به معنای حفظ تعادل ذهنی، کاهش استرس غیرضروری و تمرکز روی چیزهایی است که کنترل‌شان در دست ماست.
چند راهکار عملیundefined احساساتتان را بپذیرید و سرکوب نکنید     ترس، خشم یا غم طبیعی است. به خود اجازه دهید گریه کنید، بنویسید یا با یک دوست قابل اعتماد صحبت کنید. سرکوب احساسات فقط آن‌ها را قوی‌تر می‌کند. این کار به مغز کمک می‌کند تا احساسات را پردازش کند و شدت‌شان کم شود.
undefined مصرف اخبار را مدیریت کنید     هر ساعت چک کردن اخبار و شبکه‌های اجتماعی، اضطراب را چند برابر می‌کند. فقط دو بار در روز (مثلاً صبح و عصر) از منابع معتبر و رسمی خبر بگیرید و بقیه وقت را خاموش کنید. قبل از خواب حتماً گوشی را کنار بگذارید. این یکی از مهم‌ترین توصیه‌ها در شرایط بحرانی جنگ است.
undefined روتین روزانه را حفظ کنید     حتی در پناهگاه یا زیر بمباران، سعی کنید ساعت خواب، غذا خوردن و فعالیت‌های ساده مثل پیاده‌روی کوتاه در خانه را ثابت نگه دارید. ساختار روزانه به مغز سیگنال «امنیت» می‌دهد و از فروپاشی روانی جلوگیری می‌کند.
undefined مراقبت جسمی = مراقبت روانی     - تغذیه مناسب (حتی اگر ساده)، نوشیدن آب کافی و خواب منظم.     - ورزش سبک در خانه (یوگا، پیاده‌روی یا حرکات کششی).     - دوری از مواد محرک مثل چای و قهوه زیاد یا سیگار.     این‌ها مستقیماً سطح هورمون‌های استرس را پایین می‌آورند.
undefined ارتباط اجتماعی را قطع نکنید     با خانواده و دوستان (حتی از راه دور با تلفن یا پیام) در تماس باشید. حرف زدن درباره احساسات مشترک، بار روانی را تقسیم می‌کند. اگر در شهرهای مختلف هستید، گروه‌های حمایتی کوچک تشکیل دهید. کودکان را هم درگیر کنید اما با توضیح ساده و امیدوارکننده.
undefined تکنیک‌های آرام‌سازی سریع یاد بگیرید و تمرین کنید     - تنفس ۴-۷-۸: ۴ ثانیه دم، ۷ ثانیه نگه داشتن، ۸ ثانیه بازدم (چند بار تکرار).     - ذهن‌آگاهی: فقط روی لحظه حال تمرکز کنید (مثلاً صدای تنفس یا حس پا روی زمین).     این روش‌ها در لحظه‌های حمله هوایی یا شنیدن انفجار، اضطراب را فوری کاهش می‌دهند.
undefined کمک حرفه‌ای را جدی بگیرید     اگر علائم شدید شد (بی‌خوابی مداوم، حمله پانیک، افکار خودکشی، یا فلج شدن در تصمیم‌گیری)، حتماً با روان‌شناس یا خطوط حمایتی تماس بگیرید. در شرایط فعلی، بسیاری از مراکز سلامت روان ایران و حتی اپلیکیشن‌های آنلاین، خدمات رایگان یا کم‌هزینه ارائه می‌دهند. کمک گرفتن نشانه ضعف نیست، بلکه قدرت است.
undefined روی چیزهایی که می‌توانید کنترل کنید تمرکز کنید     - کمک به همسایه‌ها (تقسیم غذا، دارو یا اطلاعات).     - آماده‌سازی کیف اضطراری (نه فقط جسمی، بلکه فهرست تماس‌های اضطراری و تکنیک‌های آرام‌سازی).     - حفظ امید: تاریخ نشان داده که حتی در بدترین جنگ‌ها، مردم با هم تاب آوردند و زندگی دوباره شروع شد.
undefined پیام پایانی  undefinedهم‌وطنان عزیز، در این جنگ تحمیلی، دشمن می‌خواهد نه تنها شهرها، بلکه روح و روان ما را هم بشکند. اما ما با حفظ آرامش روانی، دقیقاً همان چیزی را حفظ می‌کنیم که قوی‌ترین سلاح ماست: اراده و انسجام ملی. شما تنها نیستید. میلیون‌ها نفر در سراسر کشور و حتی خارج از مرزها، همین حالا در حال انجام همین کارها هستند. 
undefinedمراقب خودتان باشید، مراقب یکدیگر باشید؛ امنیت روانی شما، امنیت آینده ایران است.
#جنگ#آموزش

۱۱:۵۶

thumbnail
undefined اشک‌های رهبر شهید انقلاب هنگام خواندن شعری برگرفته از آخرین مکالمه بیسیم شهید حاج احمدکاظمی با شهید آقامهدی باکری در آخرین دیدار شاعران
احمد کجایی؟ کاش اینجا می‌شدی ای کاشیک دم شریک محفل ما می‌شدی ای کاشاحمد در اینجا چیزهایی تازه می‌بینمبا من دمی گرم تماشا می‌شدی ای کاشاحمد بیا بیسیم مهدی از نفس افتادمهدی شفیع محشر ما می‌شدی ای کاش اسفند روز بیست و پنجم سال ۶۳ ۴۰ سال رفت ای کاش پیدا می‌شدی ای کاش
undefined فیلم مرتبط با دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۳ است.
#جنگ#خاطرات

۲۱:۱۵

thumbnail
#جنگ#نماهنگ کجایی ؟به یاد رهبر شهیدمان

۱۲:۳۹

thumbnail
undefinedروایتی از بازدید سال ۹۶ رهبر شهید انقلاب و آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای از مناطق زلزله‌زده سرپل ذهاب
undefined پاییز سال ۱۳۹۶ در بازدید آیت الله خامنه‌ای از مناطق زلزله‌زده سرپل ذهاب، وارد روستای قلعه بهادری شدیم. جلوی یکی از خانه‌ها ایستادیم. آقا وارد حیاط خانه شد. وقتی آقا وارد حیاط شد، هنوز مردم روستا جمع نشده بودند.
undefined من رفتم جلوتر. توی یکی از چادرها مردی بچه به بغل بود؛ اجازه گرفتم و داخل شدم. حدس زدم چون مرد داخل چادر هست آقا وارد آنجا می‌شوند. آقا وارد چادرهایی که مردشان نبود نمی‌شدند. اسم مرد را پرسیدم، کیومرث قوچانی بود. دو زن جوان هم داخل چادر بودند و زنی سن‌دار. چادر را خودشان علم کرده بودند، با نِی و نایلون. حدسم درست بود: آقا جلوی چادر ایستاد. به کیومرث گفتم: برو جلو تعارف کن. مرد دستپاچه بود، بچه را داد بغل یکی از زن‌های جوان و رفت جلوی ورودی چادر. کیومرث دست دراز کرد و دست داد. آقا دست کیومرث را نگه داشت و داخل شدند؛ سلام و علیک کردند. کیومرث گفت: نور آوردید. سیدمجتبی پسر آقا هم پشت سرشان وارد شدند. سقف چادر کوتاه بود، همه سرمان را کمی خم کرده بودیم. آقا با همه احوالپرسی کردند و بعد به نی‌ها اشاره کردند و چادر و پرسیدند: این‌ها را خودتان ساختید؟ زن‌ها جواب مثبت دادند. آقا دعایشان کردند؛ یک قدم جلوتر رفتند و با نوک انگشت‌ها لپ بچه‌ای که بغل یکی از زن‌ها بود را گرفتند و بعد همان نوک انگشتانشان را بوسیدند. چند جمله‌ای صحبت کردند و از چادر خارج شدند. یکی از محافظ‌ها کفشهای آقا را گذاشت جلوی پایش تا بپوشد. وقت بیرون رفتن همه دنبال آقا رفتند. من و آقا مجتبی مانده بودیم در ورودی چادر و دنبال کفش‌های‌مان می‌گشتیم که زیر پای جمعیت جابجا و گلی شده بود. آقامجتبی لبخند زد و گفت: آقای قزلی تو هم دنبال کفشت می‌گردی؟
undefined لبخندش را جواب دادم و به شوخی گفتم: اگر پیدا کنیم هم این کفش دیگر کفش نمی‌شود... بالاخره کفش‌هایم را جوریدم و پوشیدم و بیرون آمدم. همان موقع فهمیدم یکی از لنگه‌های کفشم عوض شده...
undefined حرف یکی دو لنگه کفش نیست... حرف ادب و تواضع است. بعضی محافظ‌ها و خبرنگارها در روستاهای قبلی به اقتضای شلوغی فهمیده یا نفهمیده باکفش وارد چادر زلزله‌زده‌ها شده بودند.
undefined آقا و پسرش ولی کفشهایشان را در می‌آوردند دم چادر و ادب و آداب دید و بازدید را رعایت می‌کردند.مردم ایران و دنیا باید بدانند رهبران ایران حرمت زیرانداز مردمشان را هم نگه می‌دارند آن هم در دنیایی که چنان جنگل شده که زورمندش خون بچه‌های دبستانی را به هیچ می‌گیرد.
undefined مهدی قزلی#جنگ#خاطرات

۶:۱۹

thumbnail

۶:۱۹

thumbnail

۶:۱۹

thumbnail

۶:۱۹

thumbnail

۶:۱۹

undefined روزشمار اظهارات متناقض آمریکایی‌ها در جنگ از نگاه یک کاربر خارجی:undefinedروز اول: دو سه روزundefinedروز دوم: دو تا سه هفتهundefinedروز سوم: چهار هفته یا کمترundefinedروز چهارم: چهار هفته، ولی ممکن است بشود، شش هفته، یا هشت هفته، یا سه هفتهundefinedروز پنجم: برای صد روز دیگر آماده شویدundefinedروز ششم: عملاً که ما پیروز شدیمundefinedروز هفتم: جنگ‌ها را تا ابد می‌توان ادامه دادundefinedروز هشتم: ما تازه داریم شروع می‌کنیمundefinedروز نهم: از خیلی جهات ما پیش از این پیروز شده‌ایم، اما هنوز به اندازه کافی پیروز نشده‌ایمundefinedروز دهم: با پوتین برای مشورت تماس بگیریدundefinedروز یازدهم: نیروی دریایی ایالات متحده از اسکورت کشتی‌های غیرنظامی در تنگه هرمز خودداری کرد و از دریانوردان غیرنظامی خواست دیگر ترسو نباشند و از این آبراه عبور کنند‌#جنگ#روزشمار

۱۰:۳۹

thumbnail
undefinedخوانش بخش‌هایی از کتاب «شب‌های بیقرار؛ گفتارهایی پیرامون شب‌های قدر» تالیف سیدمحمد بنی‌هاشمی و ایمان روشن‌بین توسط سمیه سروری؛ عضو فعال کتابخانه عمومی شهید مهدی باکری ملکان آذربایجان شرقیundefined iranpl.irundefined ایتا | روبیکا | سروش | واتساپundefined @iranpl

۰:۰۲

thumbnail
undefined مهدی؛ احمد؛ بهشت...
undefined روایت حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای و شهید سلیمانی از ساعات قبل از شهادت شهید باکری و مکالمه بی‌سیم او با شهید کاظمی، به همراه انتشار صوت آخرین مکالمه بیسیم شهید باکری و شهید کاظمی
undefinedانتشار به مناسبت ایام سالگرد شهادت شهید مهدی باکری
#جنگ

۱۰:۰۳

thumbnail
«کیسینجر گفت ایران، ایران بوده، هست و خواهد بود»
undefined خاطرهٔ شنیدنی شهید علی لاریجانی از ملاقاتش با هنری کیسینجر، استراتژیست شهیر آمریکایی و نگاه او دربارهٔ عظمت تاریخی ایران.
#جنگ#حاطراتی از زبان شهید لاریجانی

۵:۰۵

thumbnail
دکتر بیات؛ مجاهد گمنامی از جنس حاج قاسم که نشناختیم و شهید شد
undefined برای شهید علیرضا بیات،‌ معاون امنیت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی(بخش اوَل):
کیان عبداللهی-خبرگزاری تسنیم:
undefined یک سال بود که او را بهتر می‌شناختم؛ خدا روزی کرده بود و از بهمن سال گذشته (۱۴۰۳) بنا شد که اگر توفیق دست داد به عنوان تیم خبری به حج تمتع ۱۴۰۴ مشرّف شوم؛ خود همین حج فوز عظیمی بود امّا در کنار آن توفیقات بزرگی حاصل شد. مثلا روزی‌ام شد که همان اسفند ۱۴۰۳ با تیم بعثه مقام معظم رهبری و رئیس سازمان حج و زیارت وقت و معاونینش به کربلا و سایر عتبات عالیات در عراق مشرف شویم.
undefined دکتر علیرضا بیات که آن زمان رئیس سازمان حج و زیارت بود را اولین بار آنجا زیارت کردم. اصلاْ منش و شخصیت بعضی آدم‌ها کاملاْ متفاوت از افراد معمولی است. از همان ابتدا شیفته‌ی شخصیت او شدم. بعد از شهادت حاج قاسم کمتر کسی را با این جذبه می‌دیدم. برای من شبیه حاج یونس(شهید ابوالفضل نیکویی) بود. هم کاربلد و با جنم و با عرضه بود و هم شخصیتی عارفانه داشت. کم حرف می‌زد، درست مدیریت می‌کرد، مشکلات را مورد به مورد حل می‌کرد و کارها را پیش می‌برد.
undefined وقتی در جلسات مدیریتی می‌نشست، مدیری با صلابت، بسیار باهوش، مقتدر و در عین حال مهربان بود. شخصیت رهبری داشت؛ از آنهایی که اگر هم موقعیت و مسولیتی دارند، معاونانش و همکارانش، حرفش را نه از سر الزامات و سازوکارهای سازمانی، بلکه از سر ارادت و علاقه با جان و دل گوش‌ می‌کنند. چنین شخصیتی، مثل حاج قاسم، هم باید باهوش باشد، هم کارش را خوب بلد باشد، هم وسط میدان باشد و هم چنان جذبه شخصیتی و کاریزمای الهی داشته باشد که حرفش را همه از عمق جان گوش کنند و پیش ببرند.
undefined اما همین شخصیت باصلابت و مقتدر در کار، وقتی به حرم اولیای الهی مشرف می‌شد، عارفی حسرت‌برانگیز بود. از آنجا که همراه تیم بودم، خیلی وقت‌ها در گوشه‌ای در حرم‌ها می‌نشستم و حال کم‌نظیر او را تماشا می‌کردم.
undefined از عتبات که برگشتیم، به دوستان و همکاران مدام می‌گفتم که مدیری دیده‌ام که خیلی انسان را یاد حاج قاسم می‌اندازد؛ از آنها که مایه افتخار جمهوری اسلامی است؛ ایران چنین مدیرانی دارد، همه‌چیز تمام.
undefined اما این شناخت در جریان حج تمتع ۱۴۰۴ بیشتر هم شد؛ حج را با تمام محدودیت‌هایی که ایران به لحاظ تحریم‌ها داشت، به اذعان همگان، با مدیریت کم‌نظیر خود به یکی از درخشان‌ترین حج‌های بعد از انقلاب اسلامی تبدیل کرد. شبانه‌روز در میدان بود، خودش برای تمتع مُحرِم نشد و فقط برای ورود به مکه عمره به جا آورد، اما با کار شبانه‌روزی شرایطی را فراهم کرده بود که اکثریت قریب به اتفاق حاجیان حظ می‌بردند. علیرغم اینکه مدیریت عالی حج با او بود، هرگاه از آشپزخانه‌ها یا گروه‌های دیگر خادمان حج بازدید می‌کرد، می‌‌گفت که به آنها حسرت می‌برد. و ما هم که کناری می‌ایستادیم و ماجراها را می‌دیدیم، به خود او حسرت می‌بردیم.و وقتی انتهای حج با جنگ ۱۲ روزه همراه شد، از نزدیک شاهد بودم که چقدر مایه گذاشت و چه خون‌ دل‌ها خورد و شبانه روز نخوابید و همه‌ امکانات ممکن را به کار گرفت تا حاجیان را بدون آنکه مشکلی برایشان فراهم شود به داخل کشور منتقل کند.
undefined اما همه‌ی اینها به کنار، من علیرضا بیات را در دعاهای کمیل در مدینه و مکه شناختم. مداح که بسم‌الله دعا را می‌گفت تضرعش شروع می‌شد؛ در تمام مدت دعا، به پهنای صورت اشک می‌ریخت. فکر می‌کنم کمیل را از حفظ بود؛ با کلمه به کلمه‌ی دعای کمیل با خدا از عمق جان حرف می‌زد. دیگران دعا می‌خواندند و من و برخی دیگر محو تماشای دکتر بیات بودیم. چقدر جذاب است که انسان چنین حال خوشی داشته باشد و اینطور خدا را در مقابلش ببیند و با او اینچنین زیبا حرف بزند.
undefined به بعضی دوستان، مثل محمدمهدی رحیمی که با هم بودیم می‌گفتم یعنی غیر از اینکه شهادت بخواهد، برای چه چیزی می‌تواند اینطور از عمق جان تضرع و از خدا خواهش کند. برای من که یقین بود شهادت می‌خواست.
ادامه دارد.#جنگ#مناسلتی

۵:۲۳

thumbnail
دکتر بیات؛ مجاهد گمنامی از جنس حاج قاسم که نشناختیم و شهید شد
undefined درباره شهید علیرضا بیات،‌ معاون امنیت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی(بخش دوم و پایانی):
کیان عبداللهی - خبرگزاری تسنیم:
undefined برای من بعد از داغ حاج قاسم و جذبه‌ی الهی که در او می‌دیدیم، دکتر بیات به همان جذابیت بود. در جنگ ۱۲ روزه که حاج یونس شهید شد و داغ بزرگی به دل ما گذاشت، دکتر بیات از معدود افرادی بود که وقتی به او نگاه می‌کردیم نوری مشابه همان نور حاج قاسم و حاج یونس در او می‌دیدیم.
undefined بعد از جنگ هم وقتی شهید دکتر علی لاریجانی بعد از انتصاب به دبیری شورای عالی امنیت ملی، دکتر بیات را بلافاصله به عنوان معاونت امنیت خود منصوب کرد، خیلی خوشحال شدم. بهترین فرد برای چنین منصب حساسی در این برهه مهم بود. اصلا منش و مرام دکتر بیات، خیلی به دکتر لاریجانی می‌آمد. او هم اگرچه کم حرف بود اما بسیار عاقل و باهوش. ولی قبل از اینکه دکتر لاریجانی او را انتخاب کرده باشد، خدا او را برگزیده بود تا در چنین ایامی به دست خونخوارترین تروریست‌های تاریخ او را به شهادت برساند.
undefined قبل از اینکه به سازمان حج و زیارت بیاید، به دلیل نوع مسولیتی که در نهادهای امنیتی داشت، هیچ عکس و فیلمی از او در بین نبود. اما آنها که او را می‌شناختند ۳ ویژگی را درباره او فراوان می‌گفتند: یکی اینکه بسیار کاربلد و باعرضه است؛ دوم اینکه بسیار باانصاف است و علیرغم مدیریت بسیار رده بالا در نهادهای امنیتی و قدرت فوق‌العاده‌ای که داشت، هیچوقت این قدرت را به نحو غیرمنصفانه و برای قدرت شخصی خود به خدمت نگرفت و سوم اینکه هیئتی بود و امام حسینی. چند دهه هیات معروفی داشت و خادم الحسین بود.
undefined دکتر بیات هم رفت و داغ بزرگی به دل ما گذاشت؛ ما او را دوست داشتیم ولی او خبر نداشت؛ به دوستان گفتم جزو کسانی است که دوست دارم یک بار دیگر هم که شده او را ببینم. ما که عمل صالحی نداشته‌ایم؛ اما کاش خدا به حرف دل ما گوش کند و اگر هم جهنمی هستیم گهگاهی ما را برای دیدار امثال حاج قاسم و حاج یونس و دکتر بیات و دکتر لاریجانی به بهشت ببرد.
پایان
#جنگ#مناسبتی

۱۲:۰۹