#کلیپ
حجتالاسلام علی مهدیان
سیاستگذاری در نظام آمریکا به دست چه کسانی است؟
نشست «جنگ امروز»
۱۲ فروردین ۱۴۰۵
#جنگ_رمضان #جنگ_امروز#خط_میدان @khatte_meydan@ali_mahdiyan
#جنگ_رمضان #جنگ_امروز#خط_میدان @khatte_meydan@ali_mahdiyan
۱۴:۴۸
#نهال_امید #امیدستان #نذر_درخت
۷:۲۲
موضوع : " باتلاق حمله به زیرساختها "
۱۰:۳۲
برپا
مکبر
قسمت دوم #پرونده_جنگ_سوم موضوع : " باتلاق حمله به زیرساختها "
آنچه میشنوید:
در این گام از جنگ، چرا دشمن به زیرساختها حمله میکند و چه هدفی دارد ؟
رهبران انقلاب از ابتدا برای جنگ نهایی آماده بودند.
فراهم کردم مقدمات پدید آمادن معجزه توسط رهبر شهید
کل قسمت :
قسمت دوم - باتلاق حمله به زیرساختها https://eitaa.com/mokabber_cast/26
.............
............
ایتا @mokabber_cast
۱۰:۳۳
آرام مثل مردم
خبرهای متعدد جنگ را که میخوانی و میشنوی، دلت شور میزند؟ وسط این هیاهوها و تهدیدها و ضرب الاجلها و خط و نشان کشیدن ها آیا میشود مثل ایستادن کنار ساحل یک دریای آرام، وقتی نسیم نرم صبحگاهی صورتت را نوازش میدهد، دلت آرام باشد؟
مثل سیدعلی خامنه ای وقتی به خوش لفظ میگفت من آرامم، مثل امام روح الله وقتی شبی که ساواک دستگیرش میکرد و هیچ کس با او نبود به چند طلبه اطرافش میگفت آرام باشید، خدا هست آینده با ما است، مثل لبخندهای حاج قاسم وقتی با پسر و دختر کوچک شهید گرم میگرفت.
میگویی چگونه؟ میگویم فیلمهای زنجیر انسانی حول نیروگاهها و پلها را ببین ، صوتش را بشنو. فیلم آن پیرزن که وسط خیابان میگفت "زور ندارم مشت که دارم" را ببین. فیلم آن خانم ضعیف الحجاب که میگفت "اگر آمریکا از این سبک لباسم خوشش میآید، باید درباره سبک پوششم دوباره فکر کنم"، فیلم آن مادری که میگفت "من برای مادر شهید بودن جوانم، انتقام رهبرم را بگیرید فقط". اصلا کجایی الان؟ برو در خیابان آنجا که پرچم میچرخانند، برو پرچم ایران را ببوس به صورت بکش بعد بالای سر بگیر و با جمعیت و کنار مردم بچرخان. بخوان "بزن که خوب میزنی"، بخوان "حسبی الله".
چون قاعده دارد این آرامش عمیقهو الذی انزل السکینه فی قلوب المومنین او آرامش را مثل باران بر سرت میریزد اگر. اگر چی؟ ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهممتصل شو به ساختار امامت و امت. طعم خوش آرامش را میچشی.
قوم موسی ع به او ایمان آوردند در حالیکه خوف از قدرت و چیرگی فرعون را حس میکردند "علی خوف من فرعون" بودند. خدا به آنها آموخت "واجعلوا بیوتکم قبله "، چشم در چشم هم باشید در حالیکه توکل به او دارید و مسیر او را میروید اما چشمهایتان مراقب هم باشد.
امام سیدمجتبی خامنه ای عزیز گفت این امت آیه ای در حد و بلکه بالاتر از آیه الله العظمی خامنه ای پدید آورده اند بلکه صورت جدیدی شکل گرفته در اندازه ایران که او را نشان میدهد و میدانی اتصال به او چقدر آرامش بخش است اگر علی خوش لفظ زنده بود برایمان میگفت چقدر اتصال به دریای آرامش او آرامش بخش بود. ایران خامنه ای شده. متصل شو. آرام میشوی.
کسی که به نظام ولایت متصل شود احساس غلبه و چیرگی بر کل کفر را خواهد داشت." و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون"
آرامش در جنگ آرامشی است از سر ایمان بالاتر، "لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم "خلاصه کلیپهای حضور مردم را با دقت نگاه کن، هر شب خیابان را برو و کنار مردم باش، جمع مومنین شکل دهیم در صحنه و به جمع مومنین متصل باشیم.
خدا رحمت کند رهبر شهیدم به ما طلبه ها فرموده بود راه های آرام شدن حقیقی را در میان جنگ به مردم بیاموزید. از ما گفتن.
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۱۷:۳۶
عجب جمعیتی اومدن خدایا شکرت که ایرانی امو عصر سید علی شهید را درک میکنم

۱۹:۴۶
دفتر هماندیشی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه خوارزمی
ایتا
۱۹:۵۱
تصمیم شعام برای آتش بس
ضمانت اجرای هر قرار و مداری، قدرت میدانی شما است نه آنچه روی کاغذ مینویسید. اگر نوشته های روی کاغذ ملاک بود الان آژانس هسته ای و سازمان ملل آبرویی داشتند.
خصوصا آمریکا که اگر امضایش دوزار اثر داشت باید برجام که بیش از دو سال در صدر اخبار دنیا بود و شش هفت کشور متمرکز رویش کار میکردند را پاره نمیکرد. ضمانت قدرت ایران است که آنهم باقی است.
ایران ابرقدرت شده و تمام شد و رفت. بحثهای بعدی درباره خسارتهایی است که دشمن چقدر بتواند یا نتواند بزند. آمریکا دوباره هم کاملا خود را بازسازی کند دیگر کار از کار گذشته. پیروزی راهبردی ایران با حکمرانیش بر تنگه هرمز که معنایش طلوع ابرقدرتی جدید در دنیا بود، شکست هیمنه آمریکا در ذهن مردم ایران، منطقه و دنیا، تبدیل پایگاههای نظامی و نفوذ آمریکا در منطقه به نقطه ضعف راهبردی او برای حاکمان، ترسیم مجدد و شدیدتر خط آتش حول اسراییل با اتاق عملیات واحد، انقلاب معنوی و تحول انفسی مردم ایران بالاتر از انقلاب پنجاه و هفت و تثبیت چهل ساله آن، حضور مستمر مردم در صحنه، تفوق نظامی امنیتی در بیش از "صد موج" وعده صادق ۴ و قصه طبس ۲ ، پیروزیهای غیر قابل انکار و غیر قابل سلبی است.
اما تصمیم نظام و شعام درباره آتش بس آیا درست بود یا نه؟ بررسی این تصمیم نیاز به اطلاعات کاملتری دارد از وضعیت ابزار نظامی ما و شرایط امنیتی و اداره معیشتی مردم که خوب آنها را نمیدانیم.اما آورده هایی با این تصمیم به دست آمد که قابل نفی و انکار نیست. چطور؟اصل این آتش بس یعنی اعلام رسمی شکست توسط آمریکا، کنار رفتن شروط پانزده گانه آمریکا و پذیرش شروط ده گانه ایران به عنوان مبنای مذاکرات، بعد از آنهمه رجز خوانی و گنده گویی دشمن معنای واضحش پذیرش شکست بود. ایران تثبیت ابرقدرت بودنش در دنیا را با همین اعلام رسمی ترامپ به شکست انجام داد. این برای ما مهم است چرا که تغییر محاسبات مردم و حاکمان دنیا برای ایران و روابطش با دنیا مهم است. اساسا شکست هیمنه آمریکا در ذهن مردم دنیا بالاتر از شکست او روی زمین است. و این از لوازم ابرقدرت شدن ما است.
نکته دیگر اینکه جنگ در نقطه تیک آف مجددی قرار داشت، یعنی زدن زیر ساختهای ایران و فشار بیشتر دشمن بر مردم و همینطور زدن زیر ساختهای کل منطقه و فشار جدی تر ایران به کل دنیا و منطقه. با این آتش بس به فرض شروع دوباره جنگ ، برای ایران سطح بالاتری از مشروعیت در جنگ شکل میگیرد که به او اجازه تخریب زیر ساختهای منطقه و بستن باب المندب علاوه بر بستن تنگه هرمز را میدهد. سطح توقع دنیا از جنگ ایران با این پذیرش شروط توسط دشمن نیز تنظیم شد حالا معلوم شد ایران در حال دفاع منفعلانه نیست بلکه درخواست روشنی از همه دارد، کلا یادتان باشد یکی از مهمترین اضلاع مهندسی تمیز این جنگ توسط ایران مشروعیت بخشی ما است به فعلمان که فشار به کل دنیا است.
به هر حال این جنگ که تمام نشده و اساسا مبارزه با نظام طاغوت نیز حالا حالاها تمام نخواهد شد. اما تا این لحظه در قله نشسته ایم، قله ای معنوی و مادی. چشم انداز بیست ساله محقق شد و حالا دوران سیدعلی خامنه ای شهید دوران دیگری است برای بشریت. این فتح تاریخ به دست ایران ما قابل انکار نیست.
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۶:۲۴
با توام برادر
با تو ام، با تو که دیشب تا الان نخوابیدی، با تو که چهل شبانه روز است خواب و خوراک نداری، با تو که چشمهایت تار میبیند از بس نگران و داغدار صفحات مجازی را زیر و رو کرده ای، با تو که هنوز سوره فتح میخوانی و دعای توسل و دعای چهارده صحیفه. با تو که نماز استغاثه خواندی، با تو که دلت میخواست بیش از این حماسه کنی، فریاد بکشی و خشمت را به کل عالم نشان دهی، با توام برادر
میدانم تجربه هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی و میرحسین و بنی صدر و بازرگان و منتظری و که و که تو را به همه دولتمردها بی اعتماد کرده، میدانم تجربه برجام و ویتکاف و گروسی و بردبردهای ادعایی و فانتزی به هر گفتگویی بد بینت کرده، میدانم داغ لبنان جگرت را سوخته، اما لحظه ای بیا این نکات را که بلدیم دوباره با هم مرور کنیم.
بیا شهیدانمان را اسم ببریم، حاج قاسم، رییسی، لاریجانی، شمخانی، باقری، سلامی، رشید، امیرعبداللهیان،... همه اینها متهم بودند، همه شان تهمت شنیدند، درست است؟
فقط یک ماه قبل از شهادتش رهبرمان به ما گفت این مسوولین فعلی فرق میکنند، اینها با همه قبلیها فرق میکنند. او گفت: " گاهی ما در گذشته داشتهایم که مردم وسط میدان بودند، مسئولین تماشا میکردند، گاهی هم علیه مردم یک حرفی میزدند. این دفعه، نخیر، مسئولین در کنار مردم بودند، در بین مردم بودند، با مردم حرکت کردند، با همان هدف تلاش کردند، کار کردند. این باید قدرشناسی بشود" (۲۷_۱۰_۱۴۰۴)
رهبر شهیدمان یک ماه قبل از شهادتش به ما آموخت: " امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آوردهها و داشتهها و تواناییهای این ملّت؛ انکار تواناییهای این ملّت. ... اگر ملّتی از داشتههای خود غافل بشود، تواناییهای خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آمادهی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند" (۱۳_۱۰_۱۴۰۴)
برادرم درباره مسوولینی سخن میگویی که تهدید شدند، خودشان و خانوادشان، ولی ایستادند، شهید دادند ولی ایستادند، چهل روز است زیر بار آتش بس هایی که برپایه اراده ایران نباشد نرفتند، نه در خفا نه در علن، درباره مسوولینی سخن میگویی که لبنان را بخشی از هر توافقی قراردادند، مسوولینی که میآمدند در خیابان کنار من و شما که روحیه بگیرند و جان بگیرند تا محکم شوند مقابل دشمن، درباره مسوولینی که اتاق عملیات مشترک با لبنان و یمن و عراق و سوریه و کل جبهه مقاومت درست کردند.
نگرانی؟ باشد، باش، داغداری؟ باشد، باش، خشم داری؟، باشد، داشته باش، درد داری؟ باشد داشته باش، اما بدان ما بعد از خدا به جز یکدیگر کسی را نداریم در این عالم، بذر بی اعتمادی نیفکنی، تهمت نزنی، متهم نکنی، بی صبری نکنی، دائم طرحهای تخیلی و فانتزی عده ای فالورباز را تکرار نکنی، به هر کس و ناکسی اعتماد نکنی، خیابان را رها نکنی، به مهمترین یادگار رهبر شهیدمان که این نظام بود لگد نزنی، مراقب باش، شاید امتحان من و تو در این مصیبت همین باشد.
پیروزی بزرگ و چشمگیر ایران پیروزی کل مقاومت است، محو اسراییل بسیار نزدیک شده، ایران ابرقدرت جهان شده، بر قله نشسته، نگران باش اما مثل مادری که نگران به دنیا آمدن نوزاد زیبا و آینده دارش هست، مثل مادر موسی ع نگران باش. پر از اعتماد، پر از امید.
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۱۶:۲۶
خیلی ها از من میپرسند درباره لبنان بیشتر توضیح بده. آنچه به ذهنم میرسد میگویم به شرط آنکه تو هم قول بدهی با سخنانی که از عقل سرد راهبردی میشنوی آن قلب گرم انقلابیت از حرارتش کم نشود. بمانی و فریاد بزنی لبنان لبنان.
نه توییت قالیباف معنایش رها کردن آتش بس بود و نه تهدیدهای سپاه و سیدمجید لزوما همان لحظه اجرایی میشود. بله ایران و آمریکا قرار بر آتش بسشان در همه جبهه ها بود همانطور که پاکستان هم به صراحت گفت، بله آمریکا و اسراییل هم زیر قولشان زدند و دبه کردند. اما چند نکته را فراموش نکنید:
اولا اصل این آتش بس برای چیست؟ ایران چه نیازی به آتش بس دارد و آمریکا چه نیازی و اسراییل چه نیازی؟
ایران این آتش بس را لازم دارد تا یا آمریکا اراده و قدرت ایران را در منطقه رسما بپذیرد و برود یا زیر بازی بزند و خرابش کند. اگر آمریکا اراده و قدرت ایران را بپذیرد که خواهم گفت احتمالش هست، ایران دست آورد تاریخی تمدنی خود در میدان را رسمیت بخشیده و تمام، اگر زیر میز بزند هم فایده اش چیست؟ مشروعیت برای بالابردن سطح جنگ برای ایران فراهم میشود. چه در داخل و چه در خارج. در داخل بالاخره با بالا رفتن شعله آتش تحمل ضربات دشمن و ضربه خوردن زیر ساختها و امثالهم نیاز دارد به یک منطقی که همه ایران ولو ضعیفترها را بتواند همراه کند، دقت کنید این یک ضلع مهم نبرد است که ایران توانسته تامین کند، دشوارتر از ضلع میدان نباشد ساده تر نیست. در خارج نیز زدن زیر ساختهای منطقه و بستن باب المندب و غیره نیاز به یک مشروعیت بالاتر در جنگ برای ما دارد. همه اینها با دبه کردن آمریکا تامین میشود. ممکن است بگویید خوب الان لبنان را زده دیگر، دبه کرده پس، اگر به استدلال توجه کنید تایید میکنید این دبه کردن باید چه مقدار جدی و چند وجهی باشد، حتی در پیام قالیباف او سعی کرد دو مورد دیگر را هم اضافه کند. دیروز جی دی ونس با تهدیدهای ایران گفت ما لبنان را جزو آتش بس نمیدانستیم ولی گفتیم اسراییل آتش جنگ را کم کند. دروغ میگوید اما توجه به آن استدلال داشته باشید، نیاز به یک نقض فاحش داریم که ایران و منطقه کاملا راضی شوند. این همان نقطه دردآور است که جگر ما را خون میکند. اما برای فتح بزرگتر لازم است به آن توجه کنیم. لبنان موضوع آتش بس ما است، لبنان در اتاق جنگ کنار ما است، فرماندهان حزب الله لبنان میدانند قصه چیست. اما ما هم باید بدانیم. پس صبر کردن ما در این جهت است.
اما آمریکا چرا به آتش بس نیاز دارد، او باید با دبه کردنهای موردی اش کاری کند فشار افکار عمومی بر ایران بیشتر شود تا ایران آتش بگشاید و نتیجه این شود که او بتواند برای حمایت بیشترش از اسراییل مشروعیت داشته باشد، تا امروز مشروعیت جنگ در سمت ایران بوده ، او باید کاری کند مشروعیت به او برگردد، فشار بر لبنان و سخنان ترامپ و ونس را در این چارچوب ببینید. ترامپ در داخل زیر فشار است، اگر ضربه ایران در منطقه به زیر ساختهای اقتصادی اتفاق بیفتد و قیمت نفت دوباره انفجاری بالا برود، کار برای او سخت تر هم خواهد شد، او باید برای خروج آبرومندانه از این مهلکه فکری کند. تلاش او برای آتش بس از سر مصلحت سنجی نیست بلکه کاملا مجبور است و در منگنه قرار دارد. مگر اینکه با همین جفتک انداختنهای موردی که نتواند برای ایران مشروعیت خروج بسازد و فقط فشار روی ایران بیاورد راهی پیدا کند برای منطقی نشان دادن جنگ و کمک بیشتری به اسراییل کند. اسلحه روی شقیقه او است و دارد پیش میآید. منتظر کوچکترین خطای ایران است و این آن فتنه بزرگ برای مسوولین ما است هم باید کاملا هوشیار باشند و هم مردم را نگه دارند و هم فشار را کم نکنند.
اسراییل اما از همه بیچاره تر است. رها کردن آمریکا و رسمیت یافتن ایران یعنی محو او، این را او میداند او به این جنگ مثل هوا نیاز دارد. اما زور آمریکا هم نرسید، چه میشود کرد، او از طرفی نمیتواند کمترین اشاره ای کند که با آمریکا موافق نیست چون فشار افکار عمومی و نخبگان آمریکا بسیار بالا رفته قصه "اول اسراییل" در آمریکا او را دارد خفه میکند. اسراییل باید تا میتواند ضربه های خود را بزند، دست و پای آخرش را بزند و کمک کند شاید شعله جنگ دوباره بالا بگیرد، چه مشروعیت جنگ با ایران باشد چه آمریکا، اسراییل محتاج جنگ است. چون جنگ تمام شود، آمریکا میرود و او تنها میماند در حلقه آتش، در حالیکه دیگر آمریکا آن کمک بی اندازه را به او نخواهد کرد و این یعنی یک قدم قبل از محو.
ما البته محتاج فریادهای مردممان در حمایت از حزب الله هستیم، اتصال جبهه مقاومت و اتاق جنگ واحدش برای ما یک آورده مهم راهبردی است اما محتاج اعتماد به مسوولین هم هستیم و این دو را باید با هم جمع کرد.
@ali_mahdiyan
نه توییت قالیباف معنایش رها کردن آتش بس بود و نه تهدیدهای سپاه و سیدمجید لزوما همان لحظه اجرایی میشود. بله ایران و آمریکا قرار بر آتش بسشان در همه جبهه ها بود همانطور که پاکستان هم به صراحت گفت، بله آمریکا و اسراییل هم زیر قولشان زدند و دبه کردند. اما چند نکته را فراموش نکنید:
اولا اصل این آتش بس برای چیست؟ ایران چه نیازی به آتش بس دارد و آمریکا چه نیازی و اسراییل چه نیازی؟
ایران این آتش بس را لازم دارد تا یا آمریکا اراده و قدرت ایران را در منطقه رسما بپذیرد و برود یا زیر بازی بزند و خرابش کند. اگر آمریکا اراده و قدرت ایران را بپذیرد که خواهم گفت احتمالش هست، ایران دست آورد تاریخی تمدنی خود در میدان را رسمیت بخشیده و تمام، اگر زیر میز بزند هم فایده اش چیست؟ مشروعیت برای بالابردن سطح جنگ برای ایران فراهم میشود. چه در داخل و چه در خارج. در داخل بالاخره با بالا رفتن شعله آتش تحمل ضربات دشمن و ضربه خوردن زیر ساختها و امثالهم نیاز دارد به یک منطقی که همه ایران ولو ضعیفترها را بتواند همراه کند، دقت کنید این یک ضلع مهم نبرد است که ایران توانسته تامین کند، دشوارتر از ضلع میدان نباشد ساده تر نیست. در خارج نیز زدن زیر ساختهای منطقه و بستن باب المندب و غیره نیاز به یک مشروعیت بالاتر در جنگ برای ما دارد. همه اینها با دبه کردن آمریکا تامین میشود. ممکن است بگویید خوب الان لبنان را زده دیگر، دبه کرده پس، اگر به استدلال توجه کنید تایید میکنید این دبه کردن باید چه مقدار جدی و چند وجهی باشد، حتی در پیام قالیباف او سعی کرد دو مورد دیگر را هم اضافه کند. دیروز جی دی ونس با تهدیدهای ایران گفت ما لبنان را جزو آتش بس نمیدانستیم ولی گفتیم اسراییل آتش جنگ را کم کند. دروغ میگوید اما توجه به آن استدلال داشته باشید، نیاز به یک نقض فاحش داریم که ایران و منطقه کاملا راضی شوند. این همان نقطه دردآور است که جگر ما را خون میکند. اما برای فتح بزرگتر لازم است به آن توجه کنیم. لبنان موضوع آتش بس ما است، لبنان در اتاق جنگ کنار ما است، فرماندهان حزب الله لبنان میدانند قصه چیست. اما ما هم باید بدانیم. پس صبر کردن ما در این جهت است.
اما آمریکا چرا به آتش بس نیاز دارد، او باید با دبه کردنهای موردی اش کاری کند فشار افکار عمومی بر ایران بیشتر شود تا ایران آتش بگشاید و نتیجه این شود که او بتواند برای حمایت بیشترش از اسراییل مشروعیت داشته باشد، تا امروز مشروعیت جنگ در سمت ایران بوده ، او باید کاری کند مشروعیت به او برگردد، فشار بر لبنان و سخنان ترامپ و ونس را در این چارچوب ببینید. ترامپ در داخل زیر فشار است، اگر ضربه ایران در منطقه به زیر ساختهای اقتصادی اتفاق بیفتد و قیمت نفت دوباره انفجاری بالا برود، کار برای او سخت تر هم خواهد شد، او باید برای خروج آبرومندانه از این مهلکه فکری کند. تلاش او برای آتش بس از سر مصلحت سنجی نیست بلکه کاملا مجبور است و در منگنه قرار دارد. مگر اینکه با همین جفتک انداختنهای موردی که نتواند برای ایران مشروعیت خروج بسازد و فقط فشار روی ایران بیاورد راهی پیدا کند برای منطقی نشان دادن جنگ و کمک بیشتری به اسراییل کند. اسلحه روی شقیقه او است و دارد پیش میآید. منتظر کوچکترین خطای ایران است و این آن فتنه بزرگ برای مسوولین ما است هم باید کاملا هوشیار باشند و هم مردم را نگه دارند و هم فشار را کم نکنند.
اسراییل اما از همه بیچاره تر است. رها کردن آمریکا و رسمیت یافتن ایران یعنی محو او، این را او میداند او به این جنگ مثل هوا نیاز دارد. اما زور آمریکا هم نرسید، چه میشود کرد، او از طرفی نمیتواند کمترین اشاره ای کند که با آمریکا موافق نیست چون فشار افکار عمومی و نخبگان آمریکا بسیار بالا رفته قصه "اول اسراییل" در آمریکا او را دارد خفه میکند. اسراییل باید تا میتواند ضربه های خود را بزند، دست و پای آخرش را بزند و کمک کند شاید شعله جنگ دوباره بالا بگیرد، چه مشروعیت جنگ با ایران باشد چه آمریکا، اسراییل محتاج جنگ است. چون جنگ تمام شود، آمریکا میرود و او تنها میماند در حلقه آتش، در حالیکه دیگر آمریکا آن کمک بی اندازه را به او نخواهد کرد و این یعنی یک قدم قبل از محو.
ما البته محتاج فریادهای مردممان در حمایت از حزب الله هستیم، اتصال جبهه مقاومت و اتاق جنگ واحدش برای ما یک آورده مهم راهبردی است اما محتاج اعتماد به مسوولین هم هستیم و این دو را باید با هم جمع کرد.
@ali_mahdiyan
۸:۱۵
چهارراه نکویی.mp3
۰۴:۲۵-۳.۰۳ مگابایت
سخنرانی در جمع مردم انقلابی ، چهار راه نکویی قم
به عصر شهید سیدعلی خامنه ای سلام کنید
شیخ علی مهدیانپنجشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۵
@ali_mahdiyan
شیخ علی مهدیانپنجشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۵
@ali_mahdiyan
۲۱:۲۳
کلیدهای شخصیت آقاسیدمجتبی
یک نکته در پیام آقاسیدمجتبی به مناسبت چهلم امام شهیدش توضیح نقطه عطفی از زندگی پدر شهیدش بود و آن لحظه طلوع "خمینی خراسان". ایشان توضیح میدهد که آقاسیدعلی خامنه ای ناگهان در جایی که باب کسب علم و دانش و معنویت و عمل برایش باز میشود همه را رها میکند برای کمک به پدرش که در آستانه نابینا شدن بود.
یک طلبه که عطش علم و معنویت و بصیرت دارد میفهمد رها کردن این موقعیت یعنی چه. آنهم درس آقا روح الله خمینی که جان سیدعلی شهید را سیراب میکرد، این دقیقا آن نقطه اخلاص فوق العاده ای است که همراه دستگیری و احسان، خود را نشان میدهد. طعمی از "یوتون الزکاه و هم راکعون" دارد. خدمت به پدر، در اوج گمنامی، رها کردن نه دارایی مادی دنیا بلکه داراییهای مافوق دنیا
حالا برگردید به زندگی خود سیدمجتبی نگاه کنید. پسر مقتدرترین رهبر عالم، در حالی که خودش توانمندیهای فوق العاده علمی و معنوی و مدیریتی دارد، همه را رها میکند فقط به پدر خدمت میکند، گمنام، همه دشمنان یکصدا فحشش میدهند اما نه پدرش نه خودش نه هیچ کس از او دفاع نمیکند. حتی درس خارجش در قم که شلوغ میشود رها میکند که به چشم نیاید. این همه اخلاص در عین احسان و خدمت به ایران و مردم و بابای مظلومش، باعث میشود ناگهان خامنه ای جوان طلوع کند ققنوس وار از آتش حسینیه امام خمینی و دریای خون بابای شهید و مظلومش. بسم الله الرحمن الرحیم
چند نکته دیگر بگویم درباره شخصیت او
اولا مشت گره کرده پدر، برایش پر معنا است. نماد عزم که به قول مرحوم شاه آبادی جوهره انسانیت است، نماد جهاد که به قول بابای شهیدش کلید شخصیت خمینی کبیر است.
ثانیا فهم مردم و قدرت آنها در کار او موج میزند. امید و اعتماد و صمیمیت با مردم. او این مردم را چهره بسط یافته پدر میبیند. او مردم را آیه ای بالاتر یا در حد پدر میبیند.
ثالثا اتصال فوق العاده معنوی به صاحب الزمان عج. اتصال معنوی او به بقیه الله کاملا مشهود در پیامهای او است.
فدایش شوم. فدای خودش و پدر شهیدش. فدای خودش و مسیری که درش قدم گذاشته.
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۱۱:۲۴
مذاکرات_پاکستان
ایران بنای درگیری با چند کشور را نداشت، یکی ترکیه که احتمالا اهمیت سوریه تحت اختیار ترکیه و میزان اثر گذاری ایران در آنجا یکی از دلایل است، دوم هم پاکستان. پاکستان تحت فشار آمریکا است برای حضور پایگاهها و نیروهایش، پاکستان تحت فشار سعودی ها است به دلیل پیمان نظامی اش، پاکستان محل ورود نیروهای جیش الظلم در شرق ایران است، پاکستان میتواند با درگیری با طالبان و هند محور شرق ایران را ناامن تر کند. پاکستان دارای اختلافات جدی نیروهای نظامی با دولت و مردم و نخبگان و علما میباشد، ورود پاکستان به این بازی از چند جهت مفید است. اول آنکه حسن نیت ایران را نشان میدهد و فشارهای آمریکا و ایادی اش را به پاکستان میتواند مدیریت کند. دوم آنکه بدون جنگ میتوان صحنه هجوم نیروهای معارض از شرق را تا اندازه ای کنترل کرد، سوم اینکه به فرض شروع جنگ از ناحیه شرق مشروعیت ایران را ثابت میکند. این سیاست تا الان موفق بوده. پیام رهبری و توجه به پاکستان اثرات همدلی با مردم و علمای پاکستان را دارد این پذیرش واسطه گری نیز در همین جهت است. البته ایران به چند کشتی هندی هم اجازه عبور از تنگه را داد تا در دعوای پاکستان و هندوستان خود را در یک طرف دعوا تعریف نکند و بی طرفیش را حفظ کند. در پیام رهبری هم به نفی اختلاف پاکستان و افغانستان اشاره شد که باز بی طرفی ایران در آن جبهه نیز حفظ شود.
ارتباط به ترکیه و پاکستان و احتمالا مصر برای آینده منطقه لازم است چنانکه ارتباط با هند برای آینده دنیای چند قطبی که ایران دنبال میکند مفید باشد. البته کلا این نکته را در نظر داشته باشید که آنچه در این زمان از همه چیز مهمتر است اثبات قدرت و اقتدار ایران در میدان است. این بحثها در اولویتهای بعدی قرار دارند. اما این را هم بدانیم که موفقیت راهبردی ایران در منطقه بعید است به این سادگی تغییر کند.
انتظار از مذاکرات پاکستان باید در حد پنجاه پنجاه باقی بماند. رهبری در پیام خود گفت به فرض بنای بر سکوت جنگ باشد، اشاره به این نکته داشت، اگر دشمن در همین چند روز با شل کن سفت کن های خود سعی کند ایران را شرطی کند عملا یک اهرم قدرت را به دست آورده. حضور در خیابان یک اثرش گرفتن ضرب این آثار روانی هم هست، ایران در این مذاکرات دائم دست برتر خود را نشان میدهد و اثبات میکند. چارچوب بحث را مشخص میکند، پیش شرط میگذارد، خط قرمز مشخص میکند، تهدید میکند و... دقت کنید آمریکا فقط چون اسلحه روی شقیقه اش قرار دارد همراهی میکند و الا به محض اینکه کوچکترین عنصر قدرت و فشار پیدا کند فشار میآورد. حضور مردم کف میدان برای همین خوب است. تنفرشان از مذاکره هم به همین دلیل مفید است اتفاقا. البته بی اعتمادی به مسوولین سم مهلک است. اختلاف ما با هم نیز همینطور. اما اینکه مردم بیش از مذاکرات، از میدان و جنگ و تعیین تکلیف نهایی دفاع کنند، امر مفیدی است، کوچکترین امیدی به مذاکرات خطا است، اینکه برخی رسانه ای هایمان در پاکستان پیام داده اند که فعلا هیچی ردیف نشده، خط رسانه ای خوبی است. واقعا هم نشده البته. اما امید به مذاکرات و به دشمن خطا است. نام میناب ۱۶۸ هم خوب است، تصویر دخترکان مینابی و لباسهای خونیشان در هواپیما خوب است، کلا خط رسانه ای ماجرا در کنار بقیه امور در حال حفظ شدن است. این مذاکرات اولین مذاکراتی است که ایران از موضع برتر حاضر میشود و از این جهت مهم است. امیدوارم ذهنیت هیچ یک از مسوولین کوچکترین شباهتی با مذاکرات دهه نودی و بلکه مذاکرات پیش از این جنگ نداشته باشد، که بعید هم هست چنین باشد. کسی که از پای لانچر پا میشود میرود پای میز مذاکره، مذاکراتش ذاتا فرق میکند.
برای مذاکره کنندگان هم باید دعا کرد، برای سلامتیشان حتی. این دشمن کسی است که رهبران حماس را حین مذاکرات قطر در خود قطر موشکباران کرد. این دشمن کسی است که رییس جمهور ونزوئلا را دزدید و برداشت برد در خاک خودش که اهرم قدرت و تصویر موفقیت برای خود درست کند. این دشمن کسی است که به اسم خلبان گمشده در ایران نیرو پیاده کرد که اورانیوم غنی سازی شده را بدزدد که شد طبس ۲. بیشرف تر از این دشمن در عالم وجود ندارد. ما منتظریم که دوباره وارد جنگ با این دشمن شر محض بشویم. برای مذاکره کنندگان نیز البته دعا میکنیم. این شبها، خیابان، مهمتر از زمان جنگ است
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۱۰:۴۱
شیطان کی سجده میکند
سجده نکرد، زیربار اراده حاکم الهی نرفت چون برتری جو بود و ظاهربین دنیاگرا، ابی و استکبر و کان من الکافرین.
برتری جوی دنیاگرا و ظاهربین همه را فریب میدهد مگر آنانکه متصلند به ولی خدا، به تابعان حقیقی خدا، هر چه تبعیت خالصانه بیشتر یعنی این اتصال بیشتر، توان شیطان برای فریب دادن کمتر. لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین
کی سجده میکند؟ او سجده نمیکند، هر چه حقیقت عالم بیشتر روشن میشود، بساط اغوای او جمع تر میشود، استکبار او نشدنی تر میشود، دنیاگرایی او نشدنی تر میشود، مجبور به پایین افتادن ذلیلانه میشود، دم و دستگاهش از هم میپاشد. فکبکبوا فیها به زور و عذاب به زمینشان میزنند، و هم فیها یختصمون در حالیکه نظام ارتباطاتشان فروپاشیده.
پیروزیها و فتوحات اخیر ایران اگر چه با عبور از دالانی از رنج و درد و بلا رخ داد، اما "فتح مبین" پاداش این جهاد عظیم و مستمر بود و فتح مبین در هر مرحله ای، سطحی از آینده عالم را به ظهور میکشد. آینده ای که آیات بهشت و دوزخ تصویر میکنند.
حالا بعد از این مذاکرات ، آمریکا بخواهد به جنگ برگردد ایران با سطح بالاتری از مشروعیت که به سبب نشان دادن جدیتش در مذاکره حاصل شده، فشار بیشتری به او خواهد آورد و غرامت بیشتری هم طلب خواهد کرد، نخواهد بجنگد و اراده ایران را بپذیرد، یعنی تحقیر ، یعنی زمین خوردن او و بر قله نشستن ایران
ایران در بستر این مذاکرات نفسگیر اراده اش را به عالم مخابره کرد، حالا همه میروند خطوط قرمز ایران یعنی اراده ایران را دوباره مرور میکنند که چیست:
یک. قطع آقایی تاریخی غرب مستکبر بر ثروتمندترین منطقه دنیا و تثبیت آقایی ایران و جبهه مقاومت یک پارچه
دو. تحقیر علنی آمریکا با حفظ عناصر قدرت دفاعی، علمی، امنیتی ایران و حذف تحریمها و گرفتن غرامت،
و این دو تا یعنی شیفت پارادایم در نظام سیاسی جهان
شیطان سجده نمیکند بلکه به زمینش میزنند.
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۵:۱۷
"مردم بازی" نکنیم
آمد به امام صادق ع عرض کرد در جبهه پیروان شما اختلافاتی درست شده کاری نمیکنید؟ امام فرمود میخواستم متنی بنویسم حل اختلاف شود، ولی حیف فلانی و فلانی هستند، نمیشود. این روایت نشان میدهد امام برای رفع اختلاف بین مردم همیشه دستش باز نیست. دلیلش هم به وجود مشکلی بین خود اصحاب بر میگردد. شخص رفت پیش اسماعیل س پسر امام صادق ع، اسماعیل س گفت میدانم ماجرا چیست. بعد توضیح داد که گاهی اختلاف در فهم به دلیل اختلاف مراتب آدمها طبیعی است، آدمها باید یاد بگیرند وقتی در یک جبهه اند و یک رهبر دارند با وجود اختلاف مراتب یکدیگر را تحمل کنند. نه پایینی بالایی را انکار کند و نه بالایی پایینی را ضایع کند.(کافی ج۸ ص۲۲۳)
همانکه مردمسالاری را یاد ما داد، همان هم یادمان داد تفاوتها را به رسمیت بشناسیم، همان هم به ما یاد داد رهبران لزوما هر حرفی را نمیتوانند به همه بگویند، حالا یا چون دشمن استفاده میکند یا چون مشکلی در بین امت ایجاد میشود. چند مثال بزنم
این روزها عده ای میگویند چرا کشور فلان تصمیم را گرفته، اینها وقتی رهبری هم که تایید میکند باز گیر میدهند، زیر بار تصمیم رهبرشان نمیروند یا به سختی و با اما و اگر میروند، چرا؟ یک دلیلش عدم توجه به مراتب دیگر از مردم است، توجه ندارند امام باید تصمیمی بگیرد که همه را همراه کند با همه مراتبشان.
وقتی یک امت شدیم، یک رهبر داریم، یک دشمن داریم، اختلافاتمان را ذیل چتر این رهبر به رسمیت بشناسیم، انکار نکنیم، تبدیل به نق نق و دعوا هم نکنیم. بله حتما حق یک چیز است اما تحمل یکدیگر را لازم داریم.
برخی میگویند چرا رهبری و مسوولین همه چیز را به همه نمیگویند، دشمنان که میدانند مثلا در مذاکرات چه میگذرد، خوب به مردم هم بگویید دیگر. این افراد باید متوجه باشند آنچه دشمن میبیند گفتار و رفتار شما با خودش هست، همان رفتار و گفتار بنا باشد به ما مردم گفته شود ، باید مسوولین سبب واقعی رفتار و گفتارشان با دشمن را هم به مردم بگویند تا قابل قبول و موجه باشد، یعنی باید اغراض و نیتهایشان را هم بگویند، که مردم متوجه شوند چه نفعی و چه نقشه ای و چه طرحی را مسوولین دنبال میکنند، این آن چیزی است که دشمن نباید بفهمد و نباید علنی بیان شود که دشمن بتواند استفاده ای ببرد. هر حرفی بین مردم لزوما گفتنی نیست.
خلاصه آنکه مردمسالاری را یادمان داد اینها را هم به ما یاد داد که مقابل دشمن هر پرسشی را نمیشود جواب داد، هر روشنگری نمیشود کرد، اصلا هر سوالی را نباید پرسید، انتظار دهن لقی نداشته باشیم، بی صبری هم نکنیم، برگردید سخنان رهبر شهید را در یکی دو سال اخیر مرور کنید ببینید چند بار گفت اعتماد کنید، گیر ندهید، دهن لقی نکنید و... مصلحت و تقیه تنوع زیادی دارد، آن را بشناسیم که یک ستون از سه ستون سیاست ورزی ما است (عزت، حکمت، مصلحت)
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۱۱:۱۳
5735231997437222658_1913989011745905.mp3
۴۲:۱۱-۱۶.۹ مگابایت
۱:۲۰
@ali_mahdiyan
۱۲:۱۹
1_25773383966.mp3
۳۴:۴۹-۷.۹۷ مگابایت
پیرامون بگومگوهای اخیر درباره تنگه هرمز
نقد یک بیماری رسانه ای انقلابیون و بی توجهی آنها به مکتب امام ره و ضررهایی که به جبهه خودی میزنند.
۲۸ فروردین ۱۴۰۵ساعت ۸ شبمسجد مقدس جمکرانشیخ علی مهدیان
@ali_mahdiyan
نقد یک بیماری رسانه ای انقلابیون و بی توجهی آنها به مکتب امام ره و ضررهایی که به جبهه خودی میزنند.
۲۸ فروردین ۱۴۰۵ساعت ۸ شبمسجد مقدس جمکرانشیخ علی مهدیان
@ali_mahdiyan
۱۷:۴۰
پیروزیهای دوران "سکوت جنگ" هم جالب است.
اول اینکه آتش بس لبنان با فشار ایران اتصال و پیوستگی جبهه مقاومت را به رخ دنیا کشید. این اتصال علنی که با پیام سردار قاآنی مبنی بر وجود اتاق فرماندهی مشترک آغاز شد، با آتش بس لبنان تثبیت شد.
دوم اینکه با آتش بس لبنان ، جریان غربگرا در لبنان نزد مردم لبنان رسوا شد. فقط جریان غربگرای لبنان هم نیست، کلا جریان غربگرا در کل منطقه و در ایران حتی ضایع شد. جریان بده بره، جریان تسلیم، جریان پالس مثبت به تحمیل. جریان فریب مردم.
سوم اینکه آمریکا سعی داشت حساب خود را از رژیم اسراییل جدا کند، برود پشت او پنهان شود و بعد بگوید من کنار کشیدم، او خودش مستقل تصمیم میگیرد، این بازی کلا هوا شد. ایران به آمریکا فشار آورد، در حالیکه نتانیاهو شب قبلش رسما بعد از جلسه کابینه شان گفت زیر بار نمیرود، سر ساعت مقرر افسارش کشیده شد. این فتوح را ساده نگیریم، محصول هوشمندی و قدرت ایران همزمان است.
چهارمین نکته پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه است، رسما ترامپ تنگه را تنگه ایران نامید، تشکر هم کرد، عراقچی در توییت خود به زبان انگلیسی که معلوم بود مخاطبش مردم دنیا هستند، اعلام کرد مسیر کشتیها را ما تعیین میکنیم که از آبهای ایران عبور میکنند، زیر نظر ما باید عبور کنند، تا زمانی که ما تصمیم گرفتیم. اصل این گفتگوی کوتاه یک پیام روشن به دنیا داشت و آن اینکه ایران حاکم بر این آبراه است. اینکه ایران از کشتیها عوارض میگیرد نتیجه همین اتفاق مهم و مبارک است.
پنجمین پیروزی اثبات اقتدار ایران در دوره سکوت جنگ است، ابتدای آتش بس ایران مدت کوتاهی تنگه را باز کرد، وقتی اسراییل دست از جنگ نکشید ایران تنگه را بست، با خفه کردن اسراییل، ایران دوباره تنگه را گشود، اما بعد از کمتر از بیست و چهار ساعت دوباره آن را بست، و اعلام کرد به دلیل محاصره آمریکا و نقض آتش بس، ایران میتوانست تنگه را اساسا به این دلیل باز نکند، اگر تنگه را گشود و اعلام هم کرد، بعد دوباره بست یعنی چه؟ یعنی اینکه ایران قصد ندارد کمترین فشار و تهدید را بپذیرد، ولو محاصره بی در و پیکر و الکی آمریکا باشد. اینجا کسی حق زورگویی ندارد ولو در سخن. این محتوایی است که سیدمجید موسوی در میانه جنگ هم اعلام کرده بود، تهدید را هم بخشی از جنگ میبینیم تا چه برسد به محاصره ولو اسمی.
ششمین فتح در دوره سکوت جنگ این بود که ایران با باز کردن و بستن مجدد تنگه نشان داد دلیل بسته بودن تنگه آمریکا و رفتار او است، این همان مشروعیت است که یک ابزار قدرت است و قبلا هم درباره اش نوشتم. ایران دائما به دنیا این پالس را میفرستد که علت فشار به دنیا آمریکا است و جالب است که بدانید این اتفاق مهم رسانه ای و روایت سازی را دنیا از ایران پذیرفته، علت دست و پا زدن ترامپ برای تغییر روایت در دنیا همین نکته است. جالب است ایران در جنگ روایتها و رسانه در دنیا بر آمریکا و اسراییل غلبه کرده و سخن ترامپ را کسی در دنیا مرجعیت نمیدهد ، راز فحاشی او به رسانه های آمریکایی همین است.
هفتمین و بزرگترین فتح اما حضور مردم است. حضور مردم در این چهل پنجاه روز معناهای متفاوتی داشته، ابتدا احساس خشم و عزا، بعد احساس تکلیف نسبت به موشهای داعشی پنهان شده در شهر، بعد احساس حماسه و همراهی با میدان، اما در دوران سکوت جنگ علت حضور چیست؟ حضوری که هم رنگارنگتر شده، هم تکثیر شده، دلیلش نوعی هوشمندی است. اینکه میفهمند جنگ هنوز جنگ است و باید در خیابان باشند، دیروز بعد از التهاب ناشی از نارسایی در بیان خبر هم شاهد غیرت ورزی عمومی بودیم هم مطالبه هم اعتماد هم صبوری مردم، اینها نوعی بلوغ جدی ایرانیها را نشان میدهد، حضور مردم کف خیابان وقتی با این حکمت و بصیرت همراه است در حال تثبیت شدن است و معنای بسیار عمیقتر از یک پدیده عاطفی دارد. البته هر چشمی از روز اول درست میدید متوجه میشد این رسما یک انقلاب دیگر است، چهل و چند یوم الله است که در حال خلق شدن است، اما این چند روز معنای عمیق و حکیمانه و با بصیرت این پدیده بیشتر خود را نشان داد
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۱۲:۱۳
منبر صورتی
من هم این شبها تجمعات زیادی در جاهای مختلف رفتم اما چند شب هم تجمعات محلهمان را شرکت کردم. مردم محله ما هر شب، روبروی مسجد محل جمع میشوند و خیابانهای محله را میگردند و کنار خانه هایی که موشک خورده و دبستان دخترانه ای که دیوارهایش پر از ترکش شده، میایستند سلامی به شهدای محله مان میدهند و ذکر حسین حسین میگیرند و نماز استغاثه ای و ذکری و روضه ای
شب تولد خانم حضرت معصومه سلام الله علیها پیشنماز مسجد محله مان قبل از آغاز تجمع، منبر رفت و سخنرانی کرد، گفت امشب شب دختر خانمها است. میخواهم سلامی کنم به دختر خانمهای کوچک شهید محله مان،
سلام به زهرا خانم هشت نه ساله که وقتی در این مسجد برای اعتکاف آمده بود، دفتر و کتابهایش را هم آورده بود و کنار عبادتهایش، درسش را هم میخواند.
سلام به مبینا خانم هفت ساله که وقتی میخواستند در کلاسشان عکس یادگاری بگیرند همه را معطل نگه داشت تا چادر سرش کند. در عکس جمعی دخترانه کلاسشان با چادر خوشگلش ایستاد و عکس گرفت. سلام به او که وقتی پیکر کوچکش را از زیر آورار بیرون آوردند روسریش سرش بود و با حجاب دخترانه غرق خون بود
سلام به دختر خانمهای کوچک اهل سوریه با موهای طلاییشان که خانواده شان غریب بود در شهر ما و همگی شهید شدند.
حاج آقای پیش نماز محل مان ادامه داد حالا مثل منی باید بماند و از این دختران کوچک شهید محله مان سخن بگوید. او که سخن میگفت یادم آمد دختری را که کنار مدرسه دخترانه محله ما محل شهادتش بود، یادم آمد روی دیوارهای مدرسه دخترانه انقلاب اسلامی که پر از ترکش بود. یادم آمد روز دختر امسال مقرون شده با روز تولد بابای شهیدشان سیدعلی خامنه ای، یادم آمد از آن روز جشن تکلیف دخترانه در حسینیه بیت رهبری که صورتیش کرده بودند و حالا همه جایش سرخ شده، یادم آمد از دختران میناب، دختران معصومی که پیکرهای کوچکشان را به مادرهایشان تحویل دادند، مادرهای آرام و صبور و داغدار مینابی، مادرهای محرومی که سکوتشان جگر آدم را آتش میزند، و گریه نمیکنند مگر با روضه دختران کوچک حسین ع، یادم آمد از زهرا خانم گلپایگانی، دختر کوچک زیبای خانواده رهبرم، یادم آمد از همه دخترهای شهدا که دلشان به حضرت آقای شهیدشان گرم بود و حالا هر شب در تجمعات میآیند گمنام و داغدار اما با مشتهای کوچک گره شده که اراده شان را به رخ بزرگترین و کثیفترین جنایتکاران تاریخ بکشند.
چه منبری رفت آقای پیشنماز محله مان، انگار دخترهای محله مان برایمان سخن میگویند، و همه جملاتشان یک مضمون دارد، عصمت ، پاکی، بی گناهی، همان که قرنهاست دختران اهل بیت و امامان ما برایمان منبرش را رفته اند، از دختر پیامبرمان، تا دختران کاروان حسین جان ما تا دختر معصومه موسی بن جعفر علیهم آلاف التحیه و السلام
@ali_mahdiyan
@ali_mahdiyan
۱:۱۴