اما در نهان از شیعیان و پیروان امام کاظم علیه السلام بود. او مکرر از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام تقاضا کرده بود تا اجازه دهند که از این کار کناره گیری کند و از دستگاه ستمگرانه هارون بیرون بیاید، ولی امام علیه السلام اجازه نمی دادند و می فرمودند:
«تو با ما دوستی و سبب سربلندی دوستان شیعه ات. من امیدوارم خداوند به وسیله تو از کار شیعیان گره باز کند و خشم و غضب مخالفان را از دوستان ما فرونشاند»
آن حضرت به وی فرمودند: « علی! اگر تو برای من یک چیز را ضمانت کنی، من هم برای تو سه چیز را تعهد می کنم.
توقول بده که اگر یکی از دوستان و یاران ما به تو مراجعه کرد او را احترام کنی و حاجتش را برآوری.
من هم تضمین می کنم که هرگز زندانی نشوی و هیچگاه زخم شمشیر به تو نرسد و هیچ وقت به تنگدستی نیافتی
امیدوارم از شنیدن این داستان لذت برده باشید.
امیدوارم همه ما با کمک سوره نصر به این مقام دست پیدا کنیم.برای دسترسی به داستان صوتی به آدرس زیر مراجعه کنید.
#نصر#داستانhttps://ble.ir/amozesh_fahmequran
۸:۲۴