امت؛ اداره مردمی تمدنساز
انگیزهها، حس تعلق و حکمرانی مردمی در اقتصاد اسلامی
دکتر محمد سلیمانی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام)
برگرفته از سلسلهجلسات حکمرانی مردمی
انگیزههای دوگانه: ادغام فردی و اجتماعی با دین در اقتصاد اسلامی، انگیزههای درونی (فردی) و بیرونی (اجتماعی) با یکدیگر ادغام میشوند، برخلاف مکاتب چپ که انگیزههای فردی را در اجتماعی حل میکنند یا لیبرال که بر فردی اولویت میدهند. شهید صدر تأکید دارد که دین این دو را یکی میکند، بهطوری که فرد برای آخرت خود، محله و جامعه را آباد میکند. این رویکرد، حس تعلق و مسئولیت را تقویت کرده و در حکمرانی مردمی، مردم را به مشارکت فعال در اداره امور سوق میدهد، نه صرفاً برای سود شخصی یا جمعی، بلکه برای تعالی الهی.
شبکه اخوت: پیوند درونی و حمایت متقابل شبکه اخوت در جامعه اسلامی، قویترین پیوند اجتماعی است که بر اساس علقههای دینی شکل میگیرد. این شبکه، حس تعلق را از درون میجوشاند و افراد را به کمک یکدیگر وامیدارد، مانند برخورد با افراد همفکر در موقعیتهای نیاز. در حکمرانی مردمی، این اخوت فراتر از روابط رسمی عمل کرده و انسجام اجتماعی را تضمین میکند. این شبکه، سرمایهای بالا برای مردمسالاری دینی است، جایی که افراد بر اساس ایمان، نه الزامات حقوقی، از همدیگر حمایت میکنند.
فشار همتایان: نگهدارنده جامعه با لایه نفاق فشار همتایان (peer pressure) جامعه را نگه میدارد و حس تعلق را تقویت میکند، حتی اگر لایهای از نفاق (دورویی) وجود داشته باشد. این فشار، افراد را به رعایت هنجارها وامیدارد، مانند عدم پوشیدن لباس نامتعارف از ترس قضاوت دیگران. در مردمسالاری دینی، این مکانیسم مکمل حس تعلق درونی است و جامعه را از پراکندگی حفظ میکند. با وجود سطوح متفاوت دینداری، فشار همتایان بهعنوان یک عامل بیرونی، انسجام را تضمین کرده و اجازه میدهد افراد با انگیزههای متفاوت، در چارچوب مشترک عمل کنند.
تضاد شخصیت حقیقی و حقوقی: کالاانگاری و بیتعلقی در حکمرانی غرب، تفکیک شخصیت حقیقی و حقوقی، انسان را به کالا تبدیل کرده و حس تعلق را کاهش میدهد. افراد، بهعنوان مصرفکننده، تولیدکننده یا نیروی کار دیده میشوند، نه موجودی کامل با شئون مختلف. این رویکرد، کار را بهعنوان عدم مطلوبیت (disutility) میبیند که تنها برای دستمزد تحمل میشود. در مقابل، حکمرانی اسلامی بر شخصیت حقیقی تأکید دارد و روابط کارگر-کارفرما را بر اساس تعلق و مسئولیت دینی تعریف میکند، که این امر، مردمسالاری را با ادغام شئون انسانی تقویت مینماید.
ساختار روابط و سیاستگذاری: الگوسازی برای حکمرانی مردمی برای تحقق حکمرانی مردمی، باید ساختار روابط کارگر-کارفرما و سیاستگذاریها (مانند مسکن) بر اساس حس تعلق و اخوت اسلامی بازطراحی شود. مردمسالاری دینی نیازمند الگوهایی است که حس تعلق را از درون بجوشاند و ساختارها را بدون افتادن در دام کالاانگاری غربی قابل کپیبرداری کند. این رویکرد، با تمرکز بر شخصیت حقیقی، جامعه را به سمت تعالی و مسئولیت جمعی هدایت میکند. #حکمرانی_مردمی 







با #امت به جریان #حکمرانی_مردمی بپیوندید.
@andishkade_ommat
#حکمرانی_مردمی
۵:۵۷
اندیشکده امت، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، هسته احسانا مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام و اندیشکده سیاست صنعتی و فناوریهای نوظهور برگزار میکنند:
سلسله نشستهای «سرمایهگذاری مردمی برای تولید»
نشست اول: روشهای تأمین مالی مردمی
با حضور دکتر سید مهدی زریباف
دبیر جلسه دکتر محمدهادی حبیباللهی
زمان: سهشنبه ۶ آبانماه، ساعت ۱۸:۳۰
مکان: دانشگاه امام صادق(ع)، سالن شهید مطهری(ره)
#اقتصاد_مردمی #سرمایهگذاری_مردمی_برای_تولید









با #امت به جریان #حکمرانی_مردمی بپیوندید.
@andishkade_ommat
#اقتصاد_مردمی #سرمایهگذاری_مردمی_برای_تولید
۱۹:۱۹
#انتشار_برای_نخستین_بار#ریاست_جمهوری#اقتصاد_مردمی#تعاونی
۱۱:۱۶
۲:۴۸
۳:۴۸
۱:۱۰
۶:۱۹
۶:۲۷
اقتصاد مردمی و اقتصاد بخش خصوصی (یا خصوصیسازی) در نگاه نخست ممکن است به دلیل تأکید بر کاهش نقش دولت مشابه به نظر برسند، اما در اهداف، روشها و پیامدها تفاوتهای بنیادینی دارند. اقتصاد مردمی، الگویی ریشهدار در ارزشهای اسلامی و کاملاً عدالتمحور است که مردم را در قلب فرآیندهای اقتصادی قرار میدهد، در حالی که اقتصاد بخش خصوصی غالباً بر حداکثرسازی سود و کارایی اقتصادی تمرکز دارد، که به خودی خود امر ناپسندی محسوب نمیگردد؛ اما گاهی به نابرابری و انحصار در جامعه کشانده میشود که مردود و مذموم خواهد شد. هرچه بخش خصوصی به اصول اقتصاد مردمی نزدیکتر شود، جنبهای انسانی و عادلانهتر مییابد، اما هرگاه به سمت نفوذ در نهادهای سیاسی و تصمیمسازی به جهت رانتجویی و انحصارطلبی منجر شود، به ابزاری برای تعمیق شکاف طبقاتی و محرومیت اکثریت تبدیل میشود. در ادامه، تفاوتهای کلیدی این دو الگو را بررسی میکنیم:
۱۸:۵۶
امت؛ اداره مردمی تمدنساز

اقتصاد مردمی؛ راهی فراتر از خصوصیسازی اقتصاد مردمی و اقتصاد بخش خصوصی (یا خصوصیسازی) در نگاه نخست ممکن است به دلیل تأکید بر کاهش نقش دولت مشابه به نظر برسند، اما در اهداف، روشها و پیامدها تفاوتهای بنیادینی دارند. اقتصاد مردمی، الگویی ریشهدار در ارزشهای اسلامی و کاملاً عدالتمحور است که مردم را در قلب فرآیندهای اقتصادی قرار میدهد، در حالی که اقتصاد بخش خصوصی غالباً بر حداکثرسازی سود و کارایی اقتصادی تمرکز دارد، که به خودی خود امر ناپسندی محسوب نمیگردد؛ اما گاهی به نابرابری و انحصار در جامعه کشانده میشود که مردود و مذموم خواهد شد. هرچه بخش خصوصی به اصول اقتصاد مردمی نزدیکتر شود، جنبهای انسانی و عادلانهتر مییابد، اما هرگاه به سمت نفوذ در نهادهای سیاسی و تصمیمسازی به جهت رانتجویی و انحصارطلبی منجر شود، به ابزاری برای تعمیق شکاف طبقاتی و محرومیت اکثریت تبدیل میشود. در ادامه، تفاوتهای کلیدی این دو الگو را بررسی میکنیم:
هدف: عدالت اجتماعی در برابر سود حداکثری اقتصاد مردمی با تکیه بر ارزشهای اسلامی مانند عدالت اجتماعی، «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» به دنبال توزیع عادلانه منابع، کاهش نابرابری و تقویت کرامت انسانی است. این الگو منابع و فرصتهای اقتصادی را در دسترس اکثریت مردم قرار میدهد تا همه اقشار بتوانند در خلق و بهرهمندی از ثروت مشارکت کنند. در مقابل، اقتصاد بخش خصوصی غالباً افزایش کارایی و سودآوری را در اولویت قرار میدهد، بدون توجه کافی به پیامدهای اجتماعی. در مدلهای افراطی خصوصیسازی، مانند آنچه در برخی کشورهای غربی یا حتی در مواردی در ایران (مثل واگذاری شرکت هپکو به سرمایهداران خاص) دیده میشود، ثروت در دست اقلیتی متمرکز شده و کارگران و اقشار ضعیف به حاشیه رانده میشوند. در اقتصاد مردمی، کارگران نهتنها عامل تولید، بلکه شرکای اصلی در سود و تصمیمگیری هستند و این مشارکت، انگیزه و خلاقیت آنها را تقویت میکند.
مالکیت و مدیریت: همگانی در برابر انحصاری در اقتصاد مردمی، مالکیت و مدیریت منابع و فرآیندهای اقتصادی به اکثریت مردم واگذار میشود. این الگو از طریق تعاونیها، بنگاههای کوچک و متوسط، و کسبوکارهای محلی، امکان مشارکت گسترده مردم را فراهم میکند. در مقابل، اقتصاد بخش خصوصی مالکیت و مدیریت را به شرکتهای بزرگ یا افراد ثروتمند منتقل میکند، که اغلب به انحصار منابع و تمرکز قدرت اقتصادی منجر میشود. این تمرکز، کارگران را به ابزاری صرف در خدمت سودآوری تبدیل میکند و با محدود کردن نقش آنها در تصمیمگیری، به «مرگ انگیزه» و کاهش خلاقیت و نوآوری در نیروی کار میانجامد. برای مثال، در بسیاری از واگذاریهای خصوصیسازی در ایران، کارگران از فرآیندهای مدیریتی کنار گذاشته شدهاند، در حالی که در اقتصاد مردمی، آنها در قلب تصمیمگیریها قرار دارند. 







با #امت به جریان #حکمرانی_مردمی بپیوندید.
@andishkade_ommat
تولید مردمپایه با حذف مدلهای صدقهوار (مانند بازتوزیع مالیاتی در نظام سوسیالدموکراسی)، کرامت افراد را حفظ میکند. برای مثال، در نظام بازتوزیع رتبی اسلامی، یک فرد نیازمند از طریق مهارتآموزی یا تأمین سرمایه، خودکفا میشود، نه اینکه بهعنوان دریافتکننده کمک، احساس حقارت کند. این رویکرد، عزتنفس و اعتمادبهنفس افراد را تقویت میکند.
تولید مردمپایه با توزیع عادلانه منابع و فرصتها، شکاف طبقاتی را کاهش میدهد. برای مثال، وقتی مدیریت منابع طبیعی عمومی (مانند جنگلها) به جوامع محلی سپرده میشود، سود بهجای تمرکز در دست شرکتهای بزرگ، بین مردم توزیع میشود. گزارشهای جهانی (مانند گزارش نابرابری آکسفام ۲۰۲۳) نشان میدهند که تمرکز ثروت در دست اقلیت، منشأ نابرابری است. تولید مردمپایه، با شکستن این انحصار، به عدالت اقتصادی کمک میکند
تولید مردمپایه با مردمیسازی تولید و توزیع، فقر را از طریق توانمندسازی کاهش میدهد. برای مثال، پلتفرمهای دیجیتال (مانند «باسلام» در ایران) که تولیدکنندگان خرد را به بازار متصل میکنند، درآمد پایدار برای اقشار کمدرآمد ایجاد میکنند. این امر، نیاز به یارانههای دولتی را کاهش داده و بار مالی دولت را سبک میکند. دادههای بانک جهانی (۲۰۲۴) نشان میدهند که توانمندسازی اقتصادی، مؤثرترین راه کاهش فقر پایدار است.
۶:۲۷
۹:۱۶
امت؛ اداره مردمی تمدنساز


بانک، حامی تعاونیها
حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای: شما بانکها در همهجا، چه در روستا و چه در شهرها، در خدمت مستضعفین باشید. اگر مستضعفین در یکجایی جمع میشوند و کارگاهی یا یک تعاونی تشکیل میدهند باید مورد حمایت سیستم بانکی قرار بگیرد.
بیانات در دیدار با مسئولان سیستم بانکی کشور ۱۳۶۷/۰۱/۲۷ #انتشار_برای_نخستین_بار #ریاست_جمهوری #اقتصاد_مردمی #تعاونی 







با #امت به جریان #حکمرانی_مردمی بپیوندید.
@andishkade_ommat
استانداران به فرمانداران و مجموعههای زیر نظر خود همواره توصیه کنند که هر چه بیشتر خدمتگزار این مردم که حقیقتاً حلال همه مشکلات هستند؛ باشند و هرگونه گفتار و کردار و تنش و حرکتی که به «دلسردی مردم» و بیرغبتی آنان به حضور در صحنههای انقلاب بیانجامد، باید مورد حساسیت شدید استانداران و مأمورین زیر دست آنان قرار داشته باشد.
#انتشار_برای_نخستین_بار#ریاست_جمهوری#مشارکت_مردم
۱۳:۲۸
#حکمرانی_مردمی
۸:۱۰
ساعت ۱۳
۱۳:۳۱
ساعت ۱۳
۱۲:۲۵
ساعت ۷ صبح
۱۵:۰۱
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۰:۳۷
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۲۲ دیماه ۱۴۰۴
۱۸:۳۵
در اقتصاد مردمی، مردم باید نقش فعالی داشته باشند و منفعل نباشند. همان گونه که وقتی راجع به عرصه سیاست صحبت میکنیم از مردمسالاری یاد مینماییم و میگوییم مردم باید سالار باشند، به همان نسبت مردم سالاری اقتصادی نیز باید داشته باشیم.
دکتر ابوالقاسم توحیدینیا
برگرفته از سلسلهجلسات تخصصی اقتصاد مردمی









با #امت به جریان #حکمرانی_مردمی بپیوندید.
@andishkade_ommat
۲۰:۱۴
اقتصاد مردمی در نگاه انقلاب اسلامی، نه یک مدل وارداتی است و نه صرفاً یک شعار؛ بلکه چارچوبی اصیل و مبتنی بر اصول مردمسالاری دینی است که هدف آن، تحقق عدالت، استقلال و پیشرفت پایدار با محوریت آحاد مردم و ایجاد «تمدن نوین اسلامی» میباشد.اقتصاد مردمی چه چیز نیست:• اقتصاد کاملاً دولتی و متمرکز؛ جایی که دولت مالک اصلی ابزار تولید، تصمیمگیرنده انحصاری و مجری مستقیم همه فعالیتهای اقتصادی باشد. این مدل، که در برخی دورهها تجربه شده، منجر به کاهش انگیزههای فردی، کندی تصمیمگیری و گاه ناکارآمدی و فساد شده است.• اقتصاد سرمایهداری لیبرال غربی؛ که در آن تصمیمگیریهای اقتصادی عمدتاً در انحصار سرمایهداران بزرگ، شرکتهای چندملیتی و بازار آزاد بدون نظارت مؤثر قرار دارد. این رویکرد، نابرابری فزاینده، تمرکز ثروت در دست اقلیت و بهرهکشی از نیروی کار را به دنبال دارد و با عدالتمحوری اسلام سازگار نیست.• اقتصاد رانتی و مافیایی؛ که در آن گروههای خاص با دسترسی به رانتهای دولتی یا انحصارهای غیرقانونی، بخش عمده سود را تصاحب میکنند و مردم عادی را از عرصه اقتصاد بیرون میرانند. این وضعیت، که رهبر انقلاب آن را «جزیره فساد» نامیدهاند، بزرگترین مانع حضور واقعی مردم در اقتصاد است.• اقتصاد مردمی بهمعنای توزیع پول از طریق یارانه یا کمکهای نقدی نیست. چنین رویکردی تنها مصرف را موقتاً تسهیل میکند، اما مشارکت مردم در تولید را افزایش نمیدهد و ممکن است بهتدریج به وابستگی اقتصادی دامن بزند.• اقتصاد مردمی بهمعنای حذف نقش دولت نیست. دولت در این نظام، نقش تنظیمگر، هدایتگر و تأمینکننده زیرساختهای لازم را بر عهده دارد، اما محور اصلی تصمیمگیری و فعالیت اقتصادی، مردم هستند. همانطور که رهبر معظم انقلاب تأکید فرمودهاند: «اقتصادی که بهعنوان اقتصاد مقاومتی مطرح میشود، مردمبنیاد است؛ یعنی بر محور دولت نیست و اقتصاد دولتی نیست، اقتصاد مردمی است؛ با ارادهی مردم، سرمایهی مردم، حضور مردم تحقق پیدا میکند.» • با سوسیالیسم تفاوت اساسی دارد. در سوسیالیسم، مالکیت عمومی بهمعنای مالکیت دولت تفسیر میشود، درحالیکه در اقتصاد مردمی، مالکیت «مردمی» بهمعنای مشارکت واقعی افراد و گروههای مردمی در مالکیت و مدیریت بنگاههای اقتصادی است؛ همانگونه که در تعاونیها، شرکتهای سهامی مردمی و صندوقهای سرمایهگذاری محلی تجلی مییابد.
اقتصاد مردمی چه چیز هست:اقتصاد مردمی بهمعنای ساده، نظامی است که در آن هر فرد از جامعه – فارغ از موقعیت اجتماعی یا سطح درآمدی – فرصت واقعی برای مشارکت فعال در عرصههای تولیدی و اشتغالزایی را داشته باشد. این مفهوم با سه تصور رایج اشتباه از هم تفکیک میشود.اقتصادی مردمبنیاد و مردممحور؛ تعابیری که بارها از زبان امام خامنهای (مدظلهالعالی) به کار رفته است. ایشان فرمودهاند: «این اقتصادی که به عنوان اقتصاد مقاومتی مطرح میشود، مردمبنیاد است؛ یعنی بر محور دولت نیست و اقتصاد دولتی نیست، اقتصاد مردمی است؛ با ارادهی مردم، سرمایهی مردم، حضور مردم تحقّق پیدا میکند.»در این مدل:• اکثر فعالیتهای تولیدی، خدماتی و تجاری به دست مردم عادی، بخش خصوصی سالم، تعاونیها، شرکتهای دانشبنیان، کارآفرینان جوان و تولیدکنندگان کوچک و متوسط انجام میشود.• دولت نقش هدایتگر، حمایتگر و تنظیمگر دارد: برنامهریزی کلان میکند، موانع را برمیدارد، نظارت مینماید تا عدالت رعایت شود، با فساد و رانت مبارزه میکند و در موارد ضروری (مانند صنایع استراتژیک یا حمایت از اقشار ضعیف) مستقیماً وارد عمل میشود، اما مالکیت و مدیریت اصلی را به مردم واگذار مینماید.• تأکید بر مشارکت گسترده مردمی است؛ یعنی سرمایههای خرد مردم، ابتکارات فردی و جمعی، و ظرفیتهای بومی (از روستاها تا شهرهای بزرگ) به میدان آورده شود تا جهش تولید و رشد اقتصادی محقق گردد.این رویکرد، ادامه منطق انقلاب اسلامی است: همانگونه که در عرصه سیاسی، مردم تعیینکننده سرنوشت کشورند، در عرصه اقتصادی نیز باید مالک و سازنده اصلی باشند. اقتصاد مردمی، نه انکار نقش دولت است و نه تسلیم به بازار بیضابطه؛ بلکه تعادلی هوشمندانه میان آزادی عمل مردم، هدایت حکیمانه نظام و تأمین عدالت اجتماعی ایجاد میکند.
۲۰:۵۵