قرارگاه مردمی عقیله (س) | راهبری گفتمانی زنان و جنگ
*قیام زنان ایرانی علیه «تعلیق زندگی»* نامۀ جمعی کثیر از زنان مسلمان ایرانی به رهبر انقلاب
خانهها، محلهها، خیابانها حتی اگر جنگ در آسمانها باشند سنگر ماست.
ما نمیگذاریم شهرها به سرزمینهای سرد، خاموش، جنگزده و بیروح تبدیل شود.
حافظۀ ایران اسلامی سرشار است از وقتشناسی و فداکاری زنانی که در بزنگاهها، صحنه را به نفع حق تغییر دادند؛ ما نیز از نسل همان زنانی هستیم که خرمشهر را در آستانۀ سقوط در آغوش گرفتند.
️جهت مطالعه و امضای نامه: اسم، سن و استان خود را در این گروه درج کنید: @namehzanan
لطفا منتشر کنید!
باسمه تعالی رهبر عزیز ایران اسلامی سلام علیکم در روزهایی که رژیم غاصب و منحوس صهیونی، دست به تهدید و تعرض نسبت به ملت ایران زده است و قصد دارد با قدرتنمایی دروغین، ترس را بر ملت حاکم کند و با تعلیق زندگی و تخلیۀ شهرها، میدان را برای تداوم جنایات خود مهیا نماید، ما، جمعی میلیونی از زنان مسلمان ایرانی، فرمان شما را مبنی بر استمرار زندگی و حضور در صحنه، با عمق جان دریافتیم. حال همانگونه که از ساعات آغازین این جنگ بر تزریق شجاعت، صبر و فداکاری در خانواده و جامعه کوشیدیم، محضر شما اعلام میکنیم که با قوت و قدرت تتمۀ عزم دشمن را در هم میشکنیم و دست خبیثان را از جریان و روح زندگی کوتاه میکنیم و امید واهیشان را ناامید. ما نمیگذاریم شهرها به سرزمینهای سرد، خاموش، جنگزده و بیروح تبدیل شود و اجازه نخواهیم داد، جنگ و رزمندگان این نبرد از حضور ایمانی ملت محروم باشند. این جنگ جنگ ملت است و ملت برای مبارزه باید زندگی را با جهاد خود درهمآمیزد و ما بهخوبی میدانیم چنین رسالتی بیش از پیش بر عهدۀ ما زنان شجاع، آزاده و مسلمان است؛ حافظۀ ایران اسلامی سرشار است از وقتشناسی و فداکاری زنانی که در بزنگاهها، صحنه را به نفع حق تغییر دادند؛ ما نیز از نسل همان زنانی هستیم که خرمشهر را در آستانۀ سقوط در آغوش گرفتند و جنگ را از روزگار محنت به ایام سلحشوری مبدل کردند. خانهها، محلهها، خیابانها حتی اگر جنگ در آسمانها باشند سنگر ماست؛ ما زندگی را به خدمت روزها و شبهای مخاطرهآمیز جنگ درمیآوریم و از زندگی و زندگی کردن سلاحی میسازیم برای تنبیه دشمن انسان، انسانیت و زندگی. ما تا تحقق وعدۀ «نصر من الله و فتح قریب» از پای نخواهیم نشست. به فضل الهی نور خانهها و شهرهای ما گرمابخش و امیدبخش مدافعان وطن و حقطلبان و کورکنندۀ چشم دشمنان خبیثمان باشد؛ انشاءالله.
۲۰:۲۹
ما نمیگذاریم شهرها به سرزمینهای سرد، خاموش، جنگزده و بیروح تبدیل شود.
۶:۲۳
بازارسال شده از خبرگزاری مهر
نامه جمعی از بانوان به رهبر انقلاب؛ قیام زنان ایرانی علیه تعلیق زندگی
جمعی از بانوان دفتر مطالعات جنسیت و جامعه پیرو فرمایشات رهبر معظم انقلاب در پیام تلویزیونی دوم نامهای خطاب به ایشان نوشته و آمادگی خود را در حمایت و دفاع از ایران اسلامی اعلام کردند.
بخشی از متن این نامه به شرح زیر است:
حافظه ایران اسلامی سرشار است از وقتشناسی و فداکاری زنانی که در بزنگاهها، صحنه را به نفع حق تغییر دادند؛ ما نیز از نسل همان زنانی هستیم که خرمشهر را در آستانه سقوط در آغوش گرفتند و جنگ را از روزگار محنت به ایام سلحشوری مبدل کردند.
خانهها، محلهها، خیابانها حتی اگر جنگ در آسمانها باشند سنگر ماست؛ ما زندگی را به خدمت روزها و شبهای مخاطرهآمیز جنگ درمیآوریم و از زندگی و زندگی کردن سلاحی میسازیم برای تنبیه دشمن انسان، انسانیت و زندگی. ما تا تحقق وعده «نصر من الله و فتح قریب» از پای نخواهیم نشست.
mehrnews.com/x38jrq
@Mehrnews
بخشی از متن این نامه به شرح زیر است:
۸:۴۰
این جنگ جنگ ملت است و ملت برای مبارزه باید زندگی را با جهاد خود درهمآمیزد و ما به خوبی میدانیم چنین رسالتی بیش از پیش بر عهده ما زنان شجاع، آزاده و مسلمان است.
۱۰:۴۴
حافظه ایران اسلامی سرشار است از وقتشناسی و فداکاری زنانی که در بزنگاهها، صحنه را به نفع حق تغییر دادند.
۱۵:۲۱
۱۶:۵۳
ما نیز از نسل همان زنانی هستیم که خرمشهر را در آستانه سقوط در آغوش گرفتند و جنگ را از روزگار محنت به ایام سلحشوری مبدل کردند.
۶:۰۲
۹:۰۴
خانهها، محلهها، خیابانها حتی اگر جنگ در آسمانها باشند سنگر ماست؛ ما زندگی را به خدمت روزها و شبهای مخاطرهآمیز جنگ درمیآوریم.
۱۱:۴۵
وقتی دشمن میخواهد زندگی را متوقف کند، ما چطور ادامه میدهیم؟
چگونه در برابر جنگ روانی مقاومت میکنید؟!
ما میخواهیم استراتژیهای عملی شما را بشنویم. راهحلهایی که پیدا کردید تا نه تنها خودتان مقاوم بمانید، بلکه کل اجتماع را هم زنده نگه دارید.
[زندگی کردن خودِ مقاومت است. صدایتان را بلند کنید تا دیگران بدانند تنها نیستند.]
منتظر شنیدن روایتهای شما هستیم.
۱۷:۰۰
پیشنهادی برای جمع های زنانه در این روزهای جهادی
مقام معظم رهبری (مدظله العالی):اگر زنها با قرآن مأنوس بشوند، بسيارى از مشكلات جامعه حل خواهد شد؛ چون انسانهای نسل بعد در دامن زن پرورش پيدا ميكند و زن آشناى با قرآن ومأنوس با قرآن و متفاهم با مفاهيم قرآن، خيلى ميتواند در تربيت فرزند داشته باشد و اميدواريم انشاءالله به بركت اين حركت عظيم شماها، فرداى جامعى ما به مراتب از امروز قرآنی تر باشد.بيانات در ديدار جمعى از بانوان قرآ نپژوه كشور 28 / 07 / 1388
زندگی بدون معنویت تبدیل به روزمرگی می شود و توان حرکت را از انسان میدزدد. انسان را به مأمن میکند و اضطراب را همنشین انسان میسازد. زندگی بدون معنویت قدرت ایستادگی جلوی سلطهگری جباران عالم را ندارد و انسان را ضعیف میسازد. آوردن معنویت به عرصه زندگی نیازمند عقلانیتی است به دنیا و عوامل موثر در زندگی نگاهی متفاوت دارد. زن بیش و پیش از هرکسی توان به میدان آوردن تمامی مفاهیم انتزاعی را دارا هستند و خلق زندگی همراه با معنویت صرفا از آنان برمی آید.زندگی مجاهدانه نوعی از زندگی ست که تمامی لحظات و تعینات آن تلفیقی از عقلانیت و معنویت است. زندگی مجاهدانه محاسباتی غیر از محاسبات عادی و روزمره را وارد حیات انسان میگرداند. سبک زندگی مجاهدانه پر از خلاقیت و بروز استعدادهاست. زن مجاهد توان خلق زندگی مجاهدانه را داراست و تمامی احساس و لطف خود را در خدمت جهاد میگذارد.این روزها با بهم ریختن زندگی روزمره اضطراب بیش از پیش مهمان خانهها و زندگی شده و راهها و تکنیکهای متعددی با خیال خام برای نادیده گرفتن وضعیت جنگی و ایجاد آرامشی تخدیری به میدان آمدهاند. حالا که جهاد به صورتی عیان رو به ما نشان داده و میتوانیم بیشترین استفاده را خلق زندگی مجاهدانه ببریم تکیه به وحی حرکتمان را سرعت خواهد بخشید. چند روزی ست که در جمعهای زنانه که مجاهدانه به میدان آمدهاند و سعی در ایفای نقش در وضعیت کنونی ما دارند حاضر میشوم و به نیت و حرکت جهادیشان متوسل می شوم. پیشنهادی برادارنه خدمت خواهران بزرگوارم از اهل بیت (ع) دارم که استاد ارجمند حاج آقای پناهیان در کلیپ بالا (https://eitaa.com/panahian_ir/10556) به آن تاکید دارند.قرائت سوره محمد (ص) در روایات متعدد جهت شناخت دقیق عالم و عقلانیت موجود در آن و همچنین شکلگیری قدرت و آرامش در زندگی توام با این عقلانیت توصیه شده است. بسیار مناسب است که این روزها انس با قرآن و ساماندهی به زندگی به سبک جهادی را با قرائتهای دسته جمعی سوره محمد (ص) پیش ببریم. در جمعهای جهادی زنانه به قرائت این سوره و گفتگو حول مفاهیم و مضامین آن بپردازیم.آرامش در دل زندگی را با سبک زندگی مجاهدانه از سوره محمد (ص) وام بگیریم و خلق زندگی جدید و ایران و سپس دنیای جدید را پیش بگیریم.در آخر کلام حضرت صادق (ع) را تقدیم میکنم تا با عمل و توسل به آن مسیر حرکت جهادی مان برکتی تازه بگیرد ؛ ان شاء الله
مَنْ قَرَأَ سُورَه الَّذِینَ کَفَرُوا لَمْ یُذْنِبْ أَبَداً وَ لَمْ یَدْخُلْهُ شَکٌّ فِی دِینِهِ أَبَداً وَ لَمْ یَبْتَلِهِ اللَّهُ بِفَقْرٍ أَبَداً وَ لَا خَوْفٍ مِنْ سُلْطَانٍ أَبَداً وَ لَمْ یَزَلْ مَحْفُوظاً مِنَ الشَّکِّ وَ الْکُفْرِ أَبَداً حَتَّی یَمُوتَ فَإِذَا مَاتَ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ فِی قَبْرِهِ أَلْفَ مَلَکٍ یُصَلُّونَ فِی قَبْرِهِ وَ یَکُونُ ثَوَابُ صَلَاتِهِمْ لَهُ وَ یُشَیِّعُونَهُ حَتَّی یُوقِفُوهُ مَوْقِفَ الْآمِنِینَ عِنْدَاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ یَکُونُ فِی أَمَانِ اللَّهِ وَ أَمَانِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)امام صادق (علیه السلام)- هرکس این سوره را بخواند هرگز در دینش دچار تردید نخواهد شد و خداوند او را به فقر و ترس از حاکمان مبتلا نخواهد کرد و همواره تا زمان وفات از گزند شک و کفر در امان خواهد بود. زمانیکه از دنیا رفت، خداوند هزار فرشته را مأمور خواهد کرد تا در قبرش نماز بخوانند و ثواب نماز آنها برای آن فرد خواهد بود. آنها او را تا زمانیکه به جایگاه امنی نزد پروردگار میرسد، همراهی خواهند کرد. آن شخص همواره در پناه امنیّت خداوند و پیامبرش خواهد بود.
گاهنوشتهها - مقداد اموری
مقام معظم رهبری (مدظله العالی):اگر زنها با قرآن مأنوس بشوند، بسيارى از مشكلات جامعه حل خواهد شد؛ چون انسانهای نسل بعد در دامن زن پرورش پيدا ميكند و زن آشناى با قرآن ومأنوس با قرآن و متفاهم با مفاهيم قرآن، خيلى ميتواند در تربيت فرزند داشته باشد و اميدواريم انشاءالله به بركت اين حركت عظيم شماها، فرداى جامعى ما به مراتب از امروز قرآنی تر باشد.بيانات در ديدار جمعى از بانوان قرآ نپژوه كشور 28 / 07 / 1388
زندگی بدون معنویت تبدیل به روزمرگی می شود و توان حرکت را از انسان میدزدد. انسان را به مأمن میکند و اضطراب را همنشین انسان میسازد. زندگی بدون معنویت قدرت ایستادگی جلوی سلطهگری جباران عالم را ندارد و انسان را ضعیف میسازد. آوردن معنویت به عرصه زندگی نیازمند عقلانیتی است به دنیا و عوامل موثر در زندگی نگاهی متفاوت دارد. زن بیش و پیش از هرکسی توان به میدان آوردن تمامی مفاهیم انتزاعی را دارا هستند و خلق زندگی همراه با معنویت صرفا از آنان برمی آید.زندگی مجاهدانه نوعی از زندگی ست که تمامی لحظات و تعینات آن تلفیقی از عقلانیت و معنویت است. زندگی مجاهدانه محاسباتی غیر از محاسبات عادی و روزمره را وارد حیات انسان میگرداند. سبک زندگی مجاهدانه پر از خلاقیت و بروز استعدادهاست. زن مجاهد توان خلق زندگی مجاهدانه را داراست و تمامی احساس و لطف خود را در خدمت جهاد میگذارد.این روزها با بهم ریختن زندگی روزمره اضطراب بیش از پیش مهمان خانهها و زندگی شده و راهها و تکنیکهای متعددی با خیال خام برای نادیده گرفتن وضعیت جنگی و ایجاد آرامشی تخدیری به میدان آمدهاند. حالا که جهاد به صورتی عیان رو به ما نشان داده و میتوانیم بیشترین استفاده را خلق زندگی مجاهدانه ببریم تکیه به وحی حرکتمان را سرعت خواهد بخشید. چند روزی ست که در جمعهای زنانه که مجاهدانه به میدان آمدهاند و سعی در ایفای نقش در وضعیت کنونی ما دارند حاضر میشوم و به نیت و حرکت جهادیشان متوسل می شوم. پیشنهادی برادارنه خدمت خواهران بزرگوارم از اهل بیت (ع) دارم که استاد ارجمند حاج آقای پناهیان در کلیپ بالا (https://eitaa.com/panahian_ir/10556) به آن تاکید دارند.قرائت سوره محمد (ص) در روایات متعدد جهت شناخت دقیق عالم و عقلانیت موجود در آن و همچنین شکلگیری قدرت و آرامش در زندگی توام با این عقلانیت توصیه شده است. بسیار مناسب است که این روزها انس با قرآن و ساماندهی به زندگی به سبک جهادی را با قرائتهای دسته جمعی سوره محمد (ص) پیش ببریم. در جمعهای جهادی زنانه به قرائت این سوره و گفتگو حول مفاهیم و مضامین آن بپردازیم.آرامش در دل زندگی را با سبک زندگی مجاهدانه از سوره محمد (ص) وام بگیریم و خلق زندگی جدید و ایران و سپس دنیای جدید را پیش بگیریم.در آخر کلام حضرت صادق (ع) را تقدیم میکنم تا با عمل و توسل به آن مسیر حرکت جهادی مان برکتی تازه بگیرد ؛ ان شاء الله
مَنْ قَرَأَ سُورَه الَّذِینَ کَفَرُوا لَمْ یُذْنِبْ أَبَداً وَ لَمْ یَدْخُلْهُ شَکٌّ فِی دِینِهِ أَبَداً وَ لَمْ یَبْتَلِهِ اللَّهُ بِفَقْرٍ أَبَداً وَ لَا خَوْفٍ مِنْ سُلْطَانٍ أَبَداً وَ لَمْ یَزَلْ مَحْفُوظاً مِنَ الشَّکِّ وَ الْکُفْرِ أَبَداً حَتَّی یَمُوتَ فَإِذَا مَاتَ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ فِی قَبْرِهِ أَلْفَ مَلَکٍ یُصَلُّونَ فِی قَبْرِهِ وَ یَکُونُ ثَوَابُ صَلَاتِهِمْ لَهُ وَ یُشَیِّعُونَهُ حَتَّی یُوقِفُوهُ مَوْقِفَ الْآمِنِینَ عِنْدَاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ یَکُونُ فِی أَمَانِ اللَّهِ وَ أَمَانِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)امام صادق (علیه السلام)- هرکس این سوره را بخواند هرگز در دینش دچار تردید نخواهد شد و خداوند او را به فقر و ترس از حاکمان مبتلا نخواهد کرد و همواره تا زمان وفات از گزند شک و کفر در امان خواهد بود. زمانیکه از دنیا رفت، خداوند هزار فرشته را مأمور خواهد کرد تا در قبرش نماز بخوانند و ثواب نماز آنها برای آن فرد خواهد بود. آنها او را تا زمانیکه به جایگاه امنی نزد پروردگار میرسد، همراهی خواهند کرد. آن شخص همواره در پناه امنیّت خداوند و پیامبرش خواهد بود.
گاهنوشتهها - مقداد اموری
۱۰:۰۸
بازارسال شده از مجله تصویری تأنیث
۱۰:۲۶
بازارسال شده از مجله تصویری تأنیث
۱۶:۰۵
بازارسال شده از مجله تصویری تأنیث
۲۱:۱۳
بازارسال شده از مجله هفده دی
آنها با دلهایشان حرکت میکنند
زنهایی که سکوت شهر را شکستند
حمیده عربسرخیپژوهشگر حوزه جنسیت
خسته و عرقریزان، با قدمهایی تند به سمت میدان اصلی میرفتم. عجله داشتم مثل همیشه در این روزها، روزهایی که پر از دوندگیهای ممتد است و امروز هم یکی از آن روزها بود. مسیرم را به سمت صداهایی که از دور می آمد تغییر دادم، صدای شعارها در گوشم پیچید، «خیبر، خیبر یا صهیون» در فضا طنینانداز شده بود. صدا از میدان ابنسینا میآمد، نزدیک ایستگاه مترو دروازه شمیران که یک میدان اصلی نسبتاً کوچک است. سرم را که چرخاندم، صحنهای دیدم که خستگیام را برای لحظهای از یادم برد.جمعی از زنها، روی حصیری پهنشده در وسط میدان، مشغول قاچکردن هندوانه و آمادهکردن شربت خنک بودند. دختربچههایی کنارشان ایستاده بودند و پرچمهای ایران را با ذوق و دقت درست میکردند تا به رهگذران بدهند یا بچسبانند به ماشینهایشان و نام، یاد و خاطره وطن را با خودشان حمل کنند. هر کسی کاری دستش بود و مشغول و سرگرم انجام دادن آن. همه به نوعی به یکدیگر مدد میرساندند و شوق، اشتیاق و لبخند از چهره زنان و دختران پاک نمیشد. شاید اگر شخصی بیرونی شاهد این ماجرا بود تصور میکرد که یا اسرائیل غاصب نابود شده یا ایران در جنگ رژیم صهیونیستی را شکست داده است، اما چنین نبود. این زنان و کودکان از مسیر جهادی خویش لذت میبرند و مقصد صرف هدفشان نبود. میدان نبرد آنان صرفاً میدان پیروزی قطعی و تمام شده نیست؛ بلکه هر لحظه مقابله با دشمن متجاوز برای آنان مسرتبخش است.جلوتر رفتم تا هم گلویی تازه کنم و هم خسته نباشیدی به آنها بگویم. یکی شربت میریخت، یکی پذیرایی میکرد، دیگری زبالهها را جمع میکرد. زنها و دختران زیادی آنجا بودند، مشغول، پرانرژی، و پر از شوق. با خوشحالی و تعارف از مردم پذیرایی میکردند. یکی از دختران نوجوان جمع، پرچم ایران را به سمتم گرفت. با اینکه برای استفاده روی ماشین به آن نیازی نداشتم اما از دستش گرفتم. حسی عمیق، عجیب و پر از شور حماسی لحظهای تمام وجودم را لبریز کرد. این جمع فقط کار نمیکرد؛ داشت مؤلفهای را نشان میداد. آنان در حال جهاد بودند، جهادی شیرین که علیه دشمن خود برقرار کرده بودند و گویی با همین کارهای ساده میخواستند تصویری از باورشان بسازند، باوری که از دل و عمق اراده زنانه میآمد. آنها شربت میدادند، مداحی پخش میکردند، برای نابودی اسرائیل دعا میکردند، بچههایشان را هم با خود آورده بودند. دختران خردسال، پابهپای مادرانشان، تجربه میکردند که زندگی در این مکتب چه معنایی دارد و با ذوقی وصفنشدنی شریکان معنوی کار محسوب میشدند؛ این زنها، آرام و بیهیاهو، نسل آینده خویش را در قالب نسلی مقاومتی تربیت میکردند. نسلی که سالهای بعد عهدهدار مقابله با ظلم هستند و برای مقابله با استکبار به هرنحوی توان و ظرفیت مبارزه را برای خودشان فراهم میآورند.
#هفدهدی_مجازی#جستارهای_زنانۀ_جنگ
فصلنامه «هفده دی»روزگار زنانهتر میشود ...
@mag_17dey
زنهایی که سکوت شهر را شکستند
حمیده عربسرخیپژوهشگر حوزه جنسیت
خسته و عرقریزان، با قدمهایی تند به سمت میدان اصلی میرفتم. عجله داشتم مثل همیشه در این روزها، روزهایی که پر از دوندگیهای ممتد است و امروز هم یکی از آن روزها بود. مسیرم را به سمت صداهایی که از دور می آمد تغییر دادم، صدای شعارها در گوشم پیچید، «خیبر، خیبر یا صهیون» در فضا طنینانداز شده بود. صدا از میدان ابنسینا میآمد، نزدیک ایستگاه مترو دروازه شمیران که یک میدان اصلی نسبتاً کوچک است. سرم را که چرخاندم، صحنهای دیدم که خستگیام را برای لحظهای از یادم برد.جمعی از زنها، روی حصیری پهنشده در وسط میدان، مشغول قاچکردن هندوانه و آمادهکردن شربت خنک بودند. دختربچههایی کنارشان ایستاده بودند و پرچمهای ایران را با ذوق و دقت درست میکردند تا به رهگذران بدهند یا بچسبانند به ماشینهایشان و نام، یاد و خاطره وطن را با خودشان حمل کنند. هر کسی کاری دستش بود و مشغول و سرگرم انجام دادن آن. همه به نوعی به یکدیگر مدد میرساندند و شوق، اشتیاق و لبخند از چهره زنان و دختران پاک نمیشد. شاید اگر شخصی بیرونی شاهد این ماجرا بود تصور میکرد که یا اسرائیل غاصب نابود شده یا ایران در جنگ رژیم صهیونیستی را شکست داده است، اما چنین نبود. این زنان و کودکان از مسیر جهادی خویش لذت میبرند و مقصد صرف هدفشان نبود. میدان نبرد آنان صرفاً میدان پیروزی قطعی و تمام شده نیست؛ بلکه هر لحظه مقابله با دشمن متجاوز برای آنان مسرتبخش است.جلوتر رفتم تا هم گلویی تازه کنم و هم خسته نباشیدی به آنها بگویم. یکی شربت میریخت، یکی پذیرایی میکرد، دیگری زبالهها را جمع میکرد. زنها و دختران زیادی آنجا بودند، مشغول، پرانرژی، و پر از شوق. با خوشحالی و تعارف از مردم پذیرایی میکردند. یکی از دختران نوجوان جمع، پرچم ایران را به سمتم گرفت. با اینکه برای استفاده روی ماشین به آن نیازی نداشتم اما از دستش گرفتم. حسی عمیق، عجیب و پر از شور حماسی لحظهای تمام وجودم را لبریز کرد. این جمع فقط کار نمیکرد؛ داشت مؤلفهای را نشان میداد. آنان در حال جهاد بودند، جهادی شیرین که علیه دشمن خود برقرار کرده بودند و گویی با همین کارهای ساده میخواستند تصویری از باورشان بسازند، باوری که از دل و عمق اراده زنانه میآمد. آنها شربت میدادند، مداحی پخش میکردند، برای نابودی اسرائیل دعا میکردند، بچههایشان را هم با خود آورده بودند. دختران خردسال، پابهپای مادرانشان، تجربه میکردند که زندگی در این مکتب چه معنایی دارد و با ذوقی وصفنشدنی شریکان معنوی کار محسوب میشدند؛ این زنها، آرام و بیهیاهو، نسل آینده خویش را در قالب نسلی مقاومتی تربیت میکردند. نسلی که سالهای بعد عهدهدار مقابله با ظلم هستند و برای مقابله با استکبار به هرنحوی توان و ظرفیت مبارزه را برای خودشان فراهم میآورند.
#هفدهدی_مجازی#جستارهای_زنانۀ_جنگ
۲۱:۱۹
بازارسال شده از مجله هفده دی
حالا خوابیدن، بهترین کاری است که در جنگ میتوانم بکنمجنگ و ایجاد وحدت میان مسئولیتهای گوناگون زنانه
محیا اسلامی پژوهشگر حوزه جنسیت
جنگ شده است و من از هر زمان دیگری باید هشتپاتر باشم؛ باید خانه را تمیز نگه دارم، به همه غذا بدهم، به مهمان شهرستان رسیدگی کنم، همسر باشم، فرزند مادرم باشم، به فکر مصاحبه دکترایم و سه محل کار مختلفم باشم و در این حین هنوز هم تمیز و آراسته و سالم بمانم. من هم مثل عده زیادی همیشه فکر میکردم زن مسلمان مخلوط ناهمگنی از نقشهاست؛ مثل یک کاسه آجیل با چند مدل مغزیجات که از همه جدا هستند ولی در کنار هم در یک کاسهاند. خستگیام، اضطرابم، تباهی روانم را در این مدل وصله پینهای حس میکردم ولی نسخههای معمول جامعه دربارهٔ زنانگی و تحسین دیگران باعث میشد باز خودم را فریب بدهم و به این زنانگی تکهپاره اگر نه در منطق، در عمل تن بدهم. تا دیروز.
دیروز خودم را در حالی یافتم که دارم برای رفتن به محل کارم راحتترین لباسهایم را میپوشم چون تصمیم داشتم تا پایان شب در محل کارم بمانم، برخی کهنه و بدریخت بودند و معمولا شسته رفتهتر برای محل کار لباس میپوشیدم ولی حس کردم ضرورت دارد که راحت باشم و دوام بیاورم. به اندازه یک روز کامل خوردنی بار کولهام کردم و با همسرم به سمت محل کارم رفتم در حالی که در خانهام، پدر و مادرم مهمان ما بودند. آمده بودند برای خواستگاری برادرم و بعد به هوای دلتنگی ما مانده بودند و حالا فرصت نداشتم در کل روز پنج دقیقه کنارشان بمانم. هر روز دیگری بود از این میزبانی خودم احساس گناه میکردم ولی انگار هم آنها هم من میدانستیم که الان اولویت نباید صله رحم باشد. سوار اسنپ شدیم، گرم بود و میخواستم درخواست کولر کنم ولی فکر کردم که شاید در این شرایط بنزین، درخواستم منصفانه نباشد و حرفم را خوردم. از وقتی که به محل کارم رسیدم چندین بار، زنگ والدینم را جواب دادم, گفتم که بچه با پول بیتالمال نفرستادند مدرسه و دانشگاه که حالا حرص کشورش را نزند، دلشان رضا نبود ولی در نهایت کوتاه آمدند که در محل کارم که دور و برش حمله بود، بمانم. تا شب ماندم. تقریبا یکسره تایپ کردم و فرستادم و توضیح دادم تا برادر عزیزی ساندویچ کالباسی آورد و خدا قوت گفت و رفت. ساندویچم را یکدستی خوردم، تایپ کردم تا همسرم آمد در اتاقی که حالا دیگر همه همکاران از آن رفته بودند، مرا در همان حال نشسته روی صندلی دید و گفت که افتخار میکند که در این روزها کنار همیم و هر همسری جز من داشت نمیتوانست انقدر مایه خوشبختیاش باشد. من بعد از این حرف یک بار دیگر به این روز نگاه کردم؛ روزی که در آن، بیاضطراب و متمرکز فقط به جنگ با اسرائیل در محدوده شغل خودم فکر کرده بودم. روزی که شوهرم دستپختم را نخورده بود و مهمانهایم خودشان در خانهام شام و ناهار خورده بودند. کاری برای دکترا و ننگ و نامم جلوی اساتیدم نکرده بودم و جز همین دیدار نصفه و نیمه و چند اسمس محبتآمیز در محل کار مشترک، همسرانگی هم به خرج نداده بودم. ولی من در این روز در آن واحد، تمامی آن چه باید میبودم، بودم. تمام آن چه باید میکردم کردم و شب زیر صدای حمله و ضدهوایی تا صبح خوابیدم. بدون احساس گناه و حس ناتمامی که همیشه از خوابیدن داشتم. خوابیدم چون حس کردم الان خوابیدن بهترین کاری ست که میتوانم بکنم، تا فردا با حوصله و تمرکز، زنده بمانم و به کارم برسم. این روز برای من روزی بود که فهمیدم، زن کاسه آجیل نیست، زن آب زلالی است که این تکثرات عالم را در خودش حل و واحد میکند. با اقتضائات بندگیاش، نه گفتن به والدینش، از او فرزند خوبی میسازد و نبودن در کنار همسرش از او همسر بهتری میسازد. همینقدر متناقض، همینقدر منطقی.
#هفدهدی_مجازی#جستارهای_زنانۀ_جنگ
فصلنامه «هفده دی»روزگار زنانهتر میشود ...
@mag_17dey
محیا اسلامی پژوهشگر حوزه جنسیت
جنگ شده است و من از هر زمان دیگری باید هشتپاتر باشم؛ باید خانه را تمیز نگه دارم، به همه غذا بدهم، به مهمان شهرستان رسیدگی کنم، همسر باشم، فرزند مادرم باشم، به فکر مصاحبه دکترایم و سه محل کار مختلفم باشم و در این حین هنوز هم تمیز و آراسته و سالم بمانم. من هم مثل عده زیادی همیشه فکر میکردم زن مسلمان مخلوط ناهمگنی از نقشهاست؛ مثل یک کاسه آجیل با چند مدل مغزیجات که از همه جدا هستند ولی در کنار هم در یک کاسهاند. خستگیام، اضطرابم، تباهی روانم را در این مدل وصله پینهای حس میکردم ولی نسخههای معمول جامعه دربارهٔ زنانگی و تحسین دیگران باعث میشد باز خودم را فریب بدهم و به این زنانگی تکهپاره اگر نه در منطق، در عمل تن بدهم. تا دیروز.
دیروز خودم را در حالی یافتم که دارم برای رفتن به محل کارم راحتترین لباسهایم را میپوشم چون تصمیم داشتم تا پایان شب در محل کارم بمانم، برخی کهنه و بدریخت بودند و معمولا شسته رفتهتر برای محل کار لباس میپوشیدم ولی حس کردم ضرورت دارد که راحت باشم و دوام بیاورم. به اندازه یک روز کامل خوردنی بار کولهام کردم و با همسرم به سمت محل کارم رفتم در حالی که در خانهام، پدر و مادرم مهمان ما بودند. آمده بودند برای خواستگاری برادرم و بعد به هوای دلتنگی ما مانده بودند و حالا فرصت نداشتم در کل روز پنج دقیقه کنارشان بمانم. هر روز دیگری بود از این میزبانی خودم احساس گناه میکردم ولی انگار هم آنها هم من میدانستیم که الان اولویت نباید صله رحم باشد. سوار اسنپ شدیم، گرم بود و میخواستم درخواست کولر کنم ولی فکر کردم که شاید در این شرایط بنزین، درخواستم منصفانه نباشد و حرفم را خوردم. از وقتی که به محل کارم رسیدم چندین بار، زنگ والدینم را جواب دادم, گفتم که بچه با پول بیتالمال نفرستادند مدرسه و دانشگاه که حالا حرص کشورش را نزند، دلشان رضا نبود ولی در نهایت کوتاه آمدند که در محل کارم که دور و برش حمله بود، بمانم. تا شب ماندم. تقریبا یکسره تایپ کردم و فرستادم و توضیح دادم تا برادر عزیزی ساندویچ کالباسی آورد و خدا قوت گفت و رفت. ساندویچم را یکدستی خوردم، تایپ کردم تا همسرم آمد در اتاقی که حالا دیگر همه همکاران از آن رفته بودند، مرا در همان حال نشسته روی صندلی دید و گفت که افتخار میکند که در این روزها کنار همیم و هر همسری جز من داشت نمیتوانست انقدر مایه خوشبختیاش باشد. من بعد از این حرف یک بار دیگر به این روز نگاه کردم؛ روزی که در آن، بیاضطراب و متمرکز فقط به جنگ با اسرائیل در محدوده شغل خودم فکر کرده بودم. روزی که شوهرم دستپختم را نخورده بود و مهمانهایم خودشان در خانهام شام و ناهار خورده بودند. کاری برای دکترا و ننگ و نامم جلوی اساتیدم نکرده بودم و جز همین دیدار نصفه و نیمه و چند اسمس محبتآمیز در محل کار مشترک، همسرانگی هم به خرج نداده بودم. ولی من در این روز در آن واحد، تمامی آن چه باید میبودم، بودم. تمام آن چه باید میکردم کردم و شب زیر صدای حمله و ضدهوایی تا صبح خوابیدم. بدون احساس گناه و حس ناتمامی که همیشه از خوابیدن داشتم. خوابیدم چون حس کردم الان خوابیدن بهترین کاری ست که میتوانم بکنم، تا فردا با حوصله و تمرکز، زنده بمانم و به کارم برسم. این روز برای من روزی بود که فهمیدم، زن کاسه آجیل نیست، زن آب زلالی است که این تکثرات عالم را در خودش حل و واحد میکند. با اقتضائات بندگیاش، نه گفتن به والدینش، از او فرزند خوبی میسازد و نبودن در کنار همسرش از او همسر بهتری میسازد. همینقدر متناقض، همینقدر منطقی.
#هفدهدی_مجازی#جستارهای_زنانۀ_جنگ
۲۱:۱۹
بازارسال شده از مجله تصویری تأنیث
۱۳:۲۶
بازارسال شده از مجله تصویری تأنیث
۱۷:۱۷
۴۰ روز توسل به حقیقت عظیم فاطمه زهرا سلامالله علیها
فاطمیه وعده صادق ۳
قلب ما باید متکی به اراده لایزال الهی باشد که در ورای اسباب مادی و ظاهری قرار دارد.توسل به حضرت زهرای مرضیه وسیله جلب رحمت الهی است برای گشودن درهای امدادهای غیبی و رقم زدن فتح نهایی برای رزمندگان جبهه مقاومت.
آغاز چله: ۳۰ خرداد ۴۰۴همزمان با روز مباهلههر روز ساعت ۱۱ صبحاز طریق فضای مجازی
چلهی اول: قرائت دعای توسل و بیان نکات معرفتی پیرامون دعاتوسط سرکار خانم انسیه برومندپور
به سوی قلهی زنانگی حقیقت عظیم ﴿فاطمه زهرا علیهاالسلام﴾.@khaneshzananehttps://eitaa.com/khaneshzanane
۱۹:۵۰
بازارسال شده از مجله تصویری تأنیث
۲۲:۱۶