عکس پروفایل کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی ک
۳۲۳ عضو

کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی

undefinedکانال رسمی کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی در "بله"undefined️کانال تلگرام:@atu_khabar_o_resaneundefined️ارتباط با دبیر کانون:undefined️‎ @raharavandi
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی
undefined undefined#برمدارِ_زمان undefinedمجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان undefinedفصل"دوم" | قسمتِ "بیستم" تهران وقتی شب می‌شد undefinedامیرحسین عبدی دانشجوی کارشناسی جامعه‌شناسی دانشگاه علامه‌طباطبائی در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، تهران شهری بود با دو چهره کاملاً متفاوت. روزها پایتختی در حال مدرن شدن به نظر می‌رسید؛ خیابان‌های تازه، برج‌ها، فروشگاه‌های لوکس و نشانه‌های توسعه‌ای که حکومت پهلوی با افتخار از آن‌ها سخن می‌گفت. اما شب‌ها، بخشی از این شهر به دنیایی تبدیل می‌شد که بیشتر به ویترین یک طبقه خاص شباهت داشت: دنیای کاباره‌ها، کافه‌ها و کلوب‌های شبانه. در خیابان‌هایی مثل لاله‌زار، نادری، و بعدتر در شمال شهر، مکان‌هایی شکل گرفت که زندگی شبانه تهران را تعریف می‌کردند. کاباره‌هایی مثل «مولن‌روژ»، «میامی»، «تهران‌نو» و ده‌ها سالن دیگر جایی بودند که خواننده‌ها، رقاص‌ها و ارکسترهای زنده برنامه اجرا می‌کردند. بسیاری از خوانندگان معروف موسیقی پاپ و کوچه‌بازاری ایران نخستین شهرت خود را در همین فضاها به دست آوردند. شب‌ها میزها پر می‌شد، موسیقی زنده جریان داشت و مشتریان تا نیمه‌های شب مشغول نوشیدن، گفتگو و تماشای برنامه بودند. اما این زندگی شبانه فقط یک سرگرمی ساده نبود. در واقع بخشی از شکاف اجتماعی‌ای را نشان می‌داد که در حال عمیق‌تر شدن بود. در همان سال‌هایی که درآمد نفتی ایران به سرعت افزایش می‌یافت و پول زیادی وارد اقتصاد می‌شد، طبقه‌ای از ثروتمندان جدید، مدیران دولتی، تاجران و نزدیکان قدرت شکل گرفت. این طبقه توان مالی داشت که در رستوران‌های گران‌قیمت غذا بخورد، به کاباره‌ها برود و بخشی از سبک زندگی غربی را تجربه کند. برای آن‌ها، این مکان‌ها نشانه مدرن بودن و تعلق به جهانی متفاوت بود. اما در همان شهر، بخش بزرگی از مردم چنین دنیایی را فقط از دور می‌دیدند. مهاجران روستایی که برای کار به تهران آمده بودند، کارگران کارخانه‌ها، کارمندان کم‌درآمد و ساکنان محله‌های حاشیه‌ای، سهمی از این زندگی شبانه نداشتند. بسیاری از آن‌ها در محله‌هایی زندگی می‌کردند که هنوز زیرساخت‌های ابتدایی شهری هم کامل نبود. به همین دلیل، کاباره‌ها و کافه‌های پرزرق‌وبرق برای بخشی از جامعه تبدیل به نمادی از فاصله طبقاتی شدند. جایی که ثروت و مصرف به نمایش گذاشته می‌شد، در حالی که بخش بزرگی از جامعه با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. از سوی دیگر، همین فضاها نقش مهمی در فرهنگ شهری داشتند. موسیقی پاپ فارسی، ترانه‌های کوچه‌بازاری و بسیاری از چهره‌های هنری در همین سالن‌ها شکل گرفتند و محبوب شدند. برای برخی، این مکان‌ها نماد آزادی و هیجان شهر مدرن بود؛ برای برخی دیگر، نشانه شکاف عمیقی که میان تصویر رسمی «ایران مدرن» و زندگی واقعی بسیاری از مردم وجود داشت. به این ترتیب، زندگی شبانه تهران در آن سال‌ها فقط درباره موسیقی و سرگرمی نبود. این فضاها بخشی از داستان بزرگ‌تری بودند: داستان شهری که با سرعت در حال تغییر بود، اما همه ساکنانش به یک اندازه در آن تغییر سهیم نبودند. undefinedدرخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید: ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt ‌ کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی undefined@atu_khabar_o_resane
thumbnail
undefined#برمدارِ_زمان

undefinedمجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان
undefinedفصل"دوم" | قسمتِ "بیست و یکم"ثریا پهلوی: آن‌گونه که هرگز نشنیده‌اید!undefinedآیدا محمدی‌زاده دانشجوی کارشناسی روزنامه‌نگاری دانشگاه علامه‌طباطبائی
ثریا اسفندیاری بختیاری (۱۳۰۵–۱۳۸۰ هجری شمسی)، دومین همسر محمدرضا شاه پهلوی، یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز و در عین حال تراژیک تاریخ معاصر ایران است. زندگی او که از مادری آلمانی و پدری از ایل بختیاری آغاز شد، به دلیل ازدواج با شاه ایران در ۲۲ سالگی، به سرعت به مرکز توجهات سیاسی و اجتماعی تبدیل شد.ازدواج ثریا با محمدرضا شاه در سال ۱۳۳۰، در شرایطی صورت گرفت که کشور با بحران‌های ملی شدن صنعت نفت و تنش‌های سیاسی شدید روبه‌رو بود. ثریا با چهره‌ای متفاوت از سنت‌های دربار قاجار و پهلوی اول، به عنوان نمادی از یک «ملکه مدرن» شناخته می‌شد. او با چشمان سبز زمردین و سبک زندگی اروپایی‌اش، به سرعت به سوژه محبوب نشریات بین‌المللی تبدیل شد و لقب «ملکه‌ای با چشمان غمگین» را از رسانه‌های غربی دریافت کرد.مهم‌ترین چالش زندگی ثریا، مسئله جانشینی بود. با توجه به اینکه او صاحب فرزندی نشد، فشارهای سیاسی و درباری برای انتخاب جانشین شدت گرفت. در آن دوران، قانون اساسی مشروطه بر اصل «پسر» برای سلطنت تأکید داشت. در حالی که ثریا تلاش می‌کرد با درمان‌های پزشکی در اروپا این مسئله را حل کند، تضاد میان عواطف شخصی شاه و ضرورت‌های سیاسی (بقا برای حفظ سلطنت)، شکاف عمیقی میان آن‌ها ایجاد کرد. سرانجام در سال ۱۳۳۶، این ازدواج به طلاق انجامید و ثریا ایران را ترک کرد.پس از طلاق، زندگی ثریا در اروپا، به‌ویژه در ایتالیا و فرانسه، سپری شد. او مدتی به بازیگری در سینما روی آورد و در چند فیلم ظاهر شد، هرچند این تجربه‌ها چندان موفقیت‌آمیز نبودند. او تا پایان عمر در غربت زیست و هرگز ازدواج نکرد. انتشار خاطرات او در سال‌های بعد، دیدگاه‌های او را درباره دوران زندگی در دربار و روابطش با شاه منعکس کرد.بررسی زندگی ثریا نیازمند تفکیک میان «شخصیت انسانی» و «نماد سیاسی» اوست. از دیدگاه بسیاری از مورخان، ثریا قربانی ساختار قدرت و سنت‌های پدرسالارانه‌ای شد که بقای سلطنت را منوط به فرزند پسر می‌دانستند. او خود را همواره به عنوان زنی توصیف می‌کرد که در تله‌ میان عشق و سیاست گرفتار شده بود. منتقدان اما به تجمل‌گرایی و دوری او از واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی مردم ایران در آن سال‌ها اشاره می‌کنند.آنچه در مورد ثریا پهلوی غیرقابل انکار است، تأثیر او بر فرهنگ عامه و تصویر ذهنی مردم ایران از جایگاه «ملکه» است. او نه به عنوان یک کنشگر سیاسی، بلکه به عنوان زنی شناخته می‌شود که زندگی‌اش در تلاقیِ تحولات ساختاری ایران و درام‌های شخصیِ خاندان پهلوی، به نمادی از فراز و فرودهای عصر مدرن ایران تبدیل شد. ثریا در سال ۱۳۸۰ در پاریس درگذشت و در مونیخ به خاک سپرده شد. زندگی او همچنان در میان روایت‌های تاریخی و داستان‌های عاشقانه کلاسیک، یکی از نقاط عطف تحلیل‌های مربوط به حریم خصوصی خاندان پهلوی باقی مانده است.
undefinedدرخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید:ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Btکانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی undefined@atu_khabar_o_resane
undefined۱

۹۰

۸:۴۰