عکس پروفایل کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی ک
۳۲۳ عضو

کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی

undefinedکانال رسمی کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی در "بله"undefined️کانال تلگرام:@atu_khabar_o_resaneundefined️ارتباط با دبیر کانون:undefined️‎ @raharavandi
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی
undefined undefined#برمدارِ_زمان undefinedمجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان undefinedفصل"دوم" | قسمتِ "بیست و یکم" ثریا پهلوی: آن‌گونه که هرگز نشنیده‌اید! undefinedآیدا محمدی‌زاده دانشجوی کارشناسی روزنامه‌نگاری دانشگاه علامه‌طباطبائی ثریا اسفندیاری بختیاری (۱۳۰۵–۱۳۸۰ هجری شمسی)، دومین همسر محمدرضا شاه پهلوی، یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز و در عین حال تراژیک تاریخ معاصر ایران است. زندگی او که از مادری آلمانی و پدری از ایل بختیاری آغاز شد، به دلیل ازدواج با شاه ایران در ۲۲ سالگی، به سرعت به مرکز توجهات سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. ازدواج ثریا با محمدرضا شاه در سال ۱۳۳۰، در شرایطی صورت گرفت که کشور با بحران‌های ملی شدن صنعت نفت و تنش‌های سیاسی شدید روبه‌رو بود. ثریا با چهره‌ای متفاوت از سنت‌های دربار قاجار و پهلوی اول، به عنوان نمادی از یک «ملکه مدرن» شناخته می‌شد. او با چشمان سبز زمردین و سبک زندگی اروپایی‌اش، به سرعت به سوژه محبوب نشریات بین‌المللی تبدیل شد و لقب «ملکه‌ای با چشمان غمگین» را از رسانه‌های غربی دریافت کرد. مهم‌ترین چالش زندگی ثریا، مسئله جانشینی بود. با توجه به اینکه او صاحب فرزندی نشد، فشارهای سیاسی و درباری برای انتخاب جانشین شدت گرفت. در آن دوران، قانون اساسی مشروطه بر اصل «پسر» برای سلطنت تأکید داشت. در حالی که ثریا تلاش می‌کرد با درمان‌های پزشکی در اروپا این مسئله را حل کند، تضاد میان عواطف شخصی شاه و ضرورت‌های سیاسی (بقا برای حفظ سلطنت)، شکاف عمیقی میان آن‌ها ایجاد کرد. سرانجام در سال ۱۳۳۶، این ازدواج به طلاق انجامید و ثریا ایران را ترک کرد. پس از طلاق، زندگی ثریا در اروپا، به‌ویژه در ایتالیا و فرانسه، سپری شد. او مدتی به بازیگری در سینما روی آورد و در چند فیلم ظاهر شد، هرچند این تجربه‌ها چندان موفقیت‌آمیز نبودند. او تا پایان عمر در غربت زیست و هرگز ازدواج نکرد. انتشار خاطرات او در سال‌های بعد، دیدگاه‌های او را درباره دوران زندگی در دربار و روابطش با شاه منعکس کرد. بررسی زندگی ثریا نیازمند تفکیک میان «شخصیت انسانی» و «نماد سیاسی» اوست. از دیدگاه بسیاری از مورخان، ثریا قربانی ساختار قدرت و سنت‌های پدرسالارانه‌ای شد که بقای سلطنت را منوط به فرزند پسر می‌دانستند. او خود را همواره به عنوان زنی توصیف می‌کرد که در تله‌ میان عشق و سیاست گرفتار شده بود. منتقدان اما به تجمل‌گرایی و دوری او از واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی مردم ایران در آن سال‌ها اشاره می‌کنند. آنچه در مورد ثریا پهلوی غیرقابل انکار است، تأثیر او بر فرهنگ عامه و تصویر ذهنی مردم ایران از جایگاه «ملکه» است. او نه به عنوان یک کنشگر سیاسی، بلکه به عنوان زنی شناخته می‌شود که زندگی‌اش در تلاقیِ تحولات ساختاری ایران و درام‌های شخصیِ خاندان پهلوی، به نمادی از فراز و فرودهای عصر مدرن ایران تبدیل شد. ثریا در سال ۱۳۸۰ در پاریس درگذشت و در مونیخ به خاک سپرده شد. زندگی او همچنان در میان روایت‌های تاریخی و داستان‌های عاشقانه کلاسیک، یکی از نقاط عطف تحلیل‌های مربوط به حریم خصوصی خاندان پهلوی باقی مانده است. undefinedدرخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید: ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt ‌ کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی undefined@atu_khabar_o_resane
thumbnail
undefined#برمدارِ_زمان

undefinedمجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان
undefinedفصل"دوم" | قسمتِ "بیست‌و‌دوم"موضوع : ساواک چشم و گوش پهلوی دومundefinedنام نویسنده : مائده اسماعیلیدانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه علامه‌طباطبائی
چشمان تیزبین و دستِ بلندِ نظام پهلوی
سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در سال ۱۳۳۵ با همکاری سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا (CIA) و اسرائیل (موساد) تأسیس شد، تنها یک نهاد اداری یا نظامی نبود؛ بلکه به عنوان «چشم و گوش» محمدرضا پهلوی، نقشی محوری در حفظ ثبات و تداوم قدرت سلطنت ایفا می‌کرد.در نگاه شاه، ساواک ابزاری حیاتی برای مقابله با چالش‌های امنیتیِ برآمده از فضای ملتهب پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. وظیفه این سازمان تنها گردآوری اطلاعات نبود؛ ساواک مأموریت داشت تا هرگونه صدای مخالف، جریان‌های مارکسیستی، فعالیت‌های گروه‌های اسلامی و تحرکات براندازانه را در نطفه خنثی کند. در واقع، شاه امنیت خود را در گروِ نظارت حداکثری بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور می‌دید .ساواک به تدریج از یک سازمان اطلاعاتی به نهادی تبدیل شد که در تمامی ارکان جامعه حضور داشت. از دانشگاه‌ها و بازار گرفته تا محافل روشنفکری و ادارات دولتی، حضور عوامل ساواک یا خبرچینان (منابع) این سازمان، فضایی از «خودسانسوری» و بی‌اعتمادی عمومی ایجاد کرده بود. این «نظارت عمومی» باعث شد تا ساواک نه تنها در امنیت، بلکه در سیاست‌گذاری‌های کلان و فرهنگ نیز دخالت‌های مستقیم داشته باشد.
دو روی یک سکه: ثبات در برابر سرکوب طرفداران حکومت وقت و برخی مورخان امنیتی، ساواک را عامل اصلی جلوگیری از فروپاشی کشور در میانه‌ی جنگ سرد و مهار گروه‌هایی می‌دانند که معتقد بودند به دنبال ایجاد هرج‌ومرج یا وابستگی به بلوکشرق هستند. از دیدگاه این گروه، ساواک سدی در برابر نفوذ بیگانه و ضامن ثباتِ دورانِ توسعه‌گرایی بود در مقابل، منتقدان و مبارزان سیاسی، ساواک را نمادِ استبداد و سرکوبِ سیستماتیک می‌دانند. شکنجه‌های کمیته مشترک ضدخرابکاری، دستگیری‌های خودسرانه و فضای رعب‌آوری که این سازمان در زندان‌های سیاسی ایجاد کرده بود، به یکی از بزرگترین پاشنه‌های آشیل حکومت پهلوی تبدیل شد که در نهایت منجر به انزوای سیاسی حکومت و خشم عمومی در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ گشت.
در کل می توان گفت ساواک نمونه‌ای کلاسیک از نهادهای امنیتی در رژیم‌های اقتدارگرا است؛ نهادی که تلاش داشت با تکیه بر اطلاعات و سرکوب، زمان را برای حکومت متوقف کند. اما تاریخ نشان داد که «چشم و گوش» بودن در فضای امنیتی، به قیمت «ناشنوا و نابینا» شدن در برابر خواسته‌های واقعی جامعه تمام شد. در نهایت، همین سیستم امنیتی که برای حفظ نظام طراحی شده بود، با ایجاد فاصله میان مردم و حکومت، ناخواسته به یکی از عوامل تسریع‌کننده روند تحولات منجر به سقوط سلطنت تبدیل شد.
undefinedدرخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید:ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Btکانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی undefined@atu_khabar_o_resane
undefined۴

۱.۸K

۱۱:۳۱