عکس پروفایل کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی ک
۳۲۳ عضو

کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی

undefinedکانال رسمی کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی در "بله"undefined️کانال تلگرام:@atu_khabar_o_resaneundefined️ارتباط با دبیر کانون:undefined️‎ @raharavandi
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی
undefined undefined#برمدارِ_زمان undefinedمجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان undefinedفصل"دوم" | قسمتِ "بیست‌و‌دوم" موضوع : ساواک چشم و گوش پهلوی دوم undefinedنام نویسنده : مائده اسماعیلی دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه علامه‌طباطبائی چشمان تیزبین و دستِ بلندِ نظام پهلوی سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در سال ۱۳۳۵ با همکاری سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا (CIA) و اسرائیل (موساد) تأسیس شد، تنها یک نهاد اداری یا نظامی نبود؛ بلکه به عنوان «چشم و گوش» محمدرضا پهلوی، نقشی محوری در حفظ ثبات و تداوم قدرت سلطنت ایفا می‌کرد. در نگاه شاه، ساواک ابزاری حیاتی برای مقابله با چالش‌های امنیتیِ برآمده از فضای ملتهب پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. وظیفه این سازمان تنها گردآوری اطلاعات نبود؛ ساواک مأموریت داشت تا هرگونه صدای مخالف، جریان‌های مارکسیستی، فعالیت‌های گروه‌های اسلامی و تحرکات براندازانه را در نطفه خنثی کند. در واقع، شاه امنیت خود را در گروِ نظارت حداکثری بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور می‌دید . ساواک به تدریج از یک سازمان اطلاعاتی به نهادی تبدیل شد که در تمامی ارکان جامعه حضور داشت. از دانشگاه‌ها و بازار گرفته تا محافل روشنفکری و ادارات دولتی، حضور عوامل ساواک یا خبرچینان (منابع) این سازمان، فضایی از «خودسانسوری» و بی‌اعتمادی عمومی ایجاد کرده بود. این «نظارت عمومی» باعث شد تا ساواک نه تنها در امنیت، بلکه در سیاست‌گذاری‌های کلان و فرهنگ نیز دخالت‌های مستقیم داشته باشد. دو روی یک سکه: ثبات در برابر سرکوب طرفداران حکومت وقت و برخی مورخان امنیتی، ساواک را عامل اصلی جلوگیری از فروپاشی کشور در میانه‌ی جنگ سرد و مهار گروه‌هایی می‌دانند که معتقد بودند به دنبال ایجاد هرج‌ومرج یا وابستگی به بلوکشرق هستند. از دیدگاه این گروه، ساواک سدی در برابر نفوذ بیگانه و ضامن ثباتِ دورانِ توسعه‌گرایی بود در مقابل، منتقدان و مبارزان سیاسی، ساواک را نمادِ استبداد و سرکوبِ سیستماتیک می‌دانند. شکنجه‌های کمیته مشترک ضدخرابکاری، دستگیری‌های خودسرانه و فضای رعب‌آوری که این سازمان در زندان‌های سیاسی ایجاد کرده بود، به یکی از بزرگترین پاشنه‌های آشیل حکومت پهلوی تبدیل شد که در نهایت منجر به انزوای سیاسی حکومت و خشم عمومی در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ گشت. در کل می توان گفت ساواک نمونه‌ای کلاسیک از نهادهای امنیتی در رژیم‌های اقتدارگرا است؛ نهادی که تلاش داشت با تکیه بر اطلاعات و سرکوب، زمان را برای حکومت متوقف کند. اما تاریخ نشان داد که «چشم و گوش» بودن در فضای امنیتی، به قیمت «ناشنوا و نابینا» شدن در برابر خواسته‌های واقعی جامعه تمام شد. در نهایت، همین سیستم امنیتی که برای حفظ نظام طراحی شده بود، با ایجاد فاصله میان مردم و حکومت، ناخواسته به یکی از عوامل تسریع‌کننده روند تحولات منجر به سقوط سلطنت تبدیل شد. undefinedدرخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید: ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt ‌ کانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی undefined@atu_khabar_o_resane
thumbnail
undefined#برمدارِ_زمان

undefinedمجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان
undefinedفصل"دوم" | قسمتِ "بیست‌و‌سوم"زنی از آهن، خاندانی از شیشهundefinedفاطمه سوری دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
اشرف‌الملوک پهلوی، در تاریخ معاصر ایران نامی‌ست که همزمان، هم تحسین و هم نفرت را برمی‌انگیزد. او در ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران و تنها پنج ساعت پس از برادر دوقلویش، محمدرضا، متولد شد. سرنوشت او از همان آغاز، با سیاست گره خورده بود. در ۱۷ سالگی، به دلایل سیاسی و بدون هیچ زمینه عاطفی، به ازدواج علی محمد قوام درآمد؛ پیوندی که خود بعدها با تلخی از آن یاد کرد و نوشت که ای کاش به جای لباس سفید عروسی، جامه‌ای سیاه بر تن میکرد. این ازدواج پس از شش سال به طلاق انجامید و شهرام، حاصل آن بود. سپس با احمد شفیق، تاجری مصری، پیوند بست که ثمره‌اش شهریار و آزاده بودند، اما این ازدواج نیز به جدایی ختم شد. سومین همسر او، مهدی بوشهری، گرچه تا پایان عمر در کنارش ماند، اما اشرف بعدها با صراحتی کم‌نظیر اعتراف کرد: «من هرگز مادر خوبی نبوده‌ام، زیرا شیوه زندگی‌ام به من اجازه نداد با فرزندانم وقت بگذرانم».جاه‌طلبی و نفوذ بی‌بدیل اشرف در پس پرده سیاست بود که نام او را در تاریخ ماندگار کرد. او در مقام قدرتمندترین مشاور برادرش، نقشی محوری در سرنوشت ایران ایفا کرد. نقطه اوج این نفوذ، در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق متجلی شد. اسناد تاریخی روایت میکنند که وقتی محمدرضا شاه در برابر طرح برکناری مصدق مردد بود، این اشرف بود که به عنوان آخرین تیر ترکش، مأمور متقاعد کردن وی شد. خود او در خاطراتش این مأموریت را نتیجه اعتماد کامل طراحان کودتا به «کسی که وفاداری‌اش مطلق بود» توصیف کرده است.نفوذ اشرف را «قدرت پشت برادر» می‌نامیدند. او حضوری فعال در تأسیس روزنامه اطلاعات برای هدایت افکار عمومی داشت و به چنان جایگاهی در هرم قدرت رسیده بود که حتی در زندگی خصوصی شاه نیز مداخله میکرد. او تجسم قدرت مطلق و رایزنی سیاسی بود تا جایی که ژوزف استالین، رهبر شوروی، تحت تأثیر ملاقاتی با او، وی را «زنی از آهن» خوانده بود.اشرف پهلوی در عرصه اقدامات اجتماعی نیز چهره‌ای پیشرو، اما بحث‌برانگیز بود. او به همراه خواهرش شمس، در زمره نخستین زنان ایرانی بود که در دهه ۱۳۱۰ شمسی، با کنار گذاشتن حجاب از سر، نماد رسمی سیاست‌های کشف حجاب رضاشاه شدند. در ادامه، به عنوان یکی از مدافعان پرنفوذ حقوق زنان، سالها به عنوان نماینده ایران در کمیسیون حقوق بشر و کمیسیون مقام زن در سازمان ملل فعالیت کرد و از لغو قوانین بازدارنده زنان در سطح جهانی سخن راند.اما نفوذ بلامنازع اشرف، از عرصه قدرت سیاسی فراتر رفته و در تار و پود اقتصاد ایران نیز ریشه دوانده بود. او به واسطه جایگاه خود در مرکز ثقل تصمیم‌گیری‌های کلان، به یکی از بازیگران اصلی در توزیع ثروت و منابع کشور تبدیل شد. اشرف با بهره‌گیری از نفوذ خود بر بانک‌ها، نهادهای اعتباری و وزارتخانه‌های اقتصادی، مجوزها و وام‌های کلانی را برای شرکای تجاری خود تضمین می‌کرد. این رویه که به شکلی سیستماتیک انجام می‌گرفت، او را به شریکی ناگزیر برای سرمایه‌دارانی تبدیل کرد که برای پیشبرد پروژه‌های صنعتی و تجاری خود، چاره‌ای جز جلب رضایت او و پرداخت سهم وی نداشتند. فساد اقتصادی، رانت و باج‌خواهی، بخش جدایی‌ناپذیر از پرونده فعالیت‌های مالی او به شمار می‌رفت؛ چنانکه نامش با پرونده‌های قاچاق و سوءاستفاده‌های کلان مالی در مطبوعات بین‌المللی گره خورد و حتی ماجرای دستگیری او به اتهام قاچاق هروئین در ژنو، به رسوایی بزرگی برای دربار پهلوی بدل شد. به این ترتیب، اشرف نه تنها در شکل‌دهی به سیاست‌های کلان اقتصادی دوره پهلوی نقشی تعیین‌کننده داشت، بلکه خود به نماد فساد و تبعیض اقتصادی نظامی تبدیل شد که از درون در حال فروپاشی بود.او که به «پلنگ سیاه» در میان رسانه‌های فرانسه شهرت یافته بود، شخصیتی را به نمایش می‌گذاشت که خود آن را «سرکش، شورشی و متکی به نفس» توصیف میکرد.با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، جهان اشرف فروریخت. او که روزی مهره اصلی بازی در کاخ‌های تهران بود، این بار سرگردان در هتل‌های نیویورک، پاریس و مونته‌کارلو، روزگار را به تماشای فیلمهای نوستالژیک ایران و خاطرات تلخ گذراند. تراژدی زندگی او با انقلاب پایان نیافت؛ در دی ۱۳۵۸، فرزندش شهریار در خیابان‌های پاریس ترور شد. اشرف که روزگاری در اوج شکوه و جاه‌طلبی زیسته بود، واپسین سالهای عمر را در غربت و انزوا سپری کرد و سرانجام در ۱۷ دی ۱۳۹۴، در ۹۶ سالگی در مونته‌کارلو درگذشت.
undefinedدرخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید:ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Btکانون خبر و رسانه دانشگاه علامه‌طباطبائی undefined@atu_khabar_o_resane
undefined۲

۱۱۹

۹:۲۹