اشرفالملوک پهلوی، در تاریخ معاصر ایران نامیست که همزمان، هم تحسین و هم نفرت را برمیانگیزد. او در ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران و تنها پنج ساعت پس از برادر دوقلویش، محمدرضا، متولد شد. سرنوشت او از همان آغاز، با سیاست گره خورده بود. در ۱۷ سالگی، به دلایل سیاسی و بدون هیچ زمینه عاطفی، به ازدواج علی محمد قوام درآمد؛ پیوندی که خود بعدها با تلخی از آن یاد کرد و نوشت که ای کاش به جای لباس سفید عروسی، جامهای سیاه بر تن میکرد. این ازدواج پس از شش سال به طلاق انجامید و شهرام، حاصل آن بود. سپس با احمد شفیق، تاجری مصری، پیوند بست که ثمرهاش شهریار و آزاده بودند، اما این ازدواج نیز به جدایی ختم شد. سومین همسر او، مهدی بوشهری، گرچه تا پایان عمر در کنارش ماند، اما اشرف بعدها با صراحتی کمنظیر اعتراف کرد: «من هرگز مادر خوبی نبودهام، زیرا شیوه زندگیام به من اجازه نداد با فرزندانم وقت بگذرانم».جاهطلبی و نفوذ بیبدیل اشرف در پس پرده سیاست بود که نام او را در تاریخ ماندگار کرد. او در مقام قدرتمندترین مشاور برادرش، نقشی محوری در سرنوشت ایران ایفا کرد. نقطه اوج این نفوذ، در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق متجلی شد. اسناد تاریخی روایت میکنند که وقتی محمدرضا شاه در برابر طرح برکناری مصدق مردد بود، این اشرف بود که به عنوان آخرین تیر ترکش، مأمور متقاعد کردن وی شد. خود او در خاطراتش این مأموریت را نتیجه اعتماد کامل طراحان کودتا به «کسی که وفاداریاش مطلق بود» توصیف کرده است.نفوذ اشرف را «قدرت پشت برادر» مینامیدند. او حضوری فعال در تأسیس روزنامه اطلاعات برای هدایت افکار عمومی داشت و به چنان جایگاهی در هرم قدرت رسیده بود که حتی در زندگی خصوصی شاه نیز مداخله میکرد. او تجسم قدرت مطلق و رایزنی سیاسی بود تا جایی که ژوزف استالین، رهبر شوروی، تحت تأثیر ملاقاتی با او، وی را «زنی از آهن» خوانده بود.اشرف پهلوی در عرصه اقدامات اجتماعی نیز چهرهای پیشرو، اما بحثبرانگیز بود. او به همراه خواهرش شمس، در زمره نخستین زنان ایرانی بود که در دهه ۱۳۱۰ شمسی، با کنار گذاشتن حجاب از سر، نماد رسمی سیاستهای کشف حجاب رضاشاه شدند. در ادامه، به عنوان یکی از مدافعان پرنفوذ حقوق زنان، سالها به عنوان نماینده ایران در کمیسیون حقوق بشر و کمیسیون مقام زن در سازمان ملل فعالیت کرد و از لغو قوانین بازدارنده زنان در سطح جهانی سخن راند.اما نفوذ بلامنازع اشرف، از عرصه قدرت سیاسی فراتر رفته و در تار و پود اقتصاد ایران نیز ریشه دوانده بود. او به واسطه جایگاه خود در مرکز ثقل تصمیمگیریهای کلان، به یکی از بازیگران اصلی در توزیع ثروت و منابع کشور تبدیل شد. اشرف با بهرهگیری از نفوذ خود بر بانکها، نهادهای اعتباری و وزارتخانههای اقتصادی، مجوزها و وامهای کلانی را برای شرکای تجاری خود تضمین میکرد. این رویه که به شکلی سیستماتیک انجام میگرفت، او را به شریکی ناگزیر برای سرمایهدارانی تبدیل کرد که برای پیشبرد پروژههای صنعتی و تجاری خود، چارهای جز جلب رضایت او و پرداخت سهم وی نداشتند. فساد اقتصادی، رانت و باجخواهی، بخش جداییناپذیر از پرونده فعالیتهای مالی او به شمار میرفت؛ چنانکه نامش با پروندههای قاچاق و سوءاستفادههای کلان مالی در مطبوعات بینالمللی گره خورد و حتی ماجرای دستگیری او به اتهام قاچاق هروئین در ژنو، به رسوایی بزرگی برای دربار پهلوی بدل شد. به این ترتیب، اشرف نه تنها در شکلدهی به سیاستهای کلان اقتصادی دوره پهلوی نقشی تعیینکننده داشت، بلکه خود به نماد فساد و تبعیض اقتصادی نظامی تبدیل شد که از درون در حال فروپاشی بود.او که به «پلنگ سیاه» در میان رسانههای فرانسه شهرت یافته بود، شخصیتی را به نمایش میگذاشت که خود آن را «سرکش، شورشی و متکی به نفس» توصیف میکرد.با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، جهان اشرف فروریخت. او که روزی مهره اصلی بازی در کاخهای تهران بود، این بار سرگردان در هتلهای نیویورک، پاریس و مونتهکارلو، روزگار را به تماشای فیلمهای نوستالژیک ایران و خاطرات تلخ گذراند. تراژدی زندگی او با انقلاب پایان نیافت؛ در دی ۱۳۵۸، فرزندش شهریار در خیابانهای پاریس ترور شد. اشرف که روزگاری در اوج شکوه و جاهطلبی زیسته بود، واپسین سالهای عمر را در غربت و انزوا سپری کرد و سرانجام در ۱۷ دی ۱۳۹۴، در ۹۶ سالگی در مونتهکارلو درگذشت.
۱۱۹
۹:۲۹