بله | کانال بهارین آرت | شماره‌دوزی
عکس پروفایل بهارین آرت | شماره‌دوزیب

بهارین آرت | شماره‌دوزی

۱۱۹ عضو
thumbnail

۱۸:۰۹

بیشتر شماره‌دوزها عادت دارن کارگاه گلدوزی رو توی دستشون بگیرن؛ اما وقتی پروژه بزرگ‌ و زمان‌بر باشه یا نیاز به تسلط بیشتری داشته باشیم، استفاده از پایه‌ی گلدوزی کار رو خیلی راحت‌تر میکنه.پایه‌های گلدوزی معمولا از چند قطعه‌ی جدا تشکیل میشن که باید طبق راهنمای خود اون پایه سرهم بشن.از نظر محل قرار گرفتن و استفاده، میشه پایه‌ها رو به سه دسته‌ی کلی تقسیم کرد:@baharinart

۱۲:۵۶

thumbnail
۱. پایه‌های رومیزی
- مدل‌هایی که به یک جای ثابت مثل لبه‌ی میز متصل میشن.
- مدل‌هایی که پایه‌‌های کشویی و متحرک دارن و روی سطح میز قرار میگیرن.@baharinart

۱۳:۰۰

thumbnail
۲. پایه‌های روپایی (نشسته)
- مدل‌های بدون بازو که روی پا (زیر قسمت ران) یا میز قرار میگیرن.
- مدل‌های چندبازو و متحرک که امکان استفاده روی پا، زمین و میز رو دارن.@baharinart

۱۳:۰۲

thumbnail
۳. پایه‌های زمینی
- مدل‌های ایستاده که ثابت روی زمین قرار میگیرن.
- مدل‌های چندبازو و متحرک با طراحی ارگونومیک که هم روی زمین و هم روی میز قابل استفاده هستن.@baharinart

۱۳:۰۳

thumbnail
با نام و یاد خدا، شروع پروژه‌ی جدیدundefined
۴ دی ۱۴۰۴@baharinart

۱۴:۴۸

چند روز پیش زیر پست یه کانال دیدم یه نفر عکس پروژه‌اش (House in the Forest) رو گذاشته بود.(فکر کنم من اولین ایرانی‌ای هستم که این پروژه رو کار کرده و بقیه همه روس بودن.)خیلی توجهم جلب شد. از اون‌جایی که هیچی از زبان روسی متوجه نمیشم، با کمک چت‌ جی‌پی‌تی متن رو ترجمه کردم. دقیقا حسی که نوشته بود، عین حس خودم بود.undefinedنوشته بود: پایان دیوونه‌ خونه در جنگل.یکی ازش پرسیده بود: چرا دیوونه‌ خونه؟!گفته بود: چون تا حالا طرحی پیچیده‌تر از این ندیدم، با اون نخ‌های ترکیبی وحشتناکش.undefined@baharinart

۱۷:۰۸

thumbnail
پیشرفت پروژه undefined
یک‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴@baharinart

۲۰:۲۵

thumbnail
پیشرفت پروژه تا الان. undefined
سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴@baharinart

۱۸:۱۱

سلام به همراهان عزیزخواستم به اطلاع‌تون برسونم برای مدتی امکان بروز کردن کانال رو ندارم و برنامه‌ای که از قبل مشخص شده بود، به خاطر مشکل به وجود آمده، به زمان دیگه‌ای موکول میشه.تندرست و سلامت باشید و خوشحال میشم همچنان همراه کانال بمونید.
پ.ن: من این روزها درگیر پرستاری از یکی از عزیزانم هستم، اگه پیامی بیاد و فرصت کنم سعی میکنم پاسخگو باشم اما ممکنه یه موقع نتونم و دیرتر جواب بدم.@cspatterns | @baharinart

۱۱:۲۵

thumbnail
پیشرفت پروژه undefinedبعد از چند هفته، دیشب سراغ پروژه رفتم، هر چند خیلی کم.دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴@baharinart

۲۰:۵۱

بازارسال شده از علی رکاب
thumbnail
روزها و شب‌های عجیبی رو می‌گذرونیمحال و هوای محرم است ولی محرم نیست، رمضان استدر خیابان‌ها دسته‌های مردم در حرکتندتصاویر مربوط به جاهایی هست که امشب خودم حضور داشتمدر تمام تهران و شهرهای دیگر این برنامه به راه بوده و مردم تا پاسی از شب کف خیابان پرچم را برافراشته بودندخون او ایران را زنده‌تر کرده است
جنگنامه یک کتابفروش:
undefinedundefinedundefined @alir0ckab
..

۲۱:۳۱

سلامما خوبیم، نگران نباشید.از دیروز شدت انفجارها در بعضی مناطق تهران بیشتر شده. بامداد از صدای موج انفجارها از خواب پریدیم و دیگه خوابمون نبرد تا بعدِ سحر که تونستیم چند ساعتی بخوابیم.الان که روز شده و همه جا روشنه ستون‌های سیاهی از دود در آسمان دیده میشه.@baharinart

۴:۱۱

این روزها دم هر کسی که پای کار ایران مونده و هست گرم!خدا قوتundefinedundefinedundefinedundefined@baharinart

۴:۴۷

بازارسال شده از سِدخارجی
thumbnail
یه خیلی «دمتون گرم» بدهکاریم... undefinedundefined@Sedkhareji undefined

۴:۵۵

thumbnail
پارچه: ورق پلاستیکی، ۱۴ کانت نخ: پنگوئن
+ به یادِ امام شهید و همه‌ی شهیدان وطنundefined@baharinart

۱۲:۲۸

بازارسال شده از در آن نیامده ایام
thumbnail
undefined با اشک و با لبخند، روزت مبارک ایران من
در تجمعات مخصوصاً این بزرگ‌ترها مثل تشییع‌ها، همیشه می‌خواهم و آرزو می‌کنم چند نفر باشم. یکی شعار بدهد، یکی فیلم بگیرد، یکی پرچم بچرخاند، یکی عکس بگیرد، یکی گریه کند، یکی سینه بزند، یکی بایستد، یکی راه برود، و مهم‌تر از همه، یکی که فقط بنشیند و تماشا کند. تماشا کند اینهمه آدم عجیب و دوست‌داشتنی و زیبا و باعظمت و قصه‌دار را. لانگ‌شات برای نمایش جمعیت ضروری است ولی از لانگ‌شات نمی‌فهمی اینجا چه آدم‌هایی هستند و چقدر زیبایند و چقدر می‌شود جانت را راحت فدایشان کنی. باید به یکی یکی‌شان نگاه کرد. که کار من نیست. من ذاتا آدم کلوزشاتی نیستم. قدیم‌ها که جدی عکاسی می‌کردم هم هیچ‌وقت رویم نمی‌شد با دوربین زل بزنم توی صورت سوژه. اما‌ یکی باید این کار را بکند و قصه‌های مهم این آدم‌ها را ثبت و روایت کند.
امروز یکی از جاهایی که خیلی دلم می‌خواست چندنفر باشم، لحظهٔ عجیب و نفس‌گیری بود که قرار شد در تشییع سردار تنگسیری (+ سردار اسحاقی و خانوادهٔ این سردار) همه مردم با هم سرود ملی بخوانند. خیلی لحظهٔ خاصی بود، مردم خیلی عجیب بودند، بیشترشان با حالت سلام نظامی پشت پیکر سردار سرود را خواندند. این عجیب‌ترین، هیجان‌انگیزترین و باشکوه‌ترین سرود ملی بود که در همه عمرم خواندم و دیدم. و مشکل هم همین بود هم باید می‌خواندم هم می‌دیدم. نمی‌دانستم کی بخواند؟ کی تماشا کند؟ کی فیلم بگیرد؟ کی پرچم بچرخاند؟ کی لبخند غرور بزند؟ و کی‌ اشک‌ عاشقی بریزد؟! کاش چندنفر بودم، کاش همه بودم، آخر همه کارها را نصفه‌نیمه انجام دادم.
این فیلم نصفه‌نیمه هم بماند به یادگار ازباشکوه‌ترین سرود ملی جهان undefined<img style=" />undefinedدر ایران شهیدان undefinedو تهران سربلند undefined
#روایت_جنگ@FihMaFih

۱۵:۴۳

thumbnail
پیشرفت پروژهundefined
۱۶ فروردین ۱۴۰۵@baharinart

۴:۵۱

thumbnail
بعد از چند وقت نشستم سر پروژه قشنگمundefined
پیشرفت پروژه undefined
۹ اردی‌بهشت ۱۴۰۵@baharinart

۶:۰۲

thumbnail
من خوشبختم که همراهان بامعرفتی دارم که به یادم هستن.بماند به یادگارundefinedundefined۱۲ اردی‌بهشت ۱۴۰۵@baharinart

۶:۵۲