بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۴:۲۷
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۶:۴۶
ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز؟
#نظامی
#نظامی
۲۰:۴۹
پیشخوان: امیدوارم هرجا هستید سالم و سلامت و در امان و امنیت باشید.
همهچیز که قطع شد، این وبلاگنویس قدیمی هم برگشت به وبلاگ. به بهشت گمشده و آرمانشهر متروکه. و البته فرصتی هم نبود که نشانیاش را جایی بگذارم: FihMaFih.blog.ir
بیان وضع جالبی ندارد، البته مهم این است که کار میکند و بخش زیادی از امکانات خوبش را دارد. ولی بهروز نیست و یک چیزهایی خراب است. مثلاً تقویمش یک روز جلوست! یا آمار بازدید و بستههایش قفل است فعلا .
در این ۱۱ روز، از ۱۸ دی، ۱۱ تا مطلب در وبلاگم منتشر کردم که به استثنای یکیش هیچکدام اینجا نیست. پنجتایش یادداشت بود و باقی شعر و حدیث. تعدادی هم کامنت نوشتم و خواندم و جواب دادم. طبیعتاً در این روزها مسئلهٔ اصلیام سیاست و وطن بود و اکثر کامنتهای دریافتیام سیاسی بود. در میان کامنتهای مخالف، اکثریت قاطع بدون هیچ منطق و استدلالی، فقط فحاشی بود و من به جز آنها که فحش ناموسی خیلی زشت داشتند بقیه را تایید کردم و پاسخ دادم.
{ تنها مطلبی هم که بیرون از وبلاگ نوشتم باز از جنس سیاست و وطن بود: «شعر شاملو برای شاه» }
این مدت یک عالمه مطلب از دیگر وبلاگنویسان هم خواندم. از روزمرهنویسها، از تبلیغاتچیها، از اداییها، از وظیفهگراها، از ایرانستیزها و سلطنتطلبها، از وطنپرستها و از ایرانطلبها، از نفرتپراکنها، از امیدپراکنها، از کسی که هرروز درباره وضعیت اتصال یا قطعی اینترنت مطلب مینوشت، از کسی که با دهتا وبلاگ تبلیغ و شماره فحشا و اجارهٔ زنان برای ده شهر مختلف را میگذاشت، از وبلاگی که مسجد یا نهاد امام جمعهٔ یک روستای کوچک هرروز اخبار رسمی آن روستا را به اطلاع میرساند و از کسی که در شلوغترین و خونینترین شبها هم هرشب وبلاگش را با جهان فانتزی کرهٔ جنوبیاش بهروز میکرد. وبلاگنویسها خیلی کم شدهاند و شاید نصفشان دیگر اصلا وبلاگنویس نباشند.
القصه دلم حسابی برای وبلاگ تنگ شده بود و البته تا حدی هم دلی از عزا درآوردم، با چرخیدن در وبلاگستان. همچنان و همچنان هیچچیز جای وبلاگ را نگرفته و نخواهد گرفت. جا نه به معنای فرصت زمانی، به معنای فرصت وجودی.
اما ۱۰ مطلبی که آنجا گذاشتم و اینجا نیست فعلا:
۱. مراحل تنشهای خیابانی در ایران و دیگر کشورهای جهان جنوب
۲. آموزش کودتا در ایران، با دکترین آمریکایی
۳. «نخوانند بر ما کسی آفرین | چو ویران بود بوم ایرانزمین»
۴. یک دیالوگ خیابانی: این بود حکومت علی؟
۵. و باز هم: «ایران زخمی»
۶. روایتِ خیزشِ امروزِ تهران: ۲۲ دی ۱۴۰۴
۷. حدیثی از امام کاظم علیه السلام
۸. «چو ایران نباشد تن من مباد»
۹. «شمعی برای شب مهمانی تو»
۱۰. حدیثی از پیامبر خاتم (صل الله علیه و آله)
@FihMaFih
۲۲:۰۸
دیماه و چه دیماه؟ که چون آذر سوختدیماه و چه دی...؟ که سوخت همچون اسفند
۷:۱۸
درست است که ماه رجب امسال، حسابی دیآلود شد! و اندوهگین، و درست است که قمری شد که (با همه زیبایی و درخشندگی) در چنگ عقرب افتاد! ولی در هرصورت این ماه فرصتی عظیم و معنوی در عرفان و سلوک اسلامی است و چون آخرین ساعات ماه رجب است گفتم خوب است برای دل خودم و دوستانم بنویسم:
ماه رجب سه دعای کوتاه زیبای بسیار لطیف، خواندنی و عرفانی دارد. من قبلاً سعی کردهام ترجمهای نسبتا روان و درست از هر سه تهیه کنم. پیشنهاد بیراهی نیست که امشب برای وداع و خداحافظی با این ماه خوب خدا و ماه منسوب به امیرمومنان این سه دعا را یکبار با توجه به معنایش بخوانیم. و البته اگر با ترجمهٔ بنده بخوانید، روح من و ارواح رفتگانم نیز شاد خواهد شد. باشد که به زمزمه و دعای شما، رنجهای بیشمار این روزهای وطن و هموطنانمان نیز التیامی پیدا کند.
اما لینک متن و ترجمهٔ این سه دعا:
۱. یا من ارجوه لکل خیر...
۲. یا من یملک حوائج السائلین...
۳. خاب الوافدون علی غیرک...
#دعا@FihMaFih
۲۰:۰۲
۳۱۱۷ را فراموش نخواهم کرد
۳۱۱۷ عدد خیلی بزرگی است.مخصوصاً برای این بازهٔ زمانی اندک خیلی زیاد است.۲۴۱۷ هم عدد خیلی بزرگی است.حتی ۶۹۰ هم عدد بزرگی است،هرچند دربرابر عدد قبلی، عدد چندان بزرگی نیست،دستکم باید گفت: عدد عادلانهای نیست.وقتی ویدئوهای تجمع و توحش زامبیوار جماعتی صدنفره بالای سر یک یا دو سه آدم را میبینم که مثل حرامیهای لشگر یزید ریخته باشند سر یک جان شریف و پاک (که هیچ نیتی جز نجات دیگران را نداشته)، و حتی دست از سر جسدش هم برنمیدارند عدد ۶۹۰ خیلیخیلی کم و کوچک است، خیلیخیلی ناچیز و ناعادلانه است در برابر ۲۴۱۷.این یک درد است.
و درد دیگر -شاید بزرگتر- این است:ظاهراً تمام، یا اکثریت قاطع آن ۳۱۱۷ خون که بر زمین ریخت (ظالم یا مظلوم، باشرف یا بیشرف، اینطرفی یا آنطرفی) خونِ ایرانی است.
انصاف و اخلاق حکم میکند به تاوان ۲۴۱۷ فکرکنیم و از آن ساده نگذریم.
ولی همت و حمیّت هم حکم میکند به گرفتن انتقام ۳۱۱۷ برخیزیم،از هر آن جانور مضر و خونخوار که از آنسوی جهان و برای بلعیدن ایران، باعث شد تا خون ایرانیان بر زمین بریزد.
«تا چند باید
با خود ستیزیم؟
وقت است تا خون از سر شیطان بریزیم»
@FihMaFih
۳۱۱۷ عدد خیلی بزرگی است.مخصوصاً برای این بازهٔ زمانی اندک خیلی زیاد است.۲۴۱۷ هم عدد خیلی بزرگی است.حتی ۶۹۰ هم عدد بزرگی است،هرچند دربرابر عدد قبلی، عدد چندان بزرگی نیست،دستکم باید گفت: عدد عادلانهای نیست.وقتی ویدئوهای تجمع و توحش زامبیوار جماعتی صدنفره بالای سر یک یا دو سه آدم را میبینم که مثل حرامیهای لشگر یزید ریخته باشند سر یک جان شریف و پاک (که هیچ نیتی جز نجات دیگران را نداشته)، و حتی دست از سر جسدش هم برنمیدارند عدد ۶۹۰ خیلیخیلی کم و کوچک است، خیلیخیلی ناچیز و ناعادلانه است در برابر ۲۴۱۷.این یک درد است.
و درد دیگر -شاید بزرگتر- این است:ظاهراً تمام، یا اکثریت قاطع آن ۳۱۱۷ خون که بر زمین ریخت (ظالم یا مظلوم، باشرف یا بیشرف، اینطرفی یا آنطرفی) خونِ ایرانی است.
انصاف و اخلاق حکم میکند به تاوان ۲۴۱۷ فکرکنیم و از آن ساده نگذریم.
ولی همت و حمیّت هم حکم میکند به گرفتن انتقام ۳۱۱۷ برخیزیم،از هر آن جانور مضر و خونخوار که از آنسوی جهان و برای بلعیدن ایران، باعث شد تا خون ایرانیان بر زمین بریزد.
«تا چند باید
با خود ستیزیم؟
وقت است تا خون از سر شیطان بریزیم»
@FihMaFih
۲۳:۳۸
بازارسال شده از مجله میدان آزادی
ویژه اکران انیمیشنهای اقتباسی
#مجله_میدان_آزادی
۱۶:۳۷
بازارسال شده از مجله میدان آزادی
#مجله_میدان_آزادی#نقد_و_تماشا
۲۰:۲۷
بازارسال شده از مجله میدان آزادی
هفته اول: «غول آهنی»
#نقد_و_تماشا #مجله_میدان_آزادی
۱۰:۴۴
بازارسال شده از در آن نیامده ایام
صلوات شعبانيه - حاج حسن آقا.mp3
۰۳:۳۲-۴.۸۸ مگابایت
۰:۰۸
بازارسال شده از مجله میدان آزادی
#مجله_میدان_آزادی#نقد_و_تماشا
۷:۰۰
طبق همۀ شواهد و تحلیلهای داخلی و خارجی چهارشنبه ۲۴ دی، روز قطعی حملۀ آمریکا به ایران بود. حملهای که تمام زمینههای نظامی، رسانهای، روانی، لجستیکی، حقوقی و دیپلماسیاش فراهم شده بود. آنچه این حمله را لغو کرد یا به تعویق انداخت، حضور میلیونی مردم ایران در ۲۲ دی بود.
همچنان هم با این ناوکشیها و استقرارهای نظامی آمریکا و اضطرابهای شدید سیاسی امنیتی داخلی خودش؛ خطر حمله جدی است.
آنچه این حمله را «لغو»، یا «تعلیق»، یا «محدود» و در هر صورت «تضعیف» خواهد کرد، در کنار قدرت نظامی امنیتی ایران، ولی بیش از آن و بیش از همهچیز، میزان جمعیتِ شرکتکننده در راهپیمایی ۲۲ بهمن است.
حضور من و شما -قطعاً- مایۀ اضطراب و سردرگمی آمریکا و اسرائیل است.و عدم حضور من و شما نیز -قهراً- مایۀ دلگرمی و گستاخی بیشترشان.
@FihMaFih
۲۱:۵۴
(رفیعپور در جایی از این کتاب به کتاب کورزمن هم اشاره میکند و برای تلاش علمی عظیمش احترام قائل میشود اما تقریباً بدون آوردن هیچ استدلال فراگیر و محکمی آن را کنار میگذارد؛ درحالیکه مشخصا آنتیتز نظریه رفیعپور هم در کتاب کورزمن وجود دارد)
[ادامه
۱۶:۰۲
در آن نیامده ایام
* دریغ است ایران که ویران شود* (معرفی و نقد کتابی از پروفسور «فرامرز رفیعپور») [ صفحهٔ ۱/۲ ]
هرسال بهمنماه اینجا کتابی متفاوت را دربارهٔ تحلیل و بازخوانی انقلاب ایران معرفی کردم. یکبار همهٔ این تحلیلها را به سه بخش مدرن، بینابین و پستمدرن تقسیم کردم و گفتم چرا فقط معتقد به دو گروه آخر هستم. ولی امسال تصمیم گرفتم برای اولینبار یک تحلیل مدرن را معرفی و نقد کنم که اتفاقاً چندان هم موافقش نیستم
پروفسور #فرامرز_رفیع_پور از مهمترین جامعهشناسان و استادان علوم اجتماعی در ایران است. او از متفکران ایرانیایست که سعی میکند با ترکیب دانش بسیار و دلسوزی بسیارش برای ایران به تبیینی کامل درباره چرایی و چگونگی انقلاب برسد و از این نظر خواندن پژوهشهای او مخصوصاً با دید نقادانه بسیار مفید و آموزنده است. (دید نقادانهای که خود آن را در سطرسطر نوشتههایش به ما آموزش میدهد)
یکی از مهمترین و جامعترین تلاشهای رفیعپور برای تبیین انقلاب مربوط به کتاب مهم و جنجالی #توسعه_و_تضاد است. فصل اول این کتاب خود کتابی در آموزش و بررسی نظریههای انقلاب است.
اینجا قبلا کتابی را برایتان معرفی کردهام که تا هنوز بهنظرم دقیقترین تحلیل انقلاب ایران است: #انقلاب_تصورناپذیر_در_ایران (نشرهای دیگر با نامهای دیگر منتشر کردهاند) نوشتهٔ متفکر آمریکایی چارلز کورزمن. رفیعپور در توسعه و تضاد (که پس از این کتاب نوشتهشده و احتمالاً نظری هم به آن داشته) بسیار شبیه به کورزمن عمل میکند و دقیقا برعکس او! یعنی چی؟ یعنی او هم نظریههای متعددی را درمورد انقلاب ایران مطرح میکند ولی برخلاف کورزمن که با روشی پیشرفته، پستمدرن و ابطالپذیر اشکال هر نظریه را نشان میدهد، اتفاقاً سعی میکند با روشی مدرن و بلکه سنتی، بین تمام نظریات جمع کند! و به تبیینی برسد که گویی خلاصهٔ تمام نظریات انقلاب است!
آنچه در این تبیین، هم ارزشمند است و به ما دیدی راهبردی میبخشد و هم افراط رفیعپور در آن باعث میشود کمی او را از واقعیت دور کند، رویکرد و توجه او به مطالعات پسااستعماری است. رویکردی که در بسیاری از تحلیلهای ایرانی جایش خالی است و اگر هم هست با دقت علمی همراه نیست. این نکته اولا؛ رویکرد تاریخی رفیعپور ثانیا و نزدیکیاش به دل حوادث ایران ثالثا باعث میشود اثر او یک اثر مغتنم باشد و همین هم باعث شد انتخاب امسال من هم این اثر شود. (رفیعپور در جایی از این کتاب به کتاب کورزمن هم اشاره میکند و برای تلاش علمی عظیمش احترام قائل میشود اما تقریباً بدون آوردن هیچ استدلال فراگیر و محکمی آن را کنار میگذارد؛ درحالیکه مشخصا آنتیتز نظریه رفیعپور هم در کتاب کورزمن وجود دارد) [ادامه
] @FihMaFih
چرا؟دیگر روزگار اینکه مثلاً چنگیز در مغول، ناصرلدینالله در حجاز و فردریک دوم در روم، استبدادهای مستقل و مخصوص به خودشان را داشتند گذشته؛ و با شروع عصر استعمار، به قول بعضی فیلسوفان دوران #استبداد_جامع آغاز شده، پس ما در هر جای عالم باشیم در سیطرهٔ بخشی از این نظامیم؛ انکار این مسئله استعمار را حذف یا محدود نمیکند، ما را احمق و کوتهبین بار میآورد (امری که در وقایع جهانی سهسال اخیر برای تمام جهان بیش از پیش آشکار شده). این است که بازخوانی انقلاب وقتی با دید مطالعات پسااستعماری و مرور تاریخ استعمار همراه باشد -ولو در فرمی مدرنیستی و کاملا متعهد به نظریات کلیشهای غربی- بسیار ارزشمند و مغتنم و خواندنیست.
استاد رفیعپور در کتاب توسعه و تضاد اینگونه از نقد کورزمن فرار میکند که: انقلابها چون عموما آنی هستند اساسا غیرقابل پیشبینی هستند و نظریههای انقلاب پس از انقلاب باید تبیین شوند! حال آنکه اولا طبق تمام مطالعات فلسفه علم علم باید قدرت پیشبینی داشته باشد وگرنه چندان علم نیست و تاریخ است، ثانیا طبق گواهی نظریهها و تاریخ این پیشبینیناپذیری ذاتی انقلاب نیست و خیلی از انقلابها و حتی فرجامشان توسط متفکران یا نهادهای امنیتی پیشبینی شدهاند و ثالثا طبق خود دادههای استعمارشناسیِ دکتر رفیعپور، استعمار در طراحی بسیاری از کودتاها و شورشها و... دست داشته، پس آنچه قابل طراحی است یعنی قابل پیشبینی هم هست!
@FihMaFih
۱۶:۰۳
چهلم شهیدان و جانباختگان دیماه هم گذشت. دستکم سههزار و صد و هفده نفر دیگر به خانه برنمیگردند. یک عالمه عضو قطعشدهٔ بدن افراد مجروح و جانباز دوباره روی تنشان سبز نمیشود؛ اما عدهای این وسط پولهایشان بیشتر شد؛ عدهای هم فالوورهایشان؛ با تکنیک دمیدن در آتش.
یک نوع از وطنفروشی، خاکفروشی است؛ اینکه تو برای پر کردن جیبت، خاک وطن و امکانات وطن را بدزدی یا به ثمن بخس به بیگانه بفروشی. اما یک نوع بدتر از وطنفروشی، خونفروشی است. اینکه برای خودنمایی، برای خودشیرینی پیش بیگانگان و رسانههایشان یا برای ثروتاندوزی باعث ریختهشدن خون هموطنانت شوی.
خیلی بیشتر از افراد و اشخاص، ویژندها و برندهای گردنکلفت اقتصادی مبتنی بر سرمایهداری و سرمایهسالاری که در دیماه از خون مردم ایران ارتزاق کردند وطنفروش و خائن بودند و مستحق پیگرد و مجازات.
یکی از این برندها #فیدیبو بود. فیدیبویی که زمانی توسط مهدی فیروزان و شرکایش تأسیس شده بود و ظاهراً اواخر دهه نود همه یا قسمت عمدهای از سهامش توسط #دیجیکالا خریداری شد.
زمانی که فراخوان پهلوی برای ۱۸ و ۱۹ دی منتشر شد، زمانی که خیابانها ناامن شد، زمانی که خون ایرانیان از طرفین درگیری و حتی افراد بیطرف بر زمین میریخت، زمانی که بعضی برندها به فعالیت طبیعی خود ادامه میدادند و بعضی برندها هماهنگ با فراخوان پهلوی (از ترس یا از طمع یا از روی اشتباه) فعالیت خود را متوقف کرده بودند؛ فیدیبو راه سومی را برگزید، نه فروش و فعالیتش را متوقف کرد، نه در حالت عادی ادامه داد؛ بلکه در بخش ویژهٔ صفحهاش فهرستی کتاب را با عنوان «پیشنهاد سردبیر» برای فروش منتشر کرد که همگی بالابرندهٔ خشم سیاسی، تهییج و نفرتپراکنی بودند؛ کتابهایی که نه فقط محتوایشان، بلکه اکثرا حتی نامشان در آن شرایط دعوت به حضور در خیابان برای کشتن و کشتهشدن بودند:
۱. خودآموز دیکتاتورها۲. خانهٔ دیکتاتور، کاخ یا گور؟۳. تاریخ سختکشی۴. ادبیات علیه استبداد۵. مردان قدرتطلب۶. ترس و لرز (ساعدی)۷. مردهخوار۸. تأدیب۹. یکتارینا
فیدیبو برای اعتراض به حکومت یا وضعیت اقتصادی کرهکرهٔ مغازهاش را پایین نکشید؛ حتی همین کتابها را رایگان برای معترضان نگذاشت؛ بلکه یک لاین فروش ویژهٔ این کتابها را در صفحهاش باز کرد!
به زبان بیزبانی یعنی: «خشمگینی؟ عصبانی هستی؟ حس میکنی حکومت دیکتاتور است؟ حس میکنی ایران شوروی است؟ آفرین! با هم معامله میکنیم: تو در این شرایط بحران امنیت کشور، پول مرا بیشتر کن و از من خرید کن، من سوار ذهنیت تو میشوم هم خشم و نفرت تو را بیشتر میکنم و هم تو و دیگران را بیشتر به مرگ و سلاخی نزدیک میکنم!».
این حد از وطنفروشی و خونفروشی، با این حجم از وقاحت و امنیت ابراز، فقط در ایران امکان تحقق دارد!
@FihMaFih
۲۲:۳۲
امان از خویش را بیخانه دیدن
خود اندر خانۀ بیگانه دیدن
سپس بیگانۀ بیخانمان را
به جای خویش، صاحبخانه دیدن!
#میرزاده_عشقی
میرزادهٔ عشقی، شاعر عاشق و جوانی بود که از پیشگامان تحول شعر فارسی و چهرههای مهم شعر دوران مشروطه بود. شعرهای عاشقانه مهم و دلانگیزی داشت، سر پر شور و شری هم. زبان سرخی هم که آخر سر سبزش را به باد داد و به دستور #شاه_شاعرکش رضاخان پهلوی در حوالی مسجد سپهسالار تهران (مدرسه مطهری) به قتل رسید.
این شعر اگر نگویم نادیده باید بگویم یک رباعی خیلی کمتردیدهشدهٔ عشقی است. شعری است که با همه کوتاهی بسیار بلند است و نشان میدهد این آدم هر اشتباه یا اشکالی داشته، در فهم سازوکار استعمار و استعمارگران بهطرز نبوغآمیزی از روزگار خود جلوتر بوده. او کسی بوده که در آن روزگار متوجه این شده که استعمارگران پیش و بیش از تصرف اراضی، در پی تصرف اذهاناند و باختن ذهن به بیگانه مقدمهٔ باختن زمین و منابع به بیگانه است.
شاعر در سطر نخست از کسی صحبت میکند که وطنی دارد، ولی با این وطن احساس بیگانگی میکند، خود را در آن وطن و آن وطن را از آن خود، جان خود، وطن خود و موضوع غیرت و تعصب و دلسوزی خود احساس نمیکند.
در سطر دوم از حالت عقدهایشدن و انگلیشدن ذهن درمورد سرزمینهای دیگر میگوید؛ از اینکه فردی مدام در خیالات و برنامههایش خود را ساکن سرزمینی دیگر میپندارد و آرزو میکند؛ (که درمورد اکثریت جهان، این سرزمین آرزوها غرب و کشورهای ثروتمندشده با پول دزدی از دیگر کشورهایند).
سپس در بیت آخر، شاعر نتیجهٔ این بیماریهای ذهنی و فرهنگی (خودبیگانگی و جهل و خودکمبینی+ غربزدگی و عقدهپرستی وخودباختگی) را باختن وطن و تصاحب سرزمین و منابع و موقعیتش توسط بیگانگان عنوان میکند؛ یعنی دقیقاً روش و بلایی که استعمارگران از روزگاران دور تا همین امروز آن را با فریبکاری سر مردمان دیگر سرزمینها میآورند.
این فهمِ سیاسی و شعور اجتماعی برای آن روزگار که استعمار پوشیدهتر عمل میکرد خیلی جلو است.برای آن روزگار فقط؟؟ نه! برای همین روزگار بعضی مردمان در ونزوئلا که با ربایش رئیس جمهور و غارت نفتشان شادمانی کردند؛ یا نابخردانی که در ایران، همچنان مشتاقانه -مثل جوجه گنجشک معلول و نابینایی- دهانشان را به پهنای گور، برای بمبها و موشکهای آمریکایی باز نگهداشتهاند!
#شعر
@FihMaFih
۲۲:۴۲