بازارسال شده از کتابخانه عمومی علامه طباطبایی سروستان
۱۱:۰۷
بازارسال شده از کتابخانه عمومی علامه طباطبایی سروستان
۱۱:۰۷
بازارسال شده از کتابخانه عمومی علامه طباطبایی سروستان
۱۱:۰۷
بازارسال شده از نهاد کتابخانههای عمومی کشور
۱۱:۱۱
باسلامکتابخانه بهمن بیگی امروز پنجشنبه ۳ اردیبهشت به دلیل قطعی برق مجموعه پارک حدیث تعطیل می باشد.
۶:۲۵
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
چی بخونیم؟! چی ببینیم؟! چی بشنویم؟!
در کلیپ امروزِ «اداره کتابخانههای عمومی شیراز»، برای شما یک بسته ویژه آماده کردهایم:
چی بخونیم؟ (معرفی کتاب)
چی ببینیم؟ (معرفی فیلم)
چی بشنویم؟ (معرفی پادکست)
#چی_بخونیم_چی_ببینیم_چی_بشنویم#کتابخانه_های_عمومی_شیراز #پیشنهاد_کتاب #آخر_هفته #انیمیشن #پادکست #فرهنگ_مطالعه
اداره کتابخانه های عمومی شیرازhttps://ble.ir/shirazpl
#چی_بخونیم_چی_ببینیم_چی_بشنویم#کتابخانه_های_عمومی_شیراز #پیشنهاد_کتاب #آخر_هفته #انیمیشن #پادکست #فرهنگ_مطالعه
۱۵:۴۲
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
یک فرصت عالی برای جویندگان کار
جذب نیروی انسانی (دو نفر) در کتابخانه های عمومی شهرستان شیراز در قالب قرارداد ساعتی از طریق گزینش و مصاحبه.
برای اطلاعات بیشتر و آگاهی از شرایط لازم به وب سایت اداره کل کتابخانه های عمومی استان فارس به آدرس www.farspl.ir مراجعه و در صورت نیاز با شماره تلفن ها ی ۰۷۱۳۲۲۷۴۶۵۷ و ۰۷۱۳۲۲۷۶۹۳۴ تماس حاصل فرمایید.🟠 شرایط لازم : داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر در رشته های تحصیلی کتابداری ، رشته های علوم انسانی و ICT - دارا بودن حداکثر سن ۴۰ سال تمام تا تاریخ ۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ - دارا بودن کارت پایان خدمت وظیفه عمومی یا معافیت دائم از خدمت برای آقایان باید حداکثر تا تاریخ ۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ صادر شده باشد سکونت و بومی بودن درد شهرستان مورد نظر برای داوطلبان الزامی است.
متقاضیان واجد شرایط بایستی تا ١۵ اردیبهشت ماه مدارک خود را به اداره کتابخانه های عمومی شهرستان شیراز واقع در فلکه اطلسی، کتابخانه رئیسی اردکانی طبقه 4 تحویل دهند.#استخدام_نیرو#استخدام_کتابدار
کانال اطلاع رسانی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان شیرازhttps://ble.ir/shirazpl
۱۴:۱۸
بازارسال شده از کتابخانههای عمومی استان فارس
با ما همراه باشید:ایتا | سروش | آپارات
۵:۵۳
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
کتابخانههای عمومی شهرستان شیراز جهت تکمیل کادر خود، از بین واجدین شرایط (۲ نفر) دعوت به همکاری مینماید.
۱۲:۵۷
بازارسال شده از کتابخانههای عمومی استان فارس
۷:۱۶
چه رازی در دل تاریکی سایهها نهفته ؟ آیا به حرف زدن با سایهها ایمان دارین؟
مارک لوی در کتاب دزد سایهها داستانی عاشقانه از زندگی پسری را روایت میکنه که قادره با سایهها حرف بزنه .
این داستان از زبان پسربچهای با یک استعداد شگفتانگیز و البته غیرقابل باور روایت میشه که میتونه با سایههایی که میبینه حرف بزنه و حتی آنها را بدزده! هر کدوم از سایهها رازی در دل دارن که با پسر در میان میگذارن.
هر چه پسر بزرگتر میشه میفهمه که با این استعداد خاص و متفاوتش میتونه به همنوعانش کمک کنه، پس تصمیم میگیره در رشته پزشکی تحصیل و از این موهبت الهی در زمینه درمان بیمارانش استفاده کنه.
همه چیز ظاهرا خوب پیش میره تا این که او متوجه میشود خودش را نمیتونه با این روش درمان کنه؛ زیرا روح او در جستجوی یافتن عشقی، گم شده هست!
موضوع بکر وجذاب داستان باعث تفاوتش با آثار دیگه ی معاصر فرانسوی شده، نویسنده صحبت با سایهها را که تداعیگر داستانهای جنایی و ترسناکه با مفهوم عشق، به طرز خلاقانهای ترکیب کرده.
قسمتی از کتاب را با هم میخوانیم:بیشک لوک موفق شده بود، ارزانترین ماشین شهر را کرایه کند؛ استیشنی قدیمی که هرکدام از گلگیرهایش یک رنگ بود. جلو پنجره نداشت و دوچراغِ جلو که با رادیاتوری زنگزده از هم جدا شده بودند، یکجفت چشم ناهمگون با انحراف آشکار را برای بیننده مجسم میکردند.
وقتی سوفی برای سوارشدن به آن آهنقراضه تردید کرد، لوک گفت:
- درسته، یهکم لوچه، ولی موتورش آروم ویژویژ میکنه و صفحه ترمزهاش هم نو هستن. هرچند کلاچش یهکم صدا میده، اما ما رو سلامت به مقصد میرسونه. تازه جادار هم هست.
سوفی ترجیح داد عقب بنشیند. وقتی در را، با آن صدای قیژقیژ وحشتناکش میبست، گفت:
- شما دوتا رو جلوی ماشین تنها میذارم.
لوک سوییچ را چرخاند و با خوشحالی پشت فرمان نشست. حق با او بود، موتور ماشین آرام ویژویژ میکرد....
این کتاب که یکی از پرفروشترین رمانهای فرانسوی در سالهای اخیره و به چندین زبان در سراسر جهان ترجمه شده.
این کتاب در کتابخانه محمد بهمن بیگی موجوده ،تمامی علاقمندان رمانهای فرانسوی و داستانهای عاشقانه را به خواندن این اثر جذاب دعوت میکنیم.
#فیروزه-قشقایی
۷:۵۰
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
با سلام و احترام؛به اطلاع اعضای محترم و مراجعان گرامی میرساند، از فردا یکشنبه ۲۰ اردیبهشتماه، کتابخانههای عمومی زیر بهصورت دو شیفت آماده ارائه خدمات خواهند بود:
۱۷:۳۷
شایان ذکر است بعلت مشکل پیش آمده تا اطلاع بعدی کتابخانه بهمن بیگی به صورت تک شیفت از ساعت ۸ الی ۱۴ سرویس دهی می نماید
۱۷:۳۹
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
اعضای محترم و مراجعین گرامی؛
بدینوسیله به اطلاع میرساند کتابخانههای منتخب ذیل، در روز پنجشنبه ۲۴ اردیبهشتماه از ساعت ۸:۰۰ الی ۱۳:۰۰ آماده ارائه خدمات به مراجعین محترم میباشند:
پیشاپیش از همکاری و توجه شما سپاسگزاریم.
۱۰:۲۰
کریم خان زند و مرد چاپلوس
کریم خان زند هر روز صبح برای دادخواهی ستمدیدگان می نشست تا به شکایت مردم رسیدگی کند. روزی مرد حیله گری پیش او آمد. همین که به حضور او رسید چنان اشک از دیده فرو ریخت و گریه کرد که دل شهریار بر او سوخت. هرچه می خواست سخن بگوید گریه مجالش نمی داد.
پادشاه دستور داد او را به آسایشگاهی برند تا کمی آرام گیرد. ساعتی نگذشته بود که غم و اندوهش فرو نشست. او را نزد شاه آوردند. کریم خان قبل از رسیدگی به خواسته اش دلجویی بسیاری از او به عمل آورد و به برآوردن درخواستش امیدوارش نمود. انگاه از کارش سؤال کرد.
آن مرد گفت: مادرم مرا نابینا زائید. از هنگام تولد خداوند قوّه ی بینایی را از من گرفته بود. عمر خود را تا چندی پیش با محرومیت از نعمت دیدن گزراندم، تا این که روزی افتان و خیزان و عصا زنان به « عیناق ابوالوکیل » آرامگاه پدر شما رفتم. دست توسّل به مزار شریف آن مرحوم زدم و از او درخواست دو چشم بینا کردم. آنقدر گریه کردم که بی حال شده و به خواب رفتم. در عالم خواب مردی جلیل القدر را مشاهده کردم که بر بالین من آمد و دست بر چشمانم گذاشت و گفت: من «ابوالوکیل»، پدر کریم خان زند، چشم تو را شفا دادم. اینک با خاطری آسوده حرکت کن.
از خواب بیدار شدم و چشم های خود را بینا یافتم و جهان تاریک برایم روشن گردید. این همه گریه ی من از باب ستایش و سپاسگزاری بود که توان خودداری نداشتم و شرفیاب حضور شدم تا به عرض برسانم که فرزند چنین پدری هستید. چون من با داشتن این دو چشم زندگی تازه ای یافتم، به پیشگاه شما آمدم تا خود را برای همیشه جزء فدائیان معرفی کنم و عرض نمایم که از هیچگونه خدمتگزاری دریغ نخواهم کرد.
کریم خان دستور داد دژخیم را حاضر کنند. وقتی دژخیم آمد، دستور داد چشم های آن مرد را بیرون آورد. کسانی که نزد شاه حضور داشتند برای او تقاضای گذشت و عفو کردند که او مردی حیله باز است که به امید کرم و بخشش شما آمده است و کریم خان را از این کار منصرف کردند، ولی فرمان داد او را به چوب بستند. هنگامی که بر بدن او چوب می زدند کریم خان گفت: پدرم تا وقتی که زنده بود در گردنه ی بید سرخ خَر دزدی می کرد، من به این مقام که رسیدم عدّه ای چاپلوس برای خوش آیندم بر آرامگاهش مقبره ای ساختند و آنجا را عیناق الوکیل نامیدند. تو ای دروغگوی چاپلوس، او را صاحب کرامت خدایی معرفی می کنی؟ ای کاش چشم هایت را درآورده بودم تا می رفتی و برای مرتبه ی دوم از او چشم تازه می گرفتی!
کانال اطلاع رسانی کتابخانه از طریق بله : https://ble.ir/bahmanbeigi_shiraz
پرتال کتابخانه عمومی بهمن بیگی116180.samanpl.ir
کانال اداره کتابخانه های عمومی شیراز :https://ble.ir/shirazpl
کانال اداره کل کتابخانه های عمومی استان فارس :https://ble.ir/farspl
#فیروزه-قشقایی
کریم خان زند هر روز صبح برای دادخواهی ستمدیدگان می نشست تا به شکایت مردم رسیدگی کند. روزی مرد حیله گری پیش او آمد. همین که به حضور او رسید چنان اشک از دیده فرو ریخت و گریه کرد که دل شهریار بر او سوخت. هرچه می خواست سخن بگوید گریه مجالش نمی داد.
پادشاه دستور داد او را به آسایشگاهی برند تا کمی آرام گیرد. ساعتی نگذشته بود که غم و اندوهش فرو نشست. او را نزد شاه آوردند. کریم خان قبل از رسیدگی به خواسته اش دلجویی بسیاری از او به عمل آورد و به برآوردن درخواستش امیدوارش نمود. انگاه از کارش سؤال کرد.
آن مرد گفت: مادرم مرا نابینا زائید. از هنگام تولد خداوند قوّه ی بینایی را از من گرفته بود. عمر خود را تا چندی پیش با محرومیت از نعمت دیدن گزراندم، تا این که روزی افتان و خیزان و عصا زنان به « عیناق ابوالوکیل » آرامگاه پدر شما رفتم. دست توسّل به مزار شریف آن مرحوم زدم و از او درخواست دو چشم بینا کردم. آنقدر گریه کردم که بی حال شده و به خواب رفتم. در عالم خواب مردی جلیل القدر را مشاهده کردم که بر بالین من آمد و دست بر چشمانم گذاشت و گفت: من «ابوالوکیل»، پدر کریم خان زند، چشم تو را شفا دادم. اینک با خاطری آسوده حرکت کن.
از خواب بیدار شدم و چشم های خود را بینا یافتم و جهان تاریک برایم روشن گردید. این همه گریه ی من از باب ستایش و سپاسگزاری بود که توان خودداری نداشتم و شرفیاب حضور شدم تا به عرض برسانم که فرزند چنین پدری هستید. چون من با داشتن این دو چشم زندگی تازه ای یافتم، به پیشگاه شما آمدم تا خود را برای همیشه جزء فدائیان معرفی کنم و عرض نمایم که از هیچگونه خدمتگزاری دریغ نخواهم کرد.
کریم خان دستور داد دژخیم را حاضر کنند. وقتی دژخیم آمد، دستور داد چشم های آن مرد را بیرون آورد. کسانی که نزد شاه حضور داشتند برای او تقاضای گذشت و عفو کردند که او مردی حیله باز است که به امید کرم و بخشش شما آمده است و کریم خان را از این کار منصرف کردند، ولی فرمان داد او را به چوب بستند. هنگامی که بر بدن او چوب می زدند کریم خان گفت: پدرم تا وقتی که زنده بود در گردنه ی بید سرخ خَر دزدی می کرد، من به این مقام که رسیدم عدّه ای چاپلوس برای خوش آیندم بر آرامگاهش مقبره ای ساختند و آنجا را عیناق الوکیل نامیدند. تو ای دروغگوی چاپلوس، او را صاحب کرامت خدایی معرفی می کنی؟ ای کاش چشم هایت را درآورده بودم تا می رفتی و برای مرتبه ی دوم از او چشم تازه می گرفتی!
#فیروزه-قشقایی
۱۳:۱۶
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
انعکاس شکوه «نارنجستان» در روزنامه عصر مردم؛ میزبانی حافظیه از اهالی فرهنگ و ادب
روزنامه عصر مردم در گزارشی به قلم سید محیالدین حسینی ارسنجانی، به بازتاب نشست صمیمانه مدیران و دبیران محافل فرهنگی با عنوان «نارنجستان» پرداخت. این رویداد که در فضایی آکنده از عطر اردیبهشت شیراز و در جوار آرامگاه حافظ برگزار شد، میزبان شاعران و دوستداران «شهر راز» بود که به خوانش اشعاری در ستایش بهار و شیراز پرداختند.
نکات کلیدی گزارش عصر مردم:
چالشها و پایداری فرهنگی:در این نشست، فاطمه صفریراد (رئیس اداره کتابخانههای عمومی شیراز) با اشاره به دشواریهای سال گذشته، از جمله تأثیرات وقایع منطقهای و قطعیهای برق بر کیفیت خدمات، بر این نکته تأکید کرد که با وجود محدودیتها، ارتباط با مخاطبان و اعضا هرگز قطع نشد و فعالیتهای فرهنگی با قوت ادامه یافت.
پاسداشت مفاخر و ترویج لهجه شیرازی:غلامعلی خوشبخت، شاعر پیشکسوت، با یادی از بزرگانی چون بیژن سمندر و یدالله طارمی، بر لزوم حفظ اصالت و ساختار نظاممند شعر و لهجه شیرازی تأکید کرد.
این گزارش نشاندهنده زندهبودن جریان نقد و شعر در شیراز و نقش حیاتی کتابخانههای عمومی به عنوان پایگاههای پویای فرهنگی در میان شهروندان است.
اداره کتابخانه های عمومی شیراز
https://ble.ir/shirazpl
اداره کل کتابخانه های عمومی فارس
https://ble.ir/Farspl
این گزارش نشاندهنده زندهبودن جریان نقد و شعر در شیراز و نقش حیاتی کتابخانههای عمومی به عنوان پایگاههای پویای فرهنگی در میان شهروندان است.
https://ble.ir/shirazpl
https://ble.ir/Farspl
۱۵:۴۴
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
۱۵:۴۴
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
۱۵:۴۴