#تداوم_مقاومت #مقاومت #بانور
۱۷:۲۴
نسلی که شکست نمیخورد...
تحلیلگر صهیونیست: "در غزه روش آسیب رساندن متفاوت است..."
۱۵ ماه بمباران
نیمی از خانهها ویران
هزاران کودک شهیداما...کودکان غزه همچنان سرود پیروزی میخوانند!
پیروزی واقعی اینجاست...
تداوم_مقاومـــتبانور@banoor_farzaneh
تحلیلگر صهیونیست: "در غزه روش آسیب رساندن متفاوت است..."
پیروزی واقعی اینجاست...
تداوم_مقاومـــتبانور@banoor_farzaneh
۱۷:۲۵
۱_تو ذوقِ کسی نزنید.۲_آبروی کسی را نبرید.۳_بچه ها را تهدید نکنید.۴_قبل توبه،معصیت را ترک کنید.۵_خبرِ بد را در خانه نگویید.۶_بهترین تغییر مهربانی است.۷_حاضرجواب نباشید.۸_دنیا را بزرگ نبینید.۹_هرروز کارهایتان را محاسبه کنید.۱۰_اعمال را بابدخلقی نابود نکنید.۱۱_از دیگران زیاد درخواست نکنید.۱۲_در ازدواج زبانتان را کنترل کنید.
۱۷:۲۶
شهید_والامقام علی_اصغر_خنکدار
علی اصغر خنکدار در هنگام وداع، بلباسی را در آغوش گرفته بود و رهایش نمی کرد.در بین خداحافظی بچه ها، وداع آن دو نفر از همه تماشایی تر بود.دقائقی قبل از عملیات والفجر8، علی اصغر چهره ای متفکرانه به خود گرفته بود.وقتی قایق ها بسمت فاو حرکت کردند، در میان تلاطم خروشان اروند، اصغر ناگهان ازجا برخاست و گفت :بچه ها! سوگند به خدا من کربلا را می بینم... آقا اباعبدالله را می بینم... بچه ها بلند شوید کربلا را ببینید.از حرفهایش بهت مان زده بود. سخنانش که تمام شد، گلوله ای آمد و درست نشست روی پیشانی اش.آرام وسط قایق زانو زد. خشک مان زده بود.بصورتش خیره شدم، چون قرص ماه می درخشید و خون موهایش را خضاب کرده بود.
یاد شهدا کمتر از شهادت نیستشادی روح امام و همه ی شهدایعزیز خاصه مهمان امشب موندسته گل صلوات هدیه کنیمخدایاازعمرم بگیربرعمر رهبرم بیفزا
کوتاهترین دعا برا بزرگترین آرزواللهم عــــــــجل لولیک الفرجالـــتماس دعای فــــرج @banoor_farzaneh

علی اصغر خنکدار در هنگام وداع، بلباسی را در آغوش گرفته بود و رهایش نمی کرد.در بین خداحافظی بچه ها، وداع آن دو نفر از همه تماشایی تر بود.دقائقی قبل از عملیات والفجر8، علی اصغر چهره ای متفکرانه به خود گرفته بود.وقتی قایق ها بسمت فاو حرکت کردند، در میان تلاطم خروشان اروند، اصغر ناگهان ازجا برخاست و گفت :بچه ها! سوگند به خدا من کربلا را می بینم... آقا اباعبدالله را می بینم... بچه ها بلند شوید کربلا را ببینید.از حرفهایش بهت مان زده بود. سخنانش که تمام شد، گلوله ای آمد و درست نشست روی پیشانی اش.آرام وسط قایق زانو زد. خشک مان زده بود.بصورتش خیره شدم، چون قرص ماه می درخشید و خون موهایش را خضاب کرده بود.
یاد شهدا کمتر از شهادت نیستشادی روح امام و همه ی شهدایعزیز خاصه مهمان امشب موندسته گل صلوات هدیه کنیمخدایاازعمرم بگیربرعمر رهبرم بیفزا
کوتاهترین دعا برا بزرگترین آرزواللهم عــــــــجل لولیک الفرجالـــتماس دعای فــــرج @banoor_farzaneh
۱۷:۲۸
هوش مصنوعی هم فهمید اسرائیل در حال نابود شدنه
۱۷:۳۲
چه زخمزبانها که نزدند، چه جسارتها که نکردند، به چشم خودم دیدم که با کشتن زنانِ حاملهی غزاوی هم شوخی میکردند. نه اسرائیلیها، نه غربیها، فارسیزبانها. همانها که بعضی اصرار دارند «هموطن» بخوانیمشان. یکسالِ گذشته را پیش چشمتان مرور کنید. و ببینید فارسیزبانهای تابعِ حزبِ باد را که در این یکسال لحظهای دست برنداشتند از لیسیدن کفش صهیونیستها. از پوریا زراعتیِ تلآویونشین تا کامنت گذاران و استوریگذارانِ ساکن تهرانِ خودمان. از فارسیزبانهای خارجنشین تا اعضای اتاق بازرگانی که متلک نثار مقاومت میکردند و همزمان تجارتشان هم به راه بود و کسی متعرضشان نمیشد. آن فارسیزبانها که وقتی به ازای هر غزاوی ۴۰ کیلوگرم بمب روانه غزه میشد، ایموجی قلب را کنار پرچم اسرائیل میگذاشتند و برای اربابشان دمتکان میدادند. آنها که در توجیه جنایت همهی مرزها را درنوردیدند. حمله به بیمارستان را سفیدشویی کردند. حمله به مدرسه را مشروع جلوه دادند. با گرسنگی اهالی غزه شوخی کردند. با بیخانمانیشان جوک ساختند. اسم کودککشی را گذاشتند «پیشگیری از ایجاد تروریستِ بزرگسال». مگر ممکن است اینها یادمان برود؟ حتی تجاوز به زنان را نرمال جلوه دادند. حتی وقتی سربازان اسرائیلی لباس زیر زنان غزاوی را برداشتند و عکس گرفتند و حرمتشان را هتک کردند، ککشان نگزید و جز تروریستی خواندن حماس حرفی نزدند. کیها؟ همانها که در بیوی اینستاگرامشان نوشتهاند «زن، زندگی، آزادی».حالا ۴۶۷ روز از آن هفتم اکتبر زیبا گذشته. یادم میآید فارسیزبانهایی را که آن روز با تمسخر میگفتند حماس فاتحه خودش را خواند. در این چندروز که نتانیاهو معطل جواب رهبران حماس به درخواست آتشبس بود، یاد این جماعت حقیر فارسیزبان افتادم. حالا دیگر صدایشان بلند نیست. در سوراخهایشان قایم شدند. عزادار بیبی جانشان هستند و البته چشم امیدی به ترامپ دارند. حالا کینهشان شتریتر هم شده. حالا که اربابشان به یک گروه کوچک فلسطینی بازی را باخته، چیزی آرامشان نمیکند مگر آتش انداختن به جان وطن.این ۱۵ ماه هرچه بود گذشت. و چیزی که باقی ماند، غربال روسفیدهای تاریخ از سیهرویان بود. عدهای مظلوم را تحقیر کردند، با وقاحت طرف ظالمِ ماجرا ایستادند. عدهای اصلا به روی خودشان نیاوردند و سکوت کردند. انگار که هیچ اتفاقی در عالم نیفتاده. عدهای هم هنوز ۱۵ ماه جنایت را نادیده میگیرند و مشغول محکوم کردن حمله حماس در هفت اکتبر هستند. جماعتی هم مشغول فعالیت در صنعتِ «نرمالیزاسیونِ جنایت» شدند. پول خوبی هم به جیب زدند. و البته جماعتی هم کنارِ مظلوم ماندند. مظلومی که روی کاغذ شانسی برای پیروزی نداشت. منطق روی کاغذ میگفت نابودیاش قطعی است. ما پر از اشکالیم اما مفتخریم به ایستادن در سمت درست تاریخ. روسفیدِ این نقطه از تاریخیم. مفتخریم که عربده ظالمنوازها مرعوبمان نکرد و با سکوتِ هولناکِ اکثریتِ خاموش، ناامید نشدیم.
۱۷:۳۳
حدیث زیاد دیدیم از امام کاظم...امااا یه نقلی هست از ایشون هر وقت بهش توجه بشه، جگرسوزه.امام کاظم، از ائمه ای بودن که زندانی شون میکردن هر چند وقتی یکبار...ولی اواخر عمرشون، به مدت ۵تا ۷سال مدااااوما اسیر بودن.یه باز زندان، یه زندان معمولیه، خب آدم خیلی دلش نمیگیره...اون هفته استاد رفیعی تو حرم امام رضا میگفت مدل زندانی که امام داخلش بودن، مطامیر بوده.مطامیر جائیه که غلات نگه میداشتنظلمات محض بوده...خب...حالا هم سطح زمین؟نه*
*مثلا ۳۰متر زیر زمین...یه گودال پر از پله بوده که تا ۲۰متریش، پلهبوده...ده متر اخرش پله نبودهنردبون میذاشتن زندونی رو منتقلمیکردن داخل سیاه چال، بعد نردبون رو بر میداشتن که نتونه بیاد بالا*
*فقط همین؟نه
ته این سیاه چال، اون مطامیر بوده...که مثل یه خمره بوده که تهش فراخ بوده و بالاش تنگنه میتونستن بخوابن، نه وایسن*
*۷ساااااال...همین؟؟؟نه*
*امام رو، ته اون سیاه چال زندونی کردن در حالیکه غل و زنجیرِ جامعه به دست و پاشون بوده*
*دستور داده بودن که این غل و زنجیر رو، جوش بدن که باز نشه*
*ای خدااااااااااااااااااااااااااعجب صبری داری که با بهترین و محبوب ترین بندگانت اینجوری رفتار میکردن*
*کاظمین هوا گرمه*
*طی ۷سال، این غل و زنجیر، به بدن امام....*
*السلامُ علی مُعَذّب فی قَعرِ السُّجون...سلام خدا بر اون کسی که در ته زندااااان ها، عذابش میکردن...ادامه ی سلام اومده ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِمرضوض، توی عربی، به استخون له شده و خورده شده میگن*
*استخون شکسته نه...له شده...*
*این واژه یِ رَض، توی مقتل ۳تا از ۱۴معصوم وارد شده...یکیش حضرت زهرا*
*یکیش امام کاظم*
*یکیشم، امام حسین
صلی الله علیک یا اباعبداللههمه اینا گفته شد برسیم به این روایت از امام...یه روز که امام داخل زندون بودن، به مسیب، میگن: من دیگه عمری نمیکنم...دلم برا رضام تنگ شده*
*میرم مدینه!!!مسیب میگه آقااااااااااااا...شما با این غل و زنجیر...کجا میخواید برید؟ اگه مامور زندان بفهمه، بیشتر اذیتتون میکنه*
*میبینه امام با دستای مبارکشون باز میکنن غل و زنجیر رو...دیوار شکافته میشه...میرن و بعد یه مدت، بر میگردن و تو این زمان، مسیب مداااام به این فکر میکرده که اگه مامور زندان بیاد، چی میشه؟!!امام برمیگردن و شکاف دیوار بسته میشهبعد مسیب میگه آقا...شما که میتونید ازینجا برید بیرون، خب چراااا اینجا موندین؟دقیقِ عبارت رو یادم نیست...شنیدم که امام میگن من، از طرف خدا، بینِ تحمل این زندانِ مطامیر و سختی هاش وووووووو کم شدن رنجِ شیعیانم مختار شدم!!!یعنی یه چیزی تو این مایه ها که خدا گفته زندون رو تحمل میکنید یا رنجِ شیعیانتون رو؟و امام گفتن زندون رو*
*و بواسطه ی تحملِ زندان، خدا یه بخشی از رنج و عذاب شیعیان رو برداشتن ازشون...اینجاست که تو زیارت جامعه کبیره خطاب به همه ی ائمه اومده:عااااااادتکم الاحسان...و سجیتکم الکرم...اصلا خوبی کردن و بزرگوااااری تو خووووووووووونِ این خاااااندانه...
*أین الرجبیون؟
کاش ما اهل گناه کردن نبودیم تا اماممون به خاطر ما انقدر زجر نمیکشیدن
به خاطر دو روز دنیا همش در حال زجر دادن بهترین بندگان خدا هستیم
┈┈••✾•
️•✾••┈┈
*مثلا ۳۰متر زیر زمین...یه گودال پر از پله بوده که تا ۲۰متریش، پلهبوده...ده متر اخرش پله نبودهنردبون میذاشتن زندونی رو منتقلمیکردن داخل سیاه چال، بعد نردبون رو بر میداشتن که نتونه بیاد بالا*
*فقط همین؟نه
ته این سیاه چال، اون مطامیر بوده...که مثل یه خمره بوده که تهش فراخ بوده و بالاش تنگنه میتونستن بخوابن، نه وایسن*
*۷ساااااال...همین؟؟؟نه*
*امام رو، ته اون سیاه چال زندونی کردن در حالیکه غل و زنجیرِ جامعه به دست و پاشون بوده*
*دستور داده بودن که این غل و زنجیر رو، جوش بدن که باز نشه*
*ای خدااااااااااااااااااااااااااعجب صبری داری که با بهترین و محبوب ترین بندگانت اینجوری رفتار میکردن*
*کاظمین هوا گرمه*
*طی ۷سال، این غل و زنجیر، به بدن امام....*
*السلامُ علی مُعَذّب فی قَعرِ السُّجون...سلام خدا بر اون کسی که در ته زندااااان ها، عذابش میکردن...ادامه ی سلام اومده ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِمرضوض، توی عربی، به استخون له شده و خورده شده میگن*
*استخون شکسته نه...له شده...*
*این واژه یِ رَض، توی مقتل ۳تا از ۱۴معصوم وارد شده...یکیش حضرت زهرا*
*یکیش امام کاظم*
*یکیشم، امام حسین
صلی الله علیک یا اباعبداللههمه اینا گفته شد برسیم به این روایت از امام...یه روز که امام داخل زندون بودن، به مسیب، میگن: من دیگه عمری نمیکنم...دلم برا رضام تنگ شده*
*میرم مدینه!!!مسیب میگه آقااااااااااااا...شما با این غل و زنجیر...کجا میخواید برید؟ اگه مامور زندان بفهمه، بیشتر اذیتتون میکنه*
*میبینه امام با دستای مبارکشون باز میکنن غل و زنجیر رو...دیوار شکافته میشه...میرن و بعد یه مدت، بر میگردن و تو این زمان، مسیب مداااام به این فکر میکرده که اگه مامور زندان بیاد، چی میشه؟!!امام برمیگردن و شکاف دیوار بسته میشهبعد مسیب میگه آقا...شما که میتونید ازینجا برید بیرون، خب چراااا اینجا موندین؟دقیقِ عبارت رو یادم نیست...شنیدم که امام میگن من، از طرف خدا، بینِ تحمل این زندانِ مطامیر و سختی هاش وووووووو کم شدن رنجِ شیعیانم مختار شدم!!!یعنی یه چیزی تو این مایه ها که خدا گفته زندون رو تحمل میکنید یا رنجِ شیعیانتون رو؟و امام گفتن زندون رو*
*و بواسطه ی تحملِ زندان، خدا یه بخشی از رنج و عذاب شیعیان رو برداشتن ازشون...اینجاست که تو زیارت جامعه کبیره خطاب به همه ی ائمه اومده:عااااااادتکم الاحسان...و سجیتکم الکرم...اصلا خوبی کردن و بزرگوااااری تو خووووووووووونِ این خاااااندانه...
کاش ما اهل گناه کردن نبودیم تا اماممون به خاطر ما انقدر زجر نمیکشیدن
به خاطر دو روز دنیا همش در حال زجر دادن بهترین بندگان خدا هستیم
۱۷:۳۳
۱۷:۳۳
# لبیک یا مهدی ( عج )# مقاومت# بانور۳
۱۰:۴۰
.وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّکای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّکتیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهیچیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک
️عید مبعث بر همه شما مبارک باد



@banoor_farzaneh
۱۰:۴۱
خداوند مهربانتر از آن است که گناهان ما را برشمرد و سختگیرتر از آن است که رحمتش را دریغ کند. هرگاه به سویش بازگردیم، درهای بخشش او گشوده است، چرا که رحمتش بیکران و آغوشش همیشه پذیرای توبهکنندگان است.
خدایا ببخش 
۱۱:۲۰
# لبیک یا مهدی ( عج )# مقاومت
۱۱:۲۱
شهید_والامقام علی_اصغر_خنکدار
علی اصغر خنکدار در هنگام وداع، بلباسی را در آغوش گرفته بود و رهایش نمی کرد.در بین خداحافظی بچه ها، وداع آن دو نفر از همه تماشایی تر بود.دقائقی قبل از عملیات والفجر8، علی اصغر چهره ای متفکرانه به خود گرفته بود.وقتی قایق ها بسمت فاو حرکت کردند، در میان تلاطم خروشان اروند، اصغر ناگهان ازجا برخاست و گفت :بچه ها! سوگند به خدا من کربلا را می بینم... آقا اباعبدالله را می بینم... بچه ها بلند شوید کربلا را ببینید.از حرفهایش بهت مان زده بود. سخنانش که تمام شد، گلوله ای آمد و درست نشست روی پیشانی اش.آرام وسط قایق زانو زد. خشک مان زده بود.بصورتش خیره شدم، چون قرص ماه می درخشید و خون موهایش را خضاب کرده بود.
یاد شهدا کمتر از شهادت نیستشادی روح امام و همه ی شهدایعزیز خاصه مهمان امشب موندسته گل صلوات هدیه کنیمخدایاازعمرم بگیربرعمر رهبرم بیفزا
کوتاهترین دعا برا بزرگترین آرزواللهم عــــــــجل لولیک الفرجالـــتماس دعای فــــرج @banoor_farzaneh

علی اصغر خنکدار در هنگام وداع، بلباسی را در آغوش گرفته بود و رهایش نمی کرد.در بین خداحافظی بچه ها، وداع آن دو نفر از همه تماشایی تر بود.دقائقی قبل از عملیات والفجر8، علی اصغر چهره ای متفکرانه به خود گرفته بود.وقتی قایق ها بسمت فاو حرکت کردند، در میان تلاطم خروشان اروند، اصغر ناگهان ازجا برخاست و گفت :بچه ها! سوگند به خدا من کربلا را می بینم... آقا اباعبدالله را می بینم... بچه ها بلند شوید کربلا را ببینید.از حرفهایش بهت مان زده بود. سخنانش که تمام شد، گلوله ای آمد و درست نشست روی پیشانی اش.آرام وسط قایق زانو زد. خشک مان زده بود.بصورتش خیره شدم، چون قرص ماه می درخشید و خون موهایش را خضاب کرده بود.
یاد شهدا کمتر از شهادت نیستشادی روح امام و همه ی شهدایعزیز خاصه مهمان امشب موندسته گل صلوات هدیه کنیمخدایاازعمرم بگیربرعمر رهبرم بیفزا
کوتاهترین دعا برا بزرگترین آرزواللهم عــــــــجل لولیک الفرجالـــتماس دعای فــــرج @banoor_farzaneh
۱۷:۰۵
براي هر يك توماني كه من در این دنیا از كسي بخورم و به او ندهم و به او ظلم بكنم و الله العلي العظيم روز قيامت، مي آيد جلوي من را مي گيرد و مي گويد: پول من را بده. جواب مي دهم: اينجا كه پول نيست. مي گويد: من هم رهايت نمي كنم. پول من را بده. هر چه مي گويم، پول خود را مي خواهد. براي هر يك تومان، هفتاد نماز مقبول از من مي گيرد. در روايتي دارد هفتاد هزار نماز مقبول از من مي گيرد. اگر بگويم من اين قدر نماز مقبول ندارم، به جاي طلبي كه از من دارد، گناهان او را به من مي دهند.
# لبیک یا مهدی ( عج )# مقاومت# بانور۳
۱۷:۰۶
سلام به همه پدران و مادرانی که با دستان محبت، آیندهای روشن برای فرزندانشان میسازند.
# لبیک یا مهدی ( عج )# مقاومت# بانور۳
۱۷:۰۶
۱۴:۳۰
نکته های کلیدی قرآنآیه هایی که به حرام بودن غنا اشاره کردند:
سوره فرقان آیه ۷۲سوره حج آیه ۳۰سوره مومنون آیه ۳سوره لقمان آیه ۶
آیه هایی که به حرام بودن غنا اشاره کردند:
سوره فرقان آیه ۷۲سوره حج آیه ۳۰سوره مومنون آیه ۳سوره لقمان آیه ۶
سوره های مربوط به حجاب:
سوره نور آیه ۲۷ تا ۳۱سوره احزاب آیه ۵۸ تا ۶۱سوره احزاب آیه ۳۲ و ۳۳
آیه های مربوط به امر به معروف و نهی از منکر:
سوره آل عمران آیه ۱۰۴سوره آل عمران ۱۱۰سوره آل عمران آیه ۱۱۴سوره لقمان آیه ۱۷سوره حج آیه ۴۱سوره توبه آیه ۷۱سوره توبه آیه ۱۱۲سوره اعراف آیه ۱۵۷
سوره های مربوط به حجاب:
سوره نور آیه ۲۷ تا ۳۱سوره احزاب آیه ۵۸ تا ۶۱سوره احزاب آیه ۳۲ و ۳۳#بانور
سوره فرقان آیه ۷۲سوره حج آیه ۳۰سوره مومنون آیه ۳سوره لقمان آیه ۶
آیه هایی که به حرام بودن غنا اشاره کردند:
سوره فرقان آیه ۷۲سوره حج آیه ۳۰سوره مومنون آیه ۳سوره لقمان آیه ۶
سوره های مربوط به حجاب:
سوره نور آیه ۲۷ تا ۳۱سوره احزاب آیه ۵۸ تا ۶۱سوره احزاب آیه ۳۲ و ۳۳
آیه های مربوط به امر به معروف و نهی از منکر:
سوره آل عمران آیه ۱۰۴سوره آل عمران ۱۱۰سوره آل عمران آیه ۱۱۴سوره لقمان آیه ۱۷سوره حج آیه ۴۱سوره توبه آیه ۷۱سوره توبه آیه ۱۱۲سوره اعراف آیه ۱۵۷
سوره های مربوط به حجاب:
سوره نور آیه ۲۷ تا ۳۱سوره احزاب آیه ۵۸ تا ۶۱سوره احزاب آیه ۳۲ و ۳۳#بانور
۱۴:۳۰