عکس پروفایل برآیندب
۲.۵ هزار عضو

برآیند

undefinedفصلنامه برآیند
undefinedصاحب امتیاز: مرکز نوآوری و تعالی کوثرundefinedمدیر مسئول: محمد مسعود فخاریundefinedسردبیر: فاطمه امان‌گاه undefinedسردبیری: علی‌اکبر کارگر، فاطمه خاکی و میترا قهرمانی
ارتباط با ما: @barayand_admin
برآیند
undefined undefinedتوسعه ایران پس از جنگ در گرو تحول در رابطه با قدرت‌های بزرگ است! undefined حسین مهدی‌تبار، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران undefined️بخش اول undefinedتاریخ طولانی سیاست خارجی ایران پس از آن‌که امپراتوری ساسانیان فروپاشید و ایران از یک قدرت بین‌المللی به قدرتی منطقه‌ای تبدیل شد، متاثر از تکرار یک سیاست پایه‌ای است؛ «موازنه». undefinedموازنه‌ای که گاه به شکلی مثبت و گاه به شکلی منفی نمود می‌یابد‌. موازنه در ساده‌ترین تعریف، تلاش برای تعادل بخشی میان قدرت‌هاست. اما چه شد که این سیاست در ایران نهادینه شد؟ موازنه‌گرایی برای تعادل میان قدرت‌ها، پاسخ طبیعی ایران به سه وضعیت بود؛ اول اینکه ایران به واسطهٔ شرایط ژئوپلیتیک خود، همواره در میانهٔ رقابت قدرت‌های بزرگ بود. دوم اینکه؛ ایران، یارای مقابله با این رقابت قدرت‌های بزرگ را نداشت و سوم، حافظهٔ تاریخی ایرانی، که سرشار از اشغال بیگانه و تهاجمات خارجی بود، بی‌اعتمادی به قدرت بزرگ را به عنوان اصلی راهبردی در ذهن رهبر ایرانی نهادینه کرد. undefinedروند موازنه ادامه یافت تا این‌که پهلوی اول و تا حدود بیشتری پهلوی دوم، هم انتخاب کرد و هم وادار شد که در بلوک یک ابرقدرت قرار بگیرد. در طول دوره پهلوی دوم، مکانیسم تقسیم حوزه‌های نفوذ میان آمریکا و شوروی از یک سو، و عدم حضور قدرت سوم موثر ماندن در یک بلوک را ممکن می‌کرد. سال ۱۳۵۷ انقلاب شد. اما انقلاب اسلامی را اساسا نمی‌توان، انقلابی از بنیان متفاوت با تمام تاریخ ایران دانست. دست‌کم در سیاست خارجی؛ یک سیاست پرتکرار، این‌بار با ظاهر و عنوانی متفاوت، سوار بر موج جنبش عدم تعهد، به ایران بازگشت. سیاست نه شرقی نه غربی، که خوانشی جنگ سردی، از همان سیاست موازنه بود که تاریخ ایران آن ‌را تکرار می‌کرد. undefined اگر، گذار در نظم بین المللی تا سال‌های پیش، صرفا بحثی آکادمیک بود، امروز کف جامعه این واقعیت را درک می‌کند. undefinedچین که تا اواسط دهه هشتاد صرفا یک «شرکت بزرگ تولیدی کپی‌کار» شناخته می‌شد، امروز در حال در نوردیدن تمام عرصه‌هاست. به همین دلیل هم تقریبا همه اندیشمندان روابط بین‌الملل، چین را قدرتی هم‌تراز، یا در آستانهٔ همترازی با آمریکا می‌دانند. فرقی نمی‌کند که چین و آمریکا را تنها ابرقدرت‌های موجود بدانیم یا با کمی اغماض، روسیه را نیز در باشگاه قدرت‌های بزرگ قرار دهیم؛ هر چه باشد دوران سیاست نه شرقی و نه غربی که به معنی نه آمریکا و نه شوروی بود، تمام شده‌است. دیگر کشورها، تنها با دو ابرقدرت استعمارگر مواجه نیستند. undefinedدر این گذار نظم بین المللی، کمی تأمل لازم است تا متوجه شویم، سه پیش فرضی که پیش‌تر ذکر شد و ایران را  به اتخاذ موازنه سوق می‌داد فروپاشیده و سه وضعیت جدید حاکم شده است؛ اول اینکه، بر خلاف گذشته، ایران نه زمین بازی که خود بازیگر است؛ چهل روز جنگ حماسی، با بزرگترین قدرت نظامی تاریخ، گواه آن بود که ایران بازیگری قابل اتکا است. دوم اینکه دیگر تمام قدرت‌های بزرگ زمانه متخاصم و معارض ایران نیستند. اینکه دست‌کم تا این لحظه چین و حتی روسیه علی‌رغم این‌که منافع خود را دنبال می‌کنند رویکردهای خصمانه در قبال ایران نداشته‌اند، واقعیتی انکار ناپذیر است‌ و سوم اینکه سابقه جدیدی در کمک به توسعه دیگر کشورها وجود دارد که تجربه بی‌اعتمادی را نیز تحت شعاع قرار می‌دهد. undefinedهر خواننده عاقلی همینجا به این نتیجه می‌رسد که اگر سه پیش فرض بنیادینی که ایران را به موازنه وادار می‌کرد دیگر وجود ندارد، چرا باید موازنه را ادامه داد؟ تمام آن‌چه تاکنون شرح آن رفت، در تلاش بود تا همین گزاره را به باور خواننده برساند؛ ایران دیگر نیازی به موازنه ندارد و می‌تواند در سیاست خارجی به شیفت پارادایم دست ببرد. undefinedهمزمان با امکان این تغییر رویه؛ دو رویه دیگر نیز ترسیم می‌شود که علی‌رغم تفاوت حداکثری در طیف سیاسی، هر یک به نحوی ادامه وضع موجود و نمودی از موازنه هستند؛ مدل‌هایی از سیاست‌خارجی که به نظر نگارنده دچار خطای فاحش محاسباتی هستند. undefinedگروه اول همچنان به این معتقدند که می‌توان با کشورهای غربی کار کرد تا رابطه همزمان با شرق و غرب تعادل ایجاد کند. در مورد نظر این گروه صرفا یک سوال تردیدی مطرح می‌کنم؛ در طول سال‌های اخیر، تنها یک مورد عملی وجود داشته که نشان دهد، نه تنها آمریکا که حتی اروپا، حاضر است برای داشتن رابطه‌ی راهبردی با ایران تلاشی واقعی کند؟ undefinedاما گروه دوم، غرب را متخاصم می‌داند و معتقد به رابطه انحصاری با قدرت‌های غیر غربی است. اما سطح قدرت ایران را به حدی بالا می‌داند که معتقد است ایران می‌تواند، هم ردیف با قدرت های بزرگ با آن‌ها همکاری کند و اولویت‌های راهبردی خود را بدون خواست ایشان پیش ببرد. تصور می‌کنم، آن‌چه این دسته مطرح می‌کند، آرزوی هر ایرانی وطن‌دوستی است‌. ادامه یادداشت
undefinedتوسعه ایران پس از جنگ در گرو تحول در رابطه با قدرت‌های بزرگ است!undefined حسین مهدی‌تبار، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه تهرانundefined️بخش دوم
undefinedایران در هیچ‌یک از مولفه‌های مربوط به قدرت های بزرگ، حتی نزدیک به جایگاه جهانی هم نیست‌.  اگرچه پیروزی ایران در برابر آمریکا در سطح راهبردی، افتخاری تاریخی بود، اما نمی‌توان حماقت آمریکا در تعریف اهداف دست‌نیافتنی را هم نادیده گرفت همچنین این پیروزی به دلیل مزیت جنگ نامتقارن اتفاق افتاد. به علاوه کمک‌های نظامی حیاتی چین و روسیه در دست‌‌یابی به این پیروزی نیز قابل چشم‌پوشی نیست.undefined تغییر پارادایم، لزوم تمرکز بر یک راه سوم است. راهی که جنگ اخیر با اثبات توان ایران برای دو گزینهٔ امنیت و ناامنی منطقه، فرصت مناسبی برای ایجاد آن فراهم کرده‌است‌. این تغییر پارادایم، بقا و امنیت ایران را به هیچ قدرت بیرونی گره نمی‌زند، اما توسعه ایران را به بخشی از پروژهٔ قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌کند.undefinedچین به عنوان قدرت بزرگ بین المللی، منافعی دارد و مثل تمام دیگر کشورها منافع خود را دنبال می‌کند. کاری که ایران باید دنبال کند، اقناع چین برای پذیرش این است که ایران بهترین، امن‌ترین و مطلوب‌ترین مسیر برای منافع بسیار بلندمدت چین در غرب آسیاست. این دقیقاً همان فرمولی است که پکن به دنبال آن است؛ یک شریک پیش‌بینی‌پذیر، هم‌راستا و بدون نوسان سیاسی. undefinedشاید در ظاهر، این نگرش جایگاه ایران را به دستیاری برای پیش‌برد منافع چین تقلیل دهد. اما توجه به رویه چین در تمام جهان نشان می‌دهد، همین نگرش چین برای پیشبرد منافع خود، چه روندی از توسعه برای کشورهای جهان ایجاد کرده‌است‌. پیش‌شرط‌ این مدل، تعریف کلان‌ پروژه‌هایی است که از منظر حقوقی و سیاسی در ایران، دست‌کم در بازه‌‌ای بیست ساله قابل بازگشت نباشد. در این رویکرد، توسعه به مثابه سرریز منافع ابرقدرت رخ‌ می‌دهد. تاریخ نشان داده کشورهایی که خود را در زنجیره منافع و استراتژی کلان یک ابرقدرت تعریف کرده‌اند، توانسته‌اند از مواهب توسعه سرریز آن قدرت استفاده کنند.undefinedممکن است کسی بگوید این رویه، در عمل چه تفاوتی با توصیه‌ کسانی دارد که می‌گویند ایران در قامت یک قدرت با چین همکاری کند؟ در آن‌چه تشریح شد، ایران منافع چین را به طور پیشینی تامین می‌کند و به طور انتخابی به بخشی از سیستم تامین منافع چین تبدیل می‌شود تا از قبل آن، خود نیز به توسعه برسد. نگرش مقابل، ایران را قدرتی فرض می‌کند که اگر چین همکاری کند، دسترسی به منافع تسریع می‌شود و اگر نکند، اتفاق خاصی نمی‌افتد‌. اما حقیقت این‌گونه نیست‌. ایران ناگزیر از همکاری با چین است. undefined اگر ایران قدرتی مستقل و بزرگ باشد، می‌تواند به راحتی نیازهای خود را با کشور یا کشورهایی به جای چین تامین کند و نهایتا با کمی هزینه بیشتر به توسعهٔ کندتر، ادامه دهد. اما همین‌که ایران، عملا همه چیز را تا این حد به چین پیوند زده، یعنی بر خلاف تصورات خوشبینانه، ایران گزینه‌های زیادی ندارد. ایران به چین وابسته شده، اما نگرش موازنه‌محور منفعل یا فعال اجازه پذیرش و بهره‌مندی کامل از مواهب آن‌را نمی‌دهد.undefinedوضعیت فعلی به‌گونه‌ایست که، ایران به دنبال بن بست مسیرهای دیگر، در نقطه بحران به طور موردی از چین تقاضا می‌کند. چین نیز در سطح خواسته‌های ایران و به قدر کفایت برای بقا، در صورتی که تعارضی با منافع خود نبیند همکاری می‌کند! چرا این نگاه به بن‌بست می‌خورد؟ چون منفعلانه، پروژه‌ای و موردی است. undefined چین برای چیز‌هایی که در استراتژی کلانش تعریف نشده باشند، سرمایه‌گذاری سنگین نمی‌کند. در نتیجه، سطح رابطه همیشه در کف نیاز ایران باقی می‌ماند. در واقع رویه فعلی، چین را به مبدا و مقصد واردات و صادرات ایران و نهایتا یک پیمان‌کار تقلیل داده است. اما تغییر پارادایم ایران را به رکنی تبدیل می‌کند که چین را مجاب به حفظ و ریسک‌پذیری نماید. اینجا دیگر بحث منفعت مشترک موردی نیست، بحث درهم‌تنیدگی ساختاری است.undefinedهرچند در شرایط فعلی،دیگر قدرت‌های نوظهور تمایلی به بازی راهبردی با ایران ندارند، ایجاد پایه‌‌ای مستحکم از رابطه با چین که به توسعه زیر ساختی و ظهور اقتصادی ایران منتهی شود، رویه آینده‌ را تغییر خواهد داد و روزی خواهد رسید که ایران از جایگاه دیگری فعالیت کند. در پایان، ذکر این نکته ضروری است که؛ تاریخ محکوم به تکرار است، نه نعل به نعل، منتها به اندازه‌ای که بتوان از آن درس گرفت و درس تاریخ برای ایران یک‌چیز است؛ موازنه خیر زیادی ندارد.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag
undefined۷
undefined۲

۷۶۹

۱۷:۵۹