بازارسال شده از آقای تحلیلگر | mister_tahlilgar
منابع:
[۱] شیخ مفید، المقنعة، ص۴۵۶؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، تحقیق خرسان، ج۶، ص۲؛ حلّی، منتهی المطلب، ج۲، ص۸۸۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ص۱۵۶. از منابع عامه ابن مسعود: السیرة النبویة، ابن کثیر الدمشقی، ج۴، ص۴۴۹؛ مسند أحمد بن حنبل، ج۱، ص۴۰۸؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج۱۰، ص۱۰۹، یکی از انصار: انساب الأشراف، بلاذری، ج۱، ص۵۷۶؛ شعبی: المستدرک علی الصحیحین، نیشابوری، ج۳، ص۶۰، ح ۴۳۹۵/۹۹؛ قول ابن سعد: المجدی فی الانساب، محمد بن محمد العلوی، ص۶ و…[۲] بصائر الدرجات، ج۱، ص۵۰۳، ح۶؛ الکافی، ج۱، ص۵۳۳ و سلیم، ج۱، ص۱۷۸.[۳] نمونه: بصائر الدرجات، ج۱، ص۵۰۳، ح۵؛ عیون أخبار الرضا، ج۲ ص۲۰۳؛ کفایة الأثر، ص۱۶۲.[۴] الأمالی للصدوق، ص۶۳؛ عیون أخبار الرضا ع، ج۲، ص۲۵۶ خبر اباصلت؛ طوسی، الغیبة، ص۳۸۸ خبر شیخ حسین بن روح.[۵] ر.ک: إعتقادات الإمامیة للصدوق، ص۹۹؛ إعلام الورى بأعلام الهدی، ص۳۶۷.[۶] تصحیح اعتقادات الإمامیة، مفید، ص۱۳۲.[۷] «الخبر المستفیض أو المتواتر بأکل النبی صلیاللهعلیهوآله من الذراع المسموم الذی أهدته الیهودیة إلیه صلیاللهعلیهوآله، ﻭ ﺃﻛﻞ ﻣﻨﻪ ﻫﻮ ﻭ ﺑﻌﺾ ﺃﺻﺤﺎﺑﻪ، ﻓﻤﺎﺕ ﺭﻓﻴﻘﻪ ﻭ ﺑﻘﻲ ﻳﻌﺎﻭﺩﻩ ﺃﻟﻤﻪ ﻓﻲ ﻛﻞ ﺃﻭﺍﻥ ﺇﻟﻰ ﺃﻥ ﻣﺎﺕ ﻣﻨﻪ صلیاللهعلیهوآله.» مسالک الافهام، ج۱۱، ص۴۵۹.[۸] بصائر الدرجات، ج۱، ص۵۰۴.[۹] خصوصاً خبر عبدالله بن میمون القداح (ثقه) که در آثار مختلف به همین طریق بصائر بسیار مورد توجه بوده است. و با وجود روایت بزرگانی مانند یقطینی و ابن فضال از قداح اکثراً طریق «جعفر بن محمد بن عبیدالله الاشعری» را در کتب حدیث گزیدهاند. در فهرست شیخ طوسی و نجاشی نیز همین انتخاب شده است. مواردی نیز مشترکاً از مشایخ ثقات دیگر به همراه اشعری از قداح روایت کردهاند. و با توجه به کثرت عنایت مشایخ به این طریق، اعتماد به آن موجّه است. دستکم قابل قیاس با اخبار دسته دوم که سند ندارند، نیست.[۱۰] مختصر البصائر، ص۶۱، ح۲۷؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۴۸۴.[۱۱] در اینجا مانند پردازش خاص خبر ابو جمیله در الأمالی للصدوق، ص۲۲۴.[۱۲] صَحیحٌ لیسَ به وَجَعٌ؛ الکافی، ج۱، ص۴۰۶.[۱۳] ر.ک: الفروق فی اللغة، ص۲۳۴؛ لسان العرب، ج۸، ص۳۸۰.[۱۴] در مورد قاعده مخالفت با عامه در مقام تعارض باید گفت، در اخبار اهل بیت ع به وجوهی عقلایی برای استفاده از این قاعده اشاره شده است. مانند تقیه (علل الشرائع، ج۲، ص۳۹۵، ح۱۵ و ص۵۳۱، ح۳ و تهذیب الأحکام، تحقیق خرسان، ج۸، ص۹۸) که اهمیت آن در کنار تعمد مخالفت صاحبان قدرت با امیرالمؤمنین (ع) شدت مییافته است. (علل الشرائع، ج۲، ص۵۳۱، ح۱) و بر همین مبنا از روایات کاملاً روشن است که در مقام اختلاف روایات، اولاً اعتبار روایات باید ثابت شود، و ثانیاً، اجماع طائفه بر صحّت خبر و موافقت آن با کتاب الله بر مخالفت با عامه مقدم است.[۱۵] تفسیر العیاشی، ج۱، ص۲۰۰.[۱۶] تفسیر منسوب به قمی، ج۲، ص۳۷۶.[۱۷] الصراط المستقیم، ج۳، ص۱۶۸.[۱۸] البخاری، ج۷، ص۱۷ و ج۸، ص۴۰؛ مسلم، ج۷، ص۲۴ و ۱۹۴؛ تاریخ طبری ج۲، ص۴۳۸.[۱۹] نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.[۲۰] بحارالأنوار ط – بیروت، ج۲۲، ص۵۱۶.
@mister_tahlilgar | آقاے تحلیلگر@baresie_fetnehaie_dirine_yahod | آرشیو
[۱] شیخ مفید، المقنعة، ص۴۵۶؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، تحقیق خرسان، ج۶، ص۲؛ حلّی، منتهی المطلب، ج۲، ص۸۸۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ص۱۵۶. از منابع عامه ابن مسعود: السیرة النبویة، ابن کثیر الدمشقی، ج۴، ص۴۴۹؛ مسند أحمد بن حنبل، ج۱، ص۴۰۸؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج۱۰، ص۱۰۹، یکی از انصار: انساب الأشراف، بلاذری، ج۱، ص۵۷۶؛ شعبی: المستدرک علی الصحیحین، نیشابوری، ج۳، ص۶۰، ح ۴۳۹۵/۹۹؛ قول ابن سعد: المجدی فی الانساب، محمد بن محمد العلوی، ص۶ و…[۲] بصائر الدرجات، ج۱، ص۵۰۳، ح۶؛ الکافی، ج۱، ص۵۳۳ و سلیم، ج۱، ص۱۷۸.[۳] نمونه: بصائر الدرجات، ج۱، ص۵۰۳، ح۵؛ عیون أخبار الرضا، ج۲ ص۲۰۳؛ کفایة الأثر، ص۱۶۲.[۴] الأمالی للصدوق، ص۶۳؛ عیون أخبار الرضا ع، ج۲، ص۲۵۶ خبر اباصلت؛ طوسی، الغیبة، ص۳۸۸ خبر شیخ حسین بن روح.[۵] ر.ک: إعتقادات الإمامیة للصدوق، ص۹۹؛ إعلام الورى بأعلام الهدی، ص۳۶۷.[۶] تصحیح اعتقادات الإمامیة، مفید، ص۱۳۲.[۷] «الخبر المستفیض أو المتواتر بأکل النبی صلیاللهعلیهوآله من الذراع المسموم الذی أهدته الیهودیة إلیه صلیاللهعلیهوآله، ﻭ ﺃﻛﻞ ﻣﻨﻪ ﻫﻮ ﻭ ﺑﻌﺾ ﺃﺻﺤﺎﺑﻪ، ﻓﻤﺎﺕ ﺭﻓﻴﻘﻪ ﻭ ﺑﻘﻲ ﻳﻌﺎﻭﺩﻩ ﺃﻟﻤﻪ ﻓﻲ ﻛﻞ ﺃﻭﺍﻥ ﺇﻟﻰ ﺃﻥ ﻣﺎﺕ ﻣﻨﻪ صلیاللهعلیهوآله.» مسالک الافهام، ج۱۱، ص۴۵۹.[۸] بصائر الدرجات، ج۱، ص۵۰۴.[۹] خصوصاً خبر عبدالله بن میمون القداح (ثقه) که در آثار مختلف به همین طریق بصائر بسیار مورد توجه بوده است. و با وجود روایت بزرگانی مانند یقطینی و ابن فضال از قداح اکثراً طریق «جعفر بن محمد بن عبیدالله الاشعری» را در کتب حدیث گزیدهاند. در فهرست شیخ طوسی و نجاشی نیز همین انتخاب شده است. مواردی نیز مشترکاً از مشایخ ثقات دیگر به همراه اشعری از قداح روایت کردهاند. و با توجه به کثرت عنایت مشایخ به این طریق، اعتماد به آن موجّه است. دستکم قابل قیاس با اخبار دسته دوم که سند ندارند، نیست.[۱۰] مختصر البصائر، ص۶۱، ح۲۷؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۴۸۴.[۱۱] در اینجا مانند پردازش خاص خبر ابو جمیله در الأمالی للصدوق، ص۲۲۴.[۱۲] صَحیحٌ لیسَ به وَجَعٌ؛ الکافی، ج۱، ص۴۰۶.[۱۳] ر.ک: الفروق فی اللغة، ص۲۳۴؛ لسان العرب، ج۸، ص۳۸۰.[۱۴] در مورد قاعده مخالفت با عامه در مقام تعارض باید گفت، در اخبار اهل بیت ع به وجوهی عقلایی برای استفاده از این قاعده اشاره شده است. مانند تقیه (علل الشرائع، ج۲، ص۳۹۵، ح۱۵ و ص۵۳۱، ح۳ و تهذیب الأحکام، تحقیق خرسان، ج۸، ص۹۸) که اهمیت آن در کنار تعمد مخالفت صاحبان قدرت با امیرالمؤمنین (ع) شدت مییافته است. (علل الشرائع، ج۲، ص۵۳۱، ح۱) و بر همین مبنا از روایات کاملاً روشن است که در مقام اختلاف روایات، اولاً اعتبار روایات باید ثابت شود، و ثانیاً، اجماع طائفه بر صحّت خبر و موافقت آن با کتاب الله بر مخالفت با عامه مقدم است.[۱۵] تفسیر العیاشی، ج۱، ص۲۰۰.[۱۶] تفسیر منسوب به قمی، ج۲، ص۳۷۶.[۱۷] الصراط المستقیم، ج۳، ص۱۶۸.[۱۸] البخاری، ج۷، ص۱۷ و ج۸، ص۴۰؛ مسلم، ج۷، ص۲۴ و ۱۹۴؛ تاریخ طبری ج۲، ص۴۳۸.[۱۹] نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.[۲۰] بحارالأنوار ط – بیروت، ج۲۲، ص۵۱۶.
@mister_tahlilgar | آقاے تحلیلگر@baresie_fetnehaie_dirine_yahod | آرشیو
۲۰:۱۶