بازارسال شده از خیریه حاتم
۱۴:۵۰
بازارسال شده از خیریه حاتم
۱۴:۵۰
بازارسال شده از خیریه حاتم
۱۴:۵۰
بازارسال شده از خیریه حاتم
۱۴:۵۰
بازارسال شده از خیریه حاتم
۱۴:۵۰
-کارگاه نویسندگیِ روایت مقدس-فرصتی برای نگاشتن روایت جنگ رمضان
جمعی از دانشجویان علوم پزشکی تهران بر آن شدیم تا روایت این روزهای جنگ را به یادگار بگذاریم برای آیندگان تا بهنوبهیخود راوی دفاع مقدس دیگری در تاریخ باشیماین کارگاه فرصتیست برای شروع روایت نویسی...قلمت را بردار، تاریخ منتظر روایت توست!
تاریخ: ۱۵ ام و ۱۶ ام فروردینماه، شنبه و یکشنبه.
زمان: ساعت ۱۳ تا ۱۵
مدرس: استاد زهرا جعفرینویسنده کتاب وزیر قلابیهمکار در پروژه کتاب دلپلاسعضو محفل نویسندگان منادیبرگزیده جایزه داستان جشنواره بینالمللی دشمنشناسی شهید فرجنژادمدال طلای المپیاد سواد رسانهداور جشنواره مادرم دانشگاه امامصادق(ع)
جهت ثبتنام و کسباطلاعات بیشتر : @reiesm
بسیجدانشجوییدانشگاهعلومپزشکیتهران
جمعی از دانشجویان علوم پزشکی تهران بر آن شدیم تا روایت این روزهای جنگ را به یادگار بگذاریم برای آیندگان تا بهنوبهیخود راوی دفاع مقدس دیگری در تاریخ باشیماین کارگاه فرصتیست برای شروع روایت نویسی...قلمت را بردار، تاریخ منتظر روایت توست!
۱۰:۳۹
بازارسال شده از بسیج دانشگاه علوم پزشکی تهران
۱۴:۲۲
بازارسال شده از بسیج دانشگاه علوم پزشکی تهران
۱۴:۲۲
بازارسال شده از بسیج دانشگاه علوم پزشکی تهران
۱۴:۲۲
۱۳:۴۰
ماجراهاست پشت پلکهایی که بسته میشوند...پدران راویان قصههای ناگفتهی بسیارند...اما اینجا داستان چشمها پدرانه بود در دو قاب نقاشی کودکانه...شاید همانطور که حلما خودش را تسکین میداد...همانگونه که حلما او را متفاوت از دیگران در ذهنش یا در قاب نقاشی ترسیم میکرد...و من او را از چشمان با نفوذش شناختم...همانقدر متفاوت،همانقدر آزاد،همانقدر رها...تا بهانهای باشد برای پرواز کردن؛تا بهانهای باشد برای رسیدن به خدا... تا بهانهای باشد برای جشن رنگهایی از جنس نور و اعتماد...برای جشن آبیها و سبزها و زردها...آبی آسمانی، سبز آبادی و نور مهربانیِ وطن...و من بدون میهن خویش کیستم؟که "و تن وطن است" :)))
پینوشت: نقاشی دختر شهید محمد مرادی تبار که کنار مزارشون نصب شده بود.
به قلم دانشجویان#داستان_این_روزها #جنگ_رمضان
بسیج دانشجویی دانشکده توانبخشی
پینوشت: نقاشی دختر شهید محمد مرادی تبار که کنار مزارشون نصب شده بود.
۱۳:۴۰
مادر بودن سخت است و این را فقط مادرها میفهمند. البته درعین سختی، شیرینی های خودش را دارد؛ و این را فقط مادرها میفهمند. هرگز هیچ مادری شیرینی اولین بارها را فراموش نمیکند. اولین ها شیرین ترینند.مثل اولین باری که تو از ته دلت خندیدی و قند در دلم آب شدیا اولین دندانی که در آوردی اولین قدمی که برداشتی و اولین روزی که به مدرسه رفتی.روپوش مدرسه به تن کرده بودی و چشمانت از خوشحالی برق میزد و من، به ثمر رسیدن میوه دلم را تماشا میکردم. چقدر زود بزرگ شدی عزیز دل من آرزوهای بسیاری برایت در دل داشتمو نمیدانستم چه سرنوشتی در انتظارمان استاز اولین بارها گفتم ، آخرین بارها تلخ ترینند و این را هر مادری نمیداند و کاش هیچ مادری نفهمد، تلخی آخرین لبخند راآخرین نگاه راآخرین آغوش راو آخرین خداحافظی رامثل هرروز، صبح از خواب بیدار شدی، روپوش مدرسه ات را پوشیدی، کیفت را آماده کردی و رفتی برای همیشهبا کوله باری از پاکی و معصومیتمدرسه فروریخت، من هم تکه های سنگ و خاک را کنار زدم تا تو را بیابم، اما آنجا نبودینازنینم کجا رفتی؟روزها در سردخانه بیمارستان به دنبالت گشتم،بین تکه های پیکر شهدا تو را جستجو کردمآنجا هم نبودی کجایی عزیز مادر؟ هرکجا که هستی ، برای مادرت دعا کن قلبش بیش از این طاقت دوری ندارد... مادری که حتی یک روز هم دور از تو نبوده،چهل روز است به انتظارت نشسته و در غمت گیسو سفید میکند
به قلم دانشجویان#داستان_این_روزها #جنگ_رمضان
بسیج دانشجویی دانشکده توانبخشی
۱۴:۵۶
یک روز وقتی جنگ تمام شددخترک به مادر میگوید: انگار که، هیچکس باقی نمانده است، هیچکس...و مادر میگوید: بچهها به دنیا میآیندبچه های زیادی به دنیا میآیندبچههایی که حتی جنگ را حس نکردهاندو برایشان ، طعم و مزه قصه و افسانه را داردو باز آنها وطن را پر خواهند کردو مسجدها را و مدرسه ها راو سربازخانهها را و مجالس عروسی رااصل، آن چیزیست که پدرت به خاطرش جنگیدی
اصل، آن چیزیست که پدرت به خاطرش همسنگرانش را از دست داد
اصل، آن چیزیست که پدرت به خاطرش،راه رفتن را از یاد برد
و حسن دیدن را
و مصطفی خود رادخترک، خجل میگوید: مادر! آن بچه ها که باز میآیند، آیا باز به جنگ های تازه خواهند رفت؟ مادر میگوید: اگر ظلم باشد، گرسنگی باشد، وطن در خطر باشد، ایمان مورد هجوم و دشمن در خانه مابچهها بازهم خواهند جنگید.آنها که شرف دارند، خواهند جنگید
و آنها که ندارند، خواهند گریخت...من میدانمکه یک روز، جنگ تمام میشودو آنچه میماندمایه سرشکستگی هیچ کداممان نخواهد بود.هرگز!
نوشته نادر ابراهیمی با اندکی تغییرپینوشت: تصویر جانباز مدافع وطن حسین محمدی و فرزند تازه متولدشده ایشان #داستان_این_روزها #جنگ_رمضان
بسیج دانشجویی دانشکده توانبخشی
اصل، آن چیزیست که پدرت به خاطرش همسنگرانش را از دست داد
اصل، آن چیزیست که پدرت به خاطرش،راه رفتن را از یاد برد
و حسن دیدن را
و مصطفی خود رادخترک، خجل میگوید: مادر! آن بچه ها که باز میآیند، آیا باز به جنگ های تازه خواهند رفت؟ مادر میگوید: اگر ظلم باشد، گرسنگی باشد، وطن در خطر باشد، ایمان مورد هجوم و دشمن در خانه مابچهها بازهم خواهند جنگید.آنها که شرف دارند، خواهند جنگید
و آنها که ندارند، خواهند گریخت...من میدانمکه یک روز، جنگ تمام میشودو آنچه میماندمایه سرشکستگی هیچ کداممان نخواهد بود.هرگز!
۱۶:۱۵
کودک شهید و مظلوم ایران..سهمِ تو از دنیا بهجایحیات ، شهادت بهدستِ بیرحمترین و شقیترین آدمهای روی زمین بود.مظلومیت و بیگناهی تو در دفتر تاریخ نوشتهخواهدشد.بر سرنوشتِ تو ، قبل از هروابستگی به تعلقات دنیوی،مُهرِ شهادت بهدستانِ کوچکترین شهیدکربلا زدهشد.امروز ما باید منتقمِ خونِ تو و شهدای بیگناهی چون تو باشیم.دستمان مشتکرده و قلبمان پرازخشم و انتقام و صدایمان، صدای بیداری است و بلندتر از همیشه فریاد میزنیم. ما کتاب تاریخ را درست نخواندهبودیم یا درست عبرت نگرفتهبودیم،چرا که تاریخ تکرار ظلمهایی است که بر سر مظلومین عالم فرودآمده و این موضوع تمام نمیشود مگر با ظهور منجی عالم..لبیک یاحسین امروز لبیک یامهدی است..اماممان بیا که آخرین منجی و منتقم فقط شمایی و بس...
به قلم دانشجویان#داستان_این_روزها #جنگ_رمضان
بسیج دانشجویی دانشکده توانبخشی
۲۳:۲۱
بازارسال شده از بسیج دانشگاه علوم پزشکی تهران
25فروردین-گزارش وضعیت جنگ.pdf
۷۰۷.۶۱ کیلوبایت
#اخبار_جنگ
۲۳:۱۲
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ فشرده حکومت امیرالمومنین علی (ع)
با حضور دکتر محمود مطهرینیا
دوشنبه ۳۱ فروردین
ساعت 17
لینک شرکت در کلاس:https://www.skyroom.online/ch/virtualtums/nahad-rahbari-uni
بسیج دانشجویی دانشکده توانبخشی
تاریخ فشرده حکومت امیرالمومنین علی (ع)
با حضور دکتر محمود مطهرینیا
ساعت 17
۱۶:۳۰
بازارسال شده از قرارگاه جهادی رویش
#طرح_شتاب
۱۰:۱۸
بازارسال شده از کانال دانشجویی دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران
بازگشت همه به سوی اوست و اوست که در همه حال بر احوال و افکار و اعمال ما آگاه است و قادر متعال اوست
ناباورانه یک سال گذشت
مرحومه نادیا محمودی، دانشآموخته مقطع کارشناسی رشته فیزیوتراپی
از دانشجویان فعال، شاد، مهربان و دوستداشتنی بود که یک سال پیش در چنین روزی، در اثر سانحه رانندگی دار فانی را وداع گفت و خانواده دانشگاه علوم پزشکی تهران و بخصوص خانواده بزرگ فیزیوتراپی را داغدار کرد.
جهت آرامش و شادی روحش فاتحهای میخوانیم و برای خانواده آن عزیز سفر کرده از خداوند متعال صبر مسئلت مینماییم
معاونت دانشجویی فرهنگی دانشکده توانبخشی
ناباورانه یک سال گذشت
جهت آرامش و شادی روحش فاتحهای میخوانیم و برای خانواده آن عزیز سفر کرده از خداوند متعال صبر مسئلت مینماییم
۱۶:۵۳
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ فشرده حکومت امیرالمومنین علی (ع)
با حضور دکتر محمود مطهرینیا
جلسه دوم
دوشنبه ۷ اردیبهشت
ساعت 17
لینک شرکت در کلاس:https://www.skyroom.online/ch/virtualtums/nahad-rahbari-uni
بسیج دانشجویی دانشکده توانبخشی
تاریخ فشرده حکومت امیرالمومنین علی (ع)
با حضور دکتر محمود مطهرینیا
ساعت 17
۱۴:۴۴
بازارسال شده از قرارگاه جهادی رویش
#جهاد_خدمترسانی
۱۲:۵۶