طبعم از لعل تو آموخت دُر افشانیهاای رخت چشمه خورشید درخشانیها
سرو من، صبح بهار است به طرف چمن آیتا نسیمت بنوازد به گل افشانیها
گر بدین جلوه به دریاچه اشکم تابیچشم خورشید شود خیره ز رخشانیها
دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندیدمخمل اینگونه به کاشانه کاشانیها
دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمعای سر زلف تو مجموع پریشانیها
رام دیوانه شدن آمده در شأن پریتو به جز رم نشناسی ز پریشانیها
شهریارا به درش خاک نشین، افلاکندوین کواکب همه داغند به پیشانیها
#شهریار@chaameghazal 🧩
سرو من، صبح بهار است به طرف چمن آیتا نسیمت بنوازد به گل افشانیها
گر بدین جلوه به دریاچه اشکم تابیچشم خورشید شود خیره ز رخشانیها
دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندیدمخمل اینگونه به کاشانه کاشانیها
دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمعای سر زلف تو مجموع پریشانیها
رام دیوانه شدن آمده در شأن پریتو به جز رم نشناسی ز پریشانیها
شهریارا به درش خاک نشین، افلاکندوین کواکب همه داغند به پیشانیها
#شهریار@chaameghazal 🧩
۱۲:۲۳
بعد از سکندر و مغول، آن بدگهر که خوردسیلی ز دست این وطن پرگهر تویی
معلوم شد ز قدرت ما بیخبر توییمغلوب در مجادلهی خیر و شر تویی
معلوم شد ز عربده و صوت انکرتای خوک زرد! لایق عصر حجر تویی
حرف دهان هرزهی خود بعد از این بفهمحیوان تویی، بهیمه تویی، جانور تویی
حیوان تویی که خوردن اطفال کار توستبا اپستین به مزبلهها همسفر تویی
ما را نسب رسیده به چندین هزار سالآری حرامزاده تویی بیپدر تویی
ایران شد استوارتر از هر زمان ولی آنکس که شد به گند فرو تا کمر تویی
ناوی به گل نشسته و گاوی بدون شیرباقی گذاشتی، تن بی پا و سر تویی
آنکس که داد پایگه خویش را به بادیکباره در حجاز و کویت و قطر تویی
دادی عنان خود به نتانیاهوی پلیدبا این طناب، رفته به چاه سقر تویی
بیچاره ملتی که تو باشی رئیسشانتنها نه ننگ غرب که ننگ بشر تویی
ایران چه در نبرد و چه در صلح، فاتح استچون اهل منطقیم و خرد، خیرهسر تویی
حتی به درد گاوچرانی نمیخوریزیرا ز گاوهای جهان، گاوتر تویی
دانشگه است و مدرسه، آماج حملهاتدریافت شرق و غرب که خصم هنر تویی
بعد از سکندر و مغول، آن بدگهر که خوردسیلی ز دست این وطن پرگهر تویی
افسار دست ماست، ستوری که بعد از این باید کند ز جفتک بیخود، حذر تویی
گر حیف خر نبود که حیوان نافعی استمیگفتم ای روانی احمق که خر تویی!
#افشین_علا@chaameghazal
معلوم شد ز قدرت ما بیخبر توییمغلوب در مجادلهی خیر و شر تویی
معلوم شد ز عربده و صوت انکرتای خوک زرد! لایق عصر حجر تویی
حرف دهان هرزهی خود بعد از این بفهمحیوان تویی، بهیمه تویی، جانور تویی
حیوان تویی که خوردن اطفال کار توستبا اپستین به مزبلهها همسفر تویی
ما را نسب رسیده به چندین هزار سالآری حرامزاده تویی بیپدر تویی
ایران شد استوارتر از هر زمان ولی آنکس که شد به گند فرو تا کمر تویی
ناوی به گل نشسته و گاوی بدون شیرباقی گذاشتی، تن بی پا و سر تویی
آنکس که داد پایگه خویش را به بادیکباره در حجاز و کویت و قطر تویی
دادی عنان خود به نتانیاهوی پلیدبا این طناب، رفته به چاه سقر تویی
بیچاره ملتی که تو باشی رئیسشانتنها نه ننگ غرب که ننگ بشر تویی
ایران چه در نبرد و چه در صلح، فاتح استچون اهل منطقیم و خرد، خیرهسر تویی
حتی به درد گاوچرانی نمیخوریزیرا ز گاوهای جهان، گاوتر تویی
دانشگه است و مدرسه، آماج حملهاتدریافت شرق و غرب که خصم هنر تویی
بعد از سکندر و مغول، آن بدگهر که خوردسیلی ز دست این وطن پرگهر تویی
افسار دست ماست، ستوری که بعد از این باید کند ز جفتک بیخود، حذر تویی
گر حیف خر نبود که حیوان نافعی استمیگفتم ای روانی احمق که خر تویی!
#افشین_علا@chaameghazal
۱۲:۲۶
گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآیدگفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مِهروَرزان رسمِ وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندمگفتا که شبرو است او از راهِ دیگر آید
گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزدگفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید
گفتم که نوشِ لَعلَت ما را به آرزو کشتگفتا تو بندگی کن کاو بندهپرور آید
گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد؟گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید
گفتم زمانِ عِشرَت دیدی که چون سر آمد؟گفتا خموش حافظ کاین غصّه هم سر آید
#حافظ @chaameghazal
️
گفتم ز مِهروَرزان رسمِ وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندمگفتا که شبرو است او از راهِ دیگر آید
گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزدگفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید
گفتم که نوشِ لَعلَت ما را به آرزو کشتگفتا تو بندگی کن کاو بندهپرور آید
گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد؟گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید
گفتم زمانِ عِشرَت دیدی که چون سر آمد؟گفتا خموش حافظ کاین غصّه هم سر آید
#حافظ @chaameghazal
۱۲:۲۷
سخت است وطن موکب ماتم شده باشدعیدانهی ما فرق کند، غم شده باشد
سخت است که مجبور شوی صاف بگیریقد و کمری را که ز غم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاهچون صبح شود ماه محرم شده باشد
از داغ جگرسوزتر آن است که آن رااز اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای داد از آن دل که خبر پشت خبر، بازبا موج غم و درد دمادم شده باشد
سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ استهرچند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمیدیدم از این دست پریشانمن باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم، باز تو باشیبی آن که نخی مو ز سرت کم شده باشد
تو زندهای و باز دل ما به تو قرص استبگذار که دنیا همه درهم شده باشد#سیده_اعظم_حسینی@chaameghazal
سخت است که مجبور شوی صاف بگیریقد و کمری را که ز غم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاهچون صبح شود ماه محرم شده باشد
از داغ جگرسوزتر آن است که آن رااز اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای داد از آن دل که خبر پشت خبر، بازبا موج غم و درد دمادم شده باشد
سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ استهرچند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمیدیدم از این دست پریشانمن باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم، باز تو باشیبی آن که نخی مو ز سرت کم شده باشد
تو زندهای و باز دل ما به تو قرص استبگذار که دنیا همه درهم شده باشد#سیده_اعظم_حسینی@chaameghazal
۲۱:۰۴
نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستننه ز بند تو رهایی نه کنار تو نشستن
ای نگاه تو پناهم! تو ندانی چه گناهی ستخانه را پنجره بر مرغک طوفان زده بستن
تو مده پندم از این عشق که من دیر زمانیخود به جان خواستم از دام تمنای تو رستن
دیدم از رشته ی جان دست گسستن بود آسانلیک مشکل بود این رشته ی مهر تو گسستن
امشب اشک من ازرد و خدا را که چه ظلمی ستساقه ی خرم گلدان نگاه تو شکستن
سوی اشکم نگهت گرم خرامید و چه زیباستآهوی وحشی و در چشمه ی روشن نگرستن
#محمدرضا_شفیعیکدکنی@chaameghazal 🪭
ای نگاه تو پناهم! تو ندانی چه گناهی ستخانه را پنجره بر مرغک طوفان زده بستن
تو مده پندم از این عشق که من دیر زمانیخود به جان خواستم از دام تمنای تو رستن
دیدم از رشته ی جان دست گسستن بود آسانلیک مشکل بود این رشته ی مهر تو گسستن
امشب اشک من ازرد و خدا را که چه ظلمی ستساقه ی خرم گلدان نگاه تو شکستن
سوی اشکم نگهت گرم خرامید و چه زیباستآهوی وحشی و در چشمه ی روشن نگرستن
#محمدرضا_شفیعیکدکنی@chaameghazal 🪭
۲۱:۰۵
چهل شب، چهل شب، چهل شب شهامتچهل شب، به چله، فقط تیر غیرت
چهل شب اذا جاء... انا فتحنا...چهل شب توکل، توسل، تولا
چهل شب، دلیرانه در قلب میدانیکی پشت لانچر، یکی در خیابان
چهل شب وطن، گشت یک جان و یک تنزن و مرد، گُردآفرید و تهمتن
چهل شب وطن، عشق، ایمان، خدا شدوطن دشت غیرت، وطن کربلا شد
چهل شب عزای تو، شد انتقامتوطن گشت مبعوث، مبعوث نامت
چهل شب گذشت و تو بودی و دیدیچه مردانی از مردمت، آفریدی
به پای دلیران، سرِ دیو خم شدبه پابوس ایران، تلآویو خم شد
جهان دید آزادگان جهانیمغیوریم، کوهیم، فخر زمانیم
کنون با شهیدان به میدان نظر کنبه پرچم، به مردم، به ایران نظر کن
به قله، ببین مردمانی که گفتیهمان شد، همان شد، همانی که گفتی
#قاسم_صرافان@chaameghazal 🪭
چهل شب اذا جاء... انا فتحنا...چهل شب توکل، توسل، تولا
چهل شب، دلیرانه در قلب میدانیکی پشت لانچر، یکی در خیابان
چهل شب وطن، گشت یک جان و یک تنزن و مرد، گُردآفرید و تهمتن
چهل شب وطن، عشق، ایمان، خدا شدوطن دشت غیرت، وطن کربلا شد
چهل شب عزای تو، شد انتقامتوطن گشت مبعوث، مبعوث نامت
چهل شب گذشت و تو بودی و دیدیچه مردانی از مردمت، آفریدی
به پای دلیران، سرِ دیو خم شدبه پابوس ایران، تلآویو خم شد
جهان دید آزادگان جهانیمغیوریم، کوهیم، فخر زمانیم
کنون با شهیدان به میدان نظر کنبه پرچم، به مردم، به ایران نظر کن
به قله، ببین مردمانی که گفتیهمان شد، همان شد، همانی که گفتی
#قاسم_صرافان@chaameghazal 🪭
۵:۲۸
مستغنی است از همه عالم گدای عشقما و گداییِ درِ دولتسرای عشق
عشق و اساس عشق نهادند بر دوامیعنی خلل پذیر نگردد بنای عشق
آنها که نام آب بقا وضع کردهاندگفتند نکتهای ز دوام و بقای عشق
گو خاک تیره زر کن و سنگ سیاه سیمآنکس که یافت آگهی از کیمیای عشق
پروانه محو کرد در آتش، وجود خویشیعنی که اتحاد بود انتهای عشق
اینرا کشد به وادی و آنرا برد به کوهزینها بسیست تا چه بود اقتضای عشق
وحشی هزار ساله ره از یار سوی یاریک گام بیش نیست ولیکن به پای عشق
#وحشی_بافقی@chaameghazal 🧩
عشق و اساس عشق نهادند بر دوامیعنی خلل پذیر نگردد بنای عشق
آنها که نام آب بقا وضع کردهاندگفتند نکتهای ز دوام و بقای عشق
گو خاک تیره زر کن و سنگ سیاه سیمآنکس که یافت آگهی از کیمیای عشق
پروانه محو کرد در آتش، وجود خویشیعنی که اتحاد بود انتهای عشق
اینرا کشد به وادی و آنرا برد به کوهزینها بسیست تا چه بود اقتضای عشق
وحشی هزار ساله ره از یار سوی یاریک گام بیش نیست ولیکن به پای عشق
#وحشی_بافقی@chaameghazal 🧩
۵:۲۸
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسدشاد باش! این رنج بیپایان به پایان میرسد
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکستسرو میماند ولی توفان به پایان میرسد
زندگی بر مردم آزادهٔ بیآرزوسخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد
داستان شمع با آتش روایت شد ولیعاقبت با دیدهٔ گریان به پایان میرسد
سیل آه خلق سدّ ظلم را خواهد شکستقصهٔ تاریخ بیسلطان به پایان میرسد
#فاضل_نظری@chaameghazal
️
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکستسرو میماند ولی توفان به پایان میرسد
زندگی بر مردم آزادهٔ بیآرزوسخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد
داستان شمع با آتش روایت شد ولیعاقبت با دیدهٔ گریان به پایان میرسد
سیل آه خلق سدّ ظلم را خواهد شکستقصهٔ تاریخ بیسلطان به پایان میرسد
#فاضل_نظری@chaameghazal
۶:۱۷
غیر از کمین تازهی نیرنگ نشماریدرنگینکمان صلح را جز رنگ نشمارید
ما را خبرهاییست… پیشِ رو خطرهاییستآن خاطرات پشت سر را جنگ نشمارید!
سنگی برای رَمی از آن تسبیح برگیریدنام خدا را سنگ روی سنگ نشمارید
خود، حلقهی دار است این زنجیرهی تکرارتکرارها را باز چون آونگ نشمارید
فرجام ما «سیر من الحق اِلی الخلق» استبرگشتن فواره ها را ننگ نشمارید...
#محمدمهدی_سیار@chaameghazal
ما را خبرهاییست… پیشِ رو خطرهاییستآن خاطرات پشت سر را جنگ نشمارید!
سنگی برای رَمی از آن تسبیح برگیریدنام خدا را سنگ روی سنگ نشمارید
خود، حلقهی دار است این زنجیرهی تکرارتکرارها را باز چون آونگ نشمارید
فرجام ما «سیر من الحق اِلی الخلق» استبرگشتن فواره ها را ننگ نشمارید...
#محمدمهدی_سیار@chaameghazal
۱۱:۲۴
نظری کن اگرت خاطر درویشانستکه جمال تو ز حسن نظر ایشانست
روی ازین بندهٔ بیچارهٔ درویش متابزانکه سلطان جهان بندهٔ درویشانست
پند خویشان نکنم گوش که بی خویشتنمآشنایان غمت را چه غم از خویشانست
بده آن بادهٔ نوشین که ندارم سر خویشکانکه از خویش کند بیخبرم، خویش آنست
حاصل از عمر بهجز وصل نکورویان نیستلیکن اندیشه ز تشویش بد اندیشانست
نکنم ترکَش اگر زانکه به تیرم بزندخنک آن صید که قربان جفا کیشانست
مرهمی بردل خواجو که نهد؟ زانکه طبیبفارغ از درد دل خستهٔ دل ریشانست
#خواجوی_کرمانی@chaameghazal 🧩
روی ازین بندهٔ بیچارهٔ درویش متابزانکه سلطان جهان بندهٔ درویشانست
پند خویشان نکنم گوش که بی خویشتنمآشنایان غمت را چه غم از خویشانست
بده آن بادهٔ نوشین که ندارم سر خویشکانکه از خویش کند بیخبرم، خویش آنست
حاصل از عمر بهجز وصل نکورویان نیستلیکن اندیشه ز تشویش بد اندیشانست
نکنم ترکَش اگر زانکه به تیرم بزندخنک آن صید که قربان جفا کیشانست
مرهمی بردل خواجو که نهد؟ زانکه طبیبفارغ از درد دل خستهٔ دل ریشانست
#خواجوی_کرمانی@chaameghazal 🧩
۱۱:۲۴
بار غم تو را به دل من سپردهاندوای از امانتی که به رهزن سپردهاند
بیدرد میرسد به نظر کاج بردبارجایی که بیدها به خزان تن سپردهاند
ما صلحپیشهایم نه اما شبیه خلقکز ترس جنگ خانه به دشمن سپردهاند
دل نرم شد ز داغ و بر آن پتک غم زدندآهنگرا! به دست تو «آهن» سپردهاند
تاریک نیست عاقبت پیلۀ امیدپروانه را به آتش روشن سپردهاند
#فاضل_نظری @chaameghazal
️
بیدرد میرسد به نظر کاج بردبارجایی که بیدها به خزان تن سپردهاند
ما صلحپیشهایم نه اما شبیه خلقکز ترس جنگ خانه به دشمن سپردهاند
دل نرم شد ز داغ و بر آن پتک غم زدندآهنگرا! به دست تو «آهن» سپردهاند
تاریک نیست عاقبت پیلۀ امیدپروانه را به آتش روشن سپردهاند
#فاضل_نظری @chaameghazal
۵:۴۳
«زهرای من»
ای نازنین که بی تو دلم غرق خون شده!باز آ، ببین که دل ز فراق تو چون شده
مهتاب من! بتاب به شبهای تار منره، بی حضور ماه تو، بی رهنمون شده
آن سر، که همچو سرو سرافراز و سبز بود،اینک، بنفشهوار، زِ غم واژگون شده
صبری که بود در دل من، کاستی گرفتدردی که بود، بی تو دمادم فزون شده
هر جا که چامهایست، سرود عزای توستهر جا که جامهای، ز غمت نیلگون شده
اندوه، کوه کوه، شد انبوه در دلمشادی زِ در نیامده، از در برون شده
بگذار تا بگویم من بی تو کیستم:مرغی کز آسمان به زمین سرنگون شده
شمعی به یاد روی تو شبها گریستهموجی ز پا فتاده، اسیر سکون شده
آزردهدل نشسته به کنجی غریبوارفرزانهای که بی تو دچار جنون شده
زهرای من! شهید بهخونخفتهٔ پدر!باز آ، ببین که بی تو دلم غرق خون شده...
#غلامعلی_حدادعادل@chaameghazal 🪭
ای نازنین که بی تو دلم غرق خون شده!باز آ، ببین که دل ز فراق تو چون شده
مهتاب من! بتاب به شبهای تار منره، بی حضور ماه تو، بی رهنمون شده
آن سر، که همچو سرو سرافراز و سبز بود،اینک، بنفشهوار، زِ غم واژگون شده
صبری که بود در دل من، کاستی گرفتدردی که بود، بی تو دمادم فزون شده
هر جا که چامهایست، سرود عزای توستهر جا که جامهای، ز غمت نیلگون شده
اندوه، کوه کوه، شد انبوه در دلمشادی زِ در نیامده، از در برون شده
بگذار تا بگویم من بی تو کیستم:مرغی کز آسمان به زمین سرنگون شده
شمعی به یاد روی تو شبها گریستهموجی ز پا فتاده، اسیر سکون شده
آزردهدل نشسته به کنجی غریبوارفرزانهای که بی تو دچار جنون شده
زهرای من! شهید بهخونخفتهٔ پدر!باز آ، ببین که بی تو دلم غرق خون شده...
#غلامعلی_حدادعادل@chaameghazal 🪭
۱۷:۴۷
شعروغزل چامه
«زهرای من» ای نازنین که بی تو دلم غرق خون شده! باز آ، ببین که دل ز فراق تو چون شده مهتاب من! بتاب به شبهای تار من ره، بی حضور ماه تو، بی رهنمون شده آن سر، که همچو سرو سرافراز و سبز بود، اینک، بنفشهوار، زِ غم واژگون شده صبری که بود در دل من، کاستی گرفت دردی که بود، بی تو دمادم فزون شده هر جا که چامهایست، سرود عزای توست هر جا که جامهای، ز غمت نیلگون شده اندوه، کوه کوه، شد انبوه در دلم شادی زِ در نیامده، از در برون شده بگذار تا بگویم من بی تو کیستم: مرغی کز آسمان به زمین سرنگون شده شمعی به یاد روی تو شبها گریسته موجی ز پا فتاده، اسیر سکون شده آزردهدل نشسته به کنجی غریبوار فرزانهای که بی تو دچار جنون شده زهرای من! شهید بهخونخفتهٔ پدر! باز آ، ببین که بی تو دلم غرق خون شده... #غلامعلی_حدادعادل @chaameghazal 🪭
«از شانهی پدر»
ای یار داغدیده دلت غرق خون مبادقدت بنفشهوار ز غم واژگون مباد
با آنکه زخم بر دلت افزون شد از شمارعمرت دراز باد و غمت در فزون مباد
پیوست دخترت به شهیدان کربلااز شانهی پدر، علمش سرنگون مباد
اکنون که همسفر شده با رهبرش به عرشهجرش تو را به جانب غم رهنمون مباد
زد خیمهگاه، گنبد نیلی ز چادرشپس جامهات به رسم عزا نیلگون مباد
از خانهی تو دست خدا چید لالهایای باغبان، سعادت از این در برون مباد
پیرانهسر ببال به بخت جوان خویشهرگز امیر عشق، اسیر سکون مباد
#افشین_اعلا@chaameghazal
️
ای یار داغدیده دلت غرق خون مبادقدت بنفشهوار ز غم واژگون مباد
با آنکه زخم بر دلت افزون شد از شمارعمرت دراز باد و غمت در فزون مباد
پیوست دخترت به شهیدان کربلااز شانهی پدر، علمش سرنگون مباد
اکنون که همسفر شده با رهبرش به عرشهجرش تو را به جانب غم رهنمون مباد
زد خیمهگاه، گنبد نیلی ز چادرشپس جامهات به رسم عزا نیلگون مباد
از خانهی تو دست خدا چید لالهایای باغبان، سعادت از این در برون مباد
پیرانهسر ببال به بخت جوان خویشهرگز امیر عشق، اسیر سکون مباد
#افشین_اعلا@chaameghazal
۱۷:۴۷
راهی است راهِ عشق که هیچش کناره نیستآن جا جز آن که جان بسپارند، چاره نیست
هر گَه که دل به عشق دهی، خوش دمی بوددر کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست
ما را ز منعِ عقل مترسان و می بیارکآن شِحنه در ولایتِ ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که میکُشد؟جانا گناهِ طالع و جرمِ ستاره نیست
او را به چشمِ پاک توان دید چون هلالهر دیده جایِ جلوهٔ آن ماهپاره نیست
فرصت شمر طریقهٔ رندی که این نشانچون راهِ گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریهٔ حافظ به هیچ روحیرانِ آن دلم که کم از سنگِ خاره نیست
#حافظ @chaameghazal
هر گَه که دل به عشق دهی، خوش دمی بوددر کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست
ما را ز منعِ عقل مترسان و می بیارکآن شِحنه در ولایتِ ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که میکُشد؟جانا گناهِ طالع و جرمِ ستاره نیست
او را به چشمِ پاک توان دید چون هلالهر دیده جایِ جلوهٔ آن ماهپاره نیست
فرصت شمر طریقهٔ رندی که این نشانچون راهِ گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریهٔ حافظ به هیچ روحیرانِ آن دلم که کم از سنگِ خاره نیست
#حافظ @chaameghazal
۱۷:۵۰
خدا این بار میخواهد سپاهش خار و خس باشدبرای خواری دشمن همین بایست بس باشد
خدا اهل ستم را بر زمین گرم خواهد زدو شاید از زمین گرم منظورش طبس باشد
طبس را شهر بیدیوار میپنداشتید اماگمان هرگز نمیبردید مانند قفس باشد
طبس با خاکریز جبهه یکسان است تا وقتیکه ما را دشمنی همچون شما در پیش و پس باشد
غم این خاک بالین شما را سخت میگیردغمش حتی اگر اندازۀ بال مگس باشد..
برای جبهه دلتنگیم و میجنگیم و میجنگیمو میجنگیم و میجنگیم تا وقتی نفس باشد
#محمدحسین_ملکیان@chaameghazal
خدا اهل ستم را بر زمین گرم خواهد زدو شاید از زمین گرم منظورش طبس باشد
طبس را شهر بیدیوار میپنداشتید اماگمان هرگز نمیبردید مانند قفس باشد
طبس با خاکریز جبهه یکسان است تا وقتیکه ما را دشمنی همچون شما در پیش و پس باشد
غم این خاک بالین شما را سخت میگیردغمش حتی اگر اندازۀ بال مگس باشد..
برای جبهه دلتنگیم و میجنگیم و میجنگیمو میجنگیم و میجنگیم تا وقتی نفس باشد
#محمدحسین_ملکیان@chaameghazal
۶:۲۷
یاری از ناکسان امید مدارای که با خوی زشت یار نه ای
سگدلان لقمه خوار یکدیگرندخون خوری گر از آن شمار نه ا ی
همچو صبحت شود گریبان چاکای که چون شب سیاهکار نه ای
پایمال خسان شوی چون خاکگر جهانسوز چون شرار نه ای
ره نیابی به گنج خانه بختجانگزا گر بسان مار نه ای
تا چو گل شیوه ات کم آزاری استایمن از رنج نیش خار نه ای
روزگارت به جان بود دشمنای که همرنگ روزگار نه ای
#رهی_معیری@chaameghazal 🪭
سگدلان لقمه خوار یکدیگرندخون خوری گر از آن شمار نه ا ی
همچو صبحت شود گریبان چاکای که چون شب سیاهکار نه ای
پایمال خسان شوی چون خاکگر جهانسوز چون شرار نه ای
ره نیابی به گنج خانه بختجانگزا گر بسان مار نه ای
تا چو گل شیوه ات کم آزاری استایمن از رنج نیش خار نه ای
روزگارت به جان بود دشمنای که همرنگ روزگار نه ای
#رهی_معیری@chaameghazal 🪭
۶:۲۸
دنیا اگرچه کوچک و بیقدر و قیمت است کوتهنظر مباش بزرگی به همت است
لطف خداست موهبت زندگی ولی وقتی عمیق مینگری مرگ نعمت است
جای شراب هرچه به ما خون دل دهند راهی بهجز قبول نداریم، قسمت است
تا کی ستون صبر زدن زیر بار غم؟گاهی خرابکردن سقفی مرمت است
گیرم مجال صید در این بیشهزار نیستوقتی کمان شکسته، تماشا غنیمت است
#فاضل_نظری @chaameghazal
لطف خداست موهبت زندگی ولی وقتی عمیق مینگری مرگ نعمت است
جای شراب هرچه به ما خون دل دهند راهی بهجز قبول نداریم، قسمت است
تا کی ستون صبر زدن زیر بار غم؟گاهی خرابکردن سقفی مرمت است
گیرم مجال صید در این بیشهزار نیستوقتی کمان شکسته، تماشا غنیمت است
#فاضل_نظری @chaameghazal
۷:۴۴
زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطنهم وطن غمخوار او هم اوست غمخوار وطن
دکتری فهمیده باید دست در درمان زندتا ز نو بهبود یابد حال بیمار وطن
هرکه دور از میهن خود در دیار غربت استاز برایش سرمه چشم است دیدار وطن
تا خس و خار خیانت را نسازی ریشه کنکی مصفا میشود بهر تو گلزار وطن
پیکر مام وطن دانی چرا خم گشته استزان که مشتی اجنبی خواهند، سربار وطن
به که در فکر وطن، باشیم و فکر کار اوپیش از آن کز دستها بیرون رود کار وطن
#رهی_معیری@chaameghazal
️
دکتری فهمیده باید دست در درمان زندتا ز نو بهبود یابد حال بیمار وطن
هرکه دور از میهن خود در دیار غربت استاز برایش سرمه چشم است دیدار وطن
تا خس و خار خیانت را نسازی ریشه کنکی مصفا میشود بهر تو گلزار وطن
پیکر مام وطن دانی چرا خم گشته استزان که مشتی اجنبی خواهند، سربار وطن
به که در فکر وطن، باشیم و فکر کار اوپیش از آن کز دستها بیرون رود کار وطن
#رهی_معیری@chaameghazal
۶:۱۵
به استناد حدیثی دلم چه عاشق بودسند مطالبه کردند، "قال صادق" بود
وزید صحبت آوازه اش به هر سوییاگرچه باد در این کار نا موافق بود
نشسته بود دو زانو جهان به شاگردی چه مکتبی؟ که پر از عالمان حاذق بود
رسید "جابر حیان" اگر به اکسیرشبه ورد حق حق و با کیمیای هق هق بود
نواخت ساعت "اثنا عشر" به گوش زمانکه نیمه راه امامت در آن دقایق بود
به لطف منطق شیوا و نطق غرّایشسکوت شهر پر از واژه های ناطق بود
دمی شکاف قفس فرصت تنفّس شدوگرنه ظلم، همان ظلم و جور سابق بود
چه خوب شد به افق صبح صادقش سر زدکه چشم منتظرانش به سوی مشرق بود..
#سیده_تکتم_حسینی @chaameghazal
وزید صحبت آوازه اش به هر سوییاگرچه باد در این کار نا موافق بود
نشسته بود دو زانو جهان به شاگردی چه مکتبی؟ که پر از عالمان حاذق بود
رسید "جابر حیان" اگر به اکسیرشبه ورد حق حق و با کیمیای هق هق بود
نواخت ساعت "اثنا عشر" به گوش زمانکه نیمه راه امامت در آن دقایق بود
به لطف منطق شیوا و نطق غرّایشسکوت شهر پر از واژه های ناطق بود
دمی شکاف قفس فرصت تنفّس شدوگرنه ظلم، همان ظلم و جور سابق بود
چه خوب شد به افق صبح صادقش سر زدکه چشم منتظرانش به سوی مشرق بود..
#سیده_تکتم_حسینی @chaameghazal
۲:۲۹
صدا چه بود عزیزان من کجا را زد؟ خدای من نکند خانهی شما را زد؟
پرندههای مهاجر به سرفه افتادندصدا سکوت شکن بود سمت ما را زد
درست ساعت املای آب بابا بودکه کوله پشتی دلتنگ بچهها را زد
صلات ظهر صدای اذان به گریه نشست عجیب بود ولی خانهی خدا را زد
هر آن چه را که به دستش رسید ویران کردغریبه را به فنا داد و آشنا را زد
شنیده بود صدا ماندگار خواهد بودکشید تیغ و به آنی رگ صدا را زد
شنیده بود دعا تیر اهل ایمان است درست وقت دعا خانهی دعا را زد
شنیده بود گروهی به گریه مشغولند کمان به دست شد و مجلس عزا را زد
خلیج، زلف پریشان و موج در موج استخبر دهید به دریا که ناخدا را زد
خلیل و قاسم و منصور و مرتضا و حمیدهما و هانیه و زهره و ندا را زد
به روزه دار به کودک به تشنه رحم نکرد علم به دوش شهیدان کربلا را زد
ولی ولی دم ایران آریایی گرمچرا که پنبهی این قوم بیحیا را زد...
#سعید_بیابانکی@chaameghazal
️
پرندههای مهاجر به سرفه افتادندصدا سکوت شکن بود سمت ما را زد
درست ساعت املای آب بابا بودکه کوله پشتی دلتنگ بچهها را زد
صلات ظهر صدای اذان به گریه نشست عجیب بود ولی خانهی خدا را زد
هر آن چه را که به دستش رسید ویران کردغریبه را به فنا داد و آشنا را زد
شنیده بود صدا ماندگار خواهد بودکشید تیغ و به آنی رگ صدا را زد
شنیده بود دعا تیر اهل ایمان است درست وقت دعا خانهی دعا را زد
شنیده بود گروهی به گریه مشغولند کمان به دست شد و مجلس عزا را زد
خلیج، زلف پریشان و موج در موج استخبر دهید به دریا که ناخدا را زد
خلیل و قاسم و منصور و مرتضا و حمیدهما و هانیه و زهره و ندا را زد
به روزه دار به کودک به تشنه رحم نکرد علم به دوش شهیدان کربلا را زد
ولی ولی دم ایران آریایی گرمچرا که پنبهی این قوم بیحیا را زد...
#سعید_بیابانکی@chaameghazal
۲:۳۰