لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل شعر‌و‌غزل چامهش
۲۷.۱ هزار عضو

شعر‌و‌غزل چامه

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۳ تیر
بوران شده بود و سخن آتش بودآغوش تو مهد کهن آتش بود
با چشم تو ای دوست، نگهداری دلدر دست نگه داشتن آتش بود
#میلاد_عرفان‌پور @chaameghazal undefined
undefined۳۰
undefined۴

۴.۷K

۱۴:۴۴

۲۴ تیر
بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنمچون تو پیش من نباشی شادمانی چون کنم
هر زمان گویند دل در مهر دیگر یار بندپادشاهی کرده باشم پاسبانی چون کنم
داشتی در بر مرا اکنون همان بر در زدیچون ز من سیر آمدی رفتم گرانی چون کنم
گر بخوانی ور برانی بر منت فرمان رواستگر بخوانی بنده باشم ور برانی چون کنم
هر شبی گویم که خون خود بریزم در فراقباز گویم این جهان و آن جهانی چون کنم
بودم اندر وصل تو صاحبقران روزگارچون فراق آمد کنون صاحبقرانی چون کنم
هست آب زندگانی در لب شیرین توبی لب شیرین تو من زندگانی چون کنم
ساختم با عاشقان تا سوختم در عاشقیپس کنون بی روی خوبت کامرانی چون کنم
هم قضای آسمانی از تو در هجرم فکنددلبرا من دفع حکم آسمانی چون کنم
بر جهان وصل باری بنده را منشور دهتات بنمایم که من فرمان روانی چون کنم
من چو موسی مانده‌ام اندر غم دیدار توهیچ دانی تا علاج لن ترانی چون کنم
نیستم خضر پیمبر هست این مفخر مراچاره و درمان آب زندگانی چون کنم
مر مرا گویی که پیران را نزیبد عاشقیپیر گشتیم در هوای تو جوانی چون کنم
#سنایی_غزنوی@chaameghazal 🪭
undefined۴۵
undefined۲
undefined۱

۵K

۱۹:۰۴

۲۶ تیر
وضع ما، در گردش دنیا چه فرقی می‌کندزندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می‌کند
ماهیان روی خاک و ماهیان روی آبوقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می‌کند
سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیستجای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می‌کند؟
یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کردتلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می‌کند
هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیستخانه من با خیابان ها چه فرقی می‌کند
مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدامماه پایین است یا بالا چه فرقی می‌کند؟
فرصت امروز هم با وعدۂ فردا گذشتبی وفا! امروز یا فردا چه فرقی می‌کند
#فاضل_نظری@chaameghazal undefined
undefined۵۷
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۳.۸K

۹:۵۲

گر به رخسار چو ماهت صنما می‌نگرمبه حقیقت اثر لطف خدا می‌نگرم
تا مگر دیده ز روی تو بیابد اثریهر زمان صد رهت اندر سر و پا می‌نگرم
تو به حال من مسکین به جفا می‌نگریمن به خاک کف پایت به وفا می‌نگرم
آفتابی تو و من ذره‌ی مسکین ضعیفتو کجا و من سرگشته کجا می‌نگرم
سر زلفت ظلماتست و لبت آب حیاتدر سواد سر زلفت به خطا می‌نگرم
هندوی چشم مبیناد رخ ترک تو بازگر به چین سر زلفت به خطا می‌نگرم
راه عشق تو درازست ولی سعدی وارمی‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم
#سعدی@chaameghazal 🧩
undefined۳۴
undefined۳

۳.۴K

۱۹:۳۸

۲۷ تیر
پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند؟!آری! اگر بسیار، اگر کم فرق دارند
شادم تصوّر می‌کنی وقتی ندانیلبخندهای شادی و غم فرق دارند
برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات رادیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند
من با یقین کافر، جهان با شک مسلمانبا این حساب اهل جهنّم فرق دارند...
بر من به چشم کشتۀ عشقت نظر کنپروانه‌های مُرده با هم فرق دارند
#فاضل_نظری @chaameghazal undefined️
undefined۵۶
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۳.۴K

۵:۲۴

زد آتش در دلم چون شمع، دیدار این چنین بایدنگه در دیدهٔ تر سوخت، رخسار این چنین باید
تپد دل در بر از طرز خرام تازه شمشادشغبارم را به شور آورده، رفتار این چنین باید
خمارآلودهٔ منّت نیم از ساغر و میناشرابم خون، دلم پیمانه، خمّار این چنین باید
ز شمع کلبه ام باشد شرر در سنگ روشن ترسیه روزان هجران را شب تار این چنین باید
حزین از دامن پاک نفس، صیقل زدی دل راغبار از خاطر ما رفت، گفتار این چنین باید
#حزین_لاهیجی@chaameghazal undefined
undefined۱۳
undefined۸
undefined۱

۲.۸K

۲۰:۱۸

۲۸ تیر
دارد از ضبط نفس طبع هوس پرور چه حظ؟جز گرفتاری ز تاب رشته با گوهر چه حظ؟
داغ محرومی همان بند غرور سروری‌ستشمع را غیر از غم جانکاهی از افسر چه حظ؟
در هوای برگ‌ گل شبنم عبث خون می‌خوردخواب چون نبوَد، نصیب دیده از بستر چه حظ؟
گریه‌ات رنگی نبست از دیدهٔ حیران چه سود؟بی می از کیفیت خمیازهٔ ساغر چه حظ؟
کسب دانش سینهٔ خود را به ناخن کندن استمی‌کنند آیینه‌های ساده از جوهر چه حظ؟
ظلم بر ابله ز منع‌ کامرانی‌ها مکنغیر جوع و شهوت از دنیا به‌گاو و خر چه حظ؟
رغبت و نفرت بهشت و دوزخ انشا می‌کندتشنگی می‌باید اینجا ورنه از کوثر چه حظ؟
داده‌ایم از حاصل اسباب جمعیّت به بادمرغ ما را جز پریشانی ز بال و پر چه حظ؟
ای که می‌خواهی چراغ محفل امکان شویغیر ازین‌ کز دیده‌ات آتش چکد دیگر چه حظ؟
لذت دنیا نمی‌ارزد به‌ تلخی‌های مرگکام زهر اندوده‌ای ترغیبت از شکر چه حظ؟
جام قسمت بر تلاش جستجو موقوف نیستاز نصیب خضر جزحسرت به اسکندر چه حظ؟
چون کمان می بایدت با گوشهٔ تسلیم ساختخانه‌دار وهم را از فکر بام و در چه حظ؟
حسن بیرنگی اثر پیرایهٔ تمثال نیستگرکنی آیینه از خورشید روشن‌تر چه حظ؟
بیدل از ژولیده‌مویی طبع مجنون تو راگر نباشد دود سودای‌ کسی در سر، چه حظ؟
#بیدل_دهلوی@chaameghazal undefined
undefined۲۰

۳.۷K

۸:۳۷

۳۰ تیر
حنجره‌ها روزهٔ سکوت گرفتندپنجره‌ها تار عنکبوت گرفتند
عقدهٔ فریاد بود و بغضِ گلوگیربُهتِ فصیحِ مرا سکوت گرفتند!
نعره زدم: عاشقان گرسنهٔ مرگ انددرد مرا قوتِ لایموت گرفتند
چون پر پروانه تا که دست گشودمدست مرا لحظهٔ قنوت گرفتند
خطّ خطا بر سرود صبح کشیدندروشنی صفحه را خطوط گرفتند
#قیصر_امین_پور @chaameghazal undefined
undefined۲۷
undefined۴

۲K

۱۱:۳۲

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیبه صد دفتر نشاید گفت حسب‌الحال مشتاقی
کِتابٌ بالِغٌ مِنّی حَبیباً مُعْرِضاً عَنّیأَنِ افْعَلْ ما تَری إِنّي عَلی عَهْدی وَ میثاقی
نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهتکه خود را بر تو می‌بندم به سالوسیّ و زرّاقی
أَخِلّائی وَ أَحْبابی ذَروا مِنْ حُبِّهِ مابیمَریضُ العِشْقِ لا یَبْری وَ لا یَشْکو إِلَی الرّاقی
نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیونددتو را گر خواب می‌گیرد نه صاحب درد عشّاقی
قُمِ امْلَأْ وَ اسْقِنی کَأْساً وَ دَعْ ما فیهِ مَسْموماًأَما أَنْتَ الَّذی تَسْقی فَعَیْنُ السُّمِّ تَرْیاقی
قدح چون دور ما باشد به هشیاران مجلس دهمرا بگذار تا حیران بماند چشم در ساقی
سَعی فی هَتْکیَ الشّانی وَ لَمّا یَدْرِ ما شانیأَنَا المَجْنونُ لا أَعْبا بِإِحْراقٍ وَ إِغْراقِ
مگر شمس فلک باشد بدین فرخنده دیداریمگر نفس ملک باشد بدین پاکیزه اخلاقی
لَقیتُ الْأُسْدَ فِی الغاباتِ لا تَقْوی عَلی صیدیوَ هَذَا الظَّبْیُ فی شیرازَ یسبینی بِأَحْداقِ
نه حسنت آخری دارد نه سعدی را سخن پایانبمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی
#سعدی@chaameghazal undefined
undefined۴۸

۱.۹K

۱۷:۳۴

۳۱ تیر
یاقوت روان بخش تو تا قوت روانستچشمم ز غمت چشمهٔ یاقوت روانست
آن موی میان تو که سازد کمر از مویموئی به میان آمده یا موی میان‌ است
در موی میانت سخنی نیست که خود نیستلیکن سخن ار هست در آن پسته دهانست
تا پشت کمان می شکند ابروی شوختپیوسته ز ابروی تو پشتم چو کمانست
با ما به شکر خنده درآ زانکه یقینمکز پستهٔ تنگ تو یقینم بگمانست
گفتند که آن جان جهان با تو چنان نیستگوئی که چنانست که با ما نچنانست
پنداشت که ما را غم جانست ولیکنما در غم آنیم که او در غم آنست
عمری بتمنای رخش می گذرانیمدر محنت و غم گرچه که دنیا گذرانست
در کنج صوامع مطلب منزل خواجوکو معتکف کوی خرابات مغانست
#خواجوی_کرمانی@chaameghazal 🪭
undefined۱۴
undefined۱

۱.۱K

۱۰:۳۰