808-Death.of.a.Salesman.pdf
۱.۱ مگابایت
یادداشت نهم: مرگ فروشنده
در روزهای پایانی پاییز 1404 مثل اکثر مردم ایران میدانستم که دیر یا زود ما با مجموعه ای از حوادث غیر قابل کنترل روبرو خواهیم بود. حوادثی که با کشتار خونین دی ماه و بعد آن با جنگ علیه ایران تا همین لحظه ادامه دارد.اولین چیزی که آن موقع توجه ام را جلب کرد ضرورت پا گذاشتن بر واقعیت روی زمین بود. چیزی که برخی از ما متاسفانه دچارش هستیم همان Dissociation یا جداشدگی از واقعیت و توسل به توهم و تخیلات خود است که گاهی خود را در شدید ترین حالت در یک ایدئولوژی نابودی یک سرزمین و قوم و ملت تبدیل میکند بی آنکه نه در عمل توانایی آن وجود داشته باشد و نه اساسا بخواهد تفکری معقول برای حل بحرانی قدیمی برای بازپس گیری زمین توسط مردم مظلوم فلسطین باشد.
همه ما ذاتا فروشنده ایم. به قول آلن بدیو، فیلسوف فرانسوی، این از ویژگی انسان قرن بیستمی است که خود را دائما در یک رابطه فروشندگی و خریداری میببیند. یک کجا ما میفروشیم یک کجا ما میخریم.مساله منتها نه در این رابطه بلکه در نرخ استثمار Exploitation rate است که در تاریخ خود را به شکل های مختلف نشان میدهد. اما ویژگی مشترک این نرخ استثمار از اعماق تاریخ چند هزار ساله بشر تا همین امروز در یک چیز نهفته است: مالکیت زمین.
از قرن 17 با جان لاک و مساله enclosure زمین تا جان استوارت میل قرن 18 و 19 و مساله آزادی در مالکیت زمین.و در نهایت از قرن 19 خودآگاهی تاریخی با هگل به شکل دیالتکتیکی بازتعریف شد تا به تدریج مساله مسکن و توجه به نرخ استثمار(یا بهره وری) و سوء استفاده از آن برای بیگاری کشیدن از کارگر و دریافت نرخ اجاره مسکن او تا همین امروز به مساله اصلی هر نوع تنازع طبقاتی انسان ها با یکدیگر در هر جنگی تبدیل شده است.سابقا جنگ ها بین سرزمین های همسایه هم برای تصاحب زمین یا به صورت جنگ داخلی یا ضد استعماری برای بازپس گیری زمین مردم بومی بوده است. اما امروز جنگ ها ابتدا ایدئولوژیکی شروع اما در نهایت به معامله ای بر سر تفاهم نامه ای که در آن به سرمایه گذاری در بخش مسکن (یا همان زمین) کشور مغلوب معتبر شناخته شود ختم میگردد.
چرا ترامپ برای راضی کردن حکومت ایران از بین همه گزینه ها(مثلا بازپرداخت پول بلوکه شدن ایران و یا سرمایه گذاری در بخش انرژی و نفت) دقیقا تنها انگشت روی سرمایه گذاری در بخش املاک شهر تهران میگذرد؟آیا کشوری که در آن صنعت و انرژی منابع طبیعی روز به روز در حال نابودی است چیزی جز نیروی بهره وری طبقه کارگر برای کسب سود بیشتر در سرمایه گذاری در اختیار دارد؟
میدانم که برای مهندسان صنعت ساختمان این ایدئال است که هم شغل های جدید ایجاد میکند و هم به خیال واهی بعضی ها باعث افزایش عرضه و احتمالا کنترل قیمت افسار گسیخته مسکن می شود.قبلا در این یادداشت توصیح دادم که چرا این فرضیه ها از روی نتایج علم اقتصاد ناشی از این کالا سازی در بخش مسکن اساسا توهمی بیش نیست:https://ble.ir/civil808_admin/2571566097876090120/1780056353806
بنابراین با برگشت به واقعیت روی زمین که هر جنگی در نهایت برای تصاحب زمین و انباشت سرمایه بیشتر به سود صاحبین پیش فرض ها Privilege ها است و با برگشت به این واقعیت همیشگی تاریخ که اگر جلوی سوء استفاده از نرخ استثمار از کارگران برای پرداخت نرخ اجاره بیشتر مسکن هایشان گرفته نشود ما همچنان با افزایش شکاف فقیر و غنی روبرو خواهیم شد، در نهایت این پرسش پیش می آید که چه وقت انسان میتواند به دور از تعصب و جهل به خودآگاهی تاریخی خود برگردد و با مرور تاریخ از این دوگانگی تخیل و واقعیت جدا و پای خود را روی خود زمین بگذارد.
این سوالیست که حداقل من در پایان چرخه مطالعات و ترجمه ام با نقدی از تاریخ مسکن در دو قرن اخیر از متن نمایشنامه «مرگ فروشنده» اثر آرتور میلر به آن پرداختم که دعوت میکنم برای آنکه در این روزهای پر از خشم و هیاهو بتوانیم لحظه ای پای خود را روی زمین بگذاریم اول ببینم که چرا خانه ویلی لومان به تدریج با غرق شدن در توهماتش از هم میپاشد.فایل ترجمه را از پیوست می توانید مشاهده بفرمایید.
نویسنده:مجتبی اصغری@Civil808_Adminگروه Civil808 : تعاملات B2B مهندسان صنعت ساختمانble.ir/join/FHJnJMchmd
در روزهای پایانی پاییز 1404 مثل اکثر مردم ایران میدانستم که دیر یا زود ما با مجموعه ای از حوادث غیر قابل کنترل روبرو خواهیم بود. حوادثی که با کشتار خونین دی ماه و بعد آن با جنگ علیه ایران تا همین لحظه ادامه دارد.اولین چیزی که آن موقع توجه ام را جلب کرد ضرورت پا گذاشتن بر واقعیت روی زمین بود. چیزی که برخی از ما متاسفانه دچارش هستیم همان Dissociation یا جداشدگی از واقعیت و توسل به توهم و تخیلات خود است که گاهی خود را در شدید ترین حالت در یک ایدئولوژی نابودی یک سرزمین و قوم و ملت تبدیل میکند بی آنکه نه در عمل توانایی آن وجود داشته باشد و نه اساسا بخواهد تفکری معقول برای حل بحرانی قدیمی برای بازپس گیری زمین توسط مردم مظلوم فلسطین باشد.
همه ما ذاتا فروشنده ایم. به قول آلن بدیو، فیلسوف فرانسوی، این از ویژگی انسان قرن بیستمی است که خود را دائما در یک رابطه فروشندگی و خریداری میببیند. یک کجا ما میفروشیم یک کجا ما میخریم.مساله منتها نه در این رابطه بلکه در نرخ استثمار Exploitation rate است که در تاریخ خود را به شکل های مختلف نشان میدهد. اما ویژگی مشترک این نرخ استثمار از اعماق تاریخ چند هزار ساله بشر تا همین امروز در یک چیز نهفته است: مالکیت زمین.
از قرن 17 با جان لاک و مساله enclosure زمین تا جان استوارت میل قرن 18 و 19 و مساله آزادی در مالکیت زمین.و در نهایت از قرن 19 خودآگاهی تاریخی با هگل به شکل دیالتکتیکی بازتعریف شد تا به تدریج مساله مسکن و توجه به نرخ استثمار(یا بهره وری) و سوء استفاده از آن برای بیگاری کشیدن از کارگر و دریافت نرخ اجاره مسکن او تا همین امروز به مساله اصلی هر نوع تنازع طبقاتی انسان ها با یکدیگر در هر جنگی تبدیل شده است.سابقا جنگ ها بین سرزمین های همسایه هم برای تصاحب زمین یا به صورت جنگ داخلی یا ضد استعماری برای بازپس گیری زمین مردم بومی بوده است. اما امروز جنگ ها ابتدا ایدئولوژیکی شروع اما در نهایت به معامله ای بر سر تفاهم نامه ای که در آن به سرمایه گذاری در بخش مسکن (یا همان زمین) کشور مغلوب معتبر شناخته شود ختم میگردد.
چرا ترامپ برای راضی کردن حکومت ایران از بین همه گزینه ها(مثلا بازپرداخت پول بلوکه شدن ایران و یا سرمایه گذاری در بخش انرژی و نفت) دقیقا تنها انگشت روی سرمایه گذاری در بخش املاک شهر تهران میگذرد؟آیا کشوری که در آن صنعت و انرژی منابع طبیعی روز به روز در حال نابودی است چیزی جز نیروی بهره وری طبقه کارگر برای کسب سود بیشتر در سرمایه گذاری در اختیار دارد؟
میدانم که برای مهندسان صنعت ساختمان این ایدئال است که هم شغل های جدید ایجاد میکند و هم به خیال واهی بعضی ها باعث افزایش عرضه و احتمالا کنترل قیمت افسار گسیخته مسکن می شود.قبلا در این یادداشت توصیح دادم که چرا این فرضیه ها از روی نتایج علم اقتصاد ناشی از این کالا سازی در بخش مسکن اساسا توهمی بیش نیست:https://ble.ir/civil808_admin/2571566097876090120/1780056353806
بنابراین با برگشت به واقعیت روی زمین که هر جنگی در نهایت برای تصاحب زمین و انباشت سرمایه بیشتر به سود صاحبین پیش فرض ها Privilege ها است و با برگشت به این واقعیت همیشگی تاریخ که اگر جلوی سوء استفاده از نرخ استثمار از کارگران برای پرداخت نرخ اجاره بیشتر مسکن هایشان گرفته نشود ما همچنان با افزایش شکاف فقیر و غنی روبرو خواهیم شد، در نهایت این پرسش پیش می آید که چه وقت انسان میتواند به دور از تعصب و جهل به خودآگاهی تاریخی خود برگردد و با مرور تاریخ از این دوگانگی تخیل و واقعیت جدا و پای خود را روی خود زمین بگذارد.
این سوالیست که حداقل من در پایان چرخه مطالعات و ترجمه ام با نقدی از تاریخ مسکن در دو قرن اخیر از متن نمایشنامه «مرگ فروشنده» اثر آرتور میلر به آن پرداختم که دعوت میکنم برای آنکه در این روزهای پر از خشم و هیاهو بتوانیم لحظه ای پای خود را روی زمین بگذاریم اول ببینم که چرا خانه ویلی لومان به تدریج با غرق شدن در توهماتش از هم میپاشد.فایل ترجمه را از پیوست می توانید مشاهده بفرمایید.
نویسنده:مجتبی اصغری@Civil808_Adminگروه Civil808 : تعاملات B2B مهندسان صنعت ساختمانble.ir/join/FHJnJMchmd
۴K
۱۵:۱۱