اندیشکده مطالعات جرمشناختی و سیاستگذاری جنایی
#حقوق_اطفال_نوجوانان #واجب_فراموش_شده
بعد تولد
اولین خطر، آسیبهای زایمانی است. فعالیتهای پزشکان و پرستاران در حین تولد، به گونهای است که چنان با سهل انگاری و عدم ملاطفت همراه است که نه تنها والدین طفل را نگران میکند بلکه دیگران نیز با دیدن آن صحنهها، احساس خوبی نداشته باشند. تیم پزشکی باید به خوبی بدانند که حساسیت کودک در این دوران به چه شکل هست و حتی باعث آسیبهایی نیز میشود ولی کسی متوجه آنها نمیشود. در پژوهشی که در دانمارک صورت گرفته است، میزان آسیبهای زایمانی در مجرمان خشن 80 درصد است که نشان میدهد که این آسیبها، میتواند منشأ رفتارهای خشن در بزرگسالی باشد.
دومین اختلال، اختلالات در سیستم متابولیسم است. میزان ترشح هورمونها یا عصبهای انتقال پیام، مختل شوند، بر رفتار انسانها اثر میگذارد. از جمله غددی که هورمونهایی را در بدن منتشر میکنند، مثل تیروئید که اختلال در میزان ترشح تیروکسین، باعث اختلال در رفتار و وضعیت و حالات فرد میشود؛ در واقع، عدم ترشح درست باعث هیجانی شدن و تحریک پذیری فرد میشود. غدد فوق کلیوی نیز که هورمن آدرنالین از آن منتشر میشود، به عنوان هورمون خشم شناخته شده است و هیجانات فرد ناشی از این غدد است. انتقال دهنده عصبی سروتونین که افزایش یا کاهش آن، در میزان انتقال پیام موثر است که با داروهایی قابل کنترل هستند. کاهش میزان سروتونین مغز، باعث بروز رفتارهای تکانهای و خشونت آمیز در افراد میشود.
عامل سوم، هورمونهای دوره بلوغ و نوجوانی است. تستسترون، استروژن و پروژسترون از جمله اینها هستند. کاهش تستسترون، باعث میشود که نوعی احساس تنفر و نفرت نسبت به اجتماع و انزوا در اطفال و نوجوانان بروز میدهد. براساس دادههای متابولیسمی باید اینها را تحلیل و شناسایی کرد.
عامل چهارم، نقص هوش میباشد. تأثیر هوش در بزهکاری، از زمانهای بسیار قبل مورد توجه بوده که این باور وجود داشت که مجرمین از بهره هوشی کمتری برخوردار هستند که به نظر لمبروزو اینها افرادی بودند که مسیر رشدی آنها در دوره نئاندرتال باقی مانده است. در تحقیقاتی مشخص شده است که اکثر نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت، از بهره هوشی کمتری دارند و بهره هوشی آنها کمتر از 90 هست که از هوش متوسط پایین تر بوده است که درصد کمی هم از بهره هوشی بالاتری برخوردار هستند. 49 درصد متوسط، 42 درصد از بهره هوشی کمتر و 8 درصد هوش بالا و یک درصد هوش ممتازی دارند. مطالعات نشان می دهد که هوش، یک توانمندی است که قابل افزایش و کاهش است. برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی به بالا، باید ضریب هوشی 90 به بالا وجود داشته باشد. چون این بچهها ضریب هوشی کمتری دارند، ادامه تحصیل برای آنها دشوار بوده و مدرسه هم تحمل نگهداری آنها را نداشته و معلم نیز این درک رو برای حفظ آنها نداشته است، که بتواند جنبههای دیگری از هوش آنها را بالفعل کند.
گفتگوی درست با فرزند میتواند در هوش فرزند اثر داشته باشد که در والدین باسواد این میزان گفتگو بسیار زیاد است. نوجوان 10-15 سالی که در شهر زندگی میکند و والدین باسوادی دارد، در مقایسه با یک پیرمرد روستایی، هوش بسیار بالاتری خواهد داشت و تحلیلهای متفاوتتری ارائه نماید. افراد دارای هوش کمتر بیشتر آلت دست دیگران قرار میگیرند که مورد سوءاستفاده قرار میگیرند مثل استفاده گروهکهای تروریستی از این افراد برای انجام عملیات تروریستی.
به طور مثال، جرایم مبتنی بر کلسیم جرایم علیه تمامیت جسمی و خشونت است ولی جرایم مبتنی بر فسفر جرایمی است که نیازمند طراحی است مثل کلاهبرداری و اقتصادی و... .
رامین مالک پژوهشگر اندیشکده مطالعات جرمشناختی و سیاستگذاری جنایی
ادامه دارد... 











اندیشکده مطالعات جرم شناختی و سیاستگذاری جنایی دانشگاه امام صادق علیهالسلام
@criminology_isu
#حقوق_اطفال_نوجوانان
#واجب_فراموش_شده
عامل روانی
در دوران کودکی، از عوامل روانشناختی و بیماری روانی اطفال نمیشود صحبت کرد که در مسیر رشد هستند، بلکه در در دوران بلوغ و بزرگسالی اینها تبدیل به اختلال روانی میشود. یعنی بیماری روانی در این دوره وجود ندارد بلکه آسیبهایی در این دوران هستند که در بزرگسالی به بیماری روانی منتهی میشود. آسیبهای روانشناختی در دوران کودکی هست که در آینده به یک اختلال یا بیماری روانی بشود که بر رفتار افراد اثر بگذارد. سن 18 سالگی، سن تشخیص اختلال روانی است و تا قبل از آن، اختلال روانی نیست ولی آسیبهایی ممکن است قبل آن وجود داشته باشد. کاهش و از بین بردن این ویژگیهای منفی میتواند خدمت بزرگی به جامعه باشد.
وجود خودپنداره منفی
خود پنداره یا همان Self-concept، تصوری است که هر فرد از خودش دارد. یکی از مهمترین آسیبهایی است که به شخصیت فرد وارد میشود. از همین رو، باید دقت شود که به چه میزان نسبت به آنچه به کودک گفته میشود، سنجیده عمل میکنیم؟ چون طفل، بزرگترها را عامل نفوذ و قدرتمند میداند و روی قضاوت ما نسبت به خودش برداشت میکند و خودش را اینگونه میداند که ما در مورد وی ارزیابی میکنیم.
وقتی کودکی خطایی انجام داد، نسبت به رفتارش قضاوت کنید که رفتار بدی است نه اینکه خودش را قضاوت کنیم. در فرهنگ عامیانه، هرکاری اتفاق افتاد، خود کودک مورد ارزیابی و قضاوت قرار میگیرد. وقتی برچسبی به کودک صورت گیرد، باعث شکلگیری این خودپنداره نسبت به خودشان میشود. در تحقیقی وقتی از کودکان کانون پرسیده میشود که اگر والدین بدانند دستگیر شدهاید، چه واکنشی نشان میدهند؟ گفته بودند که بیشتر از اینها را از ما انتظار دارند. هرگونه برچسب منفی باعث شکلگیری این خودپنداره منفی در ذهن کودکان میشود.
ضعف اعتماد به نفس(Self-confidence)
در بسیاری از مدارس، رفتار و برخورد با دانش آموزان، به گونهای است که اعتماد به نفس آنها زیر سوال میرود. وقتی فرزند اولین لیوان را میخواهد مستقلا بخورد یا غذا و..، ولی والدین نگران کثیفی فرش و لباس فرزند میشود، اینها باعث از بین رفتن و تخریب اعتماد به نفس فرزندان میشود.
نوع برخورد والدین، باعث کاهش اعتماد به نفس فرزندان میشود و حتی باعث شکلگیری خودپنداره فرد میشود که مثلا خود را زیبا نداند و دست به انواع اعمال جراحی بزند. آنچه باعث اعتماد به نفس میشود را باید شناخت و عوامل از بین برنده را نیز شناخت. پژوهش های انجام شده نشان میدهد که اکثر دانشجویان اهل تقلب، از اعتماد به نفس پایینتری برخوردار هستند. البته باید توجه کرد که طبق پژوهشهای انجام شده، اعتماد به نفس در زنان کلاً پایین است و در مجرمین نیز به شدت پایین است.
رامین مالک پژوهشگر اندیشکده مطالعات جرمشناختی و سیاستگذاری جنایی
ادامه دارد...













اندیشکده مطالعات جرم شناختی و سیاستگذاری جنایی دانشگاه امام صادق علیهالسلام
@criminology_isu
#واجب_فراموش_شده
۱.۲K
۱۶:۵۱