هوالحکیم
پیامبر اکرم (ص):«مَطَلُ الْغَنِيِّ ظُلْمٌ»تأخیر در پرداخت بدهی از سوی فرد توانمند، #ظلم محسوب میشود.
وسائل الشیعه، جلد ۱۳، صفحه ۹۰
یک مسئله اخلاقی را - از آنجا که جنبه اجتماعی و عمومی دارد - لازم دیدم بیان کنم. در طول سالهای گذشته، چندین نوبت پیش آمده است که به اطرافیانم ـ به حسب نیازشان ـ پولی به عنوان قرض یا امانت دادهام. در برخی موارد، اصل پول هرگز ادا نشد و بازنگشت؛ و در سایر موارد نیز با خلف وعده و تأخیر بسیار بازپرداخت شد.
این تجربهها مرا به این جمعبندی رسانده است که دیگر به کسی پول قرض ندهم؛ و مسئولیت و گناه این وضعیت بر عهده کسانی است که متأسفانه از اعتماد سوءاستفاده کردند.
برخی خطاها چنین ماهیتی دارند؛ بذر بیاعتمادی را در دل انسان میکارند، بهگونهای که اگر روزی فردی سالم، صادق و متعهد نیز مراجعه کند، دیگر اعتماد به آسانی شکل نخواهد گرفت.
با یکدیگر چنین نکنیم.فرصت یاری رساندن و کمک متقابل را ناممکن نسازیم.
من شخصاً تا امروز ـ با وجود تنگناهای اقتصادی ـ به اندازه انگشتان یک دست هم از کسی پولی به امانت نگرفتهام. در تعالیم اسلامی، قرض دادن توصیه شده، اما قرض گرفتن مکروه شمرده شده است؛ چرا که ممکن است انسان را در موضع ضعف و کوچکی قرار دهد.
با این حال، اگر روزگار چنان شد که ناچار شدیم از کسی مالی به امانت بگیریم و خصوصا اگر زمانی برای بازپرداخت آن تعیین کردیم، شایسته است که آن را دقیق و بهموقع ادا کنیم؛ تا این امکان برای دیگران نیز باقی بماند که وقتی کسی درخواست قرض میکند، بدون تردید و بهانه، با اعتماد و طیب خاطر به او کمک کنند و گره از کارش بگشایند.
محمدجواد خواجهوند
پیامبر اکرم (ص):«مَطَلُ الْغَنِيِّ ظُلْمٌ»تأخیر در پرداخت بدهی از سوی فرد توانمند، #ظلم محسوب میشود.
۹:۰۶
هوالحکیم
تمام اتفاقاتِ امروز به خاطر عبرت نگرفتن از اتفاقات دیروز بود و بدون شک «دولت وفاق» خود زمینهساز آشوبها شد. خودش گران کرد، پیاده نظام را آزاد کرد و حالا میدان در آتش میسوزد!
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
۹:۳۸
#لیبرالیسم_اقتصادی#ابرطبقه_سرمایهدار
۱۲:۴۷
هوالحکیم
اخیراً در شبکههای اجتماعی میدیدم که برخی برای توجیه براندازی نظام و رقم زدن انقلابی دیگر، از جملهی امام خمینی در بهشت زهرا وام میگیرند و میگویند: «پدران ما چه حقی داشتهاند که برای ما حاکم تعیین کنند؟» و سپس نتیجه میگیرند که ما نیز مجازیم انقلاب خودمان را رقم بزنیم.
حقیقت آن است که هم سخن امام درست بود و هم اصل ادعای این نسل جوان؛ چراکه هر نسلی مأمور به انقلاب و تحول است. امام خمینی و یارانش و مردم در سال ۵۷ خون دادند، تبعید و زندان و شکنجه را تحمل کردند و انقلاب اسلامی را رقم زدند. نسل امروز نیز اگر اهلش باشد، میتواند یا همین انقلاب را با تحولات و انقلابات درونی به بالندگی و بلوغ برساند، یا اگر توان و ظرفیتش را دارد، انقلابی دیگر پدید آورد.
سید مرتضی آوینی میفرمود: «آنان که مأمور به تحول در عصر خویشاند، اگر از قواعد مسلط در عصر خود تبعیت کنند، هیچ تحولی رخ نخواهد داد.»
آیندهی جمهوری اسلامی در گرو کنش دو طیفِ مدعی انقلاب است: یک طیف، کسانی که با نگاه تحولی میکوشند انقلاب پنجاهوهفت را از دل تحولات پیدرپی، در هاضمهی انقلاب اسلامی به بلوغ برسانند؛ و طیفی دیگر، جماعتی کممایه که صدای جیغ و دادشان بلند است، اما در دست و بالشان هیچ سرمایه و توان تاریخیای نیست که بتوانند انقلابی در تراز انقلاب پنجاهوهفت رقم بزنند.
از اینرو، به آن گروه پرادعا و لافزن با صدای بلند میگویم: اگر عرضه دارید، شما هم بجنگید، هزینه بدهید و انقلاب کنید؛ تاریخ نشان خواهد داد که ارادهی ما ـ سربازان راه امام خمینی، سید علی خامنهای، حسن طهرانی مقدم، مصباح یزدی، جوادی آملی و دیگران ـ در تثبیت و استمرار انقلاب راسختر و اثرگذارتر بوده است یا شما جماعت کممایه و غرغرو!
یادداشت: محمدجواد خواجهوند
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
۱۴:۱۰
هوالحکیم
وقتی از «تفقه در دین» صحبت میکنیم؛ منظور ناظر به این جنس از مواجهه و تعامل با قرآن کریم میباشد که رهبر انقلاب به زیبایی آن را روایت میکنند.
منبع تنها و تنها یکی است و آن قرآن میباشد؛ لکن با تدبر و عمیق شدنِ در این اقیانوس الهی میتوان به اعجازهای شگفتانگیز و حلالِ مسائل بشری دست پیدا کرد که تا همیشهی تاریخ راهگشای مسائل افراد و جوامع مختلف خواهد بود.البته تقوا میطلبد ... گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش ...
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
۱۶:۴۴
هوالحکیم
سعید آقاخانی در سکانسی از سریال جدیدش «اسباب زحمت» که در شبهای ماه رمضان از شبکه یک سیما پخش میشود، دخترش — که از بازیگران همین مجموعه است — را در #آغوش میگیرد؛ سکانسی که بهسرعت در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت.
صرفنظر از واکنشهای زرد اینستاگرامی و کسانی که از این حاشیهها برای جذب مخاطب و افزایش دنبالکننده بهره میبرند، باید تأکید کرد که هیچ توجیه و بهانهتراشی در این زمینه قابل پذیرش نیست. هرچند این دو بازیگر در واقعیت پدر و فرزند هستند، اما برای مخاطب و بیننده، فارغ از این نسبتها، آنچه در ذهن عادیسازی میشود «#تصویر» است.
در سالهای اخیر، در ساختار تولیدات سینمایی و تلویزیونی ایران نوعی روند شکل گرفته که در آن زن و شوهر، خواهر و برادر، یا پدر و دختر را در کنار یکدیگر قرار میدهند و با این توجیه که به یکدیگر محرماند، تماس جسمی و لمس مقابل دوربین نمایش داده میشود. آخرین نمونه این مسئله را سابقا در فیلم «#صیاد» مشاهده کرده بودم؛ جایی که بازیگر نقش شهید صیاد شیرازی و همسرش — که در عالم واقع نیز زن و شوهر هستند — در سکانسی با قرار دادن سر بر شانه یکدیگر ظاهر میشوند!
این شیوه را میتوان روشی برای نرمالیزهکردن و عادتدادن چشم مخاطب دانست تا در مراحل بعدی، مرزها بیش از پیش جابهجا شود؛ همانگونه که سینمای ایران از ابتدای پس از انقلاب تا امروز، بهتدریج و در همین مسیر، دچار تغییرات گسترده در الگوهای تصویری شده است.
در این میان، جملهای از ترانه علیدوستی در مستند مربوط به او قابل تأمل است:«امروز بازیگر حق دارد با سر باز مقابل دوربین برود. اگر فیلمی ساخته نشود، چه اشکالی دارد؟ این همه عجله برای چیست؟ مگر چند سال از واقعه «زن، زندگی، آزادی» گذشته است؟ تصور کنید ده سال بگذرد؛ در تاریخ فرهنگی کشوری که در حال تغییر دادن تمام عادتهای تصویری نسل چهلساله خود است ده سال چیزی نیست. ما باید تمام عادتهای بصری نسل جدید را تغییر بدهیم.»https://eitaa.com/QuoteArchive/1945
یادداشت: محمدجواد خواجهوند
#نرمالیزاسیون_فرهنگی#نفوذ_موریانه#استحاله_از_درون
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
#نرمالیزاسیون_فرهنگی#نفوذ_موریانه#استحاله_از_درون
۱۹:۱۸
۱۹:۱۸
۶:۱۹
هوالحکیم
آقای پناهیان همچون همان دانشجویانِ ناآگاهی که به نمادهای ملی حمله و بیحرمتی میکنند، تیغ انتقاد را بهجای آنکه متوجه عاملان اصلی بحرانهای اقتصادی و اجتماعی سازید، به سوی مسجد مظلوم نشانه رفته است!
اگر قرار است چیزی خراب شود، خانه دزد و مفسد اقتصادی و آن طبقه الیگارشیای خراب شود که خون مردم را با پروژه گرانسازی و شوک درمانی و ... در شیشه کرده است؛ نه مسجد که خانه خداست. آن روزی که مدعیانی مانند شما در هاضمه تفکر مسموم لیبرالی هضم شدید، اقتصاد مردم به این روز افتاد.
گرانی سکه و طلا و فشار معیشتی مردم بر گردن همان ابرطبقه گردنکلفتی است که در دل اقتصاد سیاسی آلوده و نئولیبرالی پرورش یافته، نه بر گردن مسجد! گمان نمیکردم روزی برسد که علی علیزادهِ لندننشین در تشخیص دشمنان خونی جمهوری اسلامی، از شما که مدعی دیانت هستید دقیقتر و بابصیرتتر سخن بگوید.
هر روز با سخنی تازه شگفتی میآفرینید:- روزی میگویید «هر مسجد یک مدرسه فوتبال»،- روزی در موسم انتخابات با مواضع خود مردم متدین را متعجب میسازید،- روزی میفرمایید مبدأ علم دینی باشد یا غیردینی، وحیانی باشد یا غیر وحیانی، اهمیتی ندارد و مهم کارکرد ابزاری آن است،- روزی سخنی به رهبری نسبت میدهید که گویا «لیبرالیسم خیلی هم خوب است»،- روزی میگویید میتوان ماتریالیستها را از متدینین دیندارتر کرد،- و امروز سخن از خراب شدن مسجدی میگویید که بهزعم شما نتوانسته اقتصاد مردم را سامان دهد!
مسجد معترض است، نه متهم!ریشه بحران را باید در ساختارهای فاسد و طبقات رانتخوار جست، نه در خانه خدا.
خدا عاقبت همه ما، و بهویژه شما را، ختم به خیر کند، شیخ.
محمدجواد خواجهوند
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
خدا عاقبت همه ما، و بهویژه شما را، ختم به خیر کند، شیخ.
۹:۱۱
۱۲:۱۲
هوالحکیم
هرچقدر گفتوگوی برنامه «مجال» با علیرضا پناهیان مملو از مغالطه، کرختی، تکرار حرفهای فسیلشده و خستهکننده و نوعی آشفتگی و التقاط بود و بهمعنای واقعی کلمه سردردآور جلوه میکرد، اما قسمت جدید این برنامه در گفتوگو با این طلبه جوان و تازهنفس، جناب حجتالاسلام مهدی طباخیان، بهشدت قابل توجه، باکیفیت و بهروز بود. اگر خروجی حوزههای علمیه به سمت پرورش چنین طلبههایی حرکت کند، میتوان به آینده حوزه و انقلاب اسلامی امیدوار بود.
واقعیت آن است که امروز انقلاب اسلامی برای دستیابی به ارتقا و شکوفایی، به اندیشههای نو، چهرههای تازهنفس، پرتلاش و فکور نیاز دارد. بهنظر میرسد دوران چهرههایی از جنس پناهیان به پایان خود نزدیک شده است؛ آفت این نسل آن بود که از وادی اصیل طلبگی، مطالعه عمیق و غور در معارف دینی فاصله گرفتند و درگیر بازیهای گاه سیاسی و حواشی متکثر شدند و فرصت پرداختن به مسائل بنیادین را از دست دادند؛ ازاینرو امروز هم از حیث محتوا دستشان خالی است و هم چهرهشان برای مخاطب تکراری و کماثر شده و دیگر الهامبخش نیستند.
امید آن است که نسل طباخیانها مسیر برخی از نسلهای پیشین حوزه را تکرار نکنند و با همین تیزهوشی و زکاوت در فهم مسائل، جامعه اسلامی را از عقبماندگیهای فکری و هویتی عبور دهند و انقلاب اسلامی را به اوج کارآمدی و شکوفایی برسانند؛ چراکه انقلاب اسلامی برای تحقق تحولات و انقلابات بعدی در درون هاضمه خود، بیش از هر زمان به چهرههای جدید و بهروز نیازمند است.
مشاهده ویدئو کامل برنامه:https://www.aparat.com/v/pum0848
محمدجواد خواجهوند
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
۱۲:۲۲
پاتولوژی فرهنگی | محمدجواد خواجهوند
هوالحکیم
هرچقدر گفتوگوی برنامه «مجال» با علیرضا پناهیان مملو از مغالطه، کرختی، تکرار حرفهای فسیلشده و خستهکننده و نوعی آشفتگی و التقاط بود و بهمعنای واقعی کلمه سردردآور جلوه میکرد، اما قسمت جدید این برنامه در گفتوگو با این طلبه جوان و تازهنفس، جناب حجتالاسلام مهدی طباخیان، بهشدت قابل توجه، باکیفیت و بهروز بود. اگر خروجی حوزههای علمیه به سمت پرورش چنین طلبههایی حرکت کند، میتوان به آینده حوزه و انقلاب اسلامی امیدوار بود.
واقعیت آن است که امروز انقلاب اسلامی برای دستیابی به ارتقا و شکوفایی، به اندیشههای نو، چهرههای تازهنفس، پرتلاش و فکور نیاز دارد. بهنظر میرسد دوران چهرههایی از جنس پناهیان به پایان خود نزدیک شده است؛ آفت این نسل آن بود که از وادی اصیل طلبگی، مطالعه عمیق و غور در معارف دینی فاصله گرفتند و درگیر بازیهای گاه سیاسی و حواشی متکثر شدند و فرصت پرداختن به مسائل بنیادین را از دست دادند؛ ازاینرو امروز هم از حیث محتوا دستشان خالی است و هم چهرهشان برای مخاطب تکراری و کماثر شده و دیگر الهامبخش نیستند.
امید آن است که نسل طباخیانها مسیر برخی از نسلهای پیشین حوزه را تکرار نکنند و با همین تیزهوشی و زکاوت در فهم مسائل، جامعه اسلامی را از عقبماندگیهای فکری و هویتی عبور دهند و انقلاب اسلامی را به اوج کارآمدی و شکوفایی برسانند؛ چراکه انقلاب اسلامی برای تحقق تحولات و انقلابات بعدی در درون هاضمه خود، بیش از هر زمان به چهرههای جدید و بهروز نیازمند است.
مشاهده ویدئو کامل برنامه: https://www.aparat.com/v/pum0848
محمدجواد خواجهوند
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
۱۴:۰۱
1_24471399988.MP3
۰۲:۰۱-۴۷۶.۲۴ کیلوبایت
۱۶:۱۹
هوالحکیم
ساعتی پیش گفتوگویی یوتیوبی از یک روانشناس را مشاهده میکردم که محور آن «نقش دوپامین در شکلگیری و تداوم رفتارهای اعتیادی» بود؛ از اعتیاد به مواد مخدر گرفته تا خودارضایی، مصرف پورنوگرافی و دیگر الگوهای جستوجوی لذت فوری. در این بحث، مسئله از منظر علوم اعصاب و روانشناسی رفتاری بهصورت نسبتاً ساده اما دقیق تبیین میشد.
بر اساس یافتههای عصبشناسی، دوپامین صرفاً «هورمون لذت» نیست، بلکه نقش اصلی آن در «سیستم انگیزش و یادگیری مبتنی بر پاداش» تعریف میشود. هنگامی که انسان تحت تأثیر کمبودهای عاطفی، استرس، هیجانجویی یا خلأهای وجودی قرار میگیرد، مغز بهدنبال رفتارهایی میرود که بتوانند پاداش سریع ایجاد کنند.
اما نکته کلیدی آن است که در بسیاری از رفتارهای اعتیادآور، ترشح دوپامین بهصورت «فورانی و غیرطبیعی» رخ میدهد. پس از این اوج، مغز وارد مرحله افت میشود؛ سطح پایه دوپامین کاهش مییابد و فرد نوعی خلأ، بیحوصلگی یا حتی دیسفوری (حالت ناخوشایند روانی) - عذابوجدان - را تجربه میکند. برای جبران این وضعیت، میل به تکرار رفتار افزایش مییابد و بهتدریج چرخه معیوب «اوج ـ سقوط ـ جبران» تثبیت میشود. در سطح نوروبیولوژیک، این فرایند با پدیدههایی مانند کاهش حساسیت گیرندههای دوپامینی و تغییر در تنظیم هیجانی همراه است که همان سازوکار شکلگیری اعتیاد محسوب میشود.
در خلال این بحث، این تأمل برایم جدیتر شد که سنت اسلامی بسیار زودتر به ماهیت این چرخه توجه داشته است؛ هرچند نه با زبان نوروشیمی، بلکه با زبان حکمت اخلاقی. در حکمت معروفی از امیرالمؤمنین آمده است:شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ؛ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ، وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ يَبْقَى أَجْرُهُ.چه بسیار فاصله است میان عملی که لذتش میرود و پیامدش باقی میماند، و عملی که سختیاش میرود و پاداشش باقی میماند.- حکمت ۱۲۱ نهجالبلاغه -
اگر این گزاره را با ادبیات علمی امروز بازخوانی کنیم، میتوان گفت که هشدار نسبت به «لذتهای کوتاهمدت با پیامدهای پایدار منفی» در واقع ناظر به همان الگوی پاداش فوری و هزینه بلندمدت است که علوم رفتاری نیز آن را تأیید میکنند. بسیاری از رفتارهای مبتنی بر جستوجوی اوج دوپامینی، گرچه در لحظه تقویتکنندهاند، اما در بلندمدت با کاهش رضایت، افزایش اضطراب و اختلال در تنظیم خلق همراه میشوند.
از سوی دیگر، پژوهشها نشان میدهد فعالیتهایی که موجب «آزادسازی تدریجی و متعادل دوپامین» میشوند ـ مانند روابط پایدار عاطفی، فعالیت بدنی منظم، یادگیری عمیق، کار معنادار و پیوندهای اجتماعی سالم ـ با افزایش تابآوری روانی و احساس رضایت پایدار مرتبطاند. در چنین الگوهایی، سیستم پاداش دچار نوسانات شدید نمیشود و فرد در سطحی از انگیزش و نشاط پایدار باقی میماند. برای نمونه، رابطه زناشویی پایدار در امر ازدواج میتواند از طریق ترکیب سازوکارهای دوپامین، اکسیتوسین و دلبستگی، به تنظیم سالم هیجانات کمک کند و زن و شوهر را به «سکینت» و «آرامش پایدار» برساند.
نکته مهم دیگر تفاوت رویکرد هنجاری و توصیفی است. در بسیاری از گفتمانهای علمی معاصر، تمرکز بر توصیف سازوکارهاست: اینکه چه اتفاقی در مغز رخ میدهد و چگونه رفتار شکل میگیرد. اما سنت دینی علاوه بر تبیین، وارد حوزه ارزشگذاری نیز میشود؛ یعنی رفتار را در نسبت «حُسن و قُبح» و «صلاح و فساد» میسنجد. از این منظر، گرایش مکرر به لذتهای مخرب نهتنها پیامدهای روانشناختی مانند افسردگی و بیثباتی هیجانی دارد، بلکه بهعنوان نوعی آسیب به خویشتن (ظلم به نفس) نیز تلقی میشود.
در نتیجه میتوان گفت آنچه امروز در قالب مدلهای نوروساینتیفیک درباره چرخه پاداش، اعتیاد و تنظیم دوپامین بیان میشود، در سطحی دیگر با تأکیدات اخلاقی دیرینه اسلامی همپوشانی دارد: پرهیز از اسارت در لذتهای زودگذر و حرکت بهسوی کنشهایی که ثبات، معنا، و پیامدهای پایدار مثبت و تعالیبخش ایجاد میکنند.
یادداشت: محمدجواد خواجهوند
#فوران_دوپامین
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
#فوران_دوپامین
۱۸:۵۳
هوالحکیم
هیچگاه نتوانستم با این برنامهی بهظاهر قرآنی که بیش از آنکه به عمق بپردازد، در سطح و پوسته سیر میکند، ارتباط برقرار کنم. بارها از خود پرسیدهام: تو که تشنهی معارف قرآن هستی و هر جا سخنی از آن میشنوی که نوری بر دل و دریچهی عقلت میتاباند، چرا با برنامهای که به نام قرآن ساخته شده، احساس بیگانگی میکنی؟
پاسخ را هر از گاهی در «خلاقیتهای» تازهی سازندگانِ نابغهاش یافتهام؛ خلاقیتهایی که بینیاز از استدلال، خود گویای فاصلهی عمیق آنان با حقیقت قرآن است. برای من کافی است که در یک برنامهی قرآنی، دختری محجبه را بیاورند تا نشان دهند «زن با حجاب هم میتواند روپایی بزند و فوتبال بازی کند»؛ همین رویکرد نشان میدهد مسئلهی اصلی از اساس چیز دیگری است.
قرآن کتاب هدایت، تزکیه و انقلاب درونی است؛ نه ابزاری برای اثبات تواناییهای بدنی یا پاسخگویی به کلیشههای فردی و رسانهای. وقتی نسبت ما با قرآن از «تحول جان» به نمایش کارکردهای دسته صدمی تقلیل مییابد، طبیعی است که محصول کار نیز سطحی، شعاری و نچسب از آب درآید.
اگر قرار است برنامهای به نام قرآن ساخته شود، باید از عمق جان برآید و مخاطب را به تأمل، خشیت، معرفت و تغییر دعوت کند؛ وگرنه صرفِ الصاق نام قرآن بر یک قالب رسانهای، آن را قرآنی نمیکند.
#اسلام_تخدیری#افیون_تودهها
یادداشت: محمدجواد خواجهوند
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
#اسلام_تخدیری#افیون_تودهها
۳:۵۹
پاتولوژی فرهنگی | محمدجواد خواجهوند
هوالحکیم
هیچگاه نتوانستم با این برنامهی بهظاهر قرآنی که بیش از آنکه به عمق بپردازد، در سطح و پوسته سیر میکند، ارتباط برقرار کنم. بارها از خود پرسیدهام: تو که تشنهی معارف قرآن هستی و هر جا سخنی از آن میشنوی که نوری بر دل و دریچهی عقلت میتاباند، چرا با برنامهای که به نام قرآن ساخته شده، احساس بیگانگی میکنی؟
پاسخ را هر از گاهی در «خلاقیتهای» تازهی سازندگانِ نابغهاش یافتهام؛ خلاقیتهایی که بینیاز از استدلال، خود گویای فاصلهی عمیق آنان با حقیقت قرآن است. برای من کافی است که در یک برنامهی قرآنی، دختری محجبه را بیاورند تا نشان دهند «زن با حجاب هم میتواند روپایی بزند و فوتبال بازی کند»؛ همین رویکرد نشان میدهد مسئلهی اصلی از اساس چیز دیگری است.
قرآن کتاب هدایت، تزکیه و انقلاب درونی است؛ نه ابزاری برای اثبات تواناییهای بدنی یا پاسخگویی به کلیشههای فردی و رسانهای. وقتی نسبت ما با قرآن از «تحول جان» به نمایش کارکردهای دسته صدمی تقلیل مییابد، طبیعی است که محصول کار نیز سطحی، شعاری و نچسب از آب درآید.
اگر قرار است برنامهای به نام قرآن ساخته شود، باید از عمق جان برآید و مخاطب را به تأمل، خشیت، معرفت و تغییر دعوت کند؛ وگرنه صرفِ الصاق نام قرآن بر یک قالب رسانهای، آن را قرآنی نمیکند. #اسلام_تخدیری #افیون_تودهها
یادداشت: محمدجواد خواجهوند
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
سلام و وقت بخیر. باید بررسی شود که ابتکارهای خلاقانه(!) این برنامه، تا چه حد در رسیدن به اهداف خود (ترویج قرآن و معارف قرآنی در سبک زندگی) موثر بوده است. برنامهای که در صدد ثابت کردن مواردی سطحی مثل روپایی زدن با حجاب باشد، معارف قرآنی را ترویج میکند؟ مگر در سوره مومنون خداوند در وصف مومنان نفرموده «عن اللغو معرضون»؟ آیا اینها مصداق لغو نیست؟ برنامهای که به جای تعریف قرآنی هویت زن، باز هم به طور پنهان میگوید زنی که به خاطر روپایی زدن جایزه برده است برتر از زنی است که در خانه به تربیت صحیح فرزندان میپردازد و این موفقیت بزرگ را تیتر ایتا میکنند!
۵:۴۲
پزشکیان:از زمانی که ما مسئولیت را به عهده گرفتیم تمام مشکلات بر ما نازل شده است و به اندازهی تمام مشکلاتی که در این ۴۷ سال گذشته تجربه کردیم، در این یک سال مشکلات بر ما نازل شده است.
دلیلش را مرداد ماه سال جاری در جلسات کرسی تشریح کرده بودم. وقت بگذارید و جلسه را ببینید:
جلسه شصت و هفتم کرسیوقتی «سعی باطل» توفیق نمیآورد:
رئیس جمهوری که بدجور گیر کرده است!https://www.aparat.com/v/sscak1q
مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی
| کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology
جلسه شصت و هفتم کرسیوقتی «سعی باطل» توفیق نمیآورد:
۵:۵۱
از ابتدای مسئولیتم تمام گرفتاریهای مختلف بر ما نازل شده است
از موقعی که مسئولیت را بر عهده گرفتهایم دائم با مشکلات مواجه بودیم. تمام گرفتاریهای مختلف در این زمانی که ما مسئولیت داشتهایم بر ما نازل شده است. تمام آن مشکلات چهل و هفت سال گذشتهی انقلاب را ما در طول یک سال گذشته تجربه کردیم!
| مسعود پزشکیان در نشست توسعه عدالت آموزشی با مشارکت مردم
| ۷ اسفند ۱۴۰۴
کانال عکسنوشتههاشاخهای از ماموریتهای کانال پاتولوژی فرهنگی[ عضویت در کانال ایتا ] @QuoteArchive
از موقعی که مسئولیت را بر عهده گرفتهایم دائم با مشکلات مواجه بودیم. تمام گرفتاریهای مختلف در این زمانی که ما مسئولیت داشتهایم بر ما نازل شده است. تمام آن مشکلات چهل و هفت سال گذشتهی انقلاب را ما در طول یک سال گذشته تجربه کردیم!
۱۰:۳۶
۱۰:۳۶
۱۰:۳۶