عکس پروفایل اندیشکده مستوره | محمدجواد خواجه‌وندا

اندیشکده مستوره | محمدجواد خواجه‌وند

۳۷۵ عضو
اندیشکده مستوره | محمدجواد خواجه‌وند
undefined undefined بخاطر اینکه پدر بدی نباشم؛ بچه‌دار نشدمundefined undefined من بخاطر اینکه پدر بدی نباشم، بچه‌دار نشدم! چون وقت نداشتم فرزند خودم را به پارک ببرم، وقت نداشتم کاری کنم که او تفریح کند، چون من حتماً روزی دوازده ساعت کار می‌کنم. undefinedدر چنین وضعیتی حتما به عنوان یک پدر خسته‌ و بداخلاق به خانه می‌روم که دیگر نمی‌تواند برای فرزند وقت بگذارد. من تا الان در حرفه خودم هزارتا بچه بزرگ کرده‌ام؛ یعنی کسانی بودند که لکنت زبان داشتند، دستشان کار نمی‌کرده و ... اما الان معلم موسیقی در سوئیس هستند. شاگردانی داشتم که خیلی فکر نمی کردم افراد با استعدادی باشند، اما امروز در بزرگ‌ترین ارکست‌های جهان ساز می‌زنند و می‌خوانند و کار می‌کنند. undefined سامان احتشامی(پیانیست) گفتگو با برنامه منشور | ۷ خرداد ۱۴۰۵ undefined عکس‌نوشته مربوطه: eitaa.com/QuoteArchive/3702 undefined اندیشکده مَستوره ✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی [عضویت]: @CuPathology
.هوالحکیم
undefined پیش از انقلاب صنعتی در غرب و پیش از آنچه بعدها به «انقلاب جنسی» در آمریکا و جهان غرب مشهور شد، نهاد خانواده از اصالت و محوریت برخوردار بود. ارزش‌ها، هنجارها و مناسبات اجتماعی عمدتاً حول خانواده شکل می‌گرفت و هر پدیده یا رفتاری که احتمال می‌رفت به استحکام این نهاد آسیب بزند، از سوی جامعه مذمت می‌شد. در آن دوران، خانواده نه یکی از اجزای زندگی، بلکه ستون اصلی نظم اجتماعی به شمار می‌رفت.
undefined اما با ظهور انقلاب صنعتی، نیاز نظام سرمایه‌داری به نیروی کار گسترده‌تر و ارزان‌تر، به تدریج اولویت‌های اجتماعی را دگرگون کرد. در این الگوی جدید، اشتغال و تولید اقتصادی جای خانواده را به عنوان محور اصلی زندگی گرفت. دیگر این خانواده نبود که برای کار و اقتصاد تعیین تکلیف می‌کرد؛ بلکه کار و مناسبات اقتصادی بودند که شکل و کیفیت خانواده را تعیین می‌کردند. انسان بیش از آنکه عضوی از یک خانواده تلقی شود، به عنوان نیروی کار تعریف می‌شد.
undefined در ادامه، انقلاب جنسی نیز ضربه‌ای دیگر بر پیکره خانواده وارد کرد. این جریان، روابط جنسی را از چارچوب خانواده جدا ساخت و زن را بیش از پیش در معرض نگاه کالایی قرار داد. در نتیجه، بسیاری از کارکردهایی که پیش‌تر تنها در بستر خانواده معنا پیدا می‌کردند، از آن منفک شدند و تشکیل خانواده دیگر شرط ضروری برای دستیابی به آن‌ها تلقی نشد.
undefined بدین ترتیب، دو لبه قیچیِ «صنعتی‌شدن مدرن» و «انقلاب جنسی» به تدریج بنیان‌های خانواده را در غرب تضعیف کردند. نهادی که بقای جامعه، تربیت نسل‌ها و انتقال ارزش‌ها به آن وابسته است، به حاشیه رانده شد و امروز نیز بسیاری از جوامع غربی با بحران‌های ناشی از فروپاشی یا تضعیف خانواده دست به گریبان‌اند.
undefined اسلام، برخلاف این رویکرد، جایگاه خانواده را به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی به رسمیت می‌شناسد و آن را جدی‌ترین بستر برای تعالی فرد و جامعه می‌داند. به برکت انقلاب اسلامی نیز طی سالیان گذشته توجه ویژه‌ای به این نهاد در ایران وجود داشته است. با این حال، تأثیرات فرهنگ مسلط جهانی و الگوهای وارداتی، این خط قرمز و اولویت اساسی را در جامعه اسلامی ایران نیز با چالش مواجه نمود.
undefined نمونه این تغییر نگرش را می‌توان در اظهارات چهره‌های مختلف سلبریتی مشاهده کرد؛ جایی که با افتخار اعلام می‌کنند چون اولویت زندگی‌شان کار و فعالیت حرفه‌ای بوده، ازدواج نکرده‌اند یا از فرزندآوری صرف‌نظر کرده‌اند تا مبادا فرزندشان در این میان آسیب ببیند. این سخنان نشان می‌دهد که در ذهنیت جدید، همه چیز باید در خدمت کار و پیشرفت شغلی و حرفه‌ای قرار گیرد؛ حتی خانواده و تداوم نسل.undefined eitaa.com/cupathology/19663
undefined در گام بعد نیز چنین القا می‌شود که اگر کسی نمی‌تواند پدر یا مادر ایده‌آلی باشد، بهتر است اساساً صاحب فرزند نشود و زندگی خود را صرف اولویت‌های دیگر کند. در حالی که پرسش اصلی این است که چرا کار، شغل و الزامات نظام اقتصادی تا این اندازه بر زندگی انسان سلطه یافته‌اند که خانواده و فرزندان به مانعی در مسیر آن‌ها تبدیل شده‌اند؟ چرا به جای نقد ساختاری که انسان را به چرخ‌دنده‌ای در ماشین اقتصاد تقلیل می‌دهد، اصل صورت مسئله حذف می‌شود؟
undefined مسئله اساسی این نیست که انسان برای کار کردن زندگی می‌کند یا برای تشکیل خانواده از کار دست بکشد؛ مسئله آن است که در منظومه ارزشی یک جامعه، کدام نهاد در جایگاه اصالت قرار می‌گیرد. اگر خانواده از محوریت خارج شود، دیر یا زود سایر پیوندهای انسانی نیز سست خواهند شد و جامعه با بحران‌هایی مواجه می‌شود که هیچ میزانی از پیشرفت‌های فردی و رشد اقتصادی قادر به جبران آن نخواهد بود.

undefined یادداشت: محمدجواد خواجه‌وند

undefined اندیشکده مَستوره✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی[عضویت]: @CuPathology
undefined۱

۴۰

۹:۴۹

thumbnail
.هوالحکیم
undefined ما هنوز به مرحله‌ای از بلوغ و پیشرفت در حکمرانی نرسیده‌ایم که بتوانیم کشور را بر اساس قواعد و اصولی پایدار و فراتر از اشخاص اداره کنیم. اگر چنین بود، تنها چند روز پس از شهادت امام شهیدمان ــ که بارها و بارها نسبت به بی‌ثمر بودن مذاکره با آمریکا هشدار داده و موضع خود را به صراحت بیان کرده بود ــ دوباره عده‌ای موضوع مذاکره را به اصلی‌ترین مسئله کشور تبدیل نمی‌کردند و جامعه را بر سر آن به دو اردوگاه متخاصم تقسیم نمی‌ساختند.
undefined در ایران هرکس ساز خود را می‌زند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، از جمله آمریکا، با وجود اختلافات جدی میان احزاب، اصول بنیادین سیاست و منافع ملی همواره ثابت است و رقابت‌ها عمدتاً بر سر شیوه اجرا و اولویت‌بندی‌ها صورت می‌گیرد. اما در کشور ما غالباً با تغییر افراد، جهت‌گیری‌ها و تصمیمات نیز دستخوش تغییرات اساسی می‌شود؛ گویی نه یک نظام مبتنی بر قواعد، بلکه مجموعه‌ای از سلایق و اراده‌های فردی بر امور حاکم است.
undefined واقعیت تلخ این است که اگر شخصیت مقتدر و خردمندی در رأس امور نباشد و با نفوذ معنوی و اقتدار خود نیروهای مختلف را در یک مسیر واحد نگه ندارد، هر بخش راه خود را می‌رود. ما هنوز نتوانسته‌ایم مناسبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود را بر پایه ساختارهایی مستحکم و قواعدی غیرشخصی بنا کنیم. از سطوح بالای حکمرانی گرفته تا لایه‌های پایین‌تر، گاه این تصور شکل می‌گیرد که هر فرد یا جریان می‌کوشد کشور را مطابق سلیقه و برداشت خود اداره کند.
undefined پس از فقدان رهبری که نقش محور انسجام را ایفا می‌کرد، وضعیت به بدنی می‌ماند که اعضای آن هماهنگی خود را از دست داده‌اند؛ دستی راه خود را می‌رود، پایی مسیر دیگری را دنبال می‌کند و هر عضو بدون توجه به کلیت پیکر عمل می‌کند. نتیجه چنین وضعیتی چیزی جز گستیختگی نیست.
undefined متأسفانه باید گفت که کشور ما پیش از این نیز زمینه‌های چنین آشفتگی‌ای را در خود داشت، اما حضور شخصیتی چون سیدعلی خامنه‌ای تا حد زیادی مانع بروز و ظهور کامل آن می‌شد. او نقشی محوری در ایجاد هماهنگی میان نیروها و جلوگیری از پراکندگی ایفا می‌کرد. اکنون بیش از هر زمان دیگری این پرسش مطرح است که چرا با وجود دهه‌ها فرصت، عقلانیت حکمرانی، نظم نهادی و سازوکارهای پایدار به اندازه‌ای در کشور نهادینه نشد که بتواند مستقل از اشخاص به حیات خود ادامه دهد.
undefined شاید یکی از بزرگ‌ترین حسرت‌های تاریخ معاصر ایران همین باشد که با وجود تلاش‌های فراوان برای ساختن نظامی مبتنی بر ارزش‌ها و آرمان‌ها، هنوز بخش مهمی از عقلانیت و انسجام اداره کشور به جای آنکه در ساختارها و نهادها متجلی شود، به حضور و نقش‌آفرینی اشخاص گره خورده است. کشوری که قواعد آن از افراد مهم‌تر نباشند، همواره در معرض آشفتگی‌های بزرگ پس از فقدان شخصیت‌های تأثیرگذار قرار خواهد داشت.

undefined یادداشت: محمدجواد خواجه‌وند

undefined اندیشکده مَستوره✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی[عضویت]: @CuPathology
undefined۲

۳۳

۱۰:۳۰

هوالحکیم
undefined اگر کشور ما بر پایه قواعد، نهادها و اصول پایدار اداره می‌شد، پروژه ترور هرگز نمی‌توانست دشمن را به اهداف راهبردی خود نزدیک کند. در یک نظام مبتنی بر نهاد و قاعده، حذف افراد—حتی اگر برجسته‌ترین و مؤثرترین افراد باشند—نمی‌تواند موجب توقف یک مسیر یا فروپاشی یک پروژه کلان شود؛ زیرا اشخاص می‌روند اما ساختارها و قواعد باقی می‌مانند.
undefined اما دشمن پس از ترور شهید سلیمانی به این جمع‌بندی رسید که بخش مهمی از قدرت جمهوری اسلامی نه در نهادهای بازتولیدکننده، بلکه در شخصیت‌های استثنایی و اثرگذار آن متمرکز شده است. از این منظر، محور مقاومت بیش از آنکه محصول یک ساختار پایدار و نهادینه باشد، تا حد زیادی مرهون ابتکار، هوشمندی، قدرت شبکه‌سازی و فرماندهی شهید سلیمانی بود. به همین دلیل نیز حذف او صرفاً حذف یک فرمانده نظامی تلقی نشد، بلکه تلاشی برای ضربه زدن به یک منظومه فکری و عملیاتی بود که بخش مهمی از انسجام خود را از شخصیت او می‌گرفت.
undefined همین تجربه، دشمن را به این باور رساند که هدف قرار دادن افراد کلیدی می‌تواند آثار و پیامدهایی فراتر از حذف یک فرد داشته باشد. وقتی یک نظام سیاسی نتواند قواعد، رویه‌ها و سازوکارهای خود را به‌گونه‌ای نهادینه کند که مستقل از اشخاص به حیات خود ادامه دهند، طبیعی است که فقدان شخصیت‌های محوری به سرعت به خلأهای جدی در عرصه‌های مختلف منجر شود.
undefined مسئله اصلی این نیست که چرا دشمن دست به ترور می‌زند؛ ترور همواره یکی از ابزارهای شناخته‌شده دشمنان برای ضربه زدن به رقبا بوده است. مسئله اصلی آن است که چرا حذف یک فرد می‌تواند تا این اندازه بر روندها و معادلات اثر بگذارد. این پرسش ما را به یک ضعف بنیادین در ساختار حکمرانی رهنمون می‌کند: وابستگی بیش از حد به افراد و وابستگی کمتر از حد لازم به نهادها.
undefined به همین دلیل است که احساس می‌شود نظم سیاسی در ایران بیش از آنکه برآمده از یک «دولت نهادمند» و قواعد تثبیت‌شده باشد، متکی بر روابط شخصی، اقتدار چهره‌ها و شبکه‌های انسانی است. در چنین نظمی، شخصیت‌ها نقش ستون‌های اصلی بنا را پیدا می‌کنند و با حذف هر ستون، بخشی از ساختمان دچار لرزش می‌شود.
undefined شاید یکی از مهم‌ترین چالش‌های حکمرانی در کشو همین باشد که هنوز فاصله معناداری میان «حکومت افراد» و «حکمرانی مبتنی بر نهاد و قاعده» وجود دارد.

undefined یادداشت: محمدجواد خواجه‌وند

undefined اندیشکده مَستوره✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی[عضویت]: @CuPathology
undefined۲

۳۳

۱۰:۴۳

thumbnail
.هوالحکیم
undefined همین مسئله را می‌توان در حوزه فرهنگ و اجتماع نیز مشاهده کرد. نمونه دم‌دستی و ملموس آن، وضعیت امروز مسئله حجاب و پوشش در جامعه است. در حالی که امام جامعه بارها بر ضرورت وحدت حول اصول تأکید کرده بود و مواضع او در قبال احکام شرعی و مسائل اجتماعی، مواضعی روشن، ثابت و فاقد ابهام بود، اما پس از فقدان او آشکار شد که آن انضباط فکری و منظومه منسجم نظری، هرگز به یک قاعده عمومی و نهادینه در میان نخبگان و مسئولان کشور تبدیل نشده است.
undefined مشکل اصلی این نبود که رهبری جامعه در این مسائل موضع نداشت؛ بلکه مشکل آن بود که بسیاری از خواص و تصمیم‌سازان، نه آن مبانی را به‌درستی فهمیده بودند و نه آنها را به قواعدی پایدار برای اداره جامعه تبدیل کرده بودند. به همین دلیل، به محض آنکه آن محور وحدت‌بخش از میان رفت، به نام «وحدت» و «انسجام»، فضایی از آشفتگی و چندصدایی شکل گرفت که هر فرد و هر جریان، برداشت شخصی خود را معیار عمل قرار داد.
undefined مداح یک مسیر را رفت، سخنران مسیر دیگری را، مسئول دولتی رویکردی متفاوت اتخاذ کرد و فعالان فرهنگی نیز هر کدام قرائتی مستقل از مسئله ارائه دادند. نتیجه آن شد که به جای وحدت بر مدار اصول، تکثر بر مدار سلایق شکل گرفت. هر کس از زاویه نگاه خود سخن گفت و عمل کرد، بی‌آنکه مرجع مشترک و قواعد مورد توافقی برای تنظیم این اختلافات وجود داشته باشد.
undefined در چنین فضایی، طبیعی بود که بخشی از جامعه نیز از این هرج‌ومرج فکری و مدیریتی بهره ببرد و تابوهای بیشتری را در عرصه فرهنگ و اجتماع بشکند. هنگامی که نخبگان و مسئولان درباره یک مسئله اجتماعی مهم به زبان‌های متفاوت سخن می‌گویند و رفتارهای متناقض بروز می‌دهند، به تدریج مرز میان هنجار و ناهنجار در افکار عمومی کمرنگ می‌شود و آنچه روزگاری استثنا تلقی می‌شد، آرام‌آرام به یک رفتار عادی و پذیرفته‌شده تبدیل می‌گردد. این روند را می‌توان به‌ویژه در مسئله پوشش و برخی دیگر از هنجارهای اجتماعی مشاهده کرد.
undefined ریشه مشکل، صرفاً اختلاف نظر نیست؛ بلکه فقدان نظامی از قواعد مشترک است. بخش قابل توجهی از مسئولان و نخبگان ما نه تنها آن قواعد بنیادین را به‌درستی نمی‌شناسند، بلکه اساساً دغدغه کشف، تدوین و نهادینه‌سازی آنها را نیز ندارند. گویی حکمرانی در ذهن بسیاری از آنان نه یک علم مبتنی بر اصول و قواعد، بلکه مجموعه‌ای از واکنش‌های موردی و تصمیمات سلیقه‌ای است.
undefined تا زمانی که قواعد بر اشخاص حاکم نشوند و اصول بنیادین به «قاعده‌القواعد» حکمرانی و مدیریت اجتماعی تبدیل نگردند، این آشفتگی بازتولید خواهد شد. جامعه‌ای که هر مسئله را با سلایق افراد حل می‌کند، با رفتن افراد نیز دوباره به نقطه آغاز بازمی‌گردد.
undefined واقعیت آن است که رقابت با دولت‌هایی که دهه‌ها و بلکه قرن‌ها ساختارهای خود را بر مبنای قواعد پایدار، نهادهای قدرتمند و تعریف روشن منافع ملی بنا کرده‌اند، با حکمرانی سلیقه‌ای و شخص‌محور ممکن نیست. اگر نتوانیم از حکومت افراد به حکمرانی قواعد عبور کنیم، هر موفقیتی موقتی و هر دستاوردی وابسته به حضور اشخاص خواهد بود؛ و این نقطه‌ای است که هر دشمن هوشمندی آن را به‌عنوان آسیب‌پذیرترین بخش یک نظام سیاسی شناسایی می‌کند.

undefined یادداشت: محمدجواد خواجه‌وند

undefined اندیشکده مَستوره✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی[عضویت]: @CuPathology
undefined۱

۳۸

۱۰:۵۵

thumbnail
undefined۱

۳۸

۱۰:۵۵

thumbnail
undefined۱

۳۸

۱۰:۵۵

thumbnail
undefinedundefined #رصدعاقبتِ «رهاسازی فرهنگی» فتحِ کوچه به کوچه خواهد بود.


undefined پیوستار:eitaa.com/QuoteArchive/2934eitaa.com/QuoteArchive/3255
#براندازی_نرم
undefined اندیشکده مَستوره✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی[عضویت]: @CuPathology
undefined۲
undefined۱

۳۰

۱۴:۵۰

thumbnail

۲۸

۱۵:۳۱

thumbnail
هوالحکیم
undefined برخی گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که میزان استفاده‌ی زنان از محتوای پورنوگرافیک در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. [ سند ] آمارهای منتشرشده از سوی برخی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های پورنوگرافی حاکی از آن است که سهم زنان از کاربران این وب‌سایت‌ها طی یک دهه اخیر به شکل چشمگیری افزایش یافته و در برخی کشورها حتی به نزدیکی یا فراتر از سهم مردان رسیده است.
undefinedundefined گرچه در ایران آمار رسمی و قابل اتکایی در این زمینه منتشر نمی‌شود، اما رصد و مشاهدات میدانی من در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که این روند در کشور ما نیز قابل مشاهده است. در سال‌های اخیر بارها با محتوای تولیدشده توسط برخی دختران نوجوان و جوان مواجه شده‌ام که در آن، مراجعه به سایت‌های پورنوگرافی نه به عنوان یک رفتار پنهان و استثنایی، بلکه به عنوان بخشی از سرگرمی‌های روزمره و عادی زندگی بازنمایی می‌شود؛ موضوعی که اگر گسترده‌تر از موارد پراکنده باشد، می‌تواند زنگ خطری جدی برای خانواده و نظام فرهنگی کشور محسوب شود.
undefined در کنار این مسئله، به نظر می‌رسد حجم تولید، بازنشر و بارگذاری محتوای مرتبط با پورنوگرافی توسط کاربران ایرانی نیز رو به افزایش است؛ روندی که کمتر مورد توجه رسانه‌ها، نهادهای فرهنگی و دستگاه‌های مسئول قرار گرفته است.

undefined یادداشت: محمدجواد خواجه‌وند

undefined اندیشکده مَستوره✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی[عضویت]: @CuPathology
undefined۱
undefined۱

۲۵

۱۵:۵۷

undefined در قالب آموزش سواد رسانه‌ای، پیش از آنکه دختر نوجوان خود را وارد فضای گسترده و پیچیده اینترنت کنید، به عنوان والدین زمان کافی برای آگاه‌سازی او نسبت به مخاطرات این فضا اختصاص دهید. بسیاری از آسیب‌هایی که امروز نوجوانان را تهدید می‌کند، نه از سر ناآگاهی والدین نسبت به فناوری، بلکه از کم‌توجهی به آموزش و گفت‌وگو درباره خطرات آن ناشی می‌شود.
undefined یکی از جدی‌ترین تهدیدها، ارسال تصاویر و ویدئوهای خصوصی برای دیگران در بستر اینترنت است. متأسفانه در بسیاری از وب‌سایت‌های غیراخلاقی، حجم قابل توجهی از محتواهایی وجود دارد که در گذشته توسط دختران و پسران نوجوان یا جوان برای افرادی که به آن‌ها اعتماد داشته‌اند ارسال شده و بعدها، بدون رضایت آنان یا در اثر سهل‌انگاری، در فضای عمومی اینترنت منتشر شده است.
undefined به فرزندان خود، به‌ویژه دختران نوجوان، آموزش دهید که تحت هیچ شرایطی از خود تصاویر یا ویدئوهای خصوصی و برهنه تهیه و برای هیچ فردی ارسال نکنند. این توصیه تنها مختص نوجوانان نیست؛ حتی بزرگسالان و زوجین نیز باید از انجام چنین رفتارهای پرخطری پرهیز کنند. تجربه نشان داده است که هیچ بستری در فضای مجازی مصون از نفوذ، هک، افشای اطلاعات یا سوءاستفاده نیست و محتوایی که امروز با اعتماد کامل برای یک نفر ارسال می‌شود، ممکن است فردا در اختیار هزاران یا میلیون‌ها نفر قرار گیرد.
undefined خطر نشت و انتشار محتوای خصوصی در اینترنت بسیار جدی‌تر از آن چیزی است که بسیاری از خانواده‌ها تصور می‌کنند. در موارد فراوان، قربانیان این اتفاق سال‌ها با تبعات روحی، اجتماعی و حیثیتی آن دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. از همین رو لازم است خانواده‌ها با صراحت و بدون تعارف درباره این موضوع با فرزندان خود گفت‌وگو کنند و آنان را نسبت به پیامدهای چنین تصمیم‌هایی آگاه سازند.
undefined به کودکان و نوجوانان خود بیاموزید که حتی اگر روزی وارد یک رابطه عاطفی شدند و آن را با خانواده در میان نگذاشتند، باز هم هرگز نباید آینده، امنیت و آبروی خود را با ارسال تصاویر و فیلم‌های خصوصی به خطر بیندازند. در فضای اینترنت، انتشار یک فایل گاهی می‌تواند پیامدهایی ماندگار داشته باشد و حذف کامل آن در بسیاری از موارد عملاً غیرممکن یا بسیار دشوار است.
undefined لازم دانستم به عنوان یک آسیب‌شناس، این هشدار را مطرح کنم؛ زیرا پیشگیری در این زمینه بسیار آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر از جبران خسارت‌های سنگینی است که ممکن است در آینده بر افراد و خانواده‌ها تحمیل شود.

undefined یادداشت: محمدجواد خواجه‌وند

undefined اندیشکده مَستوره✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی[عضویت]: @CuPathology
undefined۱
undefined۱

۲۷

۱۶:۱۱