هوالحکیم
✓ این خانم روانشناسِ لیبرال در بخشی از کارگاه آموزشی خود اشاره میکند که: «ذات بشر تکهمسری نیست» و به نقل از یکی از استادان خود تصریح میکند که بشر دوست دارد «پارتنرهای مختلفی» داشته باشد؛ چه زن باشد و چه مرد، تفاوتی در این میان وجود ندارد.
✓ در بررسیای که در پی این اظهارات انجام دادم، متوجه شدم که ادبیات علمی و روانشناختی معاصر غرب، این شکل از روابط را تحت عنوان «پلیآموری» (Polyamory) صورتبندی و مطالعه کرده است؛ مفهومی که به روابط عاطفی و عاشقانهی همزمان با بیش از یک نفر، با آگاهی و رضایت طرفین، اشاره دارد.
✓ نکتهی قابل تأمل اینجاست: مسلمانان ایرانی حتی از به زبان آوردن نام «تعدد زوجات» ــ که در فقه اسلامی برای آن چهارچوب، شروط و احکام شرعیِ مشخصی تعریف شده است ــ واهمه و اکراه دارند؛ اما در غرب، شکل دیگری از روابط چندنفره (که همگی در اشکال مختلف حکم زنا دستهبندی شوند) با اعتمادبهنفس وارد ادبیات علمی و اجتماعی شده و جوامع نیز آنها را از نظر حقوقی به رسمیت شناختهاند.
✓ آنچه در اسلام تحت عنوان «تعدد زوجات» مطرح شده، یک نهاد حقوقی و خانوادگی با حدود و قیود شرعی مشخص است و در فقه اسلامی، این امکان به مرد اختصاص یافته است؛ در حالی که پلیآموری اساساً بر الگوی دیگری از رابطه بنا شده و میتواند زن یا مرد را در روابط عاطفی همزمان با چند نفر قرار دهد.
✓ مسلمانانی که در دفاع از یک حکم و ظرفیت صریح فقه اسلامی، حتی از ذکر نام آن شرم دارند، در برابر صورتبندیهای جدید غربی از روابط چندنفره، از توضیح مبانی خود عاجزند؛ در حالی که غرب، فارغ از قضاوت اخلاقی دربارهی آن، با اعتمادبهنفس برای روابط مورد نظر خود مفاهیم علمی، ادبیات دانشگاهی و چارچوبهای حقوقی تولید میکند.
✓ مسئلهی ما در نهایت فقط «تعدد زوجات» نیست؛ مسئله، ناتوانی از دفاع عقلانی و تبیین منسجم از نظام خانواده و احکام جنسی اسلام در برابر دستگاه مفهومی رقیب است.
✓ جامعهای که از تبیین و دفاع عقلانی از احکام خود عاجز باشد، دیر یا زود ناچار خواهد شد مفاهیم و صورتبندیهای رقیب را با عینک همان دستگاه فکری ببیند و آن را به رسمیت بشناسد و به آن تن بدهد.
یادداشت: محمدجواد خواجهوند
اندیشکده مَستوره✓ مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی[عضویت]: @CuPathology
✓ این خانم روانشناسِ لیبرال در بخشی از کارگاه آموزشی خود اشاره میکند که: «ذات بشر تکهمسری نیست» و به نقل از یکی از استادان خود تصریح میکند که بشر دوست دارد «پارتنرهای مختلفی» داشته باشد؛ چه زن باشد و چه مرد، تفاوتی در این میان وجود ندارد.
✓ در بررسیای که در پی این اظهارات انجام دادم، متوجه شدم که ادبیات علمی و روانشناختی معاصر غرب، این شکل از روابط را تحت عنوان «پلیآموری» (Polyamory) صورتبندی و مطالعه کرده است؛ مفهومی که به روابط عاطفی و عاشقانهی همزمان با بیش از یک نفر، با آگاهی و رضایت طرفین، اشاره دارد.
✓ نکتهی قابل تأمل اینجاست: مسلمانان ایرانی حتی از به زبان آوردن نام «تعدد زوجات» ــ که در فقه اسلامی برای آن چهارچوب، شروط و احکام شرعیِ مشخصی تعریف شده است ــ واهمه و اکراه دارند؛ اما در غرب، شکل دیگری از روابط چندنفره (که همگی در اشکال مختلف حکم زنا دستهبندی شوند) با اعتمادبهنفس وارد ادبیات علمی و اجتماعی شده و جوامع نیز آنها را از نظر حقوقی به رسمیت شناختهاند.
✓ آنچه در اسلام تحت عنوان «تعدد زوجات» مطرح شده، یک نهاد حقوقی و خانوادگی با حدود و قیود شرعی مشخص است و در فقه اسلامی، این امکان به مرد اختصاص یافته است؛ در حالی که پلیآموری اساساً بر الگوی دیگری از رابطه بنا شده و میتواند زن یا مرد را در روابط عاطفی همزمان با چند نفر قرار دهد.
✓ مسلمانانی که در دفاع از یک حکم و ظرفیت صریح فقه اسلامی، حتی از ذکر نام آن شرم دارند، در برابر صورتبندیهای جدید غربی از روابط چندنفره، از توضیح مبانی خود عاجزند؛ در حالی که غرب، فارغ از قضاوت اخلاقی دربارهی آن، با اعتمادبهنفس برای روابط مورد نظر خود مفاهیم علمی، ادبیات دانشگاهی و چارچوبهای حقوقی تولید میکند.
✓ مسئلهی ما در نهایت فقط «تعدد زوجات» نیست؛ مسئله، ناتوانی از دفاع عقلانی و تبیین منسجم از نظام خانواده و احکام جنسی اسلام در برابر دستگاه مفهومی رقیب است.
✓ جامعهای که از تبیین و دفاع عقلانی از احکام خود عاجز باشد، دیر یا زود ناچار خواهد شد مفاهیم و صورتبندیهای رقیب را با عینک همان دستگاه فکری ببیند و آن را به رسمیت بشناسد و به آن تن بدهد.
۱.۲K
۸:۱۵