عکس پروفایل دسفیلیوند

دسفیلیون

۲۲۲ عضو
undefined ما زمین خورده ی ضعف نظارتیم!
undefined تابستان سال ۱۳۷۴ ، چندی پس از استخدام در سازمان...خوزستان، به تبع تخصصم (آنزمان مسئول برق مجموعه بودم) از من خواستند تا روی پروژه ۶ میلیون تومانی طراحی و احداث تابلوی برق فشارقوی ساختمان اصلی مرکز... نظارت کنم تا پیمانکار کارش را درست انجام دهد.من علاوه بر تحصیلات و مهارتم در رشته برق، اقدام به مطالعه (در ساعات استراحت در منزل) درباره تابلوهای صنعتی برق کردم تا نظارتم را دقیقتر انجام دهم.اما به این هم اکتفا نکردم و در پایان وقت اداری وقتی که از محل کار خارج میشدم (در گرمای سوزان ۵۰ درجه تابستان اهواز) به جای رفتن به خانه، به یکی از شرکت های خصوصی در بیابان‌های اطراف اهواز رفته و اطلاعات لازم و تخصصی را برای تشخیص کلیدهای برق سه فاز فشارقوی اصلی از تقلبی به دست بیاورم.
همین ها باعث شد که توانستم مچ پیمانکار دزد را بگیرم و اثبات کنم که کلیدهای سه فاز ساخت داخل و یا ساخت ترکیه را بنام کلید های برند AEG آلمان در پروژه استفاده کرده و از تعهدات شش میلیون تومانی اش به قرارداد، تقریبن سه میلیون تومانش را کش برود.آقای پیمانکار با من تماس تلفنی گرفت و پیشنهاد ۲۰۰ هزارتومان رشوه (حق السکوت) داد.آنروز حقوق ماهیانه ام ۲۰ هزار تومان بود.من اما چنان برخوردی با او کردم که جرأت تماس مجدد نداشت.
دو روز بعد..مدیری که کار نظارت بر این پروژه را به من محول کرده بود صدایم کرد و صورتجلسه ای آماده شده (مبنی بر صحت عملکرد پیمانکار) را در برابرم گذاشت و گفت :«من و پیمانکار امضاء کرده ایم، نگران نباش و تو هم امضاء کن».
گفتم : نگران نباشم؟ یعنی گمان کرده اید من از ترس رشوه نگرفته ام؟
مدیر نگاهی به پیمانکار کرد و گفت : من نشنیدم چی گفتی، امضا کن بره..گفتم : چشمبرگه را گرفتم و زیرش نوشتم : « این پروژه مورد تایید اینجانب نیست و نیمی از تجهیزات بکار رفته، طبق مفاد قرارداد و اصلی نیستند و از این تاریخ نیز خودم را از سمت نظارت بر این پروژه خلع میکنم. (و امضا کردم)
مدیر با خشم نگاهی کرد و گفت :ممنون، شما بفرمایید سر کارتون..
پیمانکار بی آنکه به من نگاهی کند لبخندی زد و هیچ نگفت..
چند روز بعد حسن انجام کار پیمانکار تایید شد و پولش را تمام و کمال گرفت..
آنروز من ۲۶ سالم بود و آقایان در نگاهشان یک «تو به هیچ جا نمی‌رسی» موج میزد.و امروز که ۵۴ سال دارم نیز عده ای معتقدند کله ام بوی قورمه سبزی میدهد.
و من هنوز هم شبها با وجدان راحت سر بر بالش میگذارم در حالیکه همچنان مستأجرم.
اما بعد..اینروزها وقتی صدایمان برای اعتراض به کج اندیشی در نظارت ها بلند می‌شود برخی دوستان مصلحت طلب، به ماها میگویند «چیزی نگویید تا مردم دلسرد نشوند».اما همین افراد نمی‌گویند حدیقف این «نگفتن»ها کجاست؟سر حجاب نگوییم؟سر مناصب نگوییم؟سر فسادهای مالی نگوییم؟سر انتخابات نگوییم؟سر آقازاده ها نگوییم؟سر پرستوبازی ها نگوییم؟سر..
و الله هر چوبی کشور و نظام و انقلاب و مردم میخورند از ضعف یا فقدان نظارت است.نه فقط نظارت بر انتخابات، بلکه نظارت به ما هو نظارت!نظارت بر عملکرد نمایندگان، نظارت نظام مهندسی کشاورزی، نظارت نظام مهندسی ساختمان،نظارت بر سانتریفیوژهای نطنز، نظارت بر پخش صداوسیما، نظارت بر مطبوعات، نظارت سازمان بازرسی بر کل کشور، نظارت اطلاعات بر حراست سازمانها، نظارت بر حوزه هنر، نظارت بر نظام بهداشت و درمان،نظارت بر سیستم های آموزشی،نظارت بر استخدامها،نظارت سازمان‌ تعزیرات بر قیمتها،نظارت بر قراردادهای نفتی،نظارت بر نیروهای مسلح،نظارت بر تریبون‌های ائمه جمعه،و..
و من معتقدم که سرنخ هر کدام از مصائب کشور را از هر کجا که بکشید به ضعف یا فقدان نظارت می‌رسید.
اگر نظارت دقیق و درست بود، نه اختلاس چای دبش رقم میخورد و نه هیچ اختلاس دیگری!اگر نظارت دقیق و آهنین داشتیم اکنون شهید فخری زاده زنده بود.اگر نظارت قوی میداشتیم منتظری تا قائم مقامی ولایت فقیه بالا نمی‌رفت.فساد کرسنت در پاچه ی مملکت نمی‌رفت.صداوسیما هک نمیشد.ترور کرمان رخ نمی‌داد.حسن روحانی ۱۸ تن ذخیره طلای کشور را نفله نمی‌کرد.بی حجابی در کشور باب نمیشد.و..
توصیه میکنم هر کس به شما گفت : ریشه دردهای مملکت کجاست که هر روز یک جایش زمین میخورد؟
بگویید : خبر خاصی نیست فقط «نخ نظارت از دست بعضی ها در رفته».
undefined مهران موزون
https://t.me/desfilioon/29838
https://ble.ir/desfilioon/-1235471330976518117/1704968559485
undefined۱
undefined۱

۱۲۶

۱۰:۲۲