thumbnail
undefined سحرگاهان امروز خواب دیدم
undefinedمولایم جوان بود.از این عکس هم جوانتر!با قامتی رشیدتر از قد فعلی ایشان!شاید بیش از دو متر بالایش بلند بود آقا.
شرح مفصل خواب یادم نمانده اما آنجایش بخاطرم هست که با نگاهی آمیخته به حزم و حیا خدمت ایشان عرض کردم :آقاجان خواهشی داشتم ازتون.
با لبخندی ملیح فرمود : بفرمایید
گفتم : میخواستم کفنی تهیه کنم و شما برایم امضایش کنید.لبخندی زد و خواست برود..اما همراهشان حرکت کردم و با سماجت گفتم : ولی آقا شنیده ام برای دیگرانی امضا کرده اید.
ایستاد و دوباره با لبخندی حاکی از رضایت نگاهم کرد و سری تکان داد.
ذوق کرده بودم از موافقت ایشان، طوری که در عالم خواب بدنم مرتعش از شادی و بهجت قلبی بود.و ناگهان بیدار شدم.
undefined مهران موزون : این بود خوابی که سحرگاهان امروز ۱۲ فروردین ۱۴۰۳ دیدم و بفکر افتاده ام که نصف خواب را با خریدن کفن تعبیر کنم.شاید عزیزی پیدا شد و نصف دیگرش را هم برایم تعبیر کرد و تحقق بخشید.
https://t.me/desfilioon/30364
https://ble.ir/desfilioon/3057012400534393683/1711879235541
undefined۲

۱۹۱

۱۰:۰۰