فعلا کمی تلخ هستممرا ببخشیدشب ها تا صبح در خیابانممیان مردممیان آوارمیان بیم و امیددل روشن است؟ بدون شکما ولی خدا را از دست دادیمو ولی خدا کلامش حجت استوقتی میگوید ملت طعم پیروزی را خواهند چشیدیعنی حرفی را از دهان امام زمانش شنیدهولی فعلا کمی تلخ هستمهر شب در مسیر برگشتروبروی خیابان های منتهی به بیت ترمز میزنمکمی به انتهای خیابان نگاه میکنمیاد تمام حرف هایی که نوشتم می افتم«ما حاضریم برای حضور در تیم سید علی از عدد عمرمان کم کنیم»
«اگر دستگاهی وجود داشت که با اراده ما میتوانست باقی مانده عمر را به حساب دیگری منتقل کند، من همین امروز با کمال هوشیاری باقی مانده عمر ناقابلم را به حساب سید علی خامنه ای میریزم»
«وقتی همه ما نگران آب شدن بستنی یخی مان به خاطر طولانی شدن مسافت رسیدن به مقصد هستیم، خامنه ای ایران را بر دوش می برد و از کنار تمام دره ها رد میکند، در حالی که ما فقط منظره ها را میبینیم.»
با این همه حرف های گنده گنده که از دهانم در آمده چه کنم؟وقتی سید علی در همان نقطه همیشگی به ملاقات معبودش رفت.و ما، اصلا شما را نمیگویمخود گنده گویمگوشه ای از این شهر خراب شده مشغول امورات خود بودم.حاج بهزاد پروین قدس در مستند بیر عالم سوز به من میگفت:وقتی خبر آمد که برای امام دعا کنید، رفتم گلزار شهدای تبریز، کنار قبر شهید حبیب هاتف، آنقدر گریه کردم تا از حال رفتم.در عالم رویا یا مکاشفه حبیب را دیدم، گفتم حبیب دعا کن خدا امام را از ما نگیرد، حبیب کمی جا به جا شد. پشتش را دیدم صف شهدا به طول زیاد.امام از ابتدای صف مشغول سلام و احوال پرسی با شهدا بود.حبیب گفت: میبینی بهزاد، بابا ما هم دلمان برای امام تنگ شده بود. مگه ما دل نداریم.از خواب بیدار شدم، به بچه ها گفتم امام رفت...
این روزها تمام دلخوشیم همین استکه این قصه دو سمت داردسمتی از آن ما ایستاده ایم با جگر های سوختهو سمت دیگر صف شهدا، با دلهای تنگکه حاج قاسم ایستاده تا جانش را ببیندکه حاجی زاده هستکه طهرانی مقدم هستکه رئیسی هستحاجی جلو ایستادهبه تک تک ما که از گریه نیمه جانیم میگوید:ما هم دلمان برایش تنگ شده بود...
اینطوریامیدوارم آرام شومامیدوارم...
@diialog
«اگر دستگاهی وجود داشت که با اراده ما میتوانست باقی مانده عمر را به حساب دیگری منتقل کند، من همین امروز با کمال هوشیاری باقی مانده عمر ناقابلم را به حساب سید علی خامنه ای میریزم»
«وقتی همه ما نگران آب شدن بستنی یخی مان به خاطر طولانی شدن مسافت رسیدن به مقصد هستیم، خامنه ای ایران را بر دوش می برد و از کنار تمام دره ها رد میکند، در حالی که ما فقط منظره ها را میبینیم.»
با این همه حرف های گنده گنده که از دهانم در آمده چه کنم؟وقتی سید علی در همان نقطه همیشگی به ملاقات معبودش رفت.و ما، اصلا شما را نمیگویمخود گنده گویمگوشه ای از این شهر خراب شده مشغول امورات خود بودم.حاج بهزاد پروین قدس در مستند بیر عالم سوز به من میگفت:وقتی خبر آمد که برای امام دعا کنید، رفتم گلزار شهدای تبریز، کنار قبر شهید حبیب هاتف، آنقدر گریه کردم تا از حال رفتم.در عالم رویا یا مکاشفه حبیب را دیدم، گفتم حبیب دعا کن خدا امام را از ما نگیرد، حبیب کمی جا به جا شد. پشتش را دیدم صف شهدا به طول زیاد.امام از ابتدای صف مشغول سلام و احوال پرسی با شهدا بود.حبیب گفت: میبینی بهزاد، بابا ما هم دلمان برای امام تنگ شده بود. مگه ما دل نداریم.از خواب بیدار شدم، به بچه ها گفتم امام رفت...
این روزها تمام دلخوشیم همین استکه این قصه دو سمت داردسمتی از آن ما ایستاده ایم با جگر های سوختهو سمت دیگر صف شهدا، با دلهای تنگکه حاج قاسم ایستاده تا جانش را ببیندکه حاجی زاده هستکه طهرانی مقدم هستکه رئیسی هستحاجی جلو ایستادهبه تک تک ما که از گریه نیمه جانیم میگوید:ما هم دلمان برایش تنگ شده بود...
اینطوریامیدوارم آرام شومامیدوارم...
@diialog
۱۴:۰۶
بچه ها با وجود فعالیت پهبادی دشمن بالای سرشان تمام تلاششان را برای انجام مأموریت خود به کار بسته اند.
مردم با دیدن آنها قوت قلب پیدا میکنند.
@diialog
۱۸:۵۱
مستند کوتاه «گوشی گمشده»
بعد از بمباران میدان انقلاب، در میان آوارهای به جا مانده، صدای زنگ یک گوشی همراه توجه ما را به خود جلب کرد.و ما تمام تلاشمان را برای پیدا کردن خانواده صاحب گوشی به کار بستیم.
ولی بعضی قصه ها سرانجام مشخصی ندارند...
@diialog
بعد از بمباران میدان انقلاب، در میان آوارهای به جا مانده، صدای زنگ یک گوشی همراه توجه ما را به خود جلب کرد.و ما تمام تلاشمان را برای پیدا کردن خانواده صاحب گوشی به کار بستیم.
ولی بعضی قصه ها سرانجام مشخصی ندارند...
@diialog
۱۴:۴۹
اگر روح الله را مرشد بدانیمخامنه ای قطعا معلم انقلاب بودما همه شاگردان کلاس درس اوییممعلمی صبور که حدود ۳۶ سال چند نکته مهم را تکرار میکردمعلمی که از توضیح دادن چند باره یک موضوع خسته نمیشد کسی را مردود نمیکردکسی را از جلسه امتحان محروم نمیکرداون درد تمام شاگردان را میدانستدر اتاق معلم ها، او همیشه حاضر بودآموزش و پرورش را به یک اندازه مهم میدانستاو به امتی که با مردم سالاری فاصله زیادی داشتآرام آرام یاد داد که یک نظام چگونه میتواند با تضارب آرا کنار هم دوام بیاورد.او هیچ گاه در حق صندوق رای کوتاهی نکردیک بار چپ به او میگفت انتخابات را باطل کنیک بار راستاو برای حق انتخاب مردم تمام قد روبروی هر دو ایستادیک بار راست سعی میکرد چپ را از میدان به در کندیک بار چپ تمام توانش را برای حذف راست میگذاشتاو ولی تمام تلاشش را کرد تا به چپ و راست بفهماند، که حضور هر دوی آنها به یک اندازه مهم است.یکبار راست پیش او آمد گفت فلان فرد را از قدرت پایین بکشیکبار چپاما او همیشه میگفت نظام با افراد طوری نمیشودمردم باید به انتخاب درست برسند.دشمنان و دوستانش میگفتندکسی مثل او مردم را نمیشناختراست میگفتندبرای او همیشه دو نهاد موازی هم، کارها را پیش میبرندیکطرف کل سیستم اجرایی جمهوری اسلامیو یک طرف مردمبرخی به او میگفتند دیکتاتورنمیدانم، شاید حق با آنها باشدخامنه ای دیکتاتوری بود که هیچ وقت ساختار را بر مردم ارجحیت نداد. او میدانست آموزش فرآیند زمان بری است و با دستکاری کردن نهاد ها و ساز کارهانمیشود یک ملت را پرورش داد.او سالها به جماعت ناسیونالیست و مذهبی های افراطی یاد داد که میشود هردوی آنها بهم ملحق شوند و شمشیر حیدر و درفش کاویانی یک نوع ملتی بسازد که آبشخورش هم تاریخ باشد و هم دینکه رستمش کنار حضرت ابوالفضل در یک تصویر جا بگیرنداو ایران را زنده کردپرچم را دوباره به مردم بازگرداند.یکی از مخالفین هتاک جمهوری اسلامی گفته بود:رهبرشان رو کشتن، فرمانده ها را زدن، همه نهاد های نظامی بمباران شده است، چرا هنوز تمام نمیشوند.این ثمره تلاش معلمی صبور است که توانست مردم را در ایران به جایگاه اصلی برساند.این شبهاخیابان، صحنه جشن فارغ التحصیلی شاگردان خامنه ایست
@diialog
@diialog
۱۶:۳۷
دست خدا عیان شدخامنه ای جوان شد...
۲۱:۲۴
شاید آمریکایی هااولین ارتش دنیا باشندکه به یک پایگاه نظامی کودکانهواقع در اتاق بازیشبا بمب های چند تنی حمله میکنند.
@diialog
@diialog
۱۶:۰۰
اسمش را گذاشتیمنبرد میهنیکه حالا قسمت سوم را از سر میگذراندیک بار با صدام برای حفظ خاکیکبار با جهود برای تثبیت خاکو حالا با تمامیت محور شر به سرکردگی پدوفیل هااین نبرد سومجنگ سر همه یا هیچ استیا محور حق چند گام جلو میرودیا شر ما را میبلعداما صحبت سر «ما» صحبت از مردم ایران نیستاینجاست که نبرد سوم میهنی، نبردی برای دنیاستبگذارید کمی اسپویل (لو دادن فیلم) کنمسریال گیم آف ترونز را به خاطر بیاورید در کل سریال، جدا از دعوا بر سر به دست گرفتن قدرت، یک خطر خزنده و به شدت جدی خودش را آرام آرام به سمت همه میکشاند.زمستان در راه است، و آمدن زمستانیعنی شکست همهیعنی وقتی نوع بشر درگیر تمامیت قدرت است، سربازان زمستان قصد دارند نوع بشر را منقرض کند.گروهی فریاد میزنند که بالاتر از درگیری های ما، یک خطر همه را تهدید میکند.داستان نبرد سوم میهنی ما نیز دقیقا در همین نقطهنبرد جهانی میشود.لشکر زمستانی پدوفیل های شیطانی به دنبال شکستن آخرین سد برای انقراض نوع بشرندایران امروز خبری را به دنیا مخابره میکند، که در پس این جنگ در صورت سناریو شکست، نابودی ایران نیستنابودی جهان است.و آن مرد انگلیسی که در خیابانهای لندن پرچم ایران به دست گرفته، خوب فهمیده که زمستان در راه استو اگر امروز روبرویش متحد نشویمهمه در آتش سرد آن خشک خواهیم شدآن آزادی خواه نیویورکی هم همینطورآن فعال حقوق بشر آسیایی همامروز ایران برای قربانیان جزیره اپستین میجنگدبرای نسل کشی روآندابرای شهیدان انقلاب های رنگی در دنیابرای آن جدایی طلب ایرلندیآن جوان آمریکایی که نمیخواهد قربانی جنگ طلبی شودبرای آفریقایی های ستم دیده وقتی منابعشان به سرقت میرودایران امروز به همه اخطار میدهدکه زمستان در راه استو جنگی ورای به دست گرفتن قدرت، زیر پوست دنیا در حال شکل گیری استجنگی که یا همه ما را تبدیل مجسمههای یخی میکندیا زمستانِ در راه را تبدیل به بهار خواهد کرد.حتی اگر عده ای در داخل کشوربرای نفهمیدن سوز آن زمستان سختچند درجه بخاری ها را گرم تر کنندما امروز برای دنیا میجنگیم حتی اگر شبهادر خیابان های تهران شعار دهیم...
@diialog
@diialog
۲۱:۱۱
«آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود.»
دستت اما حکایتی دارد...
@diialog
دستت اما حکایتی دارد...
@diialog
۲۱:۲۱
این پرچم را قاب کنیدو دست به دست بین مقامات بگردانید تا پشت سرشان برای گفتگو قرار بدهند
به سازمان ملل بفرستیدتا نماینده ما آن را روی میزمقابل نماینده هتاک پدوفیل ها نشان دهد
و در انتها وقتی این نبرد با پیروزی تمام شدآن را به بخش جدایی ناپذیر گفتگو رهبری تبدیل کنیداین پرچم حالاهمه صفات ایران را در خود دارد
سرخی پرچمهمین خون مظلوم شهید ایران است...
@diialog
به سازمان ملل بفرستیدتا نماینده ما آن را روی میزمقابل نماینده هتاک پدوفیل ها نشان دهد
و در انتها وقتی این نبرد با پیروزی تمام شدآن را به بخش جدایی ناپذیر گفتگو رهبری تبدیل کنیداین پرچم حالاهمه صفات ایران را در خود دارد
سرخی پرچمهمین خون مظلوم شهید ایران است...
@diialog
۱۱:۰۹
وقتی حسن طهرانی مقدم تستهای موشکی دهه شصت را انجام میدادو با صدای رثایش فریاد میزد:«این ما نبودیم که تیر انداختیم بلکه خدا بود»شاید بعضی از مهندسان پروژه در دل میگفتن:پس این همه تلاش شبانه روزی ما و حلکردن پیچیده ترین فرمول های ریاضی و مهندسی معکوس چه شد..
و یا وقتی خرمشهر پس آن همه خون و رشادت به دست رزمندگان آزاد شدو روح الله در آن نطق تاریخی گفت:خرمشهر را خدا آزاد کردشاید بعضی سرباز های زخم خورده در میدان یک لحظه در ذهنشان عبور کرد که پس این همه طراحی نقشه و مانور های عملیاتی چه...
این منش بزرگترین تقابل بین ارتش های مدرن و ارتش اسلام است.
خداوند به ما میگویدبرای من بجنگیدوقتی خیال کردید جنگ مغلوبه شده، باز هم بجنگیدوقتی خیال کردید احتمال شکست بالاست، باز هم بجنگیدو آن زمان که فکر کردید به صورت قطع شکست خوردید بازهم به مبارزه ادامه دهیدو آنجاست که نصرت الهی شامل حال شما میشود.
به زبان دیگر خدا اصرار دارد تا به بندگان بگوید، سلاح شما من هستمو هرگاه خیال کردید این شمایید که تیر میاندازید نه منشکست از همان در وارد میشود.
سپاه اسلام حتی اگر ابر قدرت نظامی هم باشدحتی اگر دارای ناوگان هوایی بی ۵۲ هم باشدحتی اگر هزاران اسکادران اف ۳۵ داشته باشدحتی اگر روزی بخواهد بمب اتم به سمت شیاطین شلیک کندباید روی بدنه بمب بنویسد«این ما نبودیم که شلیک کردیم بلکه خدا شلیک کرد»
همان گونه که از خدا میخواهیم تا اجازه دهد دشمنانش به دست ما مجازات شوند
ما لشکر اوییمو حتی با داشتن پیشرفته ترین ادوات نظامیبدون همراهی اومثل نمرودی هستیمکه یک پشه حسابش را خواهد رسید...
@diialog
و یا وقتی خرمشهر پس آن همه خون و رشادت به دست رزمندگان آزاد شدو روح الله در آن نطق تاریخی گفت:خرمشهر را خدا آزاد کردشاید بعضی سرباز های زخم خورده در میدان یک لحظه در ذهنشان عبور کرد که پس این همه طراحی نقشه و مانور های عملیاتی چه...
این منش بزرگترین تقابل بین ارتش های مدرن و ارتش اسلام است.
خداوند به ما میگویدبرای من بجنگیدوقتی خیال کردید جنگ مغلوبه شده، باز هم بجنگیدوقتی خیال کردید احتمال شکست بالاست، باز هم بجنگیدو آن زمان که فکر کردید به صورت قطع شکست خوردید بازهم به مبارزه ادامه دهیدو آنجاست که نصرت الهی شامل حال شما میشود.
به زبان دیگر خدا اصرار دارد تا به بندگان بگوید، سلاح شما من هستمو هرگاه خیال کردید این شمایید که تیر میاندازید نه منشکست از همان در وارد میشود.
سپاه اسلام حتی اگر ابر قدرت نظامی هم باشدحتی اگر دارای ناوگان هوایی بی ۵۲ هم باشدحتی اگر هزاران اسکادران اف ۳۵ داشته باشدحتی اگر روزی بخواهد بمب اتم به سمت شیاطین شلیک کندباید روی بدنه بمب بنویسد«این ما نبودیم که شلیک کردیم بلکه خدا شلیک کرد»
همان گونه که از خدا میخواهیم تا اجازه دهد دشمنانش به دست ما مجازات شوند
ما لشکر اوییمو حتی با داشتن پیشرفته ترین ادوات نظامیبدون همراهی اومثل نمرودی هستیمکه یک پشه حسابش را خواهد رسید...
@diialog
۲۰:۲۰
آقای نوریآن روزی که در استودیو این ترک را ضبط میکردیدبه این هم نشینی فکر میکردید؟
۲۳:۱۴
جنگ طولانی میشودداغ ها بیشتر میشودجیب ها خالی تراعصاب ضعیف ترسوالات بیشترچه کسی برای روزهای بعد از شروع جنگ آماده است؟شاید همه ما یک ساک اضطراری با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه آماده کرده باشیممدارک هویتیکمی جیره خشکپول نقد و طلاکنسروچراغ قوهآب و ...این کار لازمی استاما چه کسی ساک اضطراری دادههای ذهنی برای خودش آماده کرده؟شکم به هر طریقی سیر میشود و انسان به صورت ذاتی خوب بلد است که چطور زنده بمانداما نکته اصلی این است که جنگ بعد از روزهای اولیه و فروکش کردن سیل عواطف و هیجانات، دیگر صحنه تاب آوری است.و رکن اول تاب آوری، ذهنی آماده است که بتواند افسار اوضاع را در دست بگیرید.من در ساک اضطراری ذهنم، موارد زیادی برای روز مبادا گذاشته اماما دوست دارم چند نقل قول را که در قسمت رویی ساک گذاشتم به شما بدهم.۱. شهید ابومهدی المهندس جایی در جریان یک گفتگو میگوید:ما در بحرانها نیازمند دو چیز اساسی هستیم، عقلی سرد و قلبی گرم. هرکجا جای این دو عوض شود کار سخت میشود.۲. حاج قاسم هم میگوید: در بحران ها فرصت های زیادی وجود دارد، به شرطی که نترسیم و نترسانیم. اگر این دو شرط محقق شود، میتوانیم از آن فرصت ها استفاده کنیم.۳. سید حسن جایی در سخنرانی هایش این را گفته بود: ما به شهدایمان نمیگوییم: خدا نگهدار، میگوییم: به امید دیدار۴. خدا هم به ما میگوید نصرت الهی زمانی میرسد که دیگر امیدتان از همه به جز من بریده شود.۵. خامنه ای عزیز نیز میگوید: یکی از دو بهترین در انتظار ماست؛ یا در این راه کشته میشویم، که این بهترین است؛ یا دشمن را از سر راه برمیداریم و به مقصود میرسیم، که این هم بهترین است.
با همین چند مورد، کیف اضطراری ذهن کامل میشود، البته هر چه پر تر، بهترذهنتان را سرد نگه دارید تا خوب تحلیل کنیدقلبتان را گرم نگه دارید تا امیدوار باشیدکسی را نترسانید و نترسیدشهدا را از دست رفته ندانیدجز به خدا به کسی امیدوار نباشیدو بدانید این مسیر برای ما در هر سناریویی پیروزی است.چون ما برای جبهه خدا شمشیر میزنیم.کیف اضطراری ذهن را جدی بگیرید.
@diialog
با همین چند مورد، کیف اضطراری ذهن کامل میشود، البته هر چه پر تر، بهترذهنتان را سرد نگه دارید تا خوب تحلیل کنیدقلبتان را گرم نگه دارید تا امیدوار باشیدکسی را نترسانید و نترسیدشهدا را از دست رفته ندانیدجز به خدا به کسی امیدوار نباشیدو بدانید این مسیر برای ما در هر سناریویی پیروزی است.چون ما برای جبهه خدا شمشیر میزنیم.کیف اضطراری ذهن را جدی بگیرید.
@diialog
۱۹:۴۱
آقای خامنه ایباز هم همانی که شما گفتید شدگفته بودید:خطرناک تر از ناو، سلاحی است که آن را به قعر دریا میفرستد.راست میگفتیدخطرناک تر از F35 رادار گریزکه قرار بود نه کسی آن را ببیند و نه کسی به سمتش شلیکی کندآن سربازان پاک باخته داخل اتاق فرمان پدافند بودندهمان هایی که با وجلعنا از دید دشمن پنهان بودندو با ما رمیت اذ رمیتدکمه پرتاب آن سلاح ناشناخته را فشردنو با صلوات آن را همراهی کردندو بعد اصابت فریاد الله اکبر سر دادندو بعد کنار همان دستگاه سجده شکر به جا آوردند.
بگذار سنتکام و اتاق جنگ آمریکا فکر کندما با تکنولوژی های نوین آن جنگنده را سرنگون کردیمولی ما خوب میدانیموقتی خدا بخواهدسپاه ابرهه با سنگ ریزه ها تار و مار میشوندو نمرود با یک پشه هلاک میشودو برجهای بلند دشمنان نوح با سیل آب غرق میشوند.
بگذار وقتی فردای جنگ متخصصان دنیا به سراغ ما آمدند « که ما آن سلاح مخوف را به هر بهایی که باشد میخواهیم» به آنها بگوییم «این خدا بود که آن جنگنده نادیدنی را ساقط کرد و اگر خواهان آن سلاح هستید به خدا ایمان بیاورید.»
آقای خامنه ای عزیزبازهم شما راست میگفتید:ان معی ربی
@diialog
بگذار سنتکام و اتاق جنگ آمریکا فکر کندما با تکنولوژی های نوین آن جنگنده را سرنگون کردیمولی ما خوب میدانیموقتی خدا بخواهدسپاه ابرهه با سنگ ریزه ها تار و مار میشوندو نمرود با یک پشه هلاک میشودو برجهای بلند دشمنان نوح با سیل آب غرق میشوند.
بگذار وقتی فردای جنگ متخصصان دنیا به سراغ ما آمدند « که ما آن سلاح مخوف را به هر بهایی که باشد میخواهیم» به آنها بگوییم «این خدا بود که آن جنگنده نادیدنی را ساقط کرد و اگر خواهان آن سلاح هستید به خدا ایمان بیاورید.»
آقای خامنه ای عزیزبازهم شما راست میگفتید:ان معی ربی
@diialog
۱۹:۲۵
در عرف تکنولوژی موشکیبرای ماهیت سوخت موشک ها دو دسته بندی مشخص شده۱. موشک سوخت جامد۲. موشک سوخت مایعهرکدام از این سوخت ها برای خودشان مزایایی دارندیکی قدرت انبار داری میدهدیکی قدرت رانش بیشتر ایران اما به تکنولوژی جدیدی رسیدهکه تا به حال نه بلوک غرب و نه بلوک شرق به آن دست نیافته اندایران به جز دو سوخت ذکر شدهموشکها را به سوخت دیگری نیز مجهز کردهسوخت الله اکبرسوخت مناجات پای لانچر هااین سوخت اثرش را مستقیماً بر نتیجه نشان میدهد.نوعی ناوبری با دقت بالاتر به موشک میدهد.انگار که موشک های ما سه مرحلهای باشدمرحله اولشلیک تا رسیدن به جو یا خارج آنمرحله دوم، جدا شدن سری جنگی از بوسترو مرحله سومناوبری الهی که با سوخت مناجات ها پای لانچر و اذکار مردم عمل میکند.در این مرحله خدا ناوبری موشکها را به دست گرفته و مانور های واپسین را انجام میدهد.موشکها رهگیر را رد میکندو به نقطه ای که صلاح بداند میکوبد.فیلم مهاجر را یادتان هستکه اپراتور پهپاد وقتی آن را گم میکردچشم میبست و کار را به خدا میسپرد.حالا این قصه بچهای موشکی استوقتی سر جنگی جدا شددیگر هدایت با خداستیعنی وقتی خدا را یاری کنیحالا خدا تو را یاری میکند.موشکهای ماجدا از سوخت مایع و جامدمجهز به سوخت الله اکبر نیز هست...
@diialog
@diialog
۱۹:۴۱
مرز یک خط فرضی روی صفحه نقشههای جغرافیایی استبا واقعیت زمین هم خیلی منطبق نیستگاهی ممکن است چند کیلومتر تفاوت داشته باشدیک قرار داد بینالمللی است که میگوید اینجا برای ما و آنجا برای شمابدون شک مقدس است اما تعیین کننده همه چیز نیستشما میتوانید در یک جغرافیا به دنیا بیایید ولی تعلقی به آن نداشته باشیددر عوض به جغرافیایی کیلومتر ها دور تر پایبند باشیدخوب یا بدش، نسبی استدیروز با یکی از بچه ها ناجا صحبت میکردممیگفت یک نفر را دستگیر کردیم که جای ایست های بازرسی و مقرهای نظامی و ... را به دشمن میداد و پول میگرفت.آن فرد ایرانی بود، کارت ملی داشت، شناسنامه داشتهفت پشتش در همین محدوده جغرافیایی به دنیا آمده بودندولی به این جغرافیا تعلقی نداشتاین خانم که در فیلم میبینید، اهل کشمیر استکشمیری ها در علاقه به انقلاب ایران مشهورندیک منطقه در مرز بین هند و پاکستانکه از قضا مورد مناقشه بین دو دولت نیز هستمیتوانید فیلم عزاداری هایشان بعد از شنیدن خبر شهادت سید علی خامنه ای را ببینیدحالا چند روز است جمع شده اند و برای ایران کمک جمع میکنندکودکان قلکهایشان را میآورندزنان طلاها رانوجوانی دوچرخه اش رامردان ماشین و موتورشان رابعضی ها هم ظروف مسی و نقره شان را آنها در کشمیر زاده شدنداما به جغرافیای ایران تعلق دارندبه زبان سادهآن ایرانی زاده شده در این جغرافیابه موشکهای دشمن گرای نابودی و کشتار میدهدو آن کشمیری زاده شده در آن جغرافیابا همان دست های خالیپول جمع میکند برای کمک به ایراناداره ثبت احوالنمیتواند تعیین کند که چه کسی ایرانی استاو تنها میتواند نام ایران را در شناسنامه ثبت کنداهل جایی بودنبه داشتن تعلق خاطر به آن نقطه استنه صرف به دنیا آمدنچه بسا آن زن اهل لندن ایرانی استو آن انسان نمای ایرانی ساکن ونکور اسرائیلی
@diialog
@diialog
۱۴:۵۴
@diialog
۱۱:۴۴
۲۰:۱۸
روزی چند باراز بالا تا پایین این عکس را نگاه کنو خدا را بابت حضور در جبهه حق شکر کن
خدا را بابت نان حلالو نطفه پاکشکر کنخدا را بابت تربیت پدر و مادرشکر کن
تو هم میتوانستی شبیه زامبی ها باشیولی نعمت های خطوط بالا نگذاشت...
@diialog
خدا را بابت نان حلالو نطفه پاکشکر کنخدا را بابت تربیت پدر و مادرشکر کن
تو هم میتوانستی شبیه زامبی ها باشیولی نعمت های خطوط بالا نگذاشت...
@diialog
۲۱:۵۶