روز چهلم آقا به این خیابان که نزدیک شدم احساس کردم دارم فرو می ریزم و سریع برگشتم.تا امشب هم نتونسته بودم برم.و امان از امشب.... داغ ما هنوز مثل اون سحر تلخ رمضان تازه است...هنوز هم می تونیم همدیگه رو هرچند غریبه در آغوش بگیریم و های های گریه کنیم.
حال خیابان کشوردوست حال یک یادمان شهید و حجله و یادبود نبود.حال طلائیه و فکه و شلمچه و موزه ی ملیتای لبنان بود. خونی که از رگ های مجاهدی نستوه فی سبیل الله در آن مکان بر زمین ریخته شده بود، هنوز التهاب داشت، در فضا می تابید و دل ها را می تاباند...امشب حال خیابان کشوردوست را نگفتنی یافتم. حس کردنی است.حتما یکبار احساسش کنید.
#روایتتهران#جنگتحمیلیسوم
" />
دیمزن
حال خیابان کشوردوست حال یک یادمان شهید و حجله و یادبود نبود.حال طلائیه و فکه و شلمچه و موزه ی ملیتای لبنان بود. خونی که از رگ های مجاهدی نستوه فی سبیل الله در آن مکان بر زمین ریخته شده بود، هنوز التهاب داشت، در فضا می تابید و دل ها را می تاباند...امشب حال خیابان کشوردوست را نگفتنی یافتم. حس کردنی است.حتما یکبار احساسش کنید.
#روایتتهران#جنگتحمیلیسوم
۳.۶K
۲۰:۴۹