ابیاتی مرتبط با فرازهایی از #مناجات_شعبانیه#مناجات_با_خدا
إِلَهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَمَاتِي...
محکومم و در گناه خود محبوسمفاسد شدم و درون خود می پوسمیک عمر به من نیکی و احسان کردییارب ! پسِ مرگ هم نکن مأیوسم ::اِلهی اِنْ حَرَمْتَنی فَمَنْ ذَا الَّذی یَرْزُقُنی؟...
ای رازق من! مرا تو محروم نکنمن یَنصُرُنی؟! مرا تو مغموم نکنغیر از تو خدای دیگری دارم؟! نهمن گرچه بدم، مرا تو محکوم نکن::الهی إن اَخَذْتَنی بِجُرمی اَخذْتُکَ بِعَفْوِک...
من از کرمت به دیگران خواهم گفتاز لطف تو با اهل جهان خواهم گفتباشد، تو مرا به جرم و تقصیرم بینمن عفو تو را به این و آن خواهم گفت ::اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ...
یارب دل من که دل نشد، چیست دلم ؟!ماندهم که پس از غم تو با کیست دلم؟!باید بِبُرم از همه تا برگردماما چه کنم که منقطع نیست دلم::إِلَهِی أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ...
بیرون شدم از مسیر و رفتم بیراهافتادهام از شدت عصیان در چاهاین بنده اگرچه عَبْدُکَ المذنب بوداز شدت غفران تو میکرد گناه ::إِلٰهِى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلىٰ سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فِى الْأُخْرىٰ...
دریاست و چشم من که مواجترستهنگام مناجات از امواج، تَرستامروز ز عیب، بنده را پوشاندیمحشر به عنایات تو محتاجترست ::إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ
هربار رسید، سوز و آهش دادیدر را زد و باز هم تو راهش دادیمَن إنتَهَجَ، آمد و نور از تو گرفتمَن إعتَصَمَ بکَ، پناهش دادی::إِلٰهِى إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلىٰ مِنْكَ بِذٰلِكَ
حق میدهم از همه طلبکارتریبد کردهام و باز تو غفّارتریمحتاج خطاپوشیام آری اماتو از همه بر عفو سزاوارتری
#محسن_ناصحی↳ @dobeity_robaey
إِلَهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَمَاتِي...
محکومم و در گناه خود محبوسمفاسد شدم و درون خود می پوسمیک عمر به من نیکی و احسان کردییارب ! پسِ مرگ هم نکن مأیوسم ::اِلهی اِنْ حَرَمْتَنی فَمَنْ ذَا الَّذی یَرْزُقُنی؟...
ای رازق من! مرا تو محروم نکنمن یَنصُرُنی؟! مرا تو مغموم نکنغیر از تو خدای دیگری دارم؟! نهمن گرچه بدم، مرا تو محکوم نکن::الهی إن اَخَذْتَنی بِجُرمی اَخذْتُکَ بِعَفْوِک...
من از کرمت به دیگران خواهم گفتاز لطف تو با اهل جهان خواهم گفتباشد، تو مرا به جرم و تقصیرم بینمن عفو تو را به این و آن خواهم گفت ::اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ...
یارب دل من که دل نشد، چیست دلم ؟!ماندهم که پس از غم تو با کیست دلم؟!باید بِبُرم از همه تا برگردماما چه کنم که منقطع نیست دلم::إِلَهِی أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ...
بیرون شدم از مسیر و رفتم بیراهافتادهام از شدت عصیان در چاهاین بنده اگرچه عَبْدُکَ المذنب بوداز شدت غفران تو میکرد گناه ::إِلٰهِى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلىٰ سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فِى الْأُخْرىٰ...
دریاست و چشم من که مواجترستهنگام مناجات از امواج، تَرستامروز ز عیب، بنده را پوشاندیمحشر به عنایات تو محتاجترست ::إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ
هربار رسید، سوز و آهش دادیدر را زد و باز هم تو راهش دادیمَن إنتَهَجَ، آمد و نور از تو گرفتمَن إعتَصَمَ بکَ، پناهش دادی::إِلٰهِى إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلىٰ مِنْكَ بِذٰلِكَ
حق میدهم از همه طلبکارتریبد کردهام و باز تو غفّارتریمحتاج خطاپوشیام آری اماتو از همه بر عفو سزاوارتری
۱۱:۲۵
#امام_زمان_عج_مناجات
ما منتظران همیشه مشغول دعاهستیم شبانهروز در ذکر و ثنابی آنکه به سویت قدمی برداریمیک عمر صدا زدیم: آقا تو بیا!
#سیده_مرضیه_یثربی↳ @dobeity_robaey
ما منتظران همیشه مشغول دعاهستیم شبانهروز در ذکر و ثنابی آنکه به سویت قدمی برداریمیک عمر صدا زدیم: آقا تو بیا!
۱۱:۲۵
#امام_زمان_عج_مناجات
گوید مَلَک از نام و نشانش به خدافردوس برین شود مکانش به خدالبخند رضایت تو را هرکس داشتآباد شده هر دو جهانش به خدا
#سیدمجتبی_شجاع↳ @dobeity_robaey
گوید مَلَک از نام و نشانش به خدافردوس برین شود مکانش به خدالبخند رضایت تو را هرکس داشتآباد شده هر دو جهانش به خدا
۱۱:۲۵
#امام_زمان_عج_مناجات
خورشید، فدای روی تابان تو بادجان همهی جهان به قربان تو باد تو حضرت صاحب الزمان هستی پسهر ماه، فدای #ماه_شعبان تو باد
#علی_مقدم ↳ @dobeity_robaey
خورشید، فدای روی تابان تو بادجان همهی جهان به قربان تو باد تو حضرت صاحب الزمان هستی پسهر ماه، فدای #ماه_شعبان تو باد
۱۱:۲۵
#امام_زمان_عج_مناجات
فجرآور صبح آرزو میآیدبا پرچم «لا تَفَرَّقُوا» میآیدبا عدل علی و مهربانی رسولروزی به خدا قسم که او میآید
#سیدهاشم_وفایی↳ @dobeity_robaey
فجرآور صبح آرزو میآیدبا پرچم «لا تَفَرَّقُوا» میآیدبا عدل علی و مهربانی رسولروزی به خدا قسم که او میآید
۱۱:۲۵
#وداع_با_ماه_شعبان
یارب تو نظر مکن به نالایقیاشسرمایهی بنده چیست؟ جز عاشقیاشآمرزشِ شعبانیه را میخواهمبگذر ز گناه من در این مابقیاش
#محمدمهدی_مهدی_پناه↳ @hosseinieh_net↳ @dobeity_robaey
یارب تو نظر مکن به نالایقیاشسرمایهی بنده چیست؟ جز عاشقیاشآمرزشِ شعبانیه را میخواهمبگذر ز گناه من در این مابقیاش
۲۰:۴۵
#وداع_با_ماه_شعبان
این کوه گناه را نبخشی چه کنم؟گر آخر ماجرا نبخشی چه کنم؟نزدیک شده موسم ماه رمضانشعبان برود مرا نبخشی چه کنم؟
#علی_مقدم↳ @dobeity_robaey
این کوه گناه را نبخشی چه کنم؟گر آخر ماجرا نبخشی چه کنم؟نزدیک شده موسم ماه رمضانشعبان برود مرا نبخشی چه کنم؟
۲۰:۴۵
بهمناسبت حلول #ماه_مبارک_رمضان
اولِ ماه صیام است و در این اول ماهمیروم باز به قربانِ اباعبدالله....
#مهدی_مقیمی↳ @dobeity_robaey
اولِ ماه صیام است و در این اول ماهمیروم باز به قربانِ اباعبدالله....
۲۰:۴۵
#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
با سوز دل و ناله و با آه بيابا شرم حضور و دل آگاه بيااكنون كه خدا سفرهی رحمت چيدهستای بنده! سـوی ضيــافت الله بيا
#سیدهاشم_وفایی↳ @hosseinieh_net↳ @dobeity_robaey
با سوز دل و ناله و با آه بيابا شرم حضور و دل آگاه بيااكنون كه خدا سفرهی رحمت چيدهستای بنده! سـوی ضيــافت الله بيا
۲۰:۴۵
#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان #روز_اول #ماه_مبارک_رمضان
غافل بودم اگر چه ماه شعبانیک بار دگر خدا فرستاد اَمان تا خواست زمینم بزند عصیانماینبار به یاریِ من آمد رمضان
#علی_مقدم↳ @dobeity_robaey
غافل بودم اگر چه ماه شعبانیک بار دگر خدا فرستاد اَمان تا خواست زمینم بزند عصیانماینبار به یاریِ من آمد رمضان
۲۰:۴۵
بهمناسبت حلول #ماه_مبارک_رمضان
آمد رمضان و نور، راه افتادهافطار و سحر، حالِ دعا، سجادهاینها همه آماده که بالا برویماما چه کنیم نیستیم آماده
#مجتبی_شکریان↳ @dobeity_robaey
آمد رمضان و نور، راه افتادهافطار و سحر، حالِ دعا، سجادهاینها همه آماده که بالا برویماما چه کنیم نیستیم آماده
۲۰:۴۵
#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
آوای خوشی از آسمان میآیدمهمانی یارِ مهربان میآیدبرخیز که با نسیم جانافزاییبوی خوش ماهِ رمضان میآید
#علی_ساعدی↳ @hosseinieh_net↳ @dobeity_robaey
آوای خوشی از آسمان میآیدمهمانی یارِ مهربان میآیدبرخیز که با نسیم جانافزاییبوی خوش ماهِ رمضان میآید
۲۰:۴۵
#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
از اشک، ترم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!شوقم، شررم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!گفتند "پذیرایی" و مهمان داریمن پشت درم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!
#جواد_هاشمی_تربت↳ @hosseinieh_net↳ @dobeity_robaey
از اشک، ترم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!شوقم، شررم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!گفتند "پذیرایی" و مهمان داریمن پشت درم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!
۲۰:۴۵
#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
ای دوست! زِ رحمت دلِ آگاهم دهدر ماه دعا، سیرِ الی اللهم دهماه رمضان و ماه مهمانی توستدر محفلِ مهمانی خود راهَم ده
مرحوم #سیدرضا_مؤید↳ @hosseinieh_net↳ @dobeity_robaey
ای دوست! زِ رحمت دلِ آگاهم دهدر ماه دعا، سیرِ الی اللهم دهماه رمضان و ماه مهمانی توستدر محفلِ مهمانی خود راهَم ده
۲۰:۴۵
#وداع_با_ماه_شعبان
عصیان مرا تو تا نبخشی چه کنم؟!این کوه گناه را نبخشی چه کنم؟! نزدیک شده موسم ماه رمضانشعبان برود، مرا نبخشی چه کنم؟!
#علی_مقدم↳ @hosseinieh_net↳ @dobeity_robaey
عصیان مرا تو تا نبخشی چه کنم؟!این کوه گناه را نبخشی چه کنم؟! نزدیک شده موسم ماه رمضانشعبان برود، مرا نبخشی چه کنم؟!
۲۰:۴۵
حیف است که راه اشتباهی برویمدر جادهی تیره و تباهی برویمبرگرد از این مسیر و روکن به خداباید به ضیافت الهی برویم
۲۰:۴۵
#مناجات_با_خدا
نوایت یا رئوف و یا رحیم استثنایت یا علی و یا عظیم استاگر چه ناسپاسی کردی ای دل! بیا امشب، خدای ما کریم است
#یوسف_رحیمی↳ @dobeity_robaey
نوایت یا رئوف و یا رحیم استثنایت یا علی و یا عظیم استاگر چه ناسپاسی کردی ای دل! بیا امشب، خدای ما کریم است
۲۰:۴۵
#مناجات_با_خدا
عصیانزدهایم، بارالها چه کنیم؟همرنگ شب است نامهٔ ما، چه کنیم؟بر فرض هم این گناهها پاک شدندبا شرم بهجامانده از آنها چه کنیم؟
#حامد_طونی↳ @dobeity_robaey
عصیانزدهایم، بارالها چه کنیم؟همرنگ شب است نامهٔ ما، چه کنیم؟بر فرض هم این گناهها پاک شدندبا شرم بهجامانده از آنها چه کنیم؟
۲۰:۴۵
رباعیات مرتبط با فرازهایی از #دعای_ابوحمزه
#بخش_اول
برخیز سحر سحر ابوحمزه بخوانبا ناله و چشم تر، ابوحمزه بخوانبنگر که طریقتِ حقیقت اینجاستعرفان خواهی اگر، ابوحمزه بخوان
::اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ
هرچند فریب خوردهام از شیطانهر چند که غرق گشتهام در عصیانیا رب! به عقوبتت مفرما ادبمبا لطف مرا به راه خود برگردان
::مِنْ أَيْنَ لِىَ الْخَيْرُ يَا رَبِّ وَلَا يُوجَدُ إِلّا مِنْ عِنْدِكَ؟ وَمِنْ أَيْنَ لِىَ النَّجاةُ وَلا تُسْتَطاعُ إِلّا بِكَ؟
در دام گنه پیش و پسی دارد؟ نهدر غربت خود همنفسی دارد؟ نهاو را ز درت مران به جای دگرییا رب! عاصی جز تو کسی دارد؟ نه
::بِكَ عَرَفْتُكَ، وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إلَيْكَ، وَ لَوْ لا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ!
هرگز نشدی ز ما جدا، یا اللههستی همه جا، روم کجا؟ یا اللهمعلومتر از تو نیست در هر دو جهانمن با تو شناختم تو را، یا الله
::الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَحْلُمُ عَنِّي حَتَّى كَأَنِّي لَا ذَنْبَ لِي
هر چند گذشتهی تباهی دارمعاصیام و نامهی سیاهی دارمبخشید و کریمانه بغل کرد مراانگار نه انگار گناهی دارم
::وَأَنَّکَ لَاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَکَ؛
از غفلت خود همیشه حیران ماندیماز ظلمت خود سخت پریشان ماندیمحاشا که جمالِ تو شود پوشیدهماییم که در حجاب عصیان ماندیم
::وَأَنَّکَ لَاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَکَ؛
آبادی دل، خرابِ چشمانم شدشوری گُنه، سراب چشمانم شدمحجوب نبودهای تو از من امّااعمال بَدم حجاب چشمانم شد
::إِذَا رَأَیْتُ مَوْلایَ ذُنُوبِی فَزِعْتُ وَ إِذَا رَأَیْتُ کَرَمَکَ طَمِعْتُ
آید چو گناهکاریام در نظرممیترسم از آنچه خواهد آمد به سرمدر بخششت امّا به طمع میافتموقتی که کرامت تو را مینگرم
::فَلَوِ اطَّلَعَ اليَومَ عَلى ذَنبي غَيرُكَ ما فَعَلتُهُ
از غفلت خود، ببین چهها میکردمپوشاندی و من ولی جفا میکردمآن لحظه که مشغول گناهان بودممیدید اگر جز تو، حیا میکردم
::اَیْنَ سَِتْرُکَ الْجَمیلُ اَیْنَ عَفْوُکَ الْجَلیلُ اَیْنَ فَرَجُکَ الْقَریبُ اَیْنَ غِیاثُکَ السَّریعُ اَیْنَ رَحْمَتُکَ الْواسِعَهُ اَیْنَ عَطایاکَ الْفاضِلَهُ اَیْنَ مَواهِبُکَ الْهَنیئَهُ
آن مهر و محبّت فراوانت کو؟!آن موهبت بدون پایانت کو؟!من بد بودم اگر چه یاربّ! امّاستّاریت و رحمت و احسانت کو؟!
::لَسْتُ أَتَّکِلُ فِی النَّجَاةِ مِنْ عِقَابِکَ عَلَى أَعْمَالِنَا بَلْ بِفَضْلِکَ عَلَیْنَا
کشکول گدایی است در دستم و بسدل را به امید و رحمتت بستم و بسمن تکیه نمیکنم به اعمال خودمدلگرم به فضل و بخششت هستم و بس
::فَتَجاوَز یا رَبِّ عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدَنَا بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکْ
بر کردهی ناصحیح، ستّاری کنهرچند شدم وقیح، ستّاری کنیارب ز گناهِ خلوتم میترسمیا مَن سَتَرَ القَبیح! ستّاری کن
#علی_مقدم↳ @dobeity_robaey
برخیز سحر سحر ابوحمزه بخوانبا ناله و چشم تر، ابوحمزه بخوانبنگر که طریقتِ حقیقت اینجاستعرفان خواهی اگر، ابوحمزه بخوان
::اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ
هرچند فریب خوردهام از شیطانهر چند که غرق گشتهام در عصیانیا رب! به عقوبتت مفرما ادبمبا لطف مرا به راه خود برگردان
::مِنْ أَيْنَ لِىَ الْخَيْرُ يَا رَبِّ وَلَا يُوجَدُ إِلّا مِنْ عِنْدِكَ؟ وَمِنْ أَيْنَ لِىَ النَّجاةُ وَلا تُسْتَطاعُ إِلّا بِكَ؟
در دام گنه پیش و پسی دارد؟ نهدر غربت خود همنفسی دارد؟ نهاو را ز درت مران به جای دگرییا رب! عاصی جز تو کسی دارد؟ نه
::بِكَ عَرَفْتُكَ، وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إلَيْكَ، وَ لَوْ لا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ!
هرگز نشدی ز ما جدا، یا اللههستی همه جا، روم کجا؟ یا اللهمعلومتر از تو نیست در هر دو جهانمن با تو شناختم تو را، یا الله
::الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَحْلُمُ عَنِّي حَتَّى كَأَنِّي لَا ذَنْبَ لِي
هر چند گذشتهی تباهی دارمعاصیام و نامهی سیاهی دارمبخشید و کریمانه بغل کرد مراانگار نه انگار گناهی دارم
::وَأَنَّکَ لَاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَکَ؛
از غفلت خود همیشه حیران ماندیماز ظلمت خود سخت پریشان ماندیمحاشا که جمالِ تو شود پوشیدهماییم که در حجاب عصیان ماندیم
::وَأَنَّکَ لَاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَکَ؛
آبادی دل، خرابِ چشمانم شدشوری گُنه، سراب چشمانم شدمحجوب نبودهای تو از من امّااعمال بَدم حجاب چشمانم شد
::إِذَا رَأَیْتُ مَوْلایَ ذُنُوبِی فَزِعْتُ وَ إِذَا رَأَیْتُ کَرَمَکَ طَمِعْتُ
آید چو گناهکاریام در نظرممیترسم از آنچه خواهد آمد به سرمدر بخششت امّا به طمع میافتموقتی که کرامت تو را مینگرم
::فَلَوِ اطَّلَعَ اليَومَ عَلى ذَنبي غَيرُكَ ما فَعَلتُهُ
از غفلت خود، ببین چهها میکردمپوشاندی و من ولی جفا میکردمآن لحظه که مشغول گناهان بودممیدید اگر جز تو، حیا میکردم
::اَیْنَ سَِتْرُکَ الْجَمیلُ اَیْنَ عَفْوُکَ الْجَلیلُ اَیْنَ فَرَجُکَ الْقَریبُ اَیْنَ غِیاثُکَ السَّریعُ اَیْنَ رَحْمَتُکَ الْواسِعَهُ اَیْنَ عَطایاکَ الْفاضِلَهُ اَیْنَ مَواهِبُکَ الْهَنیئَهُ
آن مهر و محبّت فراوانت کو؟!آن موهبت بدون پایانت کو؟!من بد بودم اگر چه یاربّ! امّاستّاریت و رحمت و احسانت کو؟!
::لَسْتُ أَتَّکِلُ فِی النَّجَاةِ مِنْ عِقَابِکَ عَلَى أَعْمَالِنَا بَلْ بِفَضْلِکَ عَلَیْنَا
کشکول گدایی است در دستم و بسدل را به امید و رحمتت بستم و بسمن تکیه نمیکنم به اعمال خودمدلگرم به فضل و بخششت هستم و بس
::فَتَجاوَز یا رَبِّ عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدَنَا بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکْ
بر کردهی ناصحیح، ستّاری کنهرچند شدم وقیح، ستّاری کنیارب ز گناهِ خلوتم میترسمیا مَن سَتَرَ القَبیح! ستّاری کن
۲۰:۴۵
رباعیات مرتبط با فرازهایی از #دعای_ابوحمزه
#بخش_دوم
یَا رَبِّ إِنَّ لَنَا فِیكَ أَمَلاً طَوِیلاً كَثِیراً إِنَّ لَنَا فِیكَ رَجَاءً عَظِیماً عَصَیْنَاكَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتُرَ عَلَیْنَا وَ دَعَوْنَاكَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتَجِیبَ لَنَا
پوشاندی و من خراب کردم یا ربّخود را هدفِ عذاب کردم یا ربّدر حشر بیا و آبروداری کنروی کرمت حساب کردم یا ربّ
::أَنَا الْوَضِیعُ الَّذِی رَفَعْتَهُ
خط از طومار مؤمنینم مزنیننگ ابدی را به جبینم مزنیپیش همه آبرو به من بخشیدیبالا بردی مرا، زمینم مزنی
::أَنَا الَّذِی أَمْهَلْتَنِی فَمَا ارْعَوَیتُ، وَ سَتَرْتَ عَلَی فَمَا اسْتَحْییتُ
مهلت دادی، دعا نکردم یا ربخود را ز گنه جدا نکردم یا رباز لطف و کرامتت، گناهانم راپوشاندی و من حیا نکردم یا رب
::وَ مِنْ عُقُوبَاتِ الْمَعَاصِي جَنَّبْتَنِي حَتَّى كَأَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَنِي
آری منم و گناه، خرمن خرمنآلوده شدم دوباره دامن دامنامّا ز عقاب باز دورم کردیانگار که تو حیا نمودی از من
::فَمالي لا اَبْكي اَبْكي لِخُروُجِ نَفْسي اَبْكي لِظُلْمَةِ قَبْري اَبْكي لِضيقِ لَحَدي
بر زشتی اعمال بدم میگِریمبر وحشت راهِ ابدم میگریمقبر است تجلی همین قلبِ خراببر تنگی قبر و لحدم میگریم
::اَبْكي لِسُؤالِ مُنْكَر وَ نَكير اِياي
اعمال بدم شده نوشته، چه کنم؟!هنگام درو کردن کشته، چه کنم؟!آنجا که دروغ گفتنی ممکن نیستدر پاسخ آن دو تا فرشته چه کنم؟!
::إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَی مِنْکَ بالعفو؟!
هرگز نشود جدا، دل ما از تورحمی نکنی به بنده؟! حاشا از تورحمانی و رحمتت رسیده به همهبر بخششِ بنده کیست اولی از تو؟
::واغْفِرْ لي ما خَفِي عَلَي الاْدَمِيينَ مِنْ عَمَلي وَ اَدِمْ لي ما بِهِ سَتَرْتَني
من بد بودم ولی تو احسان کردیهر بار به من لطف فراوان کردیغفار! بیا و باز نادیده بگیرآن را که ز چشم خلق پنهان کردی
::سَيِّدِي لَا تُعَذِّبْنِي وَأَنَا أَرْجُوكَ
هر چند بدم ولی جوابم نکنیپیش همه سیدی! خرابم نکنیامّید ندارم به کسی غیر خودتمن دل به تو بستهام، عذابم نکنی
::یَا غَوْثِي عِنْدَ شِدَّتِي
اُستُر اُستُر فَضیحَتی یا اللهاِغفِر اِغفِر مَعصیتی یا اللهبیچارهام و به تو پناهنده شدمیا غوثی عند شدّتی یا الله
::فَأَغِثْنِى وَفَرِّجْ عَنِّى يَا مَنْ يَفُكُّ الْأَسِيرَ وَيَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ
دلبسته اندوه خودم، شادم کنبیچاره شدم، بیا و امدادم کنآزاد کنندهی اسیرانی تومن نیز اسیر نفسم، آزادم کن
::سَيِّدى اِنْ کُنْتَ لا تَغْفِرُ اِلاّ لاِوْلِيآئِكَ وَاَهْلِ طاعَتِكَ؛ فَاِلى مَنْ يَفْزَعُ الْمُذْنِبوُنَ؟!
آنروز که ماییم و هزاران، چه کنیم؟! از شرم به پیش چشم یاران چه کنیم؟!غفرانت اگر فقط به خوبان برسدما طائفهی گناهکاران چه کنیم؟!
#علی_مقدم↳ @dobeity_robaey
یَا رَبِّ إِنَّ لَنَا فِیكَ أَمَلاً طَوِیلاً كَثِیراً إِنَّ لَنَا فِیكَ رَجَاءً عَظِیماً عَصَیْنَاكَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتُرَ عَلَیْنَا وَ دَعَوْنَاكَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتَجِیبَ لَنَا
پوشاندی و من خراب کردم یا ربّخود را هدفِ عذاب کردم یا ربّدر حشر بیا و آبروداری کنروی کرمت حساب کردم یا ربّ
::أَنَا الْوَضِیعُ الَّذِی رَفَعْتَهُ
خط از طومار مؤمنینم مزنیننگ ابدی را به جبینم مزنیپیش همه آبرو به من بخشیدیبالا بردی مرا، زمینم مزنی
::أَنَا الَّذِی أَمْهَلْتَنِی فَمَا ارْعَوَیتُ، وَ سَتَرْتَ عَلَی فَمَا اسْتَحْییتُ
مهلت دادی، دعا نکردم یا ربخود را ز گنه جدا نکردم یا رباز لطف و کرامتت، گناهانم راپوشاندی و من حیا نکردم یا رب
::وَ مِنْ عُقُوبَاتِ الْمَعَاصِي جَنَّبْتَنِي حَتَّى كَأَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَنِي
آری منم و گناه، خرمن خرمنآلوده شدم دوباره دامن دامنامّا ز عقاب باز دورم کردیانگار که تو حیا نمودی از من
::فَمالي لا اَبْكي اَبْكي لِخُروُجِ نَفْسي اَبْكي لِظُلْمَةِ قَبْري اَبْكي لِضيقِ لَحَدي
بر زشتی اعمال بدم میگِریمبر وحشت راهِ ابدم میگریمقبر است تجلی همین قلبِ خراببر تنگی قبر و لحدم میگریم
::اَبْكي لِسُؤالِ مُنْكَر وَ نَكير اِياي
اعمال بدم شده نوشته، چه کنم؟!هنگام درو کردن کشته، چه کنم؟!آنجا که دروغ گفتنی ممکن نیستدر پاسخ آن دو تا فرشته چه کنم؟!
::إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَی مِنْکَ بالعفو؟!
هرگز نشود جدا، دل ما از تورحمی نکنی به بنده؟! حاشا از تورحمانی و رحمتت رسیده به همهبر بخششِ بنده کیست اولی از تو؟
::واغْفِرْ لي ما خَفِي عَلَي الاْدَمِيينَ مِنْ عَمَلي وَ اَدِمْ لي ما بِهِ سَتَرْتَني
من بد بودم ولی تو احسان کردیهر بار به من لطف فراوان کردیغفار! بیا و باز نادیده بگیرآن را که ز چشم خلق پنهان کردی
::سَيِّدِي لَا تُعَذِّبْنِي وَأَنَا أَرْجُوكَ
هر چند بدم ولی جوابم نکنیپیش همه سیدی! خرابم نکنیامّید ندارم به کسی غیر خودتمن دل به تو بستهام، عذابم نکنی
::یَا غَوْثِي عِنْدَ شِدَّتِي
اُستُر اُستُر فَضیحَتی یا اللهاِغفِر اِغفِر مَعصیتی یا اللهبیچارهام و به تو پناهنده شدمیا غوثی عند شدّتی یا الله
::فَأَغِثْنِى وَفَرِّجْ عَنِّى يَا مَنْ يَفُكُّ الْأَسِيرَ وَيَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ
دلبسته اندوه خودم، شادم کنبیچاره شدم، بیا و امدادم کنآزاد کنندهی اسیرانی تومن نیز اسیر نفسم، آزادم کن
::سَيِّدى اِنْ کُنْتَ لا تَغْفِرُ اِلاّ لاِوْلِيآئِكَ وَاَهْلِ طاعَتِكَ؛ فَاِلى مَنْ يَفْزَعُ الْمُذْنِبوُنَ؟!
آنروز که ماییم و هزاران، چه کنیم؟! از شرم به پیش چشم یاران چه کنیم؟!غفرانت اگر فقط به خوبان برسدما طائفهی گناهکاران چه کنیم؟!
۲۰:۴۵