بله | کانال اشعار آیینی حسینیه
عکس پروفایل اشعار آیینی حسینیها

اشعار آیینی حسینیه

۷۷۶عضو
#روز_اول #ماه_مبارک_رمضان#امیرالمومنین_ع_مدح
ورق زدیم و رسیدیم اول رمضانخبر هنوز بزرگ است و تازه است و گران
شروع ماه مبارک به گفتۀ تاریخشروع جنگ تبوک است و یادآور آن
سپاه عُسر رسیدند و بیست شب طی شدسپاه کفر ولی بیم داشت از میدان
علی کجاست؟ علی در مدینه مانده چرا؟خبر هرآینه پیچید بین لشکریان
علی نیامدنش بی دلیل نیست! بپرسبپرس تا که جوابت دهد زمین و زمان
بلی نیامده آن شه که بابِ علم نبی‌ستگمان مبر که مدینه‌ست بی در و دربان*
بلی نیامده نفس نفیس پیغمبرمفارقت نکند هیچ‌گاه جسم از جان
کتاب فضل علی را ورق بزن اینکحدیث منزلتش نیست قابل کتمان
که در غیاب نبی رو به جانشین آرندعلی وصی‌ رسول است نی فلان و فلان
علی وصی‌ست نه آن‌ها که در مسیر رسول شدند از پی رم دادن شتر، پنهان
رسول عشق اگر در مَثَل چنان موساستعلی به مرتبه هارون و دیگران هامان
اگر چه نقطه ندارد شکوه نام علیعلی‌ست نقطه‌ی آغاز و نقطه‌ی پایان
undefined #مسعود_یوسف_پور
*وامی از عاصی خراسانی:گمان مکن که بود شهر بی در و دربان
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۴:۲۶

#مناجات_با_خدا #شب_اول #ماه_مبارک_رمضان
به خواب غفلت اگر مانده‌ام سحرها راولی صدا زده‌ای عبد بی سر و پا را
بیا همین شب اول بگو که بخشیدیبیا همین شب اول قبول کن ما را
گناه، پشتِ گناه آمد و زمینم زدچنان که برده ز یادم مسیر دریا را
به گریه‌ی سحری کاش عادتم بدهیکمی به من بچشان لذت تماشا را
اسیر غفلتم و مرگ رفته از یادمبگو چه کار کنم قبر و هول آنجا را
به آبروی علی... آبروی ما نرودبه زیر پرچم اوئیم صبحِ فردا را
به عشق شاه نجف عاقبت به خیر شویماگر علی بزند پای نامه امضا را
به غیر روضه به جایی نمی‌برم راهیرها نمی‌کنم این تکیه‌گاه و مأوا را
نگیر از من بیچاره کنج هیئت رانگیر از من دل‌مرده این مسیحا را::کفن برای تو پیدا نشد عزیزاللهحصیر شد کفن شاه... کارِ دنیا را!!!
undefined #وحید_محمدی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۴:۲۶

#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
مژده! ای تقویم‌ها! بوی بهاران آمدهفصل یخبندانِ دلتنگی به پایان آمده
سفره‌دارِ سی شبِ ماهِ مبارک، اَلسَّلام!پهن کن خوانِ وسیع‌ات را که مهمان‌ آمده
اول ماه آمدم با کوله‌‌ی شرمندگیباز کن آغوش گرمت را، پشیمان آمده
معصیت، قلبِ گرفتارِ مرا بیمار کرددردمندِ دام‌ها دنبال درمان آمده
خَلق از من رو گرفتند و تو رو کردی به مناین تویی که وقت تنهایی... شتابان آمده
تو نبودی، منجلاب نَفْس غرقم کرده بودریسمان لطف تو در اوج بحران آمده
با همین آلودگی‌ها دوستت دارم خداعاشقت با نیّت جبرانِ خُسران آمده
هر زمان بی‌کَس‌ شدم، زهرا به فریادم رسیدچادر مادر به دستِ طفل گریان آمده!
لانه‌ام طوس است... جلد آستانِ مشهدماین زبان‌بسته به پابوسی سلطان آمده
در جواب هر رضا مستانه گفتم: مــرتــضــیٰمزّه ی انگورِ حیدر زیر دندان آمده
من به این و آن سپُردم در نجف خاکم کنند...وقت کفن و دفن می‌بینم پدر‌جان آمده
بی قرارم... مایه‌ی آرامش من کربلاستبر مشام جانِ من عطری ز جانان آمده
روزه‌دارِ تشنه ذکرش می‌شود: عطشان حسین!یاد شاهی که تک و تنها به میدان آمده::عاقبت کهنه‌حصیرِ دِه، تنش را جمع کرد...چه بلایی بر سرِ آن جسم عریان آمده!
undefined #بردیا_محمدی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۴:۲۶

#امام_زمان_عج_مناجات_ماه_مبارک_رمضان#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
دوباره تحت عنایات مستدام شما شروع می‌کنم این ماه را به نام شما
سلام امام زمانم! سلام محبوبم! امید بسته‌ام آقا به یک سلام شما
سلام من به قنوتت، به آن دو سجده‌ی‌تانسلام من به قعودت، به آن قیام شما
چه ماه پر برکاتی! چه فرصت خوبی! بیا که من بشوم باز هم‌کلام شما
نگاه کن که ز عبدت گناه سر نزند به احترام نگاهت، به احترام شما
نگاه کن که فقط خرجتان شود عمرم که غیر از این نبُوَد حاجت غلام شما
ببین که سفره‌ی هر سالمان به نام شماست فقیر آمده‌ام که رسد طعام شما
سفارشت به روی چشم من، عزیزم! چشم! بیا که روضه بخوانم به التیام شما
بیا که با تو بگریم به روضه‌ی اصغر فدای داغ دل و گریه‌ی مدام شما
غم خجالت ارباب، داغ سنگینی‌ست که مرهم است بر این زخم، انتقام شما
undefined #رضا_تاجیک
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۴:۲۷

#ماه_مبارک_رمضان#امام_حسین_ع_مناجات_ماه_رمضان
ای که از سوز تو پیداست تمنای حسین«روزه یعنی عطش و روضۀ لب‌های حسین»
روزه یعنی که به تکبیرة الاحرام سحرقصد قربت کنی از مسجد الاقصای حسین...
روزه چون «حر» به کنار آمدن از راه خطاستچشم پوشیدنِ از غیر و تماشای حسین...
این «حبیب» است که یک روزه به دست آورده‌ستسندِ دیدن محبوب به امضای حسین
روزه یعنی که بخواهی به دعای شب قدرشوق پیوستنِ یک قطره به دریای حسین
روزه یعنی که به صحرای بلا، جام به دستآب بردن به سوی خیمۀ گل‌های حسین
روزه یعنی که توقف به لب شط فراتاقتدا کردنِ سی روز به سقای حسین
وقت افطار شد، ای سوخته در آتشِ دل! «روزه یعنی عطش و روضۀ لب‌های حسین»
undefined #محمدجواد_غفورزاده
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۴:۲۷

#مناجات_با_خدا#ماه_مبارک_رمضان #استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
روزه‌داران! مه خدایم منبا شما یار آشنایم منماه تسبیح و ذکر و صوم و صلاتماه توبه، مه دعایم من
ماه وصل خدای منانمماه وحی و نزول قرآنم
ماه پیدایش جمالم منماه دیدار ذوالجلالم منماه هر لحظه با خدا بودنماه فضل و مه کمالم من
من که فیض حضور آوردمنـور در شهـر نــور آوردم
روزه‌داران! همه قیام کنیدتا به ماه خدا سلام کنیدماه شب‌زنده‌داری آمده استاز مه روزه احترام کنید
عاشقانی که قدر من دانندهمـه مـاه مبـارکم خوانند
ماه نور است؛ کسب نور کنیدنفس خود از گناه دور کنیدبا خدنگ اطاعت و تقواچشم شیطانِ نفس، کور کنید
روح تقوا به تن مبارک‌تانلیلةالقـدر مـن مبارک‌تان
من سراپا بهشت یارانمبر شما خوشتر از بهارانمنور چشم همه خداجویانمژدۀ وصل روزه‌دارانم
همچو گل ریخته ز دامن منسحـر و افتتاح و جوشن من
من تجلای ذوالمنن دارماز کتاب خدا سخن دارمصلوات خدا نثارم بادکه به دامان خود حسن دارم
مـن کـه پـا تا سرم تمام حسنهستی‌ام هست از امام حسن
سرخوش آنان که اهل ‌ایمان‌انددوست را لحظه‌لحظه می‌خوانندروزها روزه‌اند و شب همگانقدر شب‌های قدر می‌دانند
دل شـب دامـن سحـر گیرندهمه قرآن به روی سر گیرند
من که پیوسته در تب و تابممن که دریای گوهر نابمصبحگاهان به کوفه می‌جوشدخون پاک علی ز محرابم
من که چون کوه نور مشتعلمتـا صـف حشر از علی خجلم::روزه‌داران! چو تشنه گردیدیددر دل از تشنگی شرر دیدیدطفل معصوم‌تان چو روزه گرفتدر غروبش گرسنه گر، دیدید
خون دل جاری از دو عین کنیدگریه بـر کـودک حسیـن کنید
اشک خونین روان ز دیده کنیدیاد از آن دختر شهیده کنیددر غم کودک خرابه‌نشینگریه بر آن سر بریده کنید
گریـه فیـض بهارتـان بادااشک «میثم» نثارتان بادا
undefined #غلامرضا_سازگار
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۴:۲۷

#امام_زمان_عج_مناجات_ماه_مبارک_رمضان#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
دلمرده‌ایم و یاد تو جان می‌دهد به ماقلبیم و بودنت ضربان می‌دهد به ما
ماه خدا دومرتبه بی ماهِ رویِ تودارد بشارت رمضان می‌دهد به ما
برگرد! ای که لحظه‌ی افطار، عاقبتیک روز دست‌های تو نان می‌دهد به ما
روزی سه بار غرق غریبی و بی کسی‌ستحسی که بی تو وقت اذان می‌دهد به ما
این ماه، فرصتی‌ست که باز عاشقت شویمماه خدا دوباره زمان می‌دهد به ما
امسال میهمان جد تو هستیم، «جانْ حسین» نامی که اشک‌های روان می‌دهد به ما
بی شک حواله‌ی همه امسال کربلاستمزدی که آخر رمضان می‌دهد به ما
undefined #محمدعلی_بیابانی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۴:۲۷

#مناجات_با_خدا
برایم روز و شب از هر طرف آغوش وا کردیمرا با صد زبان هر لحظه از هر سو صدا کردی
تو را دیدم، شنیدم، باز هم بیگانگی کردممرا با هر بهانه باز با خود آشنا کردی
بر این خاک سیاه مرده تابیدی و جانم راچه روشن از حصار تیرگی‌هایم رها کردی
ملالت‌خانه‌ای بودم که با یک گوشه چشمتخرابم کردی و با یک نگاه از نو بنا کردی
فراموشم نخواهد شد که لبریز عطش بودممرا سیراب از سرچشمه‌ی «قالو بلا» کردی
چه شب‌هایی که در باغ دعا پژمرده جانم راشکوفا با نسیم دل‌نشین ربنا کردی
درون سینه‌ام هر گوشه داغی از شهیدان استدل خون مرا این‌گونه دشت کربلا کردی
جگرسوز غم سید حسن‌ها، حاج قاسم‌ها...منِ خار و خسی را داغدار لاله‌ها کردی
کدامین پادشاهی می‌نوازد نوکر این‌گونه«خطا کردم عطا کردی؛ جفا کردم وفا کردی»
undefined #حسن_زرنقی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
دوباره عطر مناجات در فضا پیچیدکنار سفره‌ی افطار، ربنا پیچید
رسید مژده که هان عید اولیای خداستحواله‌ی ازلی را برای ما پیچید
فرشته‌های خدا بال نور گستردندو در بسیط زمین و زمان صدا پیچید
صدا صدای خدا بود: بنده‌ام برگردبیا اگر چه گناهت به دست و پا پیچید
چه میزبان رئوفی که لحظه‌ی اولبرای خستگی‌ام نسخه‌ی شفا پیچید
دوباره زمزمه‌ی «جوشن» و «ابوحمزه»میان بغض گلوگیر ناله‌ها پیچید
چقدر جاذبه‌ی «افتتاح» سنگین استدل رمیده‌ی من سمت التجا پیچید::غزل به یاد خرابه‌نشین شام افتادسه ساله‌ای که نفس را به نینوا پیچید
undefined #کمیل_کاشانی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
مژده! ای چشم‌انتظاران! ماه مهمانی رسیدماه توبه، وقت اظهار پشیمانی رسید
اشک شوق، اذن دخول میهمانی رفتن استبنده‌ی آلوده‌ای با چشم بارانی رسید
از پی «لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه» آمدمآیه‌ای خواندم بشارت‌های قرآنی رسید
امتحان سخت ما ذبح هوای نفس ماستخنجری برداشت ابراهیم؛ قربانی رسید
لطف او نگذاشت حتی بنده‌اش لب تر کندهرچه در این ماه از ذهنم گذشت آنی رسید
از همان بدو تولد رزق ما دست علی‌ستاز نجف در سفره‌ی ما لقمه‌ی نانی رسید
سفره‌ی افطارمان را پهن کردیم و از آنعطر و بوی زعفران‌های خراسانی رسید
کاش می‌شد مثل حر ما را بغل گیرد حسینغرق در دلواپسی، عبد پریشانی رسید
محفل نورانی ما روضه کم دارد فقطمویه باید کرد؛ وقت مرثیه‌خوانی رسید::ناله‌ای برخاست که «مُنُّوا عَلَی بن المُصطَفی»جرعه‌ی آبی مگر بر طفل عطشانی رسید؟!
آه از آن ساعت که مردی از خجالت آب شد...
undefined #علیرضا_خاکساری
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#مناجات_با_خدا
به سویت آمدم از اشتباه برگشتمبه سمت نور دویدم به ماه برگشتم
سری به ظلمتیان اسیر خاک زدمولی به ماه، به صبح و پگاه برگشتم
برای درک تماشای نور «الا الله»به اصل اول تو، «لا اله» برگشتم
دم از تو می‌زنم و در کنار شیطانمخدای من چه قدر افتضاح برگشتم
چه لاابالیِ از خود به تو گریخته‌ای!بگیر دست مرا بی‌پناه برگشتم
برای دیدن تو محو این و آن ماندمصبور ماندی و از اشتباه برگشتم
نگاه کن چه غروبی نهفته در چشممنماند راه به جز آه، آه برگشتم!
چقدر چشم مرا زرق و برق دنیا زدمرا ببخش اگر روسیاه برگشتم
شبیه برگ اسیر هجوم طوفان‌هارسیده‌ام به تو، گرچه تباه برگشتم
چموش گشتم و دائم لگد به بخت زدمولی ببین چه قدر سربراه برگشتم
undefined #سید‌مهدی‌_حسینی‌_رکن‌_آبادی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
باز شد پنجره‌ی روشنی از فصل حضورفصل سرسبز دعا، فصل شکوفایی نور
دردمندان! به شما ماه خدا رو کرده‌ستچه خدایی، که رحیم است و کریم است و غفور
به هلال مَهِ نو در رمضان باید گفت:«قُل هُو‌الله اَحَد چشم بد از روی تو دور»
گاه در پرتو قرآن، به تلاوت بنشینای نگاه تو طربناک‌تر از باغ بلور
عافیت چون طلبد؟ آن که گریزد ز طبیببه خدا کی رسد؟ از خود نکند آن که عبور
صبر بر معصیت، از زهدِ ریایی بهترسعی کن تا که در این ماه شوی سنگ صبور
ای دلت در گرو آیه‌ی «فَاخلَع نَعلَیک»در دلت مانده اگر آرزوی وادی طور
بی‌ریا، در پی تسکینِ دلِ مسکین باشنشود مانع احساس تو، احساس غرور
ای صفای تو نوازشگر گل‌های یتیمنذر این باغچه کن، شادی و شیدایی و شور
سعی کن لذت غفران خدا را بچشیای که ابر کَرَم از روی سرت کرده عبور
دل اگر یاد خدا کرد و شب از نیمه گذشتمی‌شوی غرق عنایت، سحر از فیض حضور
به دعا دست برآرید «شب قدر» مگربگشاید گره از کار شما صبح ظهور
ای که چشم دل تو در طلب راه خداسترو به مهمانی او کن، رمضان ماه خداست
undefined #محمدجواد_غفورزاده
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
باز هم صوت خوش قرآن طنین‌انداز شدلحظه‌های عشق‌بازی با خدا آغاز شد
تشنگانِ وصل! مژده! ماه مهمانی رسیدعاشقان! ای عاشقان! درهای رحمت باز شد
ای کبوترها! دگر بال قفس را بشکنیدبال بگشایید آری موسم پرواز شد
همنشین نورها گشت و اسیر شب نشدهر که با معشوق ما وقت سحر همراز شد
روز و شب هر چند غرق معصیت بودم ولیتا که گفتم: «یا الهی بالحسین» اعجاز شد
undefined #محمود_یوسفی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
سلام موهبت بی‌کران! خوش آمده‌ایسلام مرحمت ناگهان! خوش آمده‌ای
سلام آیه‌تر از لحظه‌های جاری عمرسلام بهتر از آب روان خوش آمده‌ای
سلام بر تو و بر سی سحر ستاره و نورسلام ماه پر از کهکشان خوش آمده‌ای
تو ای خلاصهٔ باران بی‌امان حضورتو ای چکیدهٔ هفت‌آسمان خوش‌آمده‌ای
نسیم خوش‌خبری آمد از مناره، چه خوب!وزید عطر تو بین اذان، خوش آمده‌ای
بیا که باز نمک‌گیرمان کنی با عشقکنار سفرهٔ خرما و نان، خوش آمده‌ای
تو میهمان منی؟ یا منم که مهمانت…؟خوش آمدم به تو ای میزبان! خوش آمده‌ای!
جوانه‌ها همه چشم‌انتظار مهر تواندبه باغ خشک دل ای باغبان خوش آمده‌ای
برای من که پر از شرم ماه شعبانمبمان تو ای رمضانم! بمان! خوش آمده‌ای
undefined #فاطمه_عارف‌_نژاد
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#ماه_مبارک_رمضان#مناجات_با_خدا
باز کن در که گدای سحرم یا اللهعبد خجلت‌زده و در به درم یا الله
شرمگینم که دری جز در این خانه زدمسائلی خسته‌دل و خیره‌سرم یا الله
رفته بودم که دگر در پی عصیان نرومرحم کن بر من و بر چشم ترم یا الله
دست خالی مرا جز تو کسی پر نکندنخل خشکم تو ببخشا ثمرم یا الله
من سرافکنده‌ام و منتظر یک نگهمدوخته شد به سوی تو نظرم یا الله
التفاتی کن و از مهر سبک‌بالم کنکه خمیده ز گناهان کمرم یا الله
گر به دادم نرسی، رو به تباهی برومبر لب چاه گنه در خطرم یا الله
به ولای علی و آل مرا توشه ببخشورنه سخت است مسیر سفرم یا الله::به حسینی که جگر سوخته شد در صحراداغ او خیمه زده بر جگرم یا الله
به همان لحظه که چهره به روی خاک نهاددر عزا و غم او نوحه‌گرم یا الله
نغمه‌ی وای «بُنیّ» چه شرر انگیز استهم‌چو شمع از شررش شعله‌ورم یا الله..
undefined #سیدهاشم_وفایی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
باز ماه رحمت عام الهی دیده شدباز هم خوان بزرگ میهمانی چیده شد
تا به کی در خواب غفلت مانده‌ای؟! ای دل بیاچشم وا کن! ماه قدر و ماه رحمت دیده شد
رو به محراب دعا آرید ای اهل دعاکز فلک بر خاکیان عطر دعا پاشیده شد
از شکوه لطف ستارالعیوب ای بندگان! نامه‌ی خلق گنهکار از نظر پوشیده شد
تشنگان مغفرت بر کف سبو بگرفته‌اندچشمه‌ی دریایی عفو و کرم جوشیده شد
عرشیان با شوق می‌گویند از عرش برینآفرین بر هر که در ماه خدا بخشیده شد
باز هم از کاتبان عرش در کانون عشقاز فروغ گوهر مهر علی پرسیده شد
محرمان عشق گفتند: ای مریدان علی! نامه‌ی اعمالتان با مهر او پیچیده شد
ای «وفایی» گوهر اشک محبّان‌الرضابا تولای علی و فاطمه سنجیده شد
undefined #سیدهاشم_وفایی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان
خوش آمدی به من ای جان تازه! ای رمضان!خوش آمدی به من ایمان تازه! ای رمضان!
بیا که سفره‌ی دل را دوباره پهن کنمسلام آب خنک! نان تازه؛ ای رمضان!
به ظلمت دل من نور تازه آوردیبه چشم خشکم باران تازه، ای رمضان!
به شوق آمدنت هر سحر گذاشته‌ام،کنار پنجره گلدان تازه، ای رمضان!
برای دیدنت ای ماه، با من مشتاق،دلی‌ست تازه و چشمان تازه، ای رمضان!
بیا بیا نفسی تازه کن بیا بنشینبیا عزیزم، مهمان تازه؛ ای رمضان!
ببخش و باز به بدعهدی‌ام نگاه مکنببند با من پیمان تازه؛ ای رمضان!
شروع کن که هوا تازه است؛ بسم‌الله...بیا و بگشا قرآن تازه، ای رمضان!
undefined #سعید_تاج_محمدی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#مناجات_با_خدا با فراز هفتم دعای جوشن‌کبیر
سرگشته خطاییم، یَا غافِرَ الْخَطایادر بند صد بلاییم، یَا کاشِفَ الْبَلایا
تو رود و ما بیابان، ما تشنه و تو باران امید ناامیدان، یَا مُنْتَهَى الرَّجایَا
ما از تو جز خودت را، هرگز طلب نکردیم یَا مُجْزِلَ الْعَطایَا، یَا واهِبَ الْهَدایَا
این ماه یک زیارت روزی این گدا کن دلتنگ کربلاییم، یَا رازِقَ الْبَرایا
غیر از رضایتت را، ما آرزو نداریم مقصود هر تمنّا، یَا قَاضِىَ الْمَنایا
ما مبتلای داریم، غم را طلایه داریم از خود گلایه داریم، یَا سَامِعَ الشَّکَایا
ما را به خود بیاور، ما که اسیر نفسیمیَا مُطْلِقَ الْأُسارىٰ، یَا بَاعِثَ الْبَرایا
undefined #محمود_یوسفی
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#مناجات_با_خدا
یک قطره اشکِ شرم مرا «یَم» حساب کردکوثر حساب کرد، و زمزم حساب کرد
آه یکی گرفت، به پای همه نوشتما باهم آمدیم که باهم حساب کرد
با این خدا هر آن‌که طرف شد ضرر نکردیک دم صدا زدیم، دمادم حساب کرد
کارم اگر نداشت، پس اینجا چه می‌کنم؟!منت سرم گذاشت، مرا هم حساب کرد
معلوم بود آبرویم را نمی‌برداز اولش گناه مرا کم حساب کرد
اول بنا نداشت حسابم کند ولیوقتی که دید فاطمه دارم، حساب کرد
ما را اگر خدا نخرد، می‌خرد علیباید به روی شاهِ دو عالم حساب کرد
این گریه قابلیتِ غفران نداشت که...پس روی گریه‌هایِ محرم حساب کرد
فرمود «بالحسین» بگو؛ گفتم و خریدیعنی مرا دومرتبه آدم حساب کرد
چیزی نمانده بود که بیرونمان کنندممنون حیدریم که درهم حساب کرد
undefined #علی_اکبر_لطیفیان
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹

#مناجات_با_خدا
اگر عبد گنه‌کارم، تو را دارم چه غم دارماگر مرغ گرفتارم، تو را دارم چه غم دارم
اگر آلوده و پستم، وگر خالی بُوَد دستمو گر سنگین بود بارم، تو را دارم چه غم دارم
اگر آتش برافروزی، تن و جان مرا سوزیچه باک از شعلۀ نارم، تو را دارم چه غم دارم
هم از لطفت بُوَد هستم، هم از جام تو سرمستمهم از شوق تو سرشارم، تو را دارم چه غم دارم
چه در صحرا، چه در دریا، چه در پایین، چه در بالابه هر جانب که رو آرم، تو را دارم چه غم دارم
کی‌ام من عبد شرمنده، سیه‌روی و سرافکندهکه با این جرم بسیارم، تو را دارم چه غم دارم
تهی از برگ و از بارم، میان لاله‌ها خارمنباشد کس خریدارم، تو را دارم چه غم دارم
قرار من، شکیب من، طبیب من، حبیب مندوایم ده که بیمارم، تو را دارم چه غم دارم
تو ستّار العیوب استی، تو غفّار الذّنوب استیالا ستّار و غفّارم! تو را دارم چه غم دارم
سیه‌رویم، سیه‌بختم، بدین پروندۀ سختمبدین اشکی که می‌بارم، تو را دارم چه غم دارم
نه آبی در صبو دارم، نه نائی در گلو دارمنه بر رو آبرو دارم، تو را دارم چه غم دارم
منم (میثم) که پیوسته، به احسان تو دل بستهبغیر از تو که را دارم؟! تو را دارم چه غم دارم
undefined #غلامرضا_سازگار
undefined #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدundefined@hosseinieh_net

۱۵:۵۹