در دنیایی که حجم عظیمی از داده و اطلاعات با سرعت نور در دسترس همگان قرار گرفته، تصور میشود که سواد دیگر یک مسئله حلشده است. اما واقعیت چیز دیگری است. بیسوادی نوین، برخلاف نوع سنتی آن، یعنی ناتوانی در خواندن و نوشتن، به ناتوانی در درک، تحلیل، ارزیابی و استفاده مؤثر از اطلاعات اطلاق میشود.نشانههای فرد مبتلا به بیسوادی نوین را میتوان در موارد زیر جست:- توانایی خواندن متن را دارد، اما در درک لایههای پنهان، طنز، کنایه یا مغالطات منطقی ناتوان است.- میان یک خبر معتبر، یک مقاله علمی و یک شایعه وایرال شده تمایز قائل نمیشود.- ابزارهای دیجیتال را صرفاً برای سرگرمی یا ارتباطات سطحی به کار میگیرد، نه برای یادگیری یا تولید محتوای اصیل.- قدرت پرسشگری انتقادی را از دست داده و هر آنچه را در فضای مجازی میبیند، بدون راستیآزمایی میپذیرد یا به سرعت قضاوت میکند.خطر بزرگ در اینجاست که بیسوادی نوین، برخلاف نوع سنتی، همیشه با مدرک تحصیلی یا ظاهر باسواد پنهان میشود. از این رو، بسیاری از جوامع پیشرفته فناوری، با معضل شهروندانی روبهرو هستند که مدرک دانشگاهی دارند اما «تفکر انتقادی» و «سواد رسانهای» ندارند. نتیجه، جامعهای آسیبپذیر در برابر اخبار جعلی، تبلیغات فریبنده، پوپولیسم و شبهعلم است.راهکار چیست؟ صرفاً توزیع تبلت یا اینترنت رایگان کافی نیست. نیاز به بازتعریف نظام آموزشی داریم: از حفظ طوطیوار به سمت پرورش مهارتهایی چون تفکر انتقادی، سواد اطلاعاتی، تشخیص تعصب، تحلیل داده و اخلاق دیجیتال. سواد واقعی امروز، دیگر «خواندن و نوشتن» نیست؛ بلکه «پرسیدن، سنجیدن و تصمیمگیری آگاهانه» است.تا زمانی که این نوع سواد را جدی نگیریم، در اقیانوسی از اطلاعات غرق خواهیم شد، بیآنکه ذره ای آن علم شناخت داشته باشیم.
حمیدرضا پژوهشرئیس مرکز مشاوره و توسعه نوآوری ایرانhttps://ble.ir/dr_m_sharif_hoseini/-6798575881440022995/1780762780362
۲۳۸
۱۶:۱۹