عکس پروفایل پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر موسویپ
۱.۹ هزار عضو

پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر موسوی

undefined پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر سیدموسی موسوی
undefined جرّاح و نماینده مردم شهرستان‌های لامِرد و مُهر در ادوار نهم، یازدهم و دوازدهم مجلس شورای اسلامی
undefined ارتباط با ادمین: 09164638192
thumbnail
undefined روایت پانزدهم| حُفره روباه، پشه‌های لامصّب و چهار برادر یتیمی که خدا را کریم می‌دانند
undefinedحتی مارمولک هم جرأت نمی‌کند ظهرها سروکله‌اش پیدا شود؛ ازبس این آفتاب سوزان است! گرمای ۵۰ درجه جنوب، این روزها سنگ را هم کباب می‌کند، اما رزمندگان غیور ما در مرزهای آبی، چاره‌ای ندارند جز آنکه بسوزند و بسازند.undefinedچهره‌های آفتاب‌سوخته و جزغاله آنان داد می‌زند که هیچ سایبان و سنگری در کار نیست؛ فقط به هر کدامشان دسته بیلی داده‌اند تا یک گودال کوچک در دل زمین برای خود حفر کنند که معروف است به «حُفره روباه»؛ و همان می‌شود پناهگاه‌شان برای صیانت از تیغ خورشید و مهمتر از آن تیر و ترکش دشمن؛ و صدالبته که نباید یادشان برود در عصر هوش مصنوعی که حتی اضافه شدن یک تکه دستمال کاغذی به محیط، از چشم پهبادهای جاسوسی دشمن پنهان نمی‌ماند، هر برجستگی مازاد بر حفره روباه، بهای جانشان خواهد شد و این فرورفتن در خاک است که هنر بقاست!undefinedزیر این آفتاب داغ که نه سایه و امکاناتی است و نه حتی یک بادبزن، این پشه‌های از خدا بی‌خبر هم شده‌اند قوز بالاقوز! لامصّب‌‌ها درشت و وحشی‌اند، آنقدر که حتی از روی لباس هم نیش می‌زنند. عرق و خون را در هم می‌ریزند و خواب را از چشم می‌ربایند؛ و رزمندگان بیچاره‌ای که برای رستن از این عذاب، گاه مجبورند خود را به آب‌های نیلگون خلیج فارس بسپارند.undefinedبه همه این‌ سختی‌ها، این را هم اضافه کنید که در آن خط مقدم سکوت و استتار، هیچ موبایل و وسیله ارتباطی هم وجود ندارد؛ مگر شوخی است؟! هر موج کوچک الکترونیکی می‌تواند آدرس دقیق مرگ باشد! و این اضطراب را هم بیفزایید که هر آن ممکن است سرباز آمریکایی را بالای سر خود ببینی که می‌خواهد با هلی‌بُرن فرود آید!undefinedاین استرس و تشنگی و سوختگی و خستگی و بی‌خوابی و تنهایی و دلتنگی و ...، بخشی است از تصویر سربازان جنوب ایران. در این میان، از دیار لامِرد و مُهر هم که از قدیم‌الایام معروفند به پاسبانی از خلیج فارس، گروهی تازه‌نفس گردانی جدید ساخته‌اند بنام «بدر» و حالا ۸۰ روز است که در جزیره قشم و شهرستان سیریک، میان آتش و آب می‌جنگند. نه به هوای مزد یا مدال، فقط برای آنکه بگویند این خاک، غریب نیست و تنها نخواهد ماند.undefinedدر میان این جمعیت، قصه چهار برادر لامردی شنیدنی‌تر از بقیه است. هنوز سالی از مرگ پدرشان نگذشته و مادری سالخورده که در خانه دلتنگ‌ نشسته است، اما آن هنگام که در شیپور جنگ دمیدند، این خود مادر بود که بدرقه‌شان کرد و گفت: «بروید پسرانم، نگذارید وطن‌تان بی‌سرباز بماند.» و حالا هر چهار برادر هشتاد روز است که دور از مادر، دور از خانه و دور از زن و فرزند، در چهار نقطه سوزان جنوب پناه گرفته‌اند زیر خاک؛ در یک حفره روباه، با یک اسلحه، و دلی پر از غیرت و ایمان.undefinedشغل هر چهار نفر آزاد بوده و حالا هرچه پس‌انداز داشتند، به اتمام رسیده. وقتی یکی از آن‌ها گوشی موبایلش را درآورد و پیامک باقیمانده حساب بانکی‌اش را دیدم که تنها ۸۵ هزار تومان بود، سراپا شرم شدم. پرسیدم بعد از ۳ ماه خسته نشدی از این وضعیت؟! نه محکمی گفت و گفت: «خدا کریم است، ما امیدمان به شهادت است.» نه گلایه‌ای در صدایش داشت و نه اندوهی در نگاه، فقط یک لبخند و آرامشی شبیه یقین به خدایی که این روزها بیشتر از همیشه احساس می‌شود.undefinedآری؛ در همین گرمای جهنمی جنوب، زیر نیش پشه‌های بی‌رحم و در دل گودال حفره روباه، چهار برادر یتیمِ لامردی در کنار هزاران شیرمرد دیگر، غیرتمندانه از مرزهای آبی ایران و تنگه هرمز پاسبانی می‌کنند. شاید هیچ‌گاه نام این‌ها در هیچ کتابی ثبت نشود، اما تاریخ فراموششان نخواهد کرد. ما با همین مردم عادی که یک‌شبه قهرمان شدند، بزرگترین ابرقدرت جهان را به زانو درآورده‌ایم undefined
undefined با روایت‌ روزهای جنگ لامرد و مهر همراه باشید undefinedundefined بله https://ble.ir/drmoosavi_irundefined ایتا https://eitaa.com/drmoosavi_ir
undefined۵۱
undefined۱۹
undefined۶
undefined۴

۱۱.۸K

۱۷:۱۹