پایگاه اطلاعرسانی دکتر سیدموسی موسوی جرّاح و نماینده مردم شهرستانهای لامِرد و مُهر در ادوار نهم، یازدهم و دوازدهم مجلس شورای اسلامی ارتباط با ادمین: 09164638192
روایت ششم| جانباز لژیونر لامردی! از طبقه چهارم سقوط کرده! دیوار زیر پایش خالی شده و ناگهان خود را بین آسمان و زمین معلّق دیده است! اوائل جنگ رفته بود تهران برای انعکاس اخبار؛ برای اینکه با دوربینش فریاد بزند بمبهای آمریکا چه بلایی بر سر مردم مظلوم پایتخت آورده، اما حجم انفجارهای پیاپی را که دید، خیلی زود فهمید باید نقش مهمتری ایفا کند. از آنجا که شغلش آتشنشانی فرودگاه است و تمام دورههای حرفهای امداد و نجات را گذرانده، تصمیم گرفت به گروههای هلالاحمر بپیوندد تا در سنگر خانههای موشکخورده خدمت کند.علی حسنزاده را میگویم؛ خبرنگار متعهد لامردی که آن شب خاص فراخوان شد تا خود را فوراً به منزل کمال خرازی وزیر اسبق خارجه برساند که مورد هدف رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود. علی که دقیقاً همان حوالی بود، تنها ۵ دقیقه بعد، در میان انبوه آتش و دود، وارد ساختمان شد تا زخمیها را از زیر آوار بیرون بکشد، غافل از آنکه دیوارهای این ساختمان تکیهگاهی قابل اعتنا نیست و شد آنچه نباید میشد.از اضلاع مثلث جنگ، دو ضلعش را همه میشناسند: رزمندگان میدان و مردم خیابان؛ دم همهشان گرم. اما ضلع سومی هم هست که کمتر کسی به آن توجه میکند: نیروهای امدادی و پشتیبانی و جهادی. همانهایی که بعد از هر اصابت موشک، تنها چند دقیقه طول میکشد تا خودشان را به محل برسانند برای خروج زخمیها، برای آواربرداری، برای تر و تمیز کردن خیابان محل حادثه و ترمیم در و پنجرههای شکسته و خلاصه برای آنکه همه کارها را بهگونهای رتق و فتق کنند که انگار نه انگار در آن منطقه انفجاری صورت گرفته! و علی هم یکی از همین جهادیها بود که علیرغم سقوط از طبقه چهارم، اما معجزهوار زنده ماند و هرچند کمرش سخت شکست، اما در عوض قامت مردم لامرد را راست نگاه داشت تا اکنون سرشان را با افتخار بالا بگیرند و به قول اهالی فوتبال، به خود ببالند که حتی جانباز لژیونر هم دارند!امروز علی را پس از عمل جراحی در تهران، با مشقتهای فراوان به لامرد آوردند. دکتر سیدموسی موسوی نماینده مردم لامرد و مهر در مجلس که طی این چهل روز، تلاش کرده تا در کسوت یک جراح متخصص از جانبازان منطقه عیادت کند، فوراً بر بالین او هم حاضر شد تا نسخه درمانش را تجویز کند. بالای سر مجروح، پرچم بزرگ ایران عزیز به چشم میخورد و کنار آن هم عکس رهبران انقلاب -امامِ کبیر، امام شهید و امام جدید- تا هر سه از بالای سرش نظارهگر وفاداری بیچون و چرای علی به آرمانهای شهدا باشند.پس از معاینه و هنگامی که دکتر موسوی پدرانه و بامحبت درحال امید دادن به این جانباز جوان بود، علی با چشمانی خسته اما پر از غرور پاسخ داد: «همه چیز خوب است و اگر زمان به عقب برگردد، باز هم همین راه خدمت به مردم را خواهم رفت». هنگام خداحافظی و عکس یادگاری هم دست کوفته خود را بالا آورد تا دو انگشت پیروزی را به عکاس نشان دهد؛ یعنی اینکه او دوباره پلهها را صعود خواهد کرد، حتی اگر به سقوط بینجامد! نهتنها علی، بلکه تمام مردم لامرد و خطه ولایتمدار جنوب و سراسر ایرانزمین، شاید روزی در مسیر خدمت به وطن و هممیهن خود سقوط کنند، اما این مردم سلحشور هرگز زمین نخواهند خورد؛ هرگز! با روایت روزهای جنگ لامرد و مهر همراه باشیدبلهhttps://ble.ir/drmoosavi_irایتاhttps://eitaa.com/drmoosavi_ir