این یادداشت با استفاده از یک مثال تاریخی—جنگ میان امپراتوری بیزانس و ساسانی—تلاش میکند مفهوم «تابآوری» را توضیح دهد و آن را به درک قدرت و رفتار امروزی ایران پیوند بزند.
نویسنده نشان میدهد که در اوایل قرن هفتم، ایران ساسانی با پیروزیهای سریع، بخشهای مهمی از امپراتوری بیزانس را تصرف کرد و به نظر میرسید بیزانس در آستانه سقوط کامل است.
اما در مدت کوتاهی، بیزانس با بازسازی، بسیج منابع و ضدحمله، ورق را برگرداند و در نهایت این ایران بود که به دلیل گسترش بیش از حد و ضعف داخلی فروپاشید.
این مثال نشان میدهد که پیروزیهای سریع لزوماً به موفقیت پایدار منجر نمیشوند و حتی میتوانند زمینهساز سقوط شوند.
بر اساس این الگو، مقاله استدلال میکند که ایران امروز را نباید فقط با شاخصهای معمول قدرت مانند اقتصاد یا هزینه نظامی سنجید. بلکه باید به «فرهنگ راهبردی» آن توجه کرد که بر پایه تجربه تاریخی طولانی از بقا، سازگاری و بازسازی شکل گرفته است.
ایران به جای تکیه بر قدرت مستقیم، از راهبردهایی مانند جنگ نامتقارن، شبکههای نیابتی و «دفاع پیشرو» استفاده میکند تا تهدیدها را از مرزهای خود دور نگه دارد.
همچنین، فشارهای اقتصادی مانند تحریمها—که شبیه نوعی محاصره مدرن توصیف میشوند—برخلاف انتظار همیشه باعث تسلیم نمیشوند، بلکه گاهی موجب تقویت هویت داخلی، انسجام سیاسی و سازگاری اقتصادی میشوند.
در این چارچوب، «صبر استراتژیک» و توان تحمل فشار به یک مزیت مهم تبدیل میشود.
نویسنده تأکید میکند که یکی از خطاهای رایج در سیاستگذاری، اشتباه گرفتن موفقیتهای کوتاهمدت با برتری بلندمدت است.
همانطور که در گذشته، پیروزیهای ایران ساسانی به دلیل گسترش بیش از حد به ضعف انجامید، در دنیای امروز نیز مداخلات نظامی قدرتهای بزرگ (مانند عراق و افغانستان) نشان دادهاند که سرنگونی سریع حکومتها لزوماً به ثبات پایدار منجر نمیشود.
در نهایت، پیام اصلی مقاله این است که در نظام جهانی امروز، «تابآوری» ممکن است مهمتر از «قدرت» باشد. کشورهایی که توانایی تحمل، سازگاری و بازی در بلندمدت را دارند، میتوانند حتی در شرایط ضعف ظاهری، نفوذ و قدرت خود را حفظ کنند یا افزایش دهند.
بنابراین، دستکم گرفتن توان یک کشور برای دوام آوردن، میتواند یکی از بزرگترین اشتباهات راهبردی باشد.
@ebtekareiran
۲.۹K
۴:۵۴