ّ
اُد آرنه وِستاد؛ تاریخدان معتبر جهانی در مقدمه کتاب «طوفان قریبالوقوع: قدرت، درگیری و هشدارهای تاریخی» که به تازگی منتشر شده است می نویسد:
این جهان شبیه هیچچیزی نیست که هیچیک از ما در طول عمر خود تجربه کرده باشیم. اما شباهت زیادی به جهان بیش از صد سال پیش دارد؛ از اواخر قرن نوزدهم تا سال ۱۹۱۴.
آن زمان نیز جهانی داشتیم با چندین قدرت بزرگ که با یکدیگر برخورد میکردند و میکوشیدند بر پیرامون خود مسلط شوند. ملیگرایی و پوپولیسم در حال رشد بود و بسیاری احساس میکردند جهانیسازیِ آن روزگار به سودشان تمام نشده است.
حمایتگرایی و تعرفهها افزایش یافت و شمار بیشتری از مردم، شهروندان کشورهای دیگر را مقصر مشکلات خود میدانستند.
مهاجرت و تروریسم از مسائل بزرگ زمانه بودند. رهبران در همهجا از اقدام نظامی بیمناک بودند، اما همچنان خود را برای درگیری به شیوههایی آماده میکردند که تقریباً تضمین میکرد اگر خصومتها در اروپا آغاز شود، قدرتهای بزرگ درگیر خواهند شد.
امروز مخاطرات بسیار بالاست و منازعات واقعیاند. شمار زیادی از کسانی که در درونِ قدرتهای بزرگ زندگی میکنند، باور دارند کسانی که در قدرتهای بزرگِ دیگر زندگی میکنند، یا دستکم رهبرانشان، در پی آسیب رساندن به آنها هستند.
دو نفر از هر پنج آمریکایی گفتهاند احتمال دارد آمریکا ظرف پنج سال آینده با چین وارد جنگ شود.
در چین، جایی که دادههای قابل اعتماد افکار عمومی کمیاب است، دانشجویان بارها از من میپرسند به نظر من جنگ تمامعیار چین و آمریکا چه زمانی آغاز خواهد شد.
دو سوم روسها باور دارند جنگ اوکراین یک «نبرد تمدنی» مرگ و زندگی با غرب است،
و تقریباً همین نسبت از هندیها دیدگاهی نامطلوب یا بسیار نامطلوب نسبت به چین دارند.
در اروپا نیز، سه چهارم حیرتآور از آلمانیها و فرانسویها دیدگاهی نامطلوب نسبت به چین دارند.


این ارقام بسیار بالاتر از سطح سوءظن متقابلی است که پیش از جنگ جهانی اول وجود داشت. اگر یکی از پایدارترین درسهای آن جنگ این باشد که حتی مقدار نسبتاً متوسطی از کینه و رنجش عمومی چگونه میتواند به سرعت به فاجعهای جهانی کمک کند، آنگاه دیدگاههای عمومی امروز واقعاً نگرانکنندهاند.
درست مانند جهان پیش از ۱۹۱۴، انواع مختلف ملیگرایی نقشی فزاینده در سیاست امروز ایفا میکنند. از تلاش شی جینپینگ برای بازیابی شکوه چین، تا کوششهای ولادیمیر پوتین برای ساختن امپراتوری تازهٔ روسیه، تا رشد نگرشهای پوپولیستی و ضدخارجی در ایالات متحده، بریتانیا، آلمان و فرانسه، نگاه منفی به دیگران زیربنای بسیاری از منازعات جهان امروز است. بهسادگی میتوان دید که چنین احساساتی چگونه جنگ بزرگ را ممکنتر میکنند.
شباهت هراسآور دیگری میان امروز و جهان پیش از ۱۹۱۴، درهمآمیختن شکایتها و نارضایتیهایی است که قدرتهای بزرگ از یکدیگر دارند. این موضوع بهویژه دربارهٔ رابطهٔ ایالات متحده و چین صادق است، اما در جاهای دیگر نیز دیده میشود. هم در پکن و هم در واشنگتن، هر کاری که یکی از دو کشور انجام میدهد، از وضعیت راهبردی و سیاستهای دریایی گرفته تا اتحادها و دوستیها، سیاست تجاری و فناوری، بهعنوان شاهدی بر نیت تهاجمی آن کشور علیه دیگری تلقی میشود. تقریباً هیچکس در دو پایتخت نمیکوشد برخی از این مسائل را از هم تفکیک کند و از این راه تنشها را مدیریتپذیرتر سازد. چنین ادغام و درهمآمیزیِ منابع مختلفِ رنجش، از علل عمدهٔ جنگ در ۱۹۱۴ بود.


بخش عمدهٔ این کتاب به توضیح این موضوع برای خوانندگان اختصاص دارد که چرا امروز جنگ میان قدرتهای بزرگ، محتمل است و چگونه ممکن است آغاز شود.
@ebtekareiran
این جهان شبیه هیچچیزی نیست که هیچیک از ما در طول عمر خود تجربه کرده باشیم. اما شباهت زیادی به جهان بیش از صد سال پیش دارد؛ از اواخر قرن نوزدهم تا سال ۱۹۱۴.
آن زمان نیز جهانی داشتیم با چندین قدرت بزرگ که با یکدیگر برخورد میکردند و میکوشیدند بر پیرامون خود مسلط شوند. ملیگرایی و پوپولیسم در حال رشد بود و بسیاری احساس میکردند جهانیسازیِ آن روزگار به سودشان تمام نشده است.
حمایتگرایی و تعرفهها افزایش یافت و شمار بیشتری از مردم، شهروندان کشورهای دیگر را مقصر مشکلات خود میدانستند.
مهاجرت و تروریسم از مسائل بزرگ زمانه بودند. رهبران در همهجا از اقدام نظامی بیمناک بودند، اما همچنان خود را برای درگیری به شیوههایی آماده میکردند که تقریباً تضمین میکرد اگر خصومتها در اروپا آغاز شود، قدرتهای بزرگ درگیر خواهند شد.
امروز مخاطرات بسیار بالاست و منازعات واقعیاند. شمار زیادی از کسانی که در درونِ قدرتهای بزرگ زندگی میکنند، باور دارند کسانی که در قدرتهای بزرگِ دیگر زندگی میکنند، یا دستکم رهبرانشان، در پی آسیب رساندن به آنها هستند.
درست مانند جهان پیش از ۱۹۱۴، انواع مختلف ملیگرایی نقشی فزاینده در سیاست امروز ایفا میکنند. از تلاش شی جینپینگ برای بازیابی شکوه چین، تا کوششهای ولادیمیر پوتین برای ساختن امپراتوری تازهٔ روسیه، تا رشد نگرشهای پوپولیستی و ضدخارجی در ایالات متحده، بریتانیا، آلمان و فرانسه، نگاه منفی به دیگران زیربنای بسیاری از منازعات جهان امروز است. بهسادگی میتوان دید که چنین احساساتی چگونه جنگ بزرگ را ممکنتر میکنند.
شباهت هراسآور دیگری میان امروز و جهان پیش از ۱۹۱۴، درهمآمیختن شکایتها و نارضایتیهایی است که قدرتهای بزرگ از یکدیگر دارند. این موضوع بهویژه دربارهٔ رابطهٔ ایالات متحده و چین صادق است، اما در جاهای دیگر نیز دیده میشود. هم در پکن و هم در واشنگتن، هر کاری که یکی از دو کشور انجام میدهد، از وضعیت راهبردی و سیاستهای دریایی گرفته تا اتحادها و دوستیها، سیاست تجاری و فناوری، بهعنوان شاهدی بر نیت تهاجمی آن کشور علیه دیگری تلقی میشود. تقریباً هیچکس در دو پایتخت نمیکوشد برخی از این مسائل را از هم تفکیک کند و از این راه تنشها را مدیریتپذیرتر سازد. چنین ادغام و درهمآمیزیِ منابع مختلفِ رنجش، از علل عمدهٔ جنگ در ۱۹۱۴ بود.
@ebtekareiran
۸.۷K
۱۸:۵۹