۶:۳۵
#رهبر_شهید
«پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب»
آنچه در وهلۀ کنونی، برای نیل به این شعار و هدف راهبردی رهبر شهید ضروری مینماید، استمرار حضور مردم عزیزمان همانند چهل روزی است که پشت سر گذاشتند. این حضور یک رکن مهم از منزلتی است که اینک ایران مقتدر در آن استقرار یافته است.
بنابراین نباید با اعلام بناء بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل بهنظر میرسد.
مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است؛ همچنانکه عدد شگفتآور و رو به افزایش میلیونیِ پویش جانفدا برای ایران، هم از عناصر تأثیرگذار در این عرصه است.
باذن الله تبارک و تعالی در اثر این نقشآفرینیها و استمرار آن، چشماندازی که در پیش روی ملت ایران قرار دارد، ظهور دورانی با شکوه و درخشان و سرشار از عزّت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید میدهد.
رهبر شهید ما وقتی که عهدهدار رهبری شدند، نظام جمهوری اسلامی چون نهالی بود که زخمهای متعددی از دشمنان اسلام و ایران بر آن فرود آمده بود و البته همه را بخوبی تحمّل کرده بود. اما وقتیکه بعد از قریب به ۳۷ سال، کرسی زعامت امت را ترک نمودند، شجره طیبهای که ریشهاش مستحکم و شاخ و برگ آن بر بخشهای مهمی از منطقه و جهان سایهافکن شده است را از خود به جا گذاشتند.
رویکرد دستیابی به «ایران هر چه قویتر» از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه میگذرد که مکرراً مورد تأکید ایشان بود. شمّهی قابل توجهی از این وحدت در این چهل روز تحقق پیدا کرد: قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخهای فیمابین اقشار مختلف با گرایشهای متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده میشود.
بسیاری از کسانی که هنوز به اینگونه حضور دست نیافتهاند، قلباً همراه و همسخن با جمعیتهای حاضر در میادین هستند.
«farsi.khamenei.ir»
موسسه علمیه السلطان علیبنموسیالرضا علیهالسلام در فضای مجازی:سایت| بله | ایتا |
۶:۳۵
🟨🟧 🟨
لینک کلیه کلاسهای استاد بروجردی
جهت دریافت لینک کلاسها به ادرس زیر مراجعه نمایید.
https://emamraoof.com/?p=35167
لینک کلیه کلاسهای استاد بروجردی
https://emamraoof.com/?p=35167
۶:۳۷
#آیندهپژوهی۱۷
«انتقال کلید توانمندی در خانواده»
" />
در شرح زندگی کاشف الغطاء داستان شگفتانگیزی نقل شده است:
او نیمهشبی پسرش را از خواب بیدار کرد و گفت: «وقت خواب نیست. با هم به حرم امیرالمومنین برویم؛ با تو کاری دارم.» وقتی به اطراف حرم رسیدند به فرزندش گفت: «ببین! در این وقت شب، این همه گدا اینجا هستند و در حال انجام «کسب و کار» خود هستند. تو نیز کاسب دیگری هستی، اما گداییات را در خانۀ خدا میکنی! من تو را بیدار کردم و به اینجا آوردم در حالی که میتوانستم شخصاً به اینجا بیایم و نماز شب بخوانم و با امیرالمومنین نجوا کنم تو را آوردم تا «فرمول» را به تو یاد بدهم. برو و از خدا گدایی کن، در حرم امیرالمومنین و در مکانهای مقدس.»
پدری چون کاشفالغطاء میخواهد «کلید» را به دست فرزندش بدهد و به او بیاموزد که رمز موفقیت در شببیداری و درخواست از خدای سبحان است.
او این ضرورت را به خوبی درک کرده بود که اگر قرار است برکات و توفیقات در خانوادهاش جریان داشته باشد، باید این رمز را بگشاید و باید کلیدی را که خود در اختیار دارد، به پسرش نیز منتقل کند.
«از بیانات استاد زهره بروجردی»
موسسه علمیه السلطان علیبنموسیالرضا علیهالسلام در فضای مجازی:سایت| بله | ایتا |
۱۰:۰۷
۱۲:۰۷
#تلههای_ذهنی۸
«پناه از خشمِ پنهان در پسِ رخدادها»
«وَ أَسْتَجِيرُ بِكَ الْيَوْمَ مِنْ سَخَطِكَ»
«در این روز از سخط تو از خودت امان میخواهم.»
دعای چهل و هشتم صحیفۀ سجّادیه
همین جنگی که در آن قرار گرفتهایم، برای برخی بشارت است و برای برخی عذاب. آن که با این جنگ رشد میکند، بارشِ الطافِ الهی را میبیند. آن که جنگ موجبِ پسرفتِ او شده، این خود نوعی عذابِ الهی است.
آن که در این جنگ، وصول بیشتری نصیبش شده است، جنگ را رحمت میبیند. آن که در این جنگ، آوای ناشکریاش افزایش یافته و فراق از حق نصیبش شده، دچار عذابی نقد است.
ما برای عبور از اضطراب، باید توجهی تمام داشته باشیم که مبادا معذب شویم. صحنههایی که پیش میآید، نباید صحنۀ عذابِ ما باشد، بلکه پلکانِ رشدِ ما باشد. صحنۀ عقبگردِ ما نباشد، بلکه سکویِ ارتقای ما باشد.
همین وضعیتی که پیش آمده، برای بعضی نمادِ غضبِ الهی است، برای بعضی بشارتی در پی دارد.
برای آنکه من و شما از تَلَۀ اضطراب عبور کنیم، باید واقعنگر شویم. بدانیم که این دو رویِ سکه در هر گرفتاری وجود دارد. و پناهنده به خدای سبحان شویم تا سکنات، در افکار و اقوالِ ما آنچه موجبِ غضبِ الهی است مشاهده نشود.
هرچقدر مراقبهمان را شدت دهیم، اضطرابمان کمتر میشود. هرچقدر در طولِ جنگ، حواسمان جمع باشد، راهی برای اضطراب باقی نمیماند. هرچقدر رها کنیم خود را، گرفتارِ اضطراب میشویم.
«از بیانات استاد زهره بروجردی»
موسسه علمیه السلطان علیبنموسیالرضا علیهالسلام در فضای مجازی:سایت| بله | ایتا |
۱۲:۰۷
🟡بازپخش
بازپخش سخنراني استاد محترم سركار خانم بروجردي به مناسبت شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام در فضای مجازی اسکای روم به دلیل اختلال اینترنت تعدادی از کاربران گرامی
ساعت: ۱۱ تا ۱۲
شما می توانید با کدو گذر واژه خود وارد لینک فوق شوید.
باتشکرروابط عمومی موسسه
۱۳:۲۳
#بعثت_خون
«روایتهایی زنانه درباره اربعین آقاجانمان»
باید خودم را میرساندم. باید میآمدم تهران تا دلم آرام بگیرد. میخواستم کشوردوست را از نزدیک ببینم تا شاید باور کنم. چهل روز است آرام ندارم. انگار در همان لحظهی شنیدن خبر یخزدهام و مرحلهی «انکار» در سوگتان، تمامنشدنیست.
از روز شهادت، فقط یک حیرت دستم را گرفته و بغضهایی که در گلو مانده و اشک نشده. نمیخواستم محکم بمانم، اما مجبور بودم چون غم نمیگذاشت بجنگم. چون باید در خیابان میماندم و به آخرین نصیحتهای شما عمل میکردم.
میدان انقلاب غلغله بود. مردم، اطراف میدان، روی موکتهای پهنشده نماز جماعت میخواندند. من که رسیدم، دور دوم نماز بود. مردی پشت میکروفن میگفت نماز جماعت ظهر و عصر میخواهد شروع شود. تیغ آفتاب تیز بود. موکتها پر و خالی میشد و خیال من پر میکشید سمت نماز ظهر عاشورا؛ همان وقتی که خسته و عزادار، با لباسهای مشکی، گوشهی خیابان به قامت میایستادیم. حالا هم برای من ظهر عاشوراست.
میروم جلوتر. جمعیت شانه به شانه ایستاده و مسیر قفل شده. راه را گم کردهام و میان اینهمه آدم حیران سر میچرخانم. زنی که انگار درماندگیام را دیده به سمتی اشاره میکند: «اینجا بیت آقا بود...» نابلدبودنم را از کجا فهمید، نمیدانم. اما همین که فعل را «ماضی» به کار برد، آوار یتیمی یکجا روی سرم فرو ریخت. اشک از چشمهایم جوشید و توی دلم داد کشیدم که یعنی دیگر آقا نیست تا اینجا «بیتش» باشد؟!
مقابل کشوردوست، دیوارهای بتنی چیده و تصویر بزرگی از شما را رویش زده بودند. دلم میخواست خودم را به آن بتنهای سرد برسانم. آن دیوارها برای ما حکم «پنجره فولاد» را داشت. ضریحی که در خیالم باید طلایی و مشبک میبود، حالا اینجا سنگی بود و سخت و زمخت. پای همه روبهروی تقاطع قفل شده بود. سربازها نگران بودند و مدام تذکر میدادند که حرکت کنید، اما مگر میشد؟ آنجا مقتل عزیز ما بود. همان عزیزی که در این چهل روز، فرصت نکرده بودیم برایش درست عزاداری کنیم. همان که دوست داشتیم در غمش هزار بار بمیریم و زنده شویم.
هجوم جمعیت امان نمیداد؛ باید دل میکندم و میرفتم. همانجا زنی را دیدم که خودش را به دیوار بتنی رسانده بود؛ جیغ میزد و روی پایش میکوبید. اشک جلوی دیدم را تار کرد. پلک زدم تا تصویر شفاف شود اما زن غش کرده بود. چند نفری دورش را گرفتند تا به هوشش بیاورند. حقیقت این است که آن زن، خودِ ما بودیم. همهی ما که چهل روز است، یتیم شدهایم و به سختجانی ادامه میدادیم.
راستش سخت است آقاجان؛ نبودن شما و این دوری ناباورانه سخت است. اما دلمان به همان میراثی که گذاشتید خوش است. ما درس امید را از شما یاد گرفتهایم و تا پای جان میایستیم. روزی که پیروز شدیم، به تلافی تمام این روزهایی که دندان بر جگر گذاشتیم، میآییم همینجا، سر تقاطع کشوردوست و یک دل سیر برایتان اشک میریزیم.
" />
نجمه حسنیه
« @khamenei_reyhaneh»
موسسه علمیه السلطان علیبنموسیالرضا علیهالسلام در فضای مجازی:سایت| بله | ایتا |
۱۶:۰۱
۱۸:۰۲
#دعای_جوشن_کبیر۱۳۶
«خدایی که یادش زندگی میآفریند.»
«یا خیرَ الذّاکِرین»
«ای خدایی که بهترین یادکنندهای.»

این را به دو گونه میتوان معنا کرد:
بهعنوان «أفعل تفضیل» یا «أفعل تعیین». اگر به معنای تفضیل بگیریم، یعنی دیگران نیز ما را یاد میکنند، اما چه بسیار است تفاوت میان یاد دیگران و یاد خدا.
وقتی به درگاه او عرض میکنیم «یا خیر الذاکرین» یعنی: خدایا! گاهی یاد دیگران برای ما بار است، کاری از آنها ساخته نیست. اما اگر تو به من توجه کنی، کمال میبخشی، علم، قدرت، جمال و نور میدهی. توجه تو به من، رنگ زندگیام را دگرگون میکند.
اگر «أفعل تعیین» معنا کنیم، یعنی: تنها تو بهترین یادکنندهای. آن کس که توجهش در زندگی من سودمند است، تنها تویی. توجه دیگران، سود جاودان و همیشگی ندارد. این که من در محضر تو حاضر شوم، همان حضوری است که گستردهترین منافع را برایم به ارمغان میآورد.
وگرنه، حضور در خیال دیگران یا در محضر آنان، چه بهرهای میتواند داشته باشد؟ آیا آن دیگری میتواند خیری به من برساند؟
«از بیانات استاد زهره بروجردی»
موسسه علمیه السلطان علیبنموسیالرضا علیهالسلام در فضای مجازی:سایت| بله | ایتا |
۱۸:۰۲
بازارسال شده از امام رئوف (استاد زهره بروجردی)
کاربران گرامی
باتشكر
۱۸:۰۴
بازارسال شده از امام رئوف (استاد زهره بروجردی)
🟡بازپخش
بازپخش سخنراني استاد محترم سركار خانم بروجردي به مناسبت شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام در فضای مجازی اسکای روم به دلیل اختلال اینترنت تعدادی از کاربران گرامی
ساعت: ۱۱ تا ۱۲
شما می توانید با کدو گذر واژه خود وارد لینک فوق شوید.
باتشکرروابط عمومی موسسه
۱۸:۰۴
بازارسال شده از امام رئوف (استاد زهره بروجردی)
۰:۳۸
بازارسال شده از امام رئوف (استاد زهره بروجردی)
۰:۳۸
بازارسال شده از امام رئوف (استاد زهره بروجردی)
۰:۳۸
بازارسال شده از امام رئوف (استاد زهره بروجردی)
#دعای_صبحگاهی
دعای صبحگاهی روز پنج شنبه را میتوانید در لینک زیر قرائت فرمایید:
https://emamraoof.com/?p=34997
۰:۳۸
#حدیث_روز
«درس شجاعت»
وجود و بقای امتها و عزت و سربلندی آنها وابسته به میزان بهرهمندی آنها از شجاعت است.
محافظهکاری، احتیاطات بیجا، عوامفریبی، ترس از انتقاد، جلوگیری از آزادی دیگران، اختناق افکار، تندرویها، جسارتهای جنونآمیز، باختن روحیه و ناشکیبی، ستمگری و وطنفروشی، خیانت به ملت و پیشه کردن سیاست محافظهکارانه در امور و راضی شدن به بیآبرویی، همه کاشف از نداشتن صفت شجاعت است.
چنانچه ضبط نفس، خویشتنداری، صراحت لهجه، مقاومت در برابر ناملایمات و سختیهای روزگار، بیم نداشتن از انتقاد و احترام به آزادی دیگران، ناشی از ملکه شجاعت میباشد.
تمام مظاهر این شجاعت در امام حسین علیه السلام تجلی یافته بود. روح و جسم او مرکز نمایش عالی ترین مرتبه شجاعت بود تا جایی که «شجاعة الحسینیة» ضربالمثل شد.
«حوزه.نت»
موسسه علمیه السلطان علیبنموسیالرضا علیهالسلام در فضای مجازی:سایت| بله | ایتا |
۶:۰۷
۶:۳۷
#ارتباط_سازنده۶۶
«یکرنگی ظاهر و باطن»
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ أَنْ تَحْسُنَ فِی لَامِعَةِ الْعُيُونِ عَلَانِيَتِی وَ تَقْبُحَ فِیمَا أُبْطِنُ لَک سَرِیرَتِی مُحَافِظاً عَلَى رِئَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِی بِجَمِیعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَیهِ مِنِّی فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِی وَ أُفْضِيَ إِلَیک بِسُوءِ عَمَلِی تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِک وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِک»
«بار خدایا پناه مىبرم به تو از اینكه در پیش چشمها ظاهر من نیكو و باطن من در آنچه پنهان مىدارم نزد تو زشت باشد در حالیكه حفظ كنم خود را نزد مردم به ریا و خودنمایى به همه آنچه تو از من به آن آگاهى پس به مردم خوشظاهر جلوه كنم و بدكرداریام را بهسوى تو آرم كه در نتیجه به بندگانت نزدیك و از خوشنودیهایت دور شوم.»
نهج البلاغه، حکمت ۲۶۸
گاهی، کسی به نظر دیگران، خوب جلوه میکند در حالی که خودش میداند که چنان ماهیتی ندارد و از این دوگانگی میترسد. بایستی قبل از ارتباط با افراد به خدا پناه بَرد از اینکه زیباییهای معنوی و کمالیاش جلوه کند و به چشم مردم بدرخشد؛ ولی در سریرۀ او زشتی پنهان باشد.
یکی از اموری که در ارتباطات باید بسیار مورد توجه و دقت قرار گیرد این است که: «آیا من همین هستم که از من نمایان است یا اینگونه نیستم؟» آیا واقعاً در ارتباطات اجتماعی، اگر یک لایه از ما کنار برود و خدا یک لحظه باطن ما را برای دیگران آشکار کند، همین که دیده میشویم، هستیم؟!
یعنی اگر از دین، اعتقادات حقه یا از اخلاق صحبت میکنیم، واقعاً قبول داریم؟! یا برعکس، دارای ظاهری مؤدب و مرتب و چشمنواز در بین مردم هستیم؛ اما آنجا که کسی ما را نمیشناسد، حرف های بسیار نازیبا بر زبان میرانیم!
«از بیانات استاد زهره بروجردی»
موسسه علمیه السلطان علیبنموسیالرضا علیهالسلام در فضای مجازی:سایت| بله | ایتا |
۶:۳۷
بازارسال شده از امام رئوف (استاد زهره بروجردی)
🟡بازپخش
بازپخش سخنراني استاد محترم سركار خانم بروجردي به مناسبت شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام در فضای مجازی اسکای روم به دلیل اختلال اینترنت تعدادی از کاربران گرامی
ساعت: ۱۱ تا ۱۲
شما می توانید با کدو گذر واژه خود وارد لینک فوق شوید.
باتشکرروابط عمومی موسسه
۶:۳۸