عکس پروفایل اندیشکده امتدادا

اندیشکده امتداد

۳۵۴ عضو
thumbnail

۱۱:۵۵

undefined"گفتارهایی پیرامون پیشرفت وتوسعه"
#استاد_حجت_الاسلام_فلاح
_((تغذیه انقلاب اسلامی از دو #هویت))
چیزی که متوجه می‌شدم این بود که انقلاب از دو هویت تغذیه کرده است.
_هویت شیعی ایران که اگر این را نگویید درتوبره جامعه‌شناسان می‌افتید و کار جامعه‌شناسان در این‌جا به شدت خراب می‌شود. اگر شما هویت شیعی را نشان دهید، خیلی از تئوری‌هایی که جامعه‌شناسان درباره انقلاب اسلامی دارند پنچر می‌شود. معمولاً نمی‌خواهند این هویت و انتخاب بزرگ تاریخی را ببینند. فلذا می‌خواهند این کلاه را در سر فیل بزارند،می‌گویید این به فیل نمی‌خورد ولی می‌گوید نه باید آن را بپوشد، این‌قدر خودشان را به زحمت انداختند که ما را غربی کنند. اصلاً نمی‌شود مردم ایران را غربی کرد، این‌ها انتخاب خودشان را کرده‌اند و یک هویت پرورده‌ای دارند.
_دوم هویت علمی، ما هزاران پویش علمی داریم که نمی‌شود این‌ها را پنهان کرد. نمی‌شود ما را با خیزش‌های چگورا و فیدل کاسترو مقایسه کرد. آن‌ها تا پا روی دُمشان گذاشتند شروع به دادزدن کردند. در تاریخ،ما از آقا رسول اکرم و پیامبران این را گرفتیم و بعدکه اتفاق سقیفه رخ داد و نشستیم مدام گریه کردیم و همین‌طور هویت را شما دنبال کنید و بعد نیز پویش علمی و پویش علمی پشت سرهم رخ داد گفتند آقا این حدیث را باز نکنید و خاکش کنید که نکند آن را بگیرند و زمانی که خطری نبود آن را بردارید.
رسماً یک زندگی حرفه‌ای علمی داشتیم و هزار سال جلو آمدیم. فلسفه داریم، عرفان داریم، حکمت عملی داریم و فقه داریم آن‌هم مفصلش و تازه انقلاب نیز داریم. و این عقلانیت آمده است پشت این قضیه که شهید مطهری از «گوستاو لوبون» نقل می‌کند که می‌گوید این‌ها که می‌گویند عرفان اسلامی از کجا آمده است حرفشان خیلی خنده دار است، شبیه این است که کسی کنار دریا است وپای او درآب هم هست یک لیوان آب نیز با اوست و بعد به او بگویید که آب این لیوان از کجا آمده است؟ بعد گفته شود که احتمالاً باران باریده یا یک کسی به او داده است. این خیلی حرف غیر منطقی‌ای است. شما قرآن را بخوانید متوجه می‌شوید که عرفان اسلامی از کجا آمده است، یکی از گزینه‌ها این است که این لیوان را زده است در این دریا و لیوان را پر کرده است. می‌گوید این چه مسخره‌بازی‌ای است که در آورده‌اید. عرفان اسلامی از کجا آمده است، خب درون این دریا زده و درآورده است.
این از زندگی رسول اکرم وزندگی اصحاب نزدیک ایشان است و آن هم که قرآنشان است. این هم که دعاهایشان است. پس عرفان از کجاها آمده است؟چطور نمی‌بینیداز این‌جا آمده است.
بنابراین این دو #هویت (شیعی ایران وعلمی) را نباید در پرداختن به عرصه پیشرفت نادیده گرفت و مدام باید به آن رسیدگی کرد.
undefined @emtedad_iriاندیشکده امتداد__::::: امتدادی از نظریه پیشرفت انقلاب اسلامی

۱۱:۵۵

فهرست و نتیجه‌گیری کتاب فقه پیشرفت .pdf

۱.۹۲ مگابایت

✓معرفی کتاب
undefinedنظریه «فقه پیشرفت»
undefinedمتن فوق، فهرست و نتیجه گیری کتاب «ماهیت و الزامات فقه پیشرفت» است که توسط جناب حجت‌الاسلام دکتر عابدی نژاد نوشته شده است.
undefined @emtedad_iri__اندیشکده امتداد____::::: امتدادی از نظریه پیشرفت انقلاب اسلامی

۱۰:۲۶

thumbnail

۱۸:۳۳

✓#استاد_حجت_الاسلام_علی_محمدی
undefined "گفتارهایی پیرامون پیشرفت وتوسعه"
_((شاکله کلی #مرزبندی بادیگر نظریات پیشرفت و توسعه ۱))
الان چالش اصلی ای که داریم، چالش مسئلۀ تولید و سرمایه‌داری است. عمدۀ مدل‌هایی که در تولید می‌آید مبتنی بر تمرکز سرمایه است. شما نمی‌توانید با این مدل جلو بروید این پیشرفت شما رامخدوش می‌کند. الان عمدۀ ایده‌هایی که در معادن و در مثلاً گنج‌ها و خیلی چیزهای دیگر داریم عمدتاً مبتنی بر احتکار است. حِما را پذیرفتیم، قرق کردن را پذیرفتیم.
یک کسی هست فرض کنیدمعدنی را تصاحب کرده دَه سال است که بهره‌برداری نمی‌کند، نه کار می‌کند و نه میتوانید آن را از چنگش بیرون بیاورید. این ایده‌ای که به شما می‌دهد اصلاً نمی‌تواند منتهی بشود به حرکت پیشرفت، پیشرفت وقتی می‌خواهید باید یک حرفی در وزان مثلاً حق پَتِنت شهیدمطهری بزنید، که با تحلیلی که در جامعه‌شناختی داشت حرف کلی او این بود که در جامعۀ اسلامی با تحلیلی که ما از فناوری داریم، فناوری ملک شخصی کسی درنمی‌آید، اختراعات مال مخترع نیست؛ چرا، چون اختراع و این نبوغ‌ورزی بیش از آن‌که مستند به خلاقیت شخصی باشد مستند به #تکامل_اجتماعی است. تقریباً اگر بخواهم چهارپنج تا پیشران اصل تمدن غرب را بگویم یکی از آن ها حق پتنت است که به تو اجازه می‌دهد یک اختراعی کنی و آن را ثبت کنی و حق بهره برداری سی تا پنجاه سال را برای خودت محفوظ بداری، این به تو امکان می‌دهد از یک فناوری و یک اختراع سودآوری داشته باشی تا چند سال، تا سی سال، تا پنجاه سال انحصار دارد، به همین خاطر می‌ارزد که خیلی خرج اختراع کنی که بروی به سمت های‌تک(high tak)، بروی به سمت فناوری‌های بسیاربسیار ویژه که در مقام توسعه و تحقیق، می‌ارزد. بنابراین همین یک‌دانه حقی را که ما امضاء می‌کنیم یا امضاء نمی‌کنیم شکل جامعۀ شما را دگرگون می‌کند.پیشرفت باید این را توصیح بدهد که این را امضاء می‌کند یا امضاء نمی‌کند.
_گفتارهای منتشر شده مختص مدعوین است و نظر قطعی اندیشکده امتداد نخواهد بود.
undefined @emtedad_iriاندیشکده امتداد__::::: امتدادی از نظریه پیشرفت انقلاب اسلامی

۱۸:۳۳

thumbnail

۱۸:۵۴

✓#استاد_حجت_الاسلام_احمد_رهدار
undefined "گفتارهایی پیرامون پیشرفت وتوسعه"
((جــانــمایـــی #ولــــی درافـــق #حــرکـــت ۱))
شخصاََیک تبیین نظری از نسبت امام و امت داشتم که با الگوی مردم‌سالاری دینی حضرت آقا احساس کردم شفاف‌تر می‌توانم توضیح بدهم؛ مثال نسبت امام و مردم را این‌جوری توضیح داده بودم؛ گفته بودم شما تصور می‌کنید مثلاً یک#آهن_ربایی دارید و این آهن ربا یک خصلت ذاتی دارد به‌نام جذب که طبعا یک میدان مغناطیسی درست میکند، مثلا اگر آهن ربا اندازه یک خودکار باشد اگر من یک براده آهن را تا یک وجبی هر یک از اضلاع این آهن ربا قرار بدهم احتمالاً جذب آهن ربا میشود، اما اگربراده را دو وجبی آن نگه دارم جذب نمی شود، ولی اگه به آهن ربا یک تکه آهن نیم متری وصل کنم، چون رسانا است، خصلت جذب از آهن ربا به آهن هم انتقال پیدا میکند و آن وقت اگه من در منتهی‌الیه این آهن نیم متری دوباره یک براده آهن قرار بدهم که نسبت آن با این آهن‌ربای اصلی سه‌چهار وجب باشد، باز هم جذب می‌شود. اینجا اتفاقی که افتاده این است که در وصل شدن آهن با آهن‌ربا انگار ویژگی ذاتی آهن‌ربا دارد توسعه پیدا می‌کند در بستر وجود آهن.
گمان من این است که #امام مثل این آهن ربا است و #مردمی که تولی می‌ورزند به ولایت امام از جنس آن آهنی هستن که به این آهن ربا وصل می‌شوند.
وقتی مردم به ولی وصل می‌شوند دو اتفاق می‌افتد:
یک؛ مردم از جنس ولی می‌شوند و خصلت جذب پیدا میکنند و مبانی روایی ما پر از این مضامین است. شاید آشناترین آن برای ذهن دوستان آن روایت "شیعتنا خلق من طینتا" و مضامینی از این دست باشد.

ثانیاً اتفاق دومی که می‌افتد این است که با تولی مردم به ولی، خود ولی بسط وجودی پیدا میکند؛ یعنی در ارتباطی که حضرت آقا دارد با نخبگان می‌گیرد خود آقا عقلانیتش، حلمش، درکش و همه‌ شئونش دارد توسعه پیدا میکند.

این را در یک مقیاس کوچک‌تری برای خودم اینطور فهم ‌می‌کنم؛ من در موسسه امام‌خمینی(ره) کنار مرحوم آقای مصباح این را حس کرده بودم.
مرحوم آقای مصباح مثلاً یک ایده‌ای طرح می‌کرد، شاگردهایش ایده را می‌گرفتن هر یک در تخصص خودشان آن ایده را بسط می دادند؛ در جلساتی که کانون طلوع داشت یکی از این بزرگواران می‌آمد و نظریه خودش را می‌گفت و نظریه‌اش البته در مبنا متأثر از آقای مصباح بود، آقای مصباح هم حضور داشت و دستاوردها و یافته‌های تحقیق آن استاد ظاهرأ برای خود آقای مصباح ارزش افزوده دانشی داشت و یاد می‌گرفت و استفاده می کرد. دوباره اقای مصباح یک ماه بعد، شش ماه بعد یک چیز دیگری می آورد که برآمده از همین دانش ترکیبی که در رتبه قبل تحصیل کرده بود.

و ما می‌توانیم نسبت امام و امت را این‌جوری فهم کنیم وبرای این که یک ولی با این فرمول بتواند جامعه را رشد بدهد و خودش هم رشد کند.

گفتارهای منتشر شده مختص #مدعوین است و نظر قطعی اندیشکده امتداد نخواهد بود.

undefined @emtedad_iri
_
اندیشکده امتداد____::::: امتدادی از نظریه پیشرفت انقلاب اسلامی

۱۸:۵۴

thumbnail

۷:۱۰

✓#استاد_دکتر_محمدرضا_قائمی_نیک
undefined "گفتارهایی پیرامون پیشرفت وتوسعه"
(( #فاعلــیت_مــردم در سنــت فـقهی شیعه))
undefined: زمان مطالعه ۲دقیقه
ما در آغازغیبت¬کبری یک رساله خیلی مهم از سید مرتضی علم¬والهدی (رسالة فی العمل مع السلطان) داریم و آنجا ابتدای غیبت کبری هم هست و فقهای شیعه تکلیف خودشان را با سلطنت معلوم می¬کنند و می¬گویند سلطنت، حکومت فقاهتی ما نیست اما به جهت شرایط، تحت شروطی ما می¬توانیم با سلطان جائر همکاری کنیم مثلا اینکه خود فقیه منحرف و فاسد نشود و بتواند احکام الهی را احیا کند و همکاریش منجر به ضرر اسلام نشود و ... . لذا جریان گذشته ما در عین حالی که فقها در دوره¬ی آل¬بویه و دوره صفویه حتی در حکومت اهل سنت یا شیعه با سلاطین همکاری می¬کنند، با همین شروط است و به خاطر همین شروط است که وقتی در دوره قاجار این همکاری در حال تهدید شدن است و به همکاری با اجنبی کشیده می¬شود میرزا شیرازی آن را قطع می¬کند و می¬گوید تا حالا ما بودیم و در جنگ¬های ایران و روس فتوا دادیم و مردم آمدند وجنگیدند اما اینجا وارد بازی جهان کفر و اسلام می¬شوید پس ما مقابلت می¬ایستیم لذا نظام گذشته ما سلطنتی نیست، نظامی است که تحت شروطی با سلطنت کار می-کند. این یک مرز حساسی است که نظام سلطنتی گذشته ما نباید به پای فقها گذاشته شود چون رساله ای نوشته شد و با سلطنت همکاری شد و بقیه هم دلیل همکاری را تایید کردند.
حضرت امام(ره) کاملا میگویند که سلطنت مشروع نیست و گویا در سطح جهان اسلام اتفاقی در حال وقوع است که امام قدرت تغییر رویه فقها در تعامل با سلطنت موجود را پیدا میکند، در این فضا ابداع توجه امام به مردم خیلی اهمیت پیدا می¬کند چون ماجرای مشروطه اینگونه بود که مردم پیش علما می آیند و به سبک هزار ساله خودشان از دست شاهان شکایت کنند مثلا میگویند این شاه مسلمان است اما فاسد است و چه کار بکنیم؟ تاسیس عدالت خانه و تحصن علما. یک سری از نیروهای اجتماعی که عمدتا از ماجرای دارالفنون ظهور کردند، می-گویند بجای این که با علما تحصن کنید، در سفارت انگلستان تحصن کنید و لفظ مشروطه از سفارت انگلستان وارد شد چون نظام سلطنتی انگلستان نظام مشروطه است، و علمای سامرا و نجف میگویند، مشروطه خوب است و فتوا می¬دهند که مخالفت با مشروطه در حکم محاربه با امام زمان است، شبیه فتوای میرزای شیرازی و از طرفی شیخ فضل الله نوری که در تهران است می¬گوید این مشروطه، غربی است و بساط اسلام را جمع میکند و بعد ماجرای مخالفت پیش می آید و این اتفاق می افتد.
لذا این که حضرت امام(ره)، جریان مردم را وارد جریان دین و فقه سیاسی می کند یک ظرافت این چنینی دارد که در سنت قدما اصلا چنین امکانی نبوده است چون با نظام سلطنتی ای که با آن به این شروط تعامل میکردند، اصلا این معنا برایش وجود نداشته است و این یک ماجرای پیچیده ای در فقه سیاسی است.
گفتارهای منتشر شده مختص #مدعوین است و نظر قطعی اندیشکده امتداد نخواهد بود.
undefined @emtedad_iri
_
اندیشکده امتداد____::::: امتدادی از نظریه پیشرفت انقلاب اسلامی

۷:۱۰

thumbnail
undefinedاندیشکدهای امتداد و تبار با همکاری خانه اندیشه ورزان برگزار میکنند:
undefinedاولین کارگاه ازمجموعه کارگاه های فناوری زبان مردم با موضوع: «زنان و زبان پیشرفت» (مهارت افزایی گفتمانی پیرامون نحوه ایجاد حرکت و اراده مردمی در راستای تحقق حل مسائل اولویت داربادر نظر گرفتن توانمندی جریان ساز زنان)
undefinedامت جایگاه مهم در پیاده سازی الگوی پیشرفتصرف اینکه دولت حاکم بر جامعه، الگویی را بپذیرد و آن را دنبال کند، نمی‌تواند آن الگو را درجامعه محقق سازد بلکه رشد اقتصادی و مبارزه با عقب ماندگی تنها زمانی می‌تواند نقش خود را ایفا کند که امت در وهله اول به جای آن که با ایده و راهکار نخبگان مواجه شود با فهم هماهنگ و ساده از مسئله روبرو شود.به عبارت دیگر حاکمیت از جایگاه راه حل و به کارگیری و به کار گماری مردم وارد شده نه از موضع ترجمه مسائل به زبان مردم و ایجاد بستر متناسب برای کنش گری و حل مسائل توسط آحاد مردم.
با حضور: زهرا میرزائی، مدیراندیشکده تبارموضوع: توسعه یا پیشرفت زنان
رضا عظیمی، پژوهشگر مطالعات پیشرفت وهیئت موسس اندیشکده امتدادموضوع: فناوری زبان مردم
سیده فرشته حسینی، شاعروپژوهشگر ادبیموضوع: زن وزبان شعر(همراه با بررسی برخی اثار زنان شاعرمعاصر)
زمان و مکان: پنج شنبه ۲۷اردیبهشت ساعت ۹:۳٠تا ۱۳تهران_چهارراه ولیعصر_نرسیده به برادران مظفرشمالی_خانه اندیشه ورزان پلاک ۹۰۷
جهت ثبت نام در کارگاه عدد ۱را به شماره زیر ارسال نمایید. ۰۹۱۹۹۱۸۱۹۰۵
undefinedامکان ادامه همکاری با شرکت کنندگان فراهم است.
https://ble.ir/emtedad_iri

۱۸:۲۹

thumbnail
اطلاعیه برگزاری دوره تخصصی undefined *دوره آموزشی "ادبیات جهاد تبیین" آغاز می‌گردد

undefined
برگزارکننده:
اندیشکده علوم و فناوری‌های نرم انقلاب اسلامی
با مشارکت
اندیشکده امتداد

undefined
مدرس دوره:
جناب آقای
سجاد رستمعلی
(مسئول اندیشکده علوم و فناوری‌های نرم انقلاب اسلامی)

undefined
زمان برگزاری:
undefined روزهای پنج‌شنبه
undefined از ساعت ۸ صبح تا ۱۸ عصر
undefined تاریخ آغاز:
۲۱ فروردین ۱۴۰۴

undefined
مکان برگزاری:
خــانه انــدیشـه‌ورزان

undefined این دوره فرصتی ارزشمند برای آشنایی با مفاهیم و مبانی جهاد تبیین است.
undefined در این دوره به بیش از
هشتاد سؤال اصلی مسائل تبیینی حکومت* پاسخ داده می‌شود.

لینک های ارتباطی؛ @emtedad_irihttps://eitaa.com/jahaadetabinhttp://jahaadetabin.com

۸:۴۷

مدرنیته تحمیلی و معمای هویت مقاومت درمنطقهقسمت اول---«رضاعظیمی»
خطرناکترین بیماری که فرهنگ غربی برای امت اسلامی ترویج داده است، همان «کتمان خویش و تشبّه به دیگری» است. به قول دکتر شریعتی، چنان از این خودزدایی مستِ غرور میشوند که گویی تمامی افتخارات تاریخ و فرهنگ غرب را به تملک خود درآورده اند. نکته حائز اهمیت این است که ایران در فرایند تاریخی مدرن سازی، تفاوت چشمگیری با خودزدایی ملت عرب دارد. ایران که طی چند دهه، مدرنیته را به بخشی از هویت خود تبدیل کرده، نه در تقابل و نه در تعامل، بلکه با تکامل بخشی به این مهمان ناخوانده، آن را در راستای تقویت هویت ایرانی هضم کرده است.
پرسش کلیدی اینجاست: چگونه با نگاهی به تاریخ ـ از دوران ناصری تا پهلوی اول و دوم ـ که اوج اجرای نسخه های تحمیلی، پُرسرعت و پُرقدرت غربی برای زدودن هویت ایرانی در مسیر مدرنسازی بود، جامعه ایران همچنان خواستار بازپسگیری هویت ایرانی-اسلامی خود است؟ پیش از پاسخ به این پرسش، باید روشن شود که «ایرانیت» به چه معناست؟ بی تردید، پاسخ به این مفهوم نه در چارچوب جغرافیا، نه نژاد (آریایی) و نه حتی زبان محدود نمی شود. بلکه ایرانیت، به تعبیر شهید مطهری، «پیوست فرهنگی» است؛ سابقه ای تاریخی که همچون بوم نقاشی عظیمی است که هر دوره، ردپایی بر آن افزوده است.
برای درک بهتر، فرض کنید فرشی هزارساله ـ به مثابه میراثی ارزشمند ـ در خانه شماست. هنگامی که به آن می نگرید، هر تاروپودش حاصل قرنها هنرنمایی قالیبافانی است که هر یک نقشی در آفرینش آن داشته اند و اکنون این گنجینه به دستان شما سپرده شده است. پس هرگاه از ایرانیت سخن میگوییم، از روحی مشترک، وجدانی تاریخی و احساسی واحد سخن میگوییم که هرزمان این میراث جمعی در معرض تهدید قرار گیرد، همان آگاهیِ یکپارچه، در برابر آن یا رویارویی میکند، یا همراهی، یا آن را به تکاملی نوین میرساند.
---undefined @emtedad_iriاندیشکده امتداد__::::: امتدادی از نظریه پیشرفت انقلاب اسلامی

۲۱:۲۴

«گذار همیشه ناتمام..»
undefined_«آیا ناتوانی دشمنان ایران در ارائه برنامه‌ای منسجم برای یک گذار مسالمت‌آمیز، ناشی از محاسبه‌ای عامدانه است — که در آن، تغییر واقعی را در گرو بی‌ثباتی و مداخله خارجی می‌بینند و به اراده مستقل مردم باور ندارند؟ — یا این که این وضعیت، صرفاً برآیند آشفتگی ساختاری، اختلافات عمیق و ناتوانی در بسیج مردمی است؟»
_سه رویکرد در تحلیل این مسئله وجود دارد:
_"در «رویکرد اول» می‌توان اینگونه استدلال نمود که مخالفان جمهوری اسلامی به‌صورت آگاهانه و عامدانه از تعریف یک برنامه مشخص برای گذار مسالمت‌آمیز خودداری می‌کنند، چرا که اگر قصد تغییر از طریق مسیرهای مسالمت‌آمیز و بسیج مدنی وجود داشت، می‌بایست آلترناتیوهای روشن‌تر و جذاب‌تری ارائه گردد. پشتوانه این خودداری، یک باور راهبردی عمیق‌تر تلقی می‌شود مبنی بر اینکه نباید به جامعه ایران امکان تصمیم‌گیری مستقل و تعیین سرنوشت بر اساس اراده جمعی داده شود. از این منظر، شعارهایی مانند «ایران آزاد» در نهایت پوششی برای بازتولید اشکال جدید وابستگی است و استراتژی محوری، ایجاد عمدی چالش‌های امنیتی برای زمینه‌سازی مداخله خارجی درک می‌شود.
_در «رویکرد دوم» آنچه ممکن است به عنوان «عامدیت» تفسیر شود، می‌تواند برآیند چندین عامل ساختاری نیز باشد: پراکندگی و اختلافات عمیق ایدئولوژیک و راهبردی در درون طیف دشمنان نظام، که هرگونه توافق بر سر یک آلترناتیو مشترک را ناممکن ساخته است. همچنین، ذات چندپهلو و تفسیرپذیر شعارهای کلی، باعث می‌شود گروه‌های داخلی و خارجی با انگیزه‌های گاه متضاد، آنها را به خدمت بگیرند و تعمیم یک تفسیر خاص به تمامی حاملان این خواست، ممکن است انگیزه‌های متنوع درونی را نادیده بگیرد. مهم‌تر آنکه، راهکار فرضی «دعوت از مداخله خارجی از طریق بحران‌سازی» حتی اگر از جانب برخی جریان‌ها دنبال شود، یک محاسبه پرخطر و غیرقابل دفاع تلقی می‌شود که با توجه به تجربیات منطقه‌ای، محتمل‌ترین نتیجه آن فروپاشی حاکمیت ملی و ورود به دور باطل خشونت و هرج و مرج است، نه استقرار یک نظم مطلوب. بنابراین، سناریوی محتمل‌تر، تقابل و رقابت نیروهای پراکنده در یک میدان پیچیده است که نتیجه نهایی آن بیش از هر چیز تابعی از کنش‌ها، واکنش‌ها و انتخاب‌های لحظه‌ای بازیگران متعدد، به ویژه اکثریت خاموش جامعه خواهد بود، و نه صرفاً اجرای یک نقشه هماهنگ از پیش طراحی شده.
_اما «رویکرد سوم» به فقدان پایگاه فراگیر مردمی اشاره دارد از این جهت که سالهاست دشمن تمام تلاش خود را انجام داده که در بستر اختلافات داخلی یک هم صدایی گسترده در گذار از جمهوری اسلامی شکل بدهد درحالی که ایرانیان در طول تاریخ هیچ گاه محل تولید پایگاه اجتماعی برای بیگانگان نبوده اند،هیچ کتاب تاریخی هم درجهان نام ایران را به عنوان مستعمره ثبت نکرده است اینکه ما ایرانی ها در اثر روحیه مقاومت از وابستگی حس خوبی نداشته ایم علت شکل گیری یک پایگاه اجتماعی فراگیر با ثبات برای دشمنان بوده و همیشه آنها را ناکام گذاشته است.
_جستارتحلیلی از«رضاعظیمی»#تحلیل_دراعتراضات
@emtedad_iri

۱۰:۳۵

«رنج مادران مهم‌تر از خون جوانان؛ پروژه رسانه‌ای معاندین با بهره برداری از هویت زن ایرانی»
در بستر اغتشاشات اخیر، هویت زن دستخوش تغییراتی شد، حتی بیشتر از تصاویر کشته‌شدگان، کلیپ‌ها و صداهای مویه‌کنان زنان بود که منتشر می‌شد. در این وقایع، زن از جایگاه «سوگوار آیینی» که در فرهنگ عزا برای او تعریف شده بود - موجودی صبور، حافظ حرمت، نماد مظلومیتِ دارای حدود اخلاقی - به موجودیتی دیگرگونه تبدیل شد. دشمن در این میدان، با بهره‌برداری از بستر اعتراضات، برساخت رسانه‌ای از هویت زنان را در سه لایه بازتولید کرد:
نخستین لایه، نوعی تابوشکنی در تقابل با فرهنگ سنتی سوگ بود. اندوه زن در قالبی آیینی و دارای حدود اخلاقی تعریف می‌شد؛ گریه، سینه‌زنی و سیاه‌پوشی او در فرهنگ سنتی ارزشی «مقدس» داشت، اما در اغتشاشات، این الگو شکسته شد و زن نه در قامت مادرِ داغدارِ صبور، بلکه بخشی از پروژه‌ای بود که می‌خواست «حرمت» را از هویت زن بزداید و «جسارت» را جایگزین آن کند.
دومین تغییر، تبدیل شدن زن از «نماد مظلومیت» به «ابزار مشروعیت‌زدایی» بود. در بازنمایی رسانه‌های معاند، منطقی ساده حاکم شد: هر جا زن حضور دارد، آنجا «حق با مردم است». تصویر زنِ معترض به سندی برای مشروعیت‌زدایی از نظام بدل گشت و حضور زن کارکردی سیاسی یافت؛ یعنی زن به مثابه مخالف سیاست و ناراضی از وضع موجود تلقی می‌شد.
در بسیاری از روایت‌های رسمی از تاریخ و حماسه، زنان در حاشیه‌اند، اما در بستر عزا، آنها به مرکز صحنه می‌آیند. از زنان گریان در آیین‌های سوگواری محرم تا مادران در ادبیات پایداری مثل مادران شهدا یا مادران داغدیده فلسطین، سوگ تبدیل به فضایی برای عاملیت می‌شود. زن در این فضا دیگر سوژه‌ی منفعلِ رنج نیست، بلکه راوی رنج، سازمان‌دهنده ی آیین و حافظه جمعی است، درلایه سوم از این کارکرد روایت‌گونه، همزمان با تابوشکنی، این رنج توسط زنان و مادران به شیوه‌های مختلف به تصویر کشیده شد، همچون گل‌افشانی محل کشته‌شدگان.
بنابراین در لایه سوم آنچه برای دشمنان مهم بود، به تصویر کشیده شدن زجر مادران ایرانی بود، نه صرفاً ریخته شدن خون این جوانان. در واقع معاندین تلاش کردند تنها یک تصویر از وضعیت سوگ زنان منتشر کنند، وضعیتی که گویا تمام مادران یا زنانی که فرزند یا همسرشان کشته شده بود، مقصر اصلی آن را جمهوری اسلامی می‌دانند.
اما در کنار این برساخت رسانه‌ای، واقعیتی تلخ‌تر در درون جامعه رخ نمود: «سوگِ بی‌معنا». اینجا بود که مقایسه میان دو نسل از مادران، شکافی عمیق را در وضع الهیاتی جامعه نمایان کرد. خیلی از کشته‌شدگان اخیر را شهید خطاب کردند، اما وضع سوگ مادران این شهدا با مادران شهدای جنگ اصلاً یک معنا ندارد. مادران دهه شصت در یک گفتمان پیروزی و معنای متعالی سوگ خود را تجربه می‌کردند؛ فرزندشان در راه خدا، وطن و آرمانی مقدس رفته بود. حتی اگر مفقودالاثر هم می‌شد، صبر مادرانه در چارچوب اجر الهی معنا می‌یافت و غم آنها با شادی غلبه بر دشمن در هم آمیخته بود. اما مادران امروز در خلأیی معنایی گرفتار شدند. آنها نه حس می‌کنند فرزندشان در راه خدا کشته شده، نه روایت رسمیِ غلبه و شادی را در کنار خود می‌بینند. گله از خدا، جنون در فراق، و احساس سرگردانی در صحنه‌ای که از معنا خالی شده، نشانه تنزل وضع الهیاتی در جامعه است. این مادران، برخلاف مادران جنگ، با فقدانی روبه‌رو هستند که راویِ حماسی برای تسلای آن وجود ندارد.
«رضــا عـظـــیمی» @emtedad_iri

۱۲:۰۷

بازارسال شده از رضاعظیمی
thumbnail

۷:۱۱

بازارسال شده از رضاعظیمی
thumbnail
باتوجه به اینکه معاندین دارند ۳۶ سال حکمرانی رهبرشهیدمون رو تحریف میکنند هرجا دستتون میرسه از اینجور کلیپ ها وایرال کنید.

۱۷:۰۱

thumbnail
undefined امام خمینی(ره):اگر ما یک روز اتکای خودمان را از «خـــدا» برداشتیم و روی «نفت» گذاشتیم یا روی «سلاح» گذاشتیم ، بدانید که آن روز روزی است که ما رو به «شکست» خواهیم رفت.
شما امروز بحمد الله موجب سرافرازی ملت ایران شدید و ملت ایران هم موجب سرافرازی اسلام ؛ و اخلاص پیدا کنید در کارهای خودتان ؛ اتکای خودتان را به خدای تبارک و تعالی قوی کنید که «نصر و نصرت بدون اتکا به او حاصل نمی‌شود».@emtedad_iri

۲۰:۴۸

undefinedجنگ؛ دوازده فروردین و تولد دوباره «سوره بلد»undefinedحجت الاسلام مصطفی جلالی استاد سطوح عالی حوزه علمیه
undefinedخیلی عجیب است که بزرگوارانی که بعضا در فهم دین صاحب‌نظر هستند، درباره نسبت «ولایت» و «وطن» دچار تردیدند . سالها پیش در مباحثات پیرامون «الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت» عزیز فاضلی تاکید داشت که باید وصف «ایرانی» از این تعبیر برداشته شود و ما چیزی جز «الگوی اسلامی پیشرفت» نداریم؛ این الگو در عراق و عربستان و یمن و ... یک الگوست و «سرزمین» در حقیقت این الگو تفاوتی ایجاد نمی‌کند.در توضیح نسبت میان «سرزمین ایران» و «ولایت»، نکات فراوان تاریخی، هویتی و ... هست که در بیانات امام راحل و امام شهید، مفصلا توضیح داده شده، لکن این یادداشت در صدد است از زاویه ای دیگر به این مسئله بنگرد؛ از زاویه سوره بلد...
undefinedدر نسبت «سرزمین» و «ولایت»، مفهوم «بلد» در قرآن کریم، یکی از مهمترین کلیدهای فهم دینی ماست. قرآن کریم، بوسیله مفهوم «بلد»، به روشنی نسبت میان «سرزمین» و «ولایت» را بیان کرده و در آیات مختلفی بر اهمیت «سرزمین» به عنوان «کالبد ولایت» تاکید شده است.در روشن ترین این آیات که در سوره «بلد» بیان شده است، «حلول نبی اکرم» که همان «تجلی ولایت» در «سرزمین حرم الهی» است، باعث شده این سرزمین به درجه ای از شرافت نائل شود که در دایره قسم های عظیم الهی قرار گیرد: لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ؛ قسم به این سرزمین وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ؛ چراکه تو در آن حلول کرده ای؛شرافت قبلی آن نیز از همین «ولایت» است: وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ قسم به ابراهیم و اسماعیل...
اگر در ادامه آیات، ذکر ابراهیم و اسماعیل را بیان نمی‌فرمود، شاید این گزاره که: «شرافت سرزمین به امتداد ولایت در آن سرزمین است» سخت تر قابل فهم می‌بود لکن این تعبیر دوباره تاکید میکند که شرافت «حرم» به حلول «حقیقت ولایت» است که از «آدم» علیه السلام شروع شده و تا ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام امتداد یافته و به محمد و آل او صلوات الله علیهم اجمعین رسیده است.
undefinedنکته بسیار جالب توجه این است که پس از «هجرت» همین شرافت به سرزمین «یثرب» منتقل میشود و هویت این سرزمین نیز تغییری ژرف میکند؛ چه اینکه سنگ و خاک و چوب یک «سرزمین» با حضور و امتداد ولایت، به «حرم» مبدل می‌گردد؛ آری! این اکسیر «ولایت» است که از سنگ و چوب و فلز، حرم میسازد.
البته توجه داریم که «ولایت» یعنی: «پیوند عمیق مردم» با یکدیگر و «قیام آنها به قسط» در امتداد «آرمان الهی» که به تعبیر دقیق‌تر همان «تشکیل حکومت الهی» است؛ نه صرفا یک امر ذهنی و اعتقادی. ولایت در معنای حقیقی آن، پیوند، قیام و حرکت است؛ نه سکون، رکود و امید واهی!
حال دوباره باید پرسید «دوازدهم فروردین» چه کرد؟ قیام «قوم محبوب خدا» در یوم الله دوازده فروردین، ولایت را به «سرزمین ایران» منتقل نمود و «حرمی دیگر» آفرید. لا اقسم بهذا البلد... قسم به ایران... و انت حل بهذا البلد... چرا که در این سرزمین، ولایتِ تو حلول کرده است: یا صاحب الزمان! (ارواحنا فداک)
undefinedپیر جمارانی ما، خمینی کبیر، در پیام دوازدهم فروردین جمله ای فرموده است که امسال، پس از این جنگ مقدس بهتر آن را می‌فهمیم؛ شاید دوازدهم فروردین سال قبل نیز آنچنان که امروز می‌فهمیم، نمی‌فهمیدیم: «صبحگاه 12 فروردين - كه روز نخستين حكومت اللّٰه است - از بزرگترين اعياد مذهبى و ملى ماست. ملت ما بايد اين روز را عيد بگيرند و زنده نگه دارند.»
☫مبارک باد این عید؛ روز نخستین حکومت الله!☫
@emtedad_iri | اندیشکده امتدادundefined

۱۲:۱۶

بازارسال شده از جامعه اندیشکده‌ها
undefined جنگ؛ فرصت صادرات صنایع فرهنگی ایرانی
undefined محسن بیگی، پژوهشگر اندیشکده امتداد
صنایع فرهنگی به مجموعه فعالیت‌هایی گفته می‌شود که محصول اصلی آن‌ها «محتوا و معنا» است؛ مثل فیلم، موسیقی، انیمیشن، کتاب، بازی و… . این صنایع هم‌زمان سه کار انجام می‌دهند: ایجاد درآمد، ساختن تصویر و قدرت نرم برای کشور، و تقویت هویت و گفتمان مورد نظر در افکار عمومی جهان.
بخش‌های اصلی صنایع فرهنگی را می‌توان در این ده مورد خلاصه کرد:۱) نشر و کتاب؛۲) فیلم، سریال و مستند؛۳) انیمیشن؛۴) موسیقی و پادکست؛۵) بازی‌های ویدئویی و موبایلی؛۶) صنایع دستی و هنرهای سنتی؛۷) هنرهای تجسمی و گرافیک؛۸) مد و طراحی با هویت ایرانی؛۹) گردشگری و رویدادهای فرهنگی؛۱۰) خدمات خلاق دیجیتال (موشن‌گرافیک، تولید محتوا، مدیریت شبکه‌های اجتماعی و…).هر کدام از این‌ها ظرفیت صادرات و اثرگذاری بین‌المللی دارند.
در حال حاضر ایران در برخی حوزه‌ها مثل صنایع دستی، انیمیشن، فیلم‌های جشنواره‌ای و ادبیات مقاومت مزیت و نیروی انسانی خلاق دارد، اما سهم صادرات فرهنگی با ظرفیت کشور تناسب ندارد. زنجیره «تولید حرفه‌ای – بازاریابی – توزیع بین‌المللی» هنوز کامل نیست. با این حال، شرایط جدید سیاسی–رسانه‌ای، پنجره‌ای کم‌سابقه برای جهش صادرات صنایع فرهنگی فراهم کرده است.
undefined بهره‌برداری از محبوبیت جهانی و فرصت بازارسازیمحبوبیت و همدلی که ایران پس از پیروزی نسبی در جنگ و اقدامات مانند بستن تنگه هرمز کسب کرده، یک سرمایه نمادین است که می‌تواند به «بازار واقعی برای محصولات فرهنگی» تبدیل شود. وقتی ذهن‌ها و دل‌ها به روایت ایران متمایل شده‌اند، پذیرش فیلم، انیمیشن، کتاب و موسیقی ایرانی بسیار بیشتر است. اگر امروز روی صنایع فرهنگی سرمایه‌گذاری نشود، این موج همدلی به‌سرعت فروکش می‌کند؛ اما اگر به محصول فرهنگی تبدیل شود، می‌تواند چند سال برای ایران بازار و درآمد ایجاد کند.
undefined استفاده از نمونه‌های موفق به‌عنوان سکوی پرشموفقیت انیمیشن‌های لگویی ایرانی با بیش از ۵۰۰ میلیون بازدید و بازخورد بالای توییت‌ها و محتوای سفارتخانه‌ها یک «اثبات عملی» است که روایت ایرانی جنگ و مقاومت ظرفیت جهانی شدن دارد. این تجربه نشان می‌دهد که اگر به جای کلیپ‌های مقطعی، اکوسیستم محصول ساخته شود (فیلم، سریال، انیمیشن بلند، بازی، کتاب، مرچندایز و…) و شبکه رسانه‌ای سفارتخانه‌ها و حامیان خارجی در بازاریابی آن به‌کار گرفته شود، صادرات فرهنگی ایران می‌تواند جهش جدی داشته باشد.
undefined صنایع فرهنگی؛ تحریم‌گریز و مناسب دوران جنگبرخلاف نفت، گاز و فولاد که به‌راحتی در سطح حمل‌ونقل و تبادلات مالی تحریم‌پذیر و در جنگ آسیب‌پذیرند، محتواهای دیجیتال (فیلم، انیمیشن، موسیقی، کتاب الکترونیک، بازی) سخت‌تر قابل مهارند. حتی با مسدودسازی بعضی حساب‌ها، تکثیر و دسترسی به محتوا در اینترنت ادامه می‌یابد. در سناریوی طولانی شدن جنگ و تداوم تحریم‌ها، توسعه صنایع فرهنگی یک مسیر امن‌تر و پایدارتر برای صادرات کالا و خدمات و کاهش وابستگی به صادرات فیزیکی است و درآمد ملی را افزایش می دهد.
undefined تبدیل صادرات فرهنگی به قدرت نرم و استمرار گفتمان مقاومتمصرف فیلم، موسیقی، انیمیشن، بازی و کتاب ایرانی – به‌ویژه با مضمون ضد استکباری – فقط یک خرید اقتصادی نیست؛ نوعی هم‌ذات‌پنداری نرم با گفتمان مقاومت است. هر چه محصولات فرهنگی ایرانی بیشتر وارد سبد مصرف مردم جهان شود، حمایت از ایران از سطح احساس لحظه‌ای به سطح «هویت و باور» منتقل می‌شود. بنابراین، سرمایه‌گذاری بر صنایع فرهنگی هم‌زمان که درآمد ارزی ایجاد می‌کند، ابزار حفظ و تقویت موج حمایت جهانی از ایران و تثبیت جایگاه گفتمان مقاومت در افکار عمومی است.
undefined جمع‌بندی:صنایع فرهنگی برای ایران در شرایط فعلی، یک «حوزه حاشیه‌ای» نیست، بلکه فرصتی استراتژیک است: محبوبیت جهانی فعلی، نمونه‌های موفق وایرال، تحریم‌گریزی و نقش در قدرت نرم، همگی نشان می‌دهند که با یک برنامه جدی برای تولید، بازاریابی و صادرات محصولات فرهنگی، می‌توان هم درآمد پایدار به‌دست آورد و هم گفتمان مقاومت را در سطح جهانی تثبیت و بازتولید کرد.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۰:۰۲