eqlimamag.ir
۱۹:۳۶
زن و زبان جنگ
چرا جنگ بیش از هرچیزی به معنابخشی زنانه احتیاج دارد؟
[...پیشازاین نیز تأکید داشتیم که نباید بهصرف حضور زنان در تجمعات اکتفا کرد، بلکه باید به سطح فراتری از این نقشآفرینی زنانه توجه داشت. پس از آتشبس اعلامی، جنگ وارد سطح و شکل پیچیدهتری شد که میتوان آن را «نبرد معنا» تلقی کرد؛ جایی که دشمن سعی دارد با کنش گفتاری، روایت پیروزی را به هر دستاویز به نفع خودش مقلوب کند و این مردم خارقالعاده را در تداوم حضور خیابانیشان دودل کند. در چنین شرایطی، موقعیتهای زینبگونه که زنان را با اتصال به خاطرۀ زینبی، در نقطۀ خطابه و کنش گفتاری مینشاند، باید پرقدرتتر و با فراهمشدن بسترهای بیشتری ادامه پیدا کند؛ بنابراین در این موقف، صحبت از عقلانیت، احساسات و زبان زنانه اهمیت دوچندان پیدا میکند...]
عناوین یادداشتها:
eqlimamag.ir
۱۲:۴۱
ویژهنامه ٔ جنگ رمضان.pdf
۳.۹۱ مگابایت
زن و زبان جنگ
چرا جنگ بیش از هرچیزی به معنابخشی زنانه احتیاج دارد؟
معماری معنا در عصر جنگ شناختیواکاوی امکانات زنانه در جنگ وجودی و عصر وارونه سازی روایتها
راهبرد خلق معنا در نبرد ارادههاچگونگی بازتاب پیروزی در جهانبینی زنانه
جهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا»مصاف صورتبندی، چگونه به عقل و قلب و زبان زنانه نیازمند است؟
بسط وجودی امت در مدار معنادرک زنانه از وحدت فراتر از پیمانهای سیاسی، امت اسلامی را در جان یکدیگر ممزوج میکند
سقف معناپردازی زنانهانسدادهای زبانی و معرفتی مقابل کنشورزیهای زنان
اقامهٔ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی زنان چگونه باید فضای انتقامخواهی رهبری را مدیریت کنند؟
خوانش بیانات رهبری از منظر معنا و قدرتهای زنانهوحدت ساحات در گرو فریادهایی که بیم وامید میآفرینند
زن به مثابهٔ فاعل معنایی بعثتتحلیل نسبت اراده زنانه با تبدیل پیام نبوی به نظم مقاومت
eqlimamag.ir
۱۲:۴۲
فرصت کمنظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بیحجابی
دکتر محمدرضا قائمینیک منتشرشده در کانال مجتمعنا
۱۰:۰۵
دکتر محمدرضا قائمینیک منتشرشده در کانال مجتمعنا
۱۰:۰۶
الزام روایت تاریخی از آنچه در جنگ تحمیلی سوم میگذرد
۱۲:۰۴
باید کاری کرد که زن احساس کند در برابر زورگویی همسرش میتواند با استفاده از امکانات قانونی از حق خود دفاع کند و اگر چنین امکانی فراهم شود کار بزرگی در دفاع از حقوق زن انجام شده است و بیشترین همت و دغدغه خاطر اینجانب نیز این است که این مهم تأمین شود.
باید زنان و دختران وادار به تحصیلات عالیه شوند و تسهیلات لازم برای ورود دختران به مراکز عالیه علمی از طرق قانونی تأمین شود زیرا زنان تنها با تکیه بر علم و معرفت و در اختیار قرار گرفتن قانون می توانند از حق خود دفاع کنند.
۱۳۷۶/۰۴/۳۰ | #بیانات_رهبر_شهید
۶:۴۰
۱۰:۴۶
با نهایت احترام، دفاع درخشان پایاننامۀ کارشناسی ارشد شما با موضوع «بازنمایی زن ایرانی در بیلبوردهای میدان ولیعصر تهران از سال ۱۴۰۰ به بعد» و کسب نمرهٔ عالی را صمیمانه تبریک عرض میکنیم.
از درگاه خداوند، تداوم توفیق و ارتقای مستمر دستاوردهای پژوهشی و نیز موفقیت روزافزون شما را در مسیر پیش رو مسئلت داریم.
انشاءالله موضوع «جنسیت» و «تصویر زن» در گفتمان انقلاب اسلامی بیش از پیش در عرصههای علمی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرد و نظام اسلامی را در حل چالشهای مرتبط یاری رساند.
eqlimamag.ir
۱۳:۱۱
۱۳:۵۱
من طبق گزارشها اطّلاع پیدا کردم که هنوز در گوشهوکنار این استان (خوزستان) و در بعضی جاها، عادات غلط و جاهلی نسبت به زن مسلمان وجود دارد؛ عاداتی که زن را از استقلال و شخصیت خود و از کرامتی که اسلام برایش معیّن کرده است، محروم میکند. در دوران نظام اسلامی، اینطور زواید فکری و خرافات، قابل قبول نیست. من از بانوان - که در درجه اوّل خودِ بانوان باید بخواهند که بر طبق سیره اسلامی با آنها عمل شود - و همچنین از همه برادران - چه برادران عرب، چه برادران بختیاری و لُر، یا برادران دیگر - خواهش میکنم که اگر در میان آنها عادات و روشهای غلطی از گذشته نسبت به زنان باقی است، آن را کنار بگذارند، تا خواهران هم بتوانند در میدانهای اجتماعی وارد شوند، تحصیل علم و معرفت کنند، خانوادهها را آباد کنند، فرزندان بامعرفت و باکمال و عاقل و آینده سازی را تربیت کنند، یا در هر میدان دیگری که میخواهند یا میتوانند، فعالیت نمایند. این، آن چیزی است که اسلام خواسته است و به فضل پروردگار بایستی در نظام جمهوری اسلامی تأمین شود.
۱۳۷۵/۱۲/۱۸ | #بیانات_رهبر_شهید
۸:۳۱
در هندسهٔ معرفتی اسلام، گزاره راهبردی «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات/۱۰) تنها یک توصیه اخلاقی برای پیوند میان آحاد جامعه نیست، بلکه زیربنای یک «ارگانیسم اجتماعی» زنده است که در آن، هر فرد در قبال کلِ پیکره مسئولیت دارد. اما در این میان، نقش زنان در تحقق این «اخوت و ولایت اجتماعی» چگونه بازتعریف میشود؟ پاسخ را باید در «الگوی سوم زن» جستجو کرد؛ الگویی که نه زن را در پستوی خانهنشینیِ متحجرانه حبس میکند و نه او را به مثابه ابزاری در خدمت چرخدندههای سرمایهداری غربی به ابتذال میکشاند.
۹:۳۵
چگونه اخلاق انتزاعی مانع از فهم واقعیت زن ایرانی میشود؟ (۱)
حوزه زنان اگر مسامحتاً به حوزه یا منظری فکری اشاره میکند که در آن علوم انسانی و اجتماعی با حساسیت به مقولۀ جنسیت به انسان و پدیدههای انسانی نگاه میکند، برخلاف اهمیتی که به لحاظ موضوعی یا منظری دارد، حوزۀ فقیری است. مسائل فکری غالباً در نحوی از رکود تاریخی پیچیده میشوند و بسیار عقبتر از حرکت تاریخ تغییر میکنند
یکی از پرسشهایی که میبایست سالهایی بسیار دورتر از حالا حلوفصل میگردید مناسبات هویت جنسیتی زنانه در دنیای مردانه خاصه و با تأکید بر صحنۀ نظامی و آلات جنگ و قتال است. علیرغم اینکه این پدیده هم در زمان رسول اکرم (ص) و هم به نحوه ویژه در دورۀ نیمقرنی انقلاب اسلامی ظهور و بروزات قابل توجهی داشته، هنوز به منزلۀ پدیدهای عجیب و محیرالعقول شناسایی میشود که نیازمند قضاوت و صورتبندی است. رژۀ جانفدای دختران و البته جنگ تحمیلی سوم با گشایشهای مردمی و خیابانی باری دیگر این گفتگوی انجام نشده را یادآوری کرد.
از رایجترین مواجهات در برابر این پدیده، از پایگاه دفاع از هویت زنانه و تقبیح مردوارگی انجام میگرفت. این مواجهۀ پرتکرار انتقادی به پدیدۀ رژۀ جانفدا، در دو سطح تشریح میشد. سطح نخست بر نقشهای طبیعی زنانه تأکید میکرد که اساساً منطقۀ جنگ و قلمروی جنگیدن را متضاد با وظایف زنانه نشان میداد. بهعبارتی حسب «طبیعت جنسیتی» زن وظایفی دارد و نباید با مداخله در جهان جنسیتی دیگر، از وظایف خود غافل گردد.
سطح دیگر اما درصدد یادآوری تکالیف و نقشهای زنان نبود بلکه اتفاقاً مزیتهای زنانه را برجسته میساخت. در این مواجهه تلاش میشد «قدرت و مزیت زنانه» ذیل مظاهر مردانه مستحیل و مغفول واقع نشوند و انذار داده میشد که زنان نباید در دنیای مردانه به جستجوی مزیتهای هویتی بگردند. مزیتهای زنانه در روشنترین نمونۀ این نوع مواجهه در خانواده و در نقشهای همسری و مادری قابل رویت است، خواه برخی این مزیتها را بیرون از خانواده ممکن بدانند و خواه برخی عالیترین سطح قدرت و مزیت زنانه در این موقعیت روایت کنند.
اشکالات قابلتوجهی در این مواجههها وجود دارد که میتوان مهمترین آنها را در ساحت «روششناختی» جستجو کرد. تحلیلهای این چنین در ضمن خود از نوعی خلط معرفتی غیرروشمند رنج میبرند. تحلیلگر تا زمانی که تلاش میکند هویتهای جنسیتی را در زن و مرد متمایز کند، نقطۀ عزیمتی انسانشناختی/ذاتشناختی دارد و میتواند بگوید ویژگیهای متمایز زن و مرد در یک انتزاع ذاتشناسانهای چنین است. در این سطح تحلیلگر و متفکر به نوعی «حقیقت» نائل شده است که برای او جنبهای الهیاتی، ارزشی و اخلاقی پیدا میکند. در شرایطی که او هنوز از یک ساحت «تحقیقی» خارج نشده است تلاش میکند مختصاتی را که از جنسیت زنانه و مردانه مفروض گرفته تا سطح حکمت عملی بسط بدهد و به توصیفات هنجاری برسد و مشخص کند «زن و مرد باید چگونه زندگی کنند؟».
۱۲:۱۴
چگونه اخلاق انتزاعی مانع از فهم واقعیت زن ایرانی میشود؟ (۲)
اما در فرض اینکه تمام این مسیر از هر نظر به درستی طی شده باشد، اولین و مهمترین خطا در اینجا رخ میدهد که تحلیلگر نسبت به «فهم واقع» در جامعه – آنگونه که هست – التزامی ندارد و تصور میکند واقعیت جامعه را کاملاً در چنگ خود دارد و حالا میتواند از تفاوتهای «واقعیت» و «حقیقت» بحث کند. اینجا سرآغاز انتزاعیشدگی، ازجاکندگی تاریخی و اجتماعی است.
متفکر سازههای نظری تحقیقی را بدون التزام به چارچوبهای نظری و روش فهم وضعیت تحققیافته به شابلونهایی تبدیل میکند و به وسیلۀ آن به قضاوت پدیدههای اجتماعی مبادرت میورزد. در بسیاری از این متون که حاوی خلط پنهانی میان الهیات، اخلاق و ذاتشناسی جنسیتی با جامعهشناسی جنسیت است، تنها یک فرض اثباتنشده وجود دارد که از ساحت انتزاعی ذات و طبیعت انسان نیامده و آن این است که «نوعی مهندسی فرهنگی و سیاستگزاری» موجب شده زنان در چنین رژهای شرکت کنند.دربرابر این صورتبندیهای شبهاخلاقی اولین پرسشها این است که «واقعیت رژۀ جانفدای دختران چیست؟»، «واقعاً زنانی که بروز نظامی داشته و آلات جنگی به دست گرفتهاند، چه درکی از خود و عمل خود دارد؟»، «موقعیت جنگ وجودی و بعثت مردمی، چگونه در فهم این پدیده قابل توضیح است؟»، «زن ایرانی از گذشته تا امروز فارغ از بحثهای نظری و اخلاقی، روی زمین مشغول چه پروژۀ تاریخی بوده است؟».
پرسشهایی از این قبیل میانجی مغفول قضاوت ارزشی چنین تحلیلهایی هستند و برای پاسخ به آن علاوهبر نوعی «درک فلسفی، نفسالامری جنسیت» به انواعی از «نظریات جامعهشناختی جنسیتنگر» نیاز دارد.
نظریاتی که نهتنها اثباتاً در سطور چنین تحلیلهایی ظهور ندارد، بلکه روشن است ثبوتاً هم در ذهن تحلیلگر چنین دستگاهی برای تحلیل واقعیت وجود نداشته است که درنتیجۀ آن، بستههای اخلاقی مبتنی بر ذات، بدون فهم و لحاظ پیچیدگیهای انسان در ارادهورزی اجتماعی بر سوژههای انسان تحمیل میشوند. مثلاً باید پرسید «آیا سلاح بهدست گرفتن زنان تحت هر شرایطی، در هر زنی و در هر زمانی نشانۀ مردواردگی است؟»، «آیا هر زنی که سلاح بهدست میگیرد، در حالی مدفون کردن قدرتهای زنانه و فروگزار نمودن نقشهای زنانه است؟» و یا در پرسشهای اساسیتر «آیا سلاحبهدستگرفتن زن مسلمان ایرانی در شرایط جنگ و بعثت با سلاحبهدستگرفتن زنهای نیروی ارتش اسرائیل و آمریکا تفاوت وجودی و ماهیتی ندارد؟».
اگر این قطعات فروریخته در تحلیلها در جای خود قرار میگیرد مشخص خواهد شد کدام تحلیلهای اساساً نسبتی با واقعیت اکنونی زن ایرانی دارد و کدام نه. سپس روشن خواهد شد زن ایرانی در حال فتح کدام قلههاست، حتی اگر به حسب ظاهر بخشی از این مسیر «مردانه به نظر برسد.»
۱۲:۱۴
زنان چگونه باید فضای انتقامخواهی رهبری را مدیریت کنند؟
یکی از ابعاد استمرار «خونخواهی» و «انتقام خون رهبر شهیدمان»، صحبتکردن در بستر «روضه» و «عزاداری» است؛ عزاداریای که ما باید در آن، «بلوغی زنانه» را داشته باشیم.
۱۱:۵۷
مصاف صورتبندی، چگونه به عقل و قلب و زبان زنانه نیازمند است؟
صورتبندی زینبی، صورتبندی عبور از منطقهای ظاهری است که غالباً چون کفایت نمیکنند موجب اختلاف میشوند. صورتبندی زینبی فهم سنتهای خداوندی در مصاف وجودی با باطل است که چگونه این مقاومت میتواند بسط دهنده سطح جدیدی از زیبایی، مهر و جذبۀ خداوندی را رقم بزند. این صورتبندی کاری زنانه است. باید جنس زن را در این موقعیت فهم کرد و از او چنین مأموریتی را مطالبه نمود.
۱۸:۱۳
این مسئلهی بانوان و دختران ورزشکار ما که با حجاب در میدان میروند، خیلی چیز مهمی است. من نمیدانم کسانی که درصدد ارزیابی حوادث کشورند، یک ارزیابی درستی از این قضیه دارند یا نه. این، فوقالعاده است. در کشوری از کشورهای اروپا، یک زنی (مروه شربینی) را به جرم باحجاب بودن، جرأت میکنند چاقو میزنند و او را میکُشند؛ آن هم در دادگاه و جلوی چشم قاضی! اینجوری است. خجالت نمیکشند؛ در دانشگاه، در ورزشگاه، در پارک، در خیابان، به حکم قانون - قانونی که جعل کردهاند - متعرّض زن محجبه میشوند. آن وقت در این فضا، توی این کشورها، یک زن محجبه در موضع قهرمان بر روی سکوی قهرمانی میایستد و همه را وادار میکند به این که او را تکریم و تجلیل کنند. این چیز کمی است؟ این چیز کوچکی است؟ این کار خیلی باعظمت است.
۱۳۹۱/۱۲/۲۱ | #بیانات_رهبر_شهید
۱۰:۰۴
۱. امام جایگزین بیحجابی زنان را، تحقق مقام زن در «دخالت در مقدرات اساسی مملکت» معرفی فرمود. حضور مستمر اینباره زنان بر سر مقدرات اساسی(جنگ و پایان بندی اش) است.
۲. رهبر شهید راه حل تراز انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف را «خلق اراده عمومی» (مثل بعثت اخیر) معرفی فرمود. اراده عمومی حول مقدرات اساسی شکل می گیرد نه فرعی!
۳. بعثت کنونی «به طرز عجیبی زنانه» است. ایجاد و بقا و جلوه های مختلف آن پیرامون مقدرات اساسی با «پرچمداری زنِ محجبه انقلابی» رقم می خورد.
۴. این «عاملیت زن محجبه انقلابی» در میادین، تا همین الان «خاستگاه حرمت سیاسی بی حجابی» را زایل کرده است! کشف حجاب جمعیِ۱۴۰۱ با هدایت بیگانه، «برای براندازی نظام اسلامی» طراحی شد؛لذا غیر از حرام شرعی،«حرام سیاسی» لقب گرفت! اینکه زنان بی حجابی به «میانداری حداکثریِ زن محجبه انقلابی» آمدند و پرچم چرخاندند،اتفاق کوچکی نیست. پاره شدن «حرمت مضاعف آن» و تقلیل آن از یک جریان برانداز به «یک انتخاب فردیِ غیر شرعی» است.
۵. مشاهدات میدانی نشان می دهد عده قابل توجهی از همان مکشفه های حاضر شده، در شبهای بعد، سبکی از پوشش سر را برگزیدند که نوعاً متمایز هم بود؛ نه حجاب شرعیِ زنان مذهبی پیشران این بعثت است و نه حتی شل حجابی سابق! بیشتر به نوعی «پوشش سیاسیِ متناسب» با این دخالت در مقدرات اساسی کشور در مقاومت است!
۶. ادامه اثر بر بی حجابی از این مسیر می گذرد؛ نه تقابل!
با خودآگاهی زنان این بعثت و تشدید کارکردش اتفاق می افتد؛ نه بی تفاوتی!
۱۲:۱۴
جنگها صرفاً در میدانهای نظامی رخ نمیدهند. یکی از مهمترین میدانهای نبرد امروز، میدان معنا است. در این میدان، زنان با بازتعریف استعارههای جنسیتی، روایت غالب از «قربانی بودن زن در جنگ» را به «عاملیت استراتژیک زن» تبدیل کردهاند. تجمعات خیابانی ۵۰ شب اخیر در ایران، صحنهای بیسابقه از این تحول معنایی بود.استعاره «مادر-فرمانده»: از حضیض فقدان به اوج عاملیتدر فرهنگ سنتی جنگ، زن اغلب در استعاره «مادر سوگوار» یا «همسر منتظر» چارچوببندی میشد. اما آنچه در خیابانهای ایران در پنجاهمین روز فقدان رهبر شهید رخ داد، گسست از این استعاره کهنه بود. زنان با حضور در صفهای مقدم رژه «جانفدایی»، خود را نه به عنوان «سوگوارانی منفعل»، بلکه به عنوان «مادران-فرمانده» بازتعریف کردند. این استعاره جدید، تلفیقی از عاطفه مادرانه و عزم رزمنده است.
این «صورتیسازی» را میتوان مقاومت نشانهشناختی نامید بازپسگیری نمادهایی که علیه زنان ساخته شده بودند.
۱۱:۲۵