بله | کانال مجله اقلیما
عکس پروفایل مجله اقلیمام

مجله اقلیما

۹۶۶ عضو
undefined#گزارش | راه‌های ارتباطی مجله تخصصی اقلیما
undefinedسایتeqlimamag.ir
undefinedبله https://ble.ir/eqlima_mag
undefinedایتا https://eitaa.com/eqlima_mag
undefinedتلگرام https://t.me/eqlima_mag
undefinedاینستاگرامhttps://www.instagram.com/eqlima_mag?igsh=N2JhZ2lqbmE1MGZ1
undefinedآیدی ادمین @eqlimamag_admin
undefinedحمایت مالی از مجله اقلیماhttps://gesostu.ir/product/sub1/

undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۹:۳۶

thumbnail
undefinedشمارۀ چهارم ویژه‌نامه جنگ رمضان منتشر شد:
زن و زبان جنگ
چرا جنگ بیش از هرچیزی به معنابخشی زنانه احتیاج دارد؟

[...پیش‌ازاین نیز تأکید داشتیم که نباید به‌صرف حضور زنان در تجمعات اکتفا کرد، بلکه باید به سطح فراتری از این نقش‌آفرینی زنانه توجه داشت. پس از آتش‌بس اعلامی، جنگ وارد سطح و شکل پیچیده‌تری شد که می‌توان آن را «نبرد معنا» تلقی کرد؛ جایی که دشمن سعی دارد با کنش گفتاری، روایت پیروزی را به هر دستاویز به نفع خودش مقلوب کند و این مردم خارق‌العاده را در تداوم حضور خیابانی‌شان دودل کند. در چنین شرایطی، موقعیت‌های زینب‌گونه که زنان را با اتصال به خاطرۀ زینبی، در نقطۀ خطابه و کنش گفتاری می‌نشاند، باید پرقدرت‌تر و با فراهم‌شدن بسترهای بیشتری ادامه پیدا کند؛ بنابراین در این موقف، صحبت از عقلانیت، احساسات و زبان زنانه اهمیت دوچندان پیدا می‌کند...]
عناوین یادداشت‌ها:undefinedمعماری معنا در عصر جنگ شناختی
undefinedراهبرد خلق معنا در نبرد اراده‌ها
undefinedجهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا»
undefinedبسط وجودی امت در مدار معنا
undefinedسقف معنا‌پردازی زنانه
undefinedاقامۀ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی
undefinedخوانش بیانات رهبری از منظر معنا و قدرت‌های زنانه
undefinedزن به مثابۀ فاعل معنایی بعثت

undefined دانلود فایل ویژه‌نامه از کانال مجله اقلیما

undefined فصلنامه اقلیمامجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۲:۴۱

ویژه‌نامه ٔ جنگ رمضان.pdf

۳.۹۱ مگابایت

undefinedشمارۀ چهارم ویژه‌نامه جنگ رمضان:
زن و زبان جنگ
چرا جنگ بیش از هرچیزی به معنابخشی زنانه احتیاج دارد؟

معماری معنا در عصر جنگ شناختیواکاوی امکانات زنانه در جنگ وجودی و عصر وارونه سازی روایت‌هاundefinedهانیه کثیری
راهبرد خلق معنا در نبرد اراده‌هاچگونگی بازتاب پیروزی در جهان‌بینی زنانهundefined زهرا ستاری فقیهی
جهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا»مصاف صورت‌بندی، چگونه به عقل و قلب و زبان زنانه نیازمند است؟undefined مهدی تکلو
بسط وجودی امت در مدار معنادرک زنانه از وحدت فراتر از پیمان‌های سیاسی، امت اسلامی را در جان یکدیگر ممزوج می‌کندundefined فاطمه فیروزی
سقف معناپردازی زنانهانسدادهای زبانی و معرفتی مقابل کنش‌ورزی‌های زنانundefined فاطمه سادات سجادی
اقامهٔ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی زنان چگونه باید فضای انتقام‌خواهی رهبری را مدیریت کنند؟ undefinedحمیده عرب‌سرخی
خوانش بیانات رهبری از منظر معنا و قدرت‌های زنانهوحدت ساحات در گرو فریادهایی که بیم وامید می‌آفرینندundefined محدثه مولایی
زن به مثابهٔ فاعل معنایی بعثتتحلیل نسبت اراده زنانه با تبدیل پیام نبوی به نظم مقاومتundefined مبینا پیشیار

undefined فصلنامهٔ اقلیمامجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۲:۴۲

undefinedعبور از سوژۀ بی‌حجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی (۱)
فرصت کم‌نظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بی‌حجابی
دکتر محمدرضا قائمی‌نیک منتشرشده در کانال مجتمعنا
undefined#بازتاب_اندیشه‌ها
undefinedمنطق تمایز در عصر مدرندر دورۀ معاصر، مخصوصاً بعد از جنگِ دوم جهانی، فهم تحولات اجتماعی دیگر ناظر به سوژه‌های منفرد نیست، بلکه زمینه‌های تاریخی-اجتماعی هستند که سوژه‌ها و به‌تعبیری اشیاء را می‌سازند. این زمینه‌های تاریخی-اجتماعی بعضاً با عنوان گفتمان، پارادایم، زیست‌جهان، تجربۀ زندگی و نظایر آنها همگی دال بر تاریخ‌مندیِ هویتِ انسان این‌دوره‌اند. در اینجا، آنچه انسان را می‌سازد، زیست‌جهان یا تاریخ‌مندیِ اوست. به‌همین جهت است که ایدۀ هویت در این دوره، دیگر identity نیست، بلکه difference است. انسانِ تاریخ‌مند با هیچ‌ حقیقت نفس‌الامری مرتبط نیست که هویت خودش را با آن تعریف کند و identity را مبنای هویت خویش قرار دهد، بلکه به دلیل سیالیت محضِ هویتی، هویتِ او از خلالِ تمایزِ او با لحظۀ پیشین شکل می‌گیرد. تمایز نسبت به ماقبل، موجد معنای جدیدی است که هر لحظه می‌تواند با معنایِ جدید دیگری متمایز شود. یکی از بهترین قلمروهایی که به‌حیث انضمامی، امکان درکِ ایدۀ هویتیِ تمایز را در دورۀ مشهور به پست مدرنیسم یا جهانی‌شدن توضیح می‌دهد، قلمرو لباس و پوشش است. در ایدۀ هویتیِ مبتنی بر تمایز، هیچ سبک پوششِ معیار و مطلقی وجود ندارد؛ گذاشتنِ محاسن برای آقایان یا بستنِ چفیه برای خانم‌ها، شلوار تنگ یا راحت و باز، لباس مشکی یا قرمز، شلوار شبه‌نظامیِ یا کوتاه، هیچ‌کدام معیار پوشش نیست، آنچه مهم است، میزان ایجاد تمایز در پوشش است. مُد، تابعی از این تمایزیافتگی است که بتواند در لحظاتی خاص، معنایِ جدید و متمایزی را در جامعه ایجاد کند. مصرف متزاید نیز تابعی از این تمایزهای مکرر در مکرر است. مهمترین انگیزۀ انسانی برای عبور از ایدۀ identity به difference ، با همۀ مخاطراتی که ممکن است دربرداشته باشد، قدرت این ایده برای ایجاد حداکثر ظرفیتِ ارادۀ آزادی و از آن‌مهمتر، تحقق خودبنیادیِ سوژه، در گفتمان‌های فوق‌العاده سیال و متکثر است.
undefinedحجاب به‌مثابهٔ تمایز در جامعهٔ ایران با نظر به ایدۀ هویتیِ تمایز، شاید بتوان تجربۀ جامعۀ ایرانی از بی‌حجابی‌های یک دهۀ اخیر، مخصوصاً در نقطۀ اوج اغتشاشاتِ 1401 را دریافت. افزون بر مافیایِ اقتصادیِ شکل‌گرفته در پشتِ این ایده که مبتنی بر مصرف متزاید است، اما از حیث هویتی، در جامعه‌ای که چندان طرح هویتی و فکری برای تکثر پوشش، مخصوصاً پوشش زنان در نظر گرفته نشده و علیرغم تاکیدات رهبر شهید انقلاب، نسبت به مسئلۀ مد و پوشاک، چندان طرح منسجمی در نظر گرفته نشده بود، ورودِ چنین گفتمانیِ ناگزیر به خشونت کشیده می‌شد. با این‌حال فراگیرشدنِ ایدۀ تمایز، مخصوصاً در ماه‌های پس از زن، زندگی آزادی، پوششِ چادر زنِ مسلمان ایرانی را تبدیل به یکی از تمایزات هویتی در کنار صدها تمایز هویتی دیگر کرد. مسئلۀ گفتمان تمایزِ هویتی، چادرِ مشکی زنان مسلمان نبود و می‌توانست آن‌را به‌مثابه یکی از صدها مُد یا سبک‌زندگی (lifestyle) در ذیل ایدۀ هویتی تمایز توضیح دهد. پوشش زنان، صدها شکل و قالب دارد و می‌تواند از نیمه‌برهنگیِ رایج در کشورهای غربی آغاز شود و حتی پوششِ چادر مشکیِ زنانه را نیز به‌مثابه یکی از تمایزهایی که حتی امکان تولد معنایِ متمایزی را فراهم می‌کند، پذیرفته شود. همانطور که گذاشتنِ محاسن بلند برای آقایان، اگر در ذیلِ ایدۀ تمایز هویتی (و نه به‌مثابه یک واجب یا مستحب شرعی)، چندان منافاتی با دیگر اشکال ظاهریِ آقایان ندارد، پذیرشِ پوششِ چادر مشکی در کنارِ دیگر اشکال پوششِ زنانه نیز موجد معضله‌ای نبود. فراگیریِ هویت مبتنی بر ایدۀ تمایز، باعث شد که زنانِ محجبۀ ایرانی یا حتی زنانِ حزب‌اللهیِ ایرانی، در پویش‌هایی مانند #نه_به_حجاب_اجباری مشارکت فعالی داشته باشند.
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۰:۰۵

undefinedعبور از سوژۀ بی‌حجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی (۲)فرصت کم‌نظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بی‌حجابی
دکتر محمدرضا قائمی‌نیک منتشرشده در کانال مجتمعنا
undefined#بازتاب_اندیشه‌ها
undefinedچالشِ تمایز در جامعه انقلابی با این‌حال پذیرشِ ایدۀ هویتیِ مبتنی بر تمایز، تبعاتِ بسیار سهمگینی برای جامعۀ انقلابی دارد که از خلالِ تحقق یک انقلاب کبیر، تحمل هزینه‌های دفاع مقدس هشت‌ساله، مخصوصاً از حیث توصیۀ شهدایِ این جنگ به رعایت حجاب، تمنای رسیدن به تمدنِ اسلامی را داشته است. پذیرشِ ایدۀ هویتیِ تمایز، عملاً هرگونه توضیحی دربارۀ مبانی الاهیاتی و مابعدالطبیعی از جهان را مضمحل می‌سازد و انسان را در سیالیت تاریخیِ خود رها می‌کند. از این جهت، تقید به حجاب شرعی، با هویتِ چنین جامعه‌ای گره خورده است و ناگزیر، بی‌حجابی، حرام شرعی و سیاسی باقی خواهند ماند. با این‌حال مسئلۀ تکثر هویتی، یکی از چالش‌های پوشش در سال‌های اخیر، مخصوصاً در ناحیۀ پوشش زنان بوده است و همین چالش، زمینۀ واکنش جامعه از خلال فراگیرشدنِ ایدۀ تمایز هویتی (که البته به‌شدت متاثر از تهاجم فرهنگیِ غربی نیز بوده است) را فراهم ساخته است. در جامعه‌ای که پوشش زنانه، با توجه به همۀ ظرافت‌های زیبایی‌شناختی، تکثر هویتی نداشته یا در شکل حداقلیِ خودش بوده و حتی تکثر گذشتۀ اسلامی-ایرانی خود را نیز (در قالب پوشش اقوام، فرهنگ‌ها و قومیت‌های ایرانی) حفظ نکرده، مخصوصاً در شرایط تهاجم تمدنی، منجر به مواجهۀ واکنشی شدید، از خلالِ پذیرش ایدۀ تمایز هویتی شد؛ نتایجِ اجتماعیِ این مواجهۀ شدید در اغتشاشاتِ 1401 تا 1404 آشکار گردید.
undefinedتحولِ گفتمانِ حجاب در جنگ رمضان جنگ رمضان که با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و تهدید کلیت ایران آغاز شد، زمینۀ حضور اقشار مختلف مردم در حمایت از اسلام و ایران را فراهم ساخت. شرایط کم‌نظیریِ که امکان تحولِ گفتمانیِ را فراهم آورده است که در آن، زنانِ بی‌حجاب، کم‌حجاب، شل‌حجاب در کنار زنان محجبۀ چادری، مانتویی یا دیگر اشکال حجاب شرعی، با یک هدف و آرمان مشترک در کنار هم قرار گرفته‌اند. این شرایط اگر از منظر، سوژۀ منفردِ بی‌حجاب، با‌حجاب مورد توجه قرار گیرد، چندان تفاوتی با شرایط زن، زندگی، آزادی ندارد و عملاً ایدۀ حرمت حجاب شرعی را نقض کرده است، اما اگر از حیث گفتمانی به مسئله بنگریم و مخصوصاً در تحلیل این گفتمان، به بنیان‌های دینی و قدسی این شرایط توجه کنیم، اتفاقی که رقم خورده آن است که اکنون و برخلاف شرایط 1401، شل‌حجابی یا کم‌حجابی یا حتی در مواردی، بی‌حجابیِ زنان در ذیلِ گفتمان حجاب تعریف می‌شوند. مطابق این تحلیل، در هر دو شرایط، جامعه در ظاهر خود با تعددی از افراد بی‌حجاب، کم‌حجاب، شل‌حجاب، محجبه و تنوعی از افراد رعایت‌کنندۀ حجاب شرعی (با پوشش‌های متنوع) روبرو است، اما دالِ اصلیِ گفتمان، رعایت حجاب شرعی است که در برابر تمایزهای هویتی و گفتمانی مقاومت می‌ورزد و آن‌را نه به‌مثابه یک سبک زندگی متمایز، بلکه به‌عنوان یک واجب شرعی و الاهی پذیرفته می‌شود و در شرایط 1404-1405، این تنوعات همگی در ذیل گفتمان مقید به جمهوری اسلامی و حجاب شرعی صورت‌بندی می‌شوند؛ در‌حالی‌که در 1401، حجاب شرعی به‌مثابه یکی از سبک‌های زندگی غربی و ایدۀ تمایز صورت‌بندی می‌شد. این فرصت بی‌نظیر دو امکان را دربارۀ مسئلۀ بی‌حجابی پیش می‌کشد: اول، امکان تحول در سبکِ زندگیِ غربی مبتنی بر ایدۀ تمایز در ذیلِ گفتمان انقلاب اسلامی و احیاء حجاب شرعی، مخصوصاً در میان اقشاری که بی‌حجابی را به‌مثابه یک مبارزۀ سیاسی انتخاب نکرده‌اند و از سر تحولات زندگیِ روزمره به این سبک از پوشش کشیده‌ شده‌اند؛ دوم، امکان توضیح تکثر هویتیِ پوشش، مخصوصاً پوشش زنان در حین تقید به حجاب شرعی که می‌تواند به تنوعی از پوشش‌های زنانه با تحفظ بر رعایت حجاب شرعی شود. در این امکان، مسئلۀ حجاب نیازمند توجه به سبک زندگی اسلامی-ایرانی در دورۀ معاصر و فراهم‌آوردنِ مقتضیات رعایت این واجب شرعی با نظر به سبک زندگی است.
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۰:۰۶

undefinedزن ایرانی فرماندهٔ هم خیابان و هم میدان
الزام روایت تاریخی از آنچه در جنگ تحمیلی سوم می‌گذرد

undefinedمنصوره اولیایی
undefined#بازتاب_اندیشه‌ها
undefinedدر رمان حماسی «دن آرام» میخائیل شولوخوف، که یکی از برجسته‌ترین آثار رئالیستی درباره جنگ و انقلاب شمرده می‌شود، نمایی واقع گرایانه از زن در خشونت ساختاری جنگ ترسیم شده است. «فرانیا» – زنی که در کنار قزاق‌های روسی در نقش منشی خدمت می‌کند – به تلخ‌ترین شکل توسط فرماندهان و سربازان هم جبهه خود، مورد تجاوز گروهی قرار می‌گیرد. در این فضا، گویی «دوری از همسر» به مجوزی برای هر بی‌اخلاقی مبدل می‌شود. تاریخ نیز نشان داده که خشونت جنسی در منازعات بشری، حتی از مرزهای دین نیز عبور کرده است؛ نمونه ٔبارز آن پدیده شوم «جهاد نکاح» در گروه‌های تکفیری مانند داعش است که با پوششی دینی، به ابزاری برای سواستفاده از زنان هم‌کیش بدل گشت.
undefinedدر ایران – سرزمینی با تمدن و فرهنگی متعالی – روایت جنگ و زن، وادی‌ای دیگر می‌پیماید. کتاب «تاریخ هخامنشی» اثر آر. تی. اومستد، رفتار جوانمردانه کوروش بزرگ را با زنان پادشاهان مغلوب را به تصویر می‌کشد؛ رویه‌ای که در تاریخ جهان‌باستان کم‌نظیر است. اما شگفت‌انگیزتر آنکه در هشت سال دفاع مقدس ایران در برابر رژیم بعث عراق، نه‌تنها یک مورد تجاوز مردان ایرانی به زنان ثبت و شنیده نشده است؛ بلکه چه بسیار رزمندگانی که جان خود را تنها برای نجات زنی از تعرض و اسارت دشمن فدا کردند.
undefinedآنها نه‌تنها این ارزش و احترام را برای زنان هم وطن خود قائل هستند بلکه موشک‌های خود را در جنگ اخیر، با نوشته‌هایی مانند «به یاد قربانیان جزیره اپستین» به سمت دشمن پرتاب می کنند.نماد بارز این تفاوتِ بنیادین میان فرهنگ ایرانی و سایر فرهنگ ها در مقولهٔ زن و جنگ، «پدیده موشک صورتی» در جنگ اخیر ایران است. دخترکی از فرمانده جنگ می‌خواهد موشکی صورتی به‌سمت دشمن پرتاب شود. این درخواست نه‌تنها نادیده گرفته نمی‌شود، بلکه به‌سرعت عملی می‌گردد. این واقعه کوتاه، در تحلیل جامعه‌شناختی لایه‌های عمیقی دارد: توجه نهاد قدرت نظامی به عاملیت یک دختربچه، انتخاب رنگ صورتی به‌مثابهٔ نماد جنسیت زنانه، تولید سرمایه نمادین از دل تکنولوژی موشک و درهم‌تنیدگی خشن‌ترین سویه جنگ با ظریف‌ترین نماد زنانه. اینجا ساختار قدرت نظامی نه با حذف، که با تأکید بر عنصر زنانه، مشروعیت فرهنگی خود را بازتولید می‌کند.
undefinedاین حساسیت فرهنگی نسبت به زن، به میدان نبرد محدود نمی‌شود. حضور گسترده و تأثیرگذار زنان در خیابان ها بیش‌از پنجاه شب متوالی برای حفاظت از امنیت محله‌ها، سوپرمارکت‌ها و بانک‌ها در برابر مزدوران داخلی دشمن – بازتابی از همان پایه‌های عمیق تاریخی است. در بسیاری از این تجمعات، تعداد زنان از مردان فراتر بود؛ زنانی با حجاب و بی‌حجاب در زیر سایهٔ پرچم ایران از وطن پاسبانی می کردند. این‌ها گواه آن است که در فرهنگ و تاریخ ایران، زن نه ابزار، که خود ستون و پایه فرهنگ و قدرت بوده است.
undefinedجایگاه بالای زن در ایران و تفاوت آن با دیگر جوامع اسلامی، بی‌گمان در نظام تشیع و نگاه فقیهان آن – به‌ویژه در رأس آن امام خمینی و رهبر شهید و معظم انقلاب؛ آیت الله سید علی خامنه‌ای ریشه دارد. در نظام شیعی که تمام ارکان و رهبران آن، در برابر زنی عظیم الشأن زانو می زنند. این دو رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، با الگو قراردادن حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، نه‌تنها برای زن پایگاه اجتماعی والایی تعریف کردند، بلکه کنشگری همه‌جانبهٔ او را در علم، سیاست، هنر و حتی فرماندهی جنگ ممکن ساختند. امام خمینی نامه تاریخی خود را به دست سه نماینده به گورباچف می‌فرستد که یکی از آنان «مرضیه حدیدچی» زنی مبارز در تاریخ انقلاب اسلامی است. امام خمینی از اینکه زنی لایق و آزموده را به فرماندهی مردان نظامی قرار دهد، ابایی ندارد. حضور زن در فرماندهی نیروهای نظامی و سایر عرصه‌های قدرت نگاه ابزاری و دست پایین به زن را برهم می زند. در سیره و کلام رهبر شهید انقلاب آیت الله سید علی خامنه‌ای نیز این منزلت‌بخشی تداوم می یابد؛ ایشان همواره با زنان مخالف ارزش‌های اسلامی مانند حجاب، بامحبت و لطف رفتار کردند و نقش زن را در پایداری نظام جمهوری اسلامی فراتر از نقش مردان دانسته‌اند.
undefinedحاصل این نگاه متفاوت، دستیابی زنان ایران به بالاترین سطوح حضور اجتماعی و کسب افتخارات علمی و هنری است؛ چنان‌که در بسیاری از عرصه‌ها گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند. تاریخ جهان باید ثبت کند و رمان‌نویسان بنویسند از جنگی که در آن زن نه قربانی، که بر بلندای تکنولوژی خشن نظامی جای می‌گیرد و فرمان می‌دهد. گویی جنگ با پلیدترین انسان‌های روی زمین و آفرینندگان جزیره‌های اپستین، نوعی لبیک به قلب پراحساس زنان عفيف اين سرزمين است.
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۲:۰۴

undefined بایدهای جمهوری اسلامی در مسئلهٔ زن
باید کاری کرد که زن احساس کند در برابر زورگویی همسرش می‌تواند با استفاده از امکانات قانونی از حق خود دفاع کند و اگر چنین امکانی فراهم شود کار بزرگی در دفاع از حقوق زن انجام شده است و بیشترین همت و دغدغه خاطر اینجانب نیز این است که این مهم تأمین شود.
باید زنان و دختران وادار به تحصیلات عالیه شوند و تسهیلات لازم برای ورود دختران به مراکز عالیه علمی از طرق قانونی تأمین شود زیرا زنان تنها با تکیه بر علم و معرفت و در اختیار قرار گرفتن قانون می توانند از حق خود دفاع کنند.
۱۳۷۶/۰۴/۳۰ | #بیانات_رهبر_شهید
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۶:۴۰

undefinedالکساندرونا الکسیویچِ نویسنده، دربارهٔ اینکه «جنگ چهره‌ای زنانه ندارد» اشتباه فکر می‌کند!
undefined سعیده سادات سیدی‌فرد منتشرشده در کانال سو_زن
undefined#بازتاب_اندیشه‌ها
undefinedدر ابتدا باید به گونه‌ی دیگری به سراغ واژه جنگ برویم. این واژه در یک بستر پسینی معنا و شکل گرفته است. یعنی بعد از وقوع جنگ، نامش را جنگ گذاشتیم و معنایی که برایش صورت داده‌ایم از رهگذر وقایع جنگ شکل گرفته است. اما اگر چند قدم به قبل از جنگ برگردیم. و یک بستر پیشینی برای معنای این واژه ایجاد کنیم. مسأله و به دنبال آن معنا تغییر می‌کند؛ چرا جنگ؟ موضوع جنگ چیست؟ جنگ بر سر منابع(نفت و هسته‌ای)، سرزمین، یا ایدئولوژی، صورت گرفته است؟ پاسخ به این پرسش ها در یک لایه‌ی عمیق‌تر، به جنگ بر سر "زندگی" باز می‌گردد.
undefinedچرا می‌جنگیم؟ چون زندگی ما به مخاطره افتاده است. همان انگیزه‌ای بنیادین بشریت. ما نوعی از زیستن را می‌خواهیم که در آن ارادهٔ انسان تصاحب نشود. اسارت با بسته‌بندی آزادی به فروش نرسد. مرگ انسان‌ها یک عدد و رقم نباشد. قدرت زندگی بالاتر از مرگ باشد. آن‌قدر بالاتر که حتی مرگ نیز نتواند زندگی را نابود کند بلکه به او جان تازه‌ای بدهد و در خدمت زندگی قرار بگیرد.پس ما می‌جنگیم با هر قدرتی که مرگ را برتر از زندگی می‌بیند.و آن قدرت نیز هر بار به علت تعریف اشتباهش از مرگ شکست میخورد. توهمی که بر اساس آن، مرگ انسان‌ها را صرفا ابزاری برای قدرت افزایی تلقی می‌کند. غافل از آن‌ که مرگ حتی در برابر نیروی بی‌پایان زندگی، ناتوان است.
undefinedبا این تحلیل، جنگ به‌مثابهٔ ستیزی برای پاسداری از زندگی بازتعریف میشود. در این پارادایم، رد پای انسان مونث(زن) به‌وضوح قابل مشاهده است. پیوند ناگسستنی زن و زندگی، نه‌فقط از منظر انسان بودن بلکه از حیث زنانگی اهمیت می‌یابد. چرا که زن مولد و پاسدار وجه لطیف و خلاق زندگی است. اگر زنانگی موتور محرکه تولید زندگی تلقی شود، چطور می‌تواند با جنگی که بر سر زندگیست. نسبتی نداشته باشد؟در این عرصه زن مدعی اصلی دفاع از زندگی است. و نه‌تنها از زندگی به دفاع برمی‌خیزد که جنگ را نیز به خدمت زندگی درمی‌آورد. همانگونه که مرگ در خدمت زندگی‌ است. بنابراین جنگ چهره زنانه دارد. چون زندگی چهره‌ی زنانه دارد.
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۰:۴۶

undefinedخواهر و همکار گرامی، سرکار خانم حمیده عرب‌سرخی
با نهایت احترام، دفاع درخشان پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد شما با موضوع «بازنمایی زن ایرانی در بیلبوردهای میدان ولیعصر تهران از سال ۱۴۰۰ به بعد» و کسب نمرهٔ عالی را صمیمانه تبریک عرض می‌کنیم.
از درگاه خداوند، تداوم توفیق و ارتقای مستمر دستاوردهای پژوهشی و نیز موفقیت روزافزون شما را در مسیر پیش رو مسئلت داریم.
ان‌شاءالله موضوع «جنسیت» و «تصویر زن» در گفتمان انقلاب اسلامی بیش از پیش در عرصه‌های علمی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرد و نظام اسلامی را در حل چالش‌های مرتبط یاری رساند.
eqlimamag.ir undefined @Eqlima_Mag

۱۳:۱۱

undefinedزنان سکانداران بلوغ امر سیاسی
undefinedدکتر شیما فتورچیان پژوهشگر ادیان و سردبیر برنامه تلویزیونی دردانه
undefined#یادداشت_اختصاصی
undefinedزن، نماد باروری و نهادهای اولیه سیاسیدر جوامع ابتدایی، زن نماد باروری و ادامه حیات طبیعی و زیستی جامعه بود و از این‌رو الهه‌ها غالباً زنانه و بخشی از نهادهای سیاسی بودند. در واقع قبل‌از اینکه سیاست در معنای مدرن خود قرار بگیرد و چیزی به‌نام دولت، قانون یا امر سیاسی ناشی‌از صنعتی شدن شکل بگیرد ساختار جامعه بر الگوی کیهانی و مادرتباری استوار بود.
undefinedزن، زمین مادر و نظم اجتماعیزن و باروری نماد زمینِ مادر و نظم‌بخش طبیعت بودند و نظم اجتماعی هم بر طبق همین زایندگیِ زنانه در هم‌زیستیِ جمعی و بازتولید قوانین اجتماعی، برمبنای تجربهٔ زیستهٔ مردمان شکل می‌گرفت.بنابراین پیش‌از سیاست به‌معنای مدرن، امر سیاسی خود، شکلی از مدیریت باروری کیهانی و نظم حیات جمعی بود و بلوغ امر سیاسی در ابتدای تمدن بشری ، به‌معنای انتقال نماد مادرسالارِ باروری به ساختارهای پدرسالار قدرت شکل گرفت.
undefinedدوران پدرسالارانه و بازتولید قدرتپس‌از آن دوران و بعد، در رنسانس و در دوران پدرسالارانهٔ سیاست، مردِ سیاستمدار، زایش قدرت را در قالب قانون، ارتش و قوهٔ قهریه بازسازی کرد. اکنون به‌نظر می‌رسد در دوران پسامدرن، درحالی‌که انسان در قلهٔ اومانیستیست و تمدن و تفکر غرب هم که در سایهٔ لیبرالیسم درحال پیش‌روندگی بود رو به افول است.
undefinedبازگشت مفهوم زایش در سیاست و نقش زناندیگر بار، بازگشتِ تدریجیِ مفهوم زایش در سیاست را داریم و زنان نمایندگان این ظرفیت زایندگی و بازسازی‌اند.از نگاه هانا آرنت، فیلسوف سیاسی و شاگرد هایدگر؛ سیاست نه سلطه بلکه زایش است و در نگاه دین‌پژوهی چون میرچا الیاده، هر سیاستی که پیوندش را با نمادهای زایش و باروری قطع کند به سیاست مرگ تبدیل می‌شود. یعنی قدرت و یا ساختاری بازتولید نمی‌کند و فقط در یک چرخه تکرار خود به خودی در جریان است.
undefinedبلوغ امر سیاسی: بازتولید حیات جمعیبه تعبیر الیاده و آرنت امر سیاسی یعنی بازتولید پیوسته حیات جمعی. پس سیاستِ بالیده و بلوغ‌یافته یعنی سیاستی که فهمیده است تداوم حیاتِ جمعی نه با زور، بلکه با ظرفیتِ زایش ساختار، الگوهای جدید و بازسازی چارچوب‌های قبلی ممکن است.
undefinedتمایز قدرت سلطه‌گر و قدرت زایندهدر معنایی عمیق‌تر بلوغ امر سیاسی زمانی رخ می‌دهد که سیاست بتواند میان قدرتِ سلطه‌گر(که در مصداق نظام سلطه‌گر و امپریالیست آمریکا و اسرائیل است) و قدرت زاینده تمایز قائل شود. قدرت سلطه‌گر ساختار سخت و مردانهٔ سیاست است و قدرت زاینده به‌مثابهٔ اصل آفریننده؛ بازآفرین و جلوهٔ نرم سیاست است.
undefinedکنش زاینده و خلاقیت در سیاستبنابراین زایش در امر سیاسی ایجاد تغییرات بنیادین و ضروری در ساختار قدرت و ظهور ایده‌ها و نهادهای جدیدی است که می‌تواند به پایداری و تغییر اجتماعی کمک کند.کنش زاینده یعنی کنشی که به‌طور مستمر بازتولید می‌شود و می‌تواند در هر لحظه برای تحولات اجتماعی جدید احیا شود این نوع کنش در بطن خود امکان خلاقیت و نوآوری دارد و می‌تواند جریانی جدید در تاریخ ایجاد کند. این کنش زاینده و فعال، امروز با حضور زنان در جنگ تحمیلی سوم در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی جلوه‌گر شده است.
undefinedحضور فعال زنان، نشانه بلوغ امر سیاسیامروز حضور و کنشِ فعال زنان را در بطن امر سیاسی می‌بینیم گویی امر سیاسی اکنون به بلوغ رسیده است. بروز و ظهور امر سیاسی جز با زنان ممکن نیست؛ چرا که امام خمینی (رحمت الله علیه) می‌فرماید:«حضور زنان در عرصه سیاسی مجاز و حتی مشروط به حفظ حدود شرعی؛ ضروری است.»
undefinedتمدن نوین و محوریت زنانبنابراین شاید بتوان ادعا کرد با توجه به اینکه تمدنِ جدید گِرد ایدئولوژی شکل می‌گیرد و نه تکنولوژی؛ پس بلوغ امر سیاسی و تمدن‌سازِ جامعه ما با تاریخ جدیدی در حال آغاز شدن و صیرورت است که زنانِ نسل‌ساز و تحول‌آفرین، آن را رقم می‌زنند.
undefinedهویت ایرانی، اسلامی و نقش زنان در تمدن عصر جدیدتاریخی که در بستر اسلام و ذیل ایدئولوژی‌های دینی و اسلامی و در کانون هویت ایرانی شکل میگیرد. هویت ایرانی که سبقهٔ تاریخی دولت _تمدن را دارد و میتواند با داشته‌های تاریخی و دینی خود تمدن عصر جدید را با محوریت زنان شکل دهد.
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۳:۵۱

undefined در دوران نظام اسلامی، این‌طور زواید فکری و خرافات، قابل قبول نیست
من طبق گزارش‌ها اطّلاع پیدا کردم که هنوز در گوشه‌وکنار این استان (خوزستان) و در بعضی جاها، عادات غلط و جاهلی نسبت به زن مسلمان وجود دارد؛ عاداتی که زن را از استقلال و شخصیت خود و از کرامتی که اسلام برایش معیّن کرده است، محروم میکند. در دوران نظام اسلامی، این‌طور زواید فکری و خرافات، قابل قبول نیست. من از بانوان - که در درجه اوّل خودِ بانوان باید بخواهند که بر طبق سیره اسلامی با آنها عمل شود - و همچنین از همه برادران - چه برادران عرب، چه برادران بختیاری و لُر، یا برادران دیگر - خواهش میکنم که اگر در میان آنها عادات و روشهای غلطی از گذشته نسبت به زنان باقی است، آن را کنار بگذارند، تا خواهران هم بتوانند در میدان‌های اجتماعی وارد شوند، تحصیل علم و معرفت کنند، خانواده‌ها را آباد کنند، فرزندان بامعرفت و باکمال و عاقل و آینده سازی را تربیت کنند، یا در هر میدان دیگری که میخواهند یا میتوانند، فعالیت نمایند. این، آن چیزی است که اسلام خواسته است و به فضل پروردگار بایستی در نظام جمهوری اسلامی تأمین شود.
۱۳۷۵/۱۲/۱۸ | #بیانات_رهبر_شهید

undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۸:۳۱

undefinedزن، معمارِ ولایتِ اجتماعی
undefinedمحمدجواد قاسمیان نیک
undefined#بازتاب_اندیشه‌ها
در هندسهٔ معرفتی اسلام، گزاره راهبردی «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات/۱۰) تنها یک توصیه اخلاقی برای پیوند میان آحاد جامعه نیست، بلکه زیربنای یک «ارگانیسم اجتماعی» زنده است که در آن، هر فرد در قبال کلِ پیکره مسئولیت دارد. اما در این میان، نقش زنان در تحقق این «اخوت و ولایت اجتماعی» چگونه بازتعریف می‌شود؟ پاسخ را باید در «الگوی سوم زن» جستجو کرد؛ الگویی که نه زن را در پستوی خانه‌نشینیِ متحجرانه حبس می‌کند و نه او را به مثابه ابزاری در خدمت چرخ‌دنده‌های سرمایه‌داری غربی به ابتذال می‌کشاند.
undefinedهندسه ولایت اجتماعی و تمدن‌سازیرهبر معظم انقلاب در تبیین مراحل پنج‌گانه تمدن‌سازی، پس از تشکیل دولت اسلامی، بر «جامعه اسلامی» تأکید می‌ورزند. جامعه اسلامی همان نقطه‌ای است که در آن آیه «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ» (توبه/۷۱) عینی می‌شود. در این نگاه، زن نه یک موجود حاشیه‌ای، بلکه ستون فقراتِ «مواسات» و «ولایت اجتماعی» است. ایران اسلامی پس از عبور از ۵۰ شب امتحان الهی و میدان‌داری در برابر فتنه‌های ترکیبی، اکنون به وضوح شبیه به همان جامعه آرمانی شده است؛ جامعه‌ای که در آن مرزهای میان «خانه» و «اجتماع» به نفع «امنیت اخلاقی و معنوی» بازتعریف شده است.
undefinedسه‌گانه رشد: فرد، خانواده و جامعهزنِ تراز انقلاب اسلامی، مصداق بارزِ مجاهدت در سه جبهه همزمان است. او نه به‌بهانه رشد فردی، خانواده را فدا می‌کند و نه به بهانه خانه‌داری، از مسئولیت‌های اجتماعی و تمدنی‌اش شانه خالی می‌کند.در ساحت فردی: او با تمسک به معنویت و دانش، به کمال انسانی می‌رسد.در ساحت خانواده: او در نقش مادری و همسری، حبل‌المتین عاطفه و تربیت است. به‌ویژه همسران نظامیان و مجاهدان، که با صبوری و مدیریتِ پشت جبهه، امکان ایستادگی در برابر استکبار جهانی و آمریکای جهان‌خوار را فراهم می‌کنند. آن‌ها شریک در جهاد و شهادتِ همسرانشان هستند.در ساحت جامعه: او با حضور عفیفانه و مقتدرانه، خانه را به وسعت یک جامعه گسترش داده است.

undefinedتفاوت جوهری: زنِ ایرانی و زنِ غربی در تعریف «امنیت»یکی از ظریف‌ترین تفاوت‌های تمدنی در مفهوم خانه و خیابان نهفته است. زنِ مسلمانِ ایرانی، با تکیه بر الگوی سوم، توانسته است خیابان را به خانه تبدیل کند؛ به این معنا که او فضای عمومی و اجتماعی را با عفاف و وقار خود، به محیطی امن، عفیف و سرشار از آرامش (شبیه به حریم امن خانه) تبدیل کرده است تا سه‌گانه رشد (فرد، خانواده، جامعه) در بستر امنیت کامل محقق شود.در مقابل، تمدن غربی تحت لوای آزادی‌های دروغین، خانه را به خیابان تبدیل کرده است. در نگاه غربی، حرمت و قداست خانه به عنوان مأمنِ اختصاصی و مظهرِ سَکَن، شکسته شده و به فضایی عمومی و بی‌حصار بدل گشته که هر بیگانه‌ای بدون ملاحظه و ضابطه به آن راه می‌یابد. این ویرانیِ حریمِ خصوصی در غرب، منجر به فروپاشی سه‌گانه رشد و تبدیل زن به یک عنصر مصرفی شده است.
undefinedمجاهدت در جنگ با آمریکا و میراث شهادتشهادت زنان در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، و حضور حماسی آن‌ها در جنگ‌های نوین (سخت و نرم) با آمریکا، امتداد همان مجاهدتِ زینبی است. زنانی که در میدان‌داری اخیر، با بصیرت خود، نقشه دشمن برای دوقطبی‌سازی جامعه را نقش بر آب کردند، در واقع در حال تمدن‌سازی بودند. آن‌ها نشان دادند که ایرانِ امروز، جامعه‌ای است که در آن اخوتِ ایمانی بر تفرقه استکباری پیروز شده است.
undefinedطلوع تمدن نوین با محوریت زن مجاهدنگارنده معتقد است که عبور از ۵۰ شب ایران‌داری، جامعه ایرانی را به بلوغی رسانده که در آن الگوی سوم زن دیگر یک تئوری نیست، بلکه یک واقعیتِ میدان‌دار است. زنی که هم مربیِ تمدن در دامن خود (نقش مادری) است و هم دیده‌بانِ بیدار در برابر نفوذ دشمن. این زن، با حفظِ اصالتِ همسری و مادری، در قامت یک مجاهدِ بین‌المللی در برابر آمریکای مستکبر ایستاده و با تبدیلِ فضای اجتماعی به محیطی امن و قدسی، مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی را هموار کرده است.
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۹:۳۵

undefinedرژه زنان علیه رکود حوزه زنان
چگونه اخلاق انتزاعی مانع از فهم واقعیت زن ایرانی می‌شود؟ (۱)

undefinedمهدی تکلو پژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعه‌شناسی
undefined#یادداشت_اختصاصی
حوزه زنان اگر مسامحتاً به حوزه‌ یا منظری فکری اشاره ‏می‌کند که در آن علوم انسانی و اجتماعی با حساسیت به مقولۀ جنسیت به انسان و پدیده‌های انسانی ‏نگاه می‌کند، برخلاف اهمیتی که به لحاظ موضوعی یا منظری دارد، حوزۀ فقیری است. مسائل فکری غالباً ‏در نحوی از رکود تاریخی پیچیده می‌شوند و بسیار عقب‌تر از حرکت تاریخ تغییر می‌کنند
یکی از ‏پرسش‌هایی که می‌بایست سالهایی بسیار دورتر از حالا حل‌وفصل می‌گردید مناسبات هویت جنسیتی زنانه ‏در دنیای مردانه خاصه و با تأکید بر صحنۀ نظامی و آلات جنگ و قتال است. علیرغم اینکه این پدیده ‏هم در زمان رسول اکرم (ص) و هم به نحوه ویژه در دورۀ نیم‌قرنی انقلاب اسلامی ظهور و بروزات قابل ‏توجهی داشته، هنوز به منزلۀ پدیده‌ای عجیب و محیرالعقول شناسایی می‌شود که نیازمند قضاوت و ‏صورت‌بندی است. رژۀ جان‌فدای دختران و البته جنگ تحمیلی سوم با گشایش‌های مردمی و خیابانی باری ‏دیگر این گفتگوی انجام نشده را یادآوری کرد.‏
از رایج‌ترین مواجهات در برابر این پدیده، از پایگاه دفاع از هویت زنانه و تقبیح مردوارگی انجام ‏می‌گرفت. این مواجهۀ پرتکرار انتقادی به پدیدۀ رژۀ جانفدا، در دو سطح تشریح می‌شد. سطح نخست بر ‏نقش‌های طبیعی زنانه تأکید می‌کرد که اساساً منطقۀ جنگ و قلمروی جنگیدن را متضاد با وظایف زنانه ‏نشان می‌داد. به‌عبارتی حسب «طبیعت جنسیتی» زن وظایفی دارد و نباید با مداخله در جهان جنسیتی ‏دیگر، از وظایف خود غافل گردد.
سطح دیگر اما درصدد یادآوری تکالیف و نقش‌های زنان نبود بلکه اتفاقاً ‏مزیت‌های زنانه را برجسته می‌ساخت. در این مواجهه تلاش می‌شد «قدرت و مزیت زنانه» ذیل مظاهر ‏مردانه مستحیل و مغفول واقع نشوند و انذار داده می‌شد که زنان نباید در دنیای مردانه به جستجوی ‏مزیت‌های هویتی بگردند. مزیت‌های زنانه در روشن‌ترین نمونۀ این نوع مواجهه در خانواده و در نقش‌های ‏همسری و مادری قابل رویت است، خواه برخی این مزیت‌ها را بیرون از خانواده ممکن بدانند و خواه برخی ‏عالی‌ترین سطح قدرت و مزیت زنانه در این موقعیت روایت کنند.‏
اشکالات قابل‌توجهی در این مواجهه‌ها وجود دارد که می‌توان مهم‌ترین آن‌ها را در ساحت «روش‌شناختی» ‏جستجو کرد. تحلیل‌های این چنین در ضمن خود از نوعی خلط معرفتی غیر‌روشمند رنج می‌برند. تحلیلگر تا ‏زمانی که تلاش می‌کند هویت‌های جنسیتی را در زن و مرد متمایز کند، نقطۀ عزیمتی ‏انسان‌شناختی/ذات‌شناختی دارد و می‌تواند بگوید ویژگی‌های متمایز زن و مرد در یک انتزاع ‏ذات‌شناسانه‌ای چنین است. در این سطح تحلیلگر و متفکر به نوعی «حقیقت» نائل شده است که برای او ‏جنبه‌ای الهیاتی، ارزشی و اخلاقی پیدا می‌کند. در شرایطی که او هنوز از یک ساحت «تحقیقی» خارج نشده ‏است تلاش می‌کند مختصاتی را که از جنسیت زنانه و مردانه مفروض گرفته تا سطح حکمت عملی بسط ‏بدهد و به توصیفات هنجاری برسد و مشخص کند «زن و مرد باید چگونه زندگی کنند؟».‏
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۲:۱۴

undefinedرژه زنان علیه رکود حوزه زنان
چگونه اخلاق انتزاعی مانع از فهم واقعیت زن ایرانی می‌شود؟ (۲)
undefinedمهدی تکلو پژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعه‌شناسیundefined#یادداشت_اختصاصی
اما در فرض اینکه تمام این مسیر از هر نظر به ‌درستی طی شده باشد، اولین و مهم‌ترین خطا در اینجا رخ ‏می‌دهد که تحلیلگر نسبت به «فهم واقع» در جامعه – آنگونه که هست – التزامی ندارد و تصور می‌کند ‏واقعیت جامعه را کاملاً در چنگ خود دارد و حالا می‌تواند از تفاوت‌های «واقعیت» و «حقیقت» بحث ‏کند. اینجا سرآغاز انتزاعی‌شدگی، ازجاکندگی تاریخی و اجتماعی است.
متفکر سازه‌های نظری تحقیقی را ‏بدون التزام به چارچوب‌های نظری و روش فهم وضعیت تحقق‌یافته به شابلون‌هایی تبدیل می‌کند و به ‏وسیلۀ آن به قضاوت پدیده‌های اجتماعی مبادرت می‌ورزد. در بسیاری از این متون که حاوی خلط پنهانی ‏میان الهیات، اخلاق و ذات‌شناسی جنسیتی با جامعه‌شناسی جنسیت است، تنها یک فرض اثبات‌نشده ‏وجود دارد که از ساحت انتزاعی ذات و طبیعت انسان نیامده و آن این است که «نوعی مهندسی فرهنگی و ‏سیاست‌گزاری» موجب شده زنان در چنین رژه‌ای شرکت کنند.‏دربرابر این صورت‌بندی‌های شبه‌اخلاقی اولین پرسش‌ها این است که «واقعیت رژۀ جانفدای دختران ‏چیست؟»، «واقعاً زنانی که بروز نظامی داشته و آلات جنگی به دست گرفته‌اند،‌ چه درکی از خود و عمل ‏خود دارد؟»، «موقعیت جنگ وجودی و بعثت مردمی، چگونه در فهم این پدیده قابل توضیح است؟»، ‏‏«زن ایرانی از گذشته تا امروز فارغ از بحث‌های نظری و اخلاقی، روی زمین مشغول چه پروژۀ تاریخی بوده ‏است؟».
پرسش‌هایی از این قبیل میانجی مغفول قضاوت ارزشی چنین تحلیل‌هایی هستند و برای پاسخ به ‏آن علاوه‌بر نوعی «درک فلسفی، نفس‌الامری جنسیت» به انواعی از «نظریات جامعه‌شناختی ‏جنسیت‌نگر» نیاز دارد.
نظریاتی که نه‌تنها اثباتاً در سطور چنین تحلیل‌هایی ظهور ندارد، بلکه روشن است ‏ثبوتاً هم در ذهن تحلیل‌گر چنین دستگاهی برای تحلیل واقعیت وجود نداشته است که درنتیجۀ آن، ‏بسته‌های اخلاقی مبتنی بر ذات، بدون فهم و لحاظ پیچیدگی‌های انسان در اراده‌ورزی اجتماعی بر ‏سوژه‌های انسان تحمیل می‌شوند. مثلاً باید پرسید «آیا سلاح به‌دست گرفتن زنان تحت هر شرایطی، در هر ‏زنی و در هر زمانی نشانۀ مردواردگی است؟»، «آیا هر زنی که سلاح به‌دست می‌گیرد، در حالی مدفون کردن ‏قدرت‌های زنانه و فروگزار نمودن نقش‌های زنانه است؟» و یا در پرسش‌های اساسی‌تر «آیا ‏سلاح‌به‌دست‌گرفتن زن مسلمان ایرانی در شرایط جنگ و بعثت با سلاح‌به‌دست‌گرفتن زن‌های نیروی ارتش ‏اسرائیل و آمریکا تفاوت وجودی و ماهیتی ندارد؟».‏
اگر این قطعات فروریخته در تحلیل‌ها در جای خود قرار می‌گیرد مشخص خواهد شد کدام تحلیل‌های اساساً ‏نسبتی با واقعیت اکنونی زن ایرانی دارد و کدام نه. سپس روشن خواهد شد زن ایرانی در حال فتح کدام ‏قله‌هاست، حتی اگر به حسب ظاهر بخشی از این مسیر «مردانه به نظر برسد.»‏
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۲:۱۴

thumbnail
undefinedاقامهٔ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی
زنان چگونه باید فضای انتقام‌خواهی رهبری را مدیریت کنند؟

undefinedحمیده عرب‌سرخی
undefined#گزیده_ویژه‌نامه
یکی از ابعاد استمرار «خون‌خواهی» و «انتقام خون رهبر شهیدمان»، صحبت‌کردن در بستر «روضه» و «عزاداری» است؛ عزاداری‌ای که ما باید در آن، «بلوغی زنانه» را داشته باشیم.
undefinedدانلود فایل شمارهٔ چهارم ویژه‌نامه جنگ تحمیلی سوم در مجله اقلیما
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۱:۵۷

thumbnail
undefinedجهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا»
مصاف صورت‌بندی، چگونه به عقل و قلب و زبان زنانه نیازمند است؟

undefined مهدی تکلو
undefined#گزیده_ویژه‌نامه
صورت‌بندی زینبی، صورت‌بندی عبور از منطق‌های ظاهری است که غالباً چون کفایت نمی‌کنند موجب اختلاف می‌شوند. صورت‌بندی زینبی فهم سنت‌های خداوندی در مصاف وجودی با باطل است که چگونه این مقاومت می‌تواند بسط دهنده سطح جدیدی از زیبایی، مهر و جذبۀ خداوندی را رقم بزند. این صورت‌بندی کاری زنانه است. باید جنس زن را در این موقعیت فهم کرد و از او چنین مأموریتی را مطالبه نمود.
undefinedدانلود فایل شمارهٔ چهارم ویژه‌نامه جنگ تحمیلی سوم در مجله اقلیما
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۸:۱۳

undefined این کار خیلی با عظمت است!
این مسئله‌ی بانوان و دختران ورزشکار ما که با حجاب در میدان میروند، خیلی چیز مهمی است. من نمیدانم کسانی که درصدد ارزیابی حوادث کشورند، یک ارزیابی درستی از این قضیه دارند یا نه. این، فوق‌العاده است. در کشوری از کشورهای اروپا، یک زنی (مروه شربینی) را به جرم باحجاب بودن، جرأت میکنند چاقو میزنند و او را میکُشند؛ آن هم در دادگاه و جلوی چشم قاضی! اینجوری است. خجالت نمیکشند؛ در دانشگاه، در ورزشگاه، در پارک، در خیابان، به حکم قانون - قانونی که جعل کرده‌اند - متعرّض زن محجبه میشوند. آن وقت در این فضا، توی این کشورها، یک زن محجبه در موضع قهرمان بر روی سکوی قهرمانی می‌ایستد و همه را وادار میکند به این که او را تکریم و تجلیل کنند. این چیز کمی است؟ این چیز کوچکی است؟ این کار خیلی باعظمت است.
۱۳۹۱/۱۲/۲۱ | #بیانات_رهبر_شهید

undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۰:۰۴

undefinedبعثت زن محجبه انقلابی در مقدّرات اساسی، پیشران حل بی‌حجابی
undefined حجت‌الاسلام محسن قنبریان در کانال شخصی
undefined#بازتاب_اندیشه‌ها
۱. امام جایگزین بی‌حجابی زنان را، تحقق مقام زن در «دخالت در مقدرات اساسی مملکت» معرفی فرمود. حضور مستمر اینباره زنان بر سر مقدرات اساسی(جنگ و پایان بندی اش) است.
۲. رهبر شهید راه حل تراز انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف را «خلق اراده عمومی» (مثل بعثت اخیر) معرفی فرمود. اراده عمومی حول مقدرات اساسی شکل می گیرد نه فرعی!
۳. بعثت کنونی «به طرز عجیبی زنانه» است. ایجاد و بقا و جلوه های مختلف آن پیرامون مقدرات اساسی با «پرچمداری زنِ محجبه انقلابی» رقم می خورد.
۴. این «عاملیت زن محجبه انقلابی» در میادین، تا همین الان «خاستگاه حرمت سیاسی بی حجابی» را زایل کرده است! کشف حجاب جمعیِ۱۴۰۱ با هدایت بیگانه، «برای براندازی نظام اسلامی» طراحی شد؛لذا غیر از حرام شرعی،«حرام سیاسی» لقب گرفت! اینکه زنان بی حجابی به «میانداری حداکثریِ زن محجبه انقلابی» آمدند و پرچم چرخاندند،اتفاق کوچکی نیست. پاره شدن «حرمت مضاعف آن» و تقلیل آن از یک جریان برانداز به «یک انتخاب فردیِ غیر شرعی» است.
۵. مشاهدات میدانی نشان می دهد عده قابل توجهی از همان مکشفه های حاضر شده، در شبهای بعد، سبکی از پوشش سر را برگزیدند که نوعاً متمایز هم بود؛ نه حجاب شرعیِ زنان مذهبی پیشران این بعثت است و نه حتی شل حجابی سابق! بیشتر به نوعی «پوشش سیاسیِ متناسب» با این دخالت در مقدرات اساسی کشور در مقاومت است!
۶. ادامه اثر بر بی حجابی از این مسیر می گذرد؛ نه تقابل!
با خودآگاهی زنان این بعثت و تشدید کارکردش اتفاق می افتد؛ نه بی تفاوتی!

undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۲:۱۴

undefinedپایان استعارهٔ زنِ قربانی!
undefinedدکتر مجتبی رستمی‌کیا
undefined#یادداشت_اختصاصی
undefinedزبان، جنسیت و میدان نبرد
جنگ‌ها صرفاً در میدان‌های نظامی رخ نمی‌دهند. یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد امروز، میدان معنا است. در این میدان، زنان با بازتعریف استعاره‌های جنسیتی، روایت غالب از «قربانی بودن زن در جنگ» را به «عاملیت استراتژیک زن» تبدیل کرده‌اند. تجمعات خیابانی ۵۰ شب اخیر در ایران، صحنه‌ای بی‌سابقه از این تحول معنایی بود.استعاره «مادر-فرمانده»: از حضیض فقدان به اوج عاملیتدر فرهنگ سنتی جنگ، زن اغلب در استعاره «مادر سوگوار» یا «همسر منتظر» چارچوب‌بندی می‌شد. اما آنچه در خیابان‌های ایران در پنجاهمین روز فقدان رهبر شهید رخ داد، گسست از این استعاره کهنه بود. زنان با حضور در صف‌های مقدم رژه «جانفدایی»، خود را نه به عنوان «سوگوارانی منفعل»، بلکه به عنوان «مادران-فرمانده» بازتعریف کردند. این استعاره جدید، تلفیقی از عاطفه مادرانه و عزم رزمنده است.
undefinedاستعاره «صورتی‌سازی قدرت»: معکوس کردن رمزگان تهدیددر فرهنگ نظامی متعارف، رنگ صورتی نمادی از «ضعف»، «لطافت» و «غیررزمی» است. اما آنچه زنان در تجمعات اخیر انجام دادند، واژگونی این دلالت معنایی بود: تفنگ صورتی نه به معنای «اسباب‌بازی» یا «کم‌تهدیدکننده» بلکه به‌معنای مؤنث‌سازی مقاومت و نمایش این حقیقت که «قدرت جنسیتی برساخته‌ای بیش نیست» موشک و ماشین صورتی: بازنمایی این ایده که حضور زنانه در جنگ، نه حاشیه‌ای، بلکه ساختارشکن است. صورتی شدن سلاح، استعاره‌ای است از «در اختیار گرفتن نمادهای قدرت توسط سوژه‌ای که قرار بود فقط قربانی باشد»
این «صورتی‌سازی» را می‌توان مقاومت نشانه‌شناختی نامید بازپس‌گیری نمادهایی که علیه زنان ساخته شده بودند.
undefinedسه‌گانه خیابان، میدان و دیپلماسی: استعاره «پل زنانه»تحلیل‌های سنتی، عرصه جنگ را به سه حوزه مجزا تقسیم می‌کنند: خیابان (اعتراض و پشتیبانی مردمی)، میدان (نبرد نظامی) و دیپلماسی (مذاکرات سیاسی). اما زنان در ۵۰ روز مقاومت ایران، استعاره «پل زنانه» را برساختند: آنها در خیابان‌ها حضور فیزیکی داشتند، در میدان نبرد با طراحی عملیات‌های «جانفدایی» نقش مستقیم ایفا کردند، و در عرصه دیپلماسی، «شهیدان دختر» را به نمادی از «خط قرمزهای ملی» تبدیل ساختند.این سه‌گانه، در تحلیل نهایی، یک پیوستار معنایی است: زن نه در یک عرصه که همزمان در سه عرصه، روایت جنگ را بازمی‌نویسد.
undefinedلباس فرم زنان: استعاره «بدن-سنگر»یکی از برجسته‌ترین نشانه‌ها در تجمعات، پوشش زنان بود. نه لباس جنسیتیِ «غیرنظامی» و نه لباس نظامیِ خشن، بلکه «لباس فرم زنان». این لباس، استعاره‌ای است از «بدن‌سنگر»: بدنی که هم مؤنث است، هم مقاوم؛ هم در معرض تهدید، هم خود تهدیدکننده برای دشمن. این لباس، مرز میان «حیات خصوصی» و «عرصه عمومی نبرد» را محو می‌کند.
undefinedپایان اسطوره «زن قربانی»آنچه در ۵۰ روز مقاومت ایران و تجمعات رخ داد، یک تحول استعاری بنیادین بود: زن از قاب «قربانی منتظر نجات» خارج شد و وارد قاب «سوژه‌ای استراتژیک» گردید. سه‌گانه خیابان، میدان و دیپلماسی دیگر عرصه‌هایی مجزا برای «مردان جنگی» نیست؛ زنان با استعاره‌های صورتی، لباس فرم و جانفدایی، خط مقدم معنا را فتح کرده‌اند. شاید مهم‌ترین پیام این یادداشت این باشد: در جنگی که معنای آن در خیابان‌ها ساخته می‌شود، دیگر نمی‌توان «بدون زنان» درباره جنگ حرف زد.
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعهeqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۱:۲۵