واکاوی نقش زن در مأموریتهای راهبردی در کنار رهبر انقلاب
اگر نامه تاریخی امام خمینی به میخائیل گورباچف را آغاز فصل تازهای از حضور تمدنی جمهوری اسلامی در جهان بدانیم و شهادت آیتالله خامنهای در دفتر کار خود، در کنار دخترش بشری سادات حسینی و عروسش زهرا حداد عادل را میتوان به عنوان نقطه اوج این فصل تلقی کنیم، آنگاه میتوان میان این دو رخداد، پیوندی عمیقتر از یک تداوم سیاسی مشاهده کرد؛ پیوندی که یکی از برجستهترین ابعاد آن، تحول جایگاه زن در روایت انقلاب اسلامی است.
نامه امام خمینی به گورباچف، صرفاً یک پیام دیپلماتیک نبود؛ بلکه اعلام حضور یک گفتمان تمدنی در عرصه جهانی محسوب میشد. ترکیب هیئت اعزامی نیز خود حامل معنا بود. حضور آیتالله جوادی آملی، دکتر محمدجواد لاریجانی و بانو مرضیه دباغ، تصویری از همنشینی حکمت، تخصص و مجاهدت را به نمایش گذاشت. در این میان، حضور مرضیه دباغ واجد دلالتی فراتر از یک انتخاب تشریفاتی بود. او بهعنوان زنی مبارز، مادری استوار و شخصیتی برخاسته از متن انقلاب، نشان داد که زن مسلمان نه در حاشیه تحولات سیاسی، بلکه در متن مأموریتهای راهبردی جمهوری اسلامی حضور دارد.
از این منظر، او را میتوان یکی از نخستین تجلیهای آنچه بعدها از آن با عنوان «الگوی سوم زن» یاد شد، دانست؛ الگویی که نه در انفعال سنتی تعریف میشود و نه در الگوی فردگرایانه مدرن، بلکه میان مسئولیت خانوادگی، تعهد اجتماعی و کنش سیاسی پیوند برقرار میکند.در این میان، شهادت آیتالله خامنهای در کنار بشری سادات حسینی و زهرا حداد عادل، لایهای تازه بر همین منظومه معنایی میافزاید.
اگر مرضیه دباغ در آغاز این مسیر، پرچمدار حضور زن در عرصه ابلاغ پیام انقلاب بود، بشری سادات حسینی و زهرا حداد عادل در نقطه اوج این مسیر، با شهادت در کنار رهبر انقلاب، به نماد نسل تازهای از زنان انقلاب تبدیل میشوند؛ نسلی که حضور اجتماعی و مسئولیت سیاسی را نه در قالب سخن، بلکه در متن سرنوشت تاریخی خود معنا میکند.
اهمیت این دو شخصیت تنها در نسبت خانوادگی آنان با رهبر انقلاب خلاصه نمیشود. آنچه به حضورشان معنا میبخشد، قرار گرفتن در کانون یک رخداد تاریخی است؛ رخدادی که خانواده را از یک حوزه خصوصی به عرصهای برای مشارکت در سرنوشت عمومی ارتقا میدهد. بدین ترتیب، زن در این روایت، نه صرفاً همراه یک رهبر، بلکه شریک در مسئولیت تاریخی و حامل بخشی از هزینههای آن معرفی میشود.
از این منظر، میتوان گفت مسیری که با حضور مرضیه دباغ در مأموریت گورباچف آغاز شد، با برجسته شدن بشری سادات حسینی و زهرا حداد عادل به مرحلهای تازه میرسد. در نقطه آغاز، زن انقلاب، حامل پیام و زبان گفتوگو با جهان است؛ در نقطه اوج، همان زن به نماد ایثار، پایداری و همراهی با آرمانها بدل میشود. یکی، پرچمدار «دیپلماسی انقلاب» است و دیگری، پرچمدار «پایداری انقلاب». این دو تصویر، در کنار یکدیگر، روایت زن را از یک نقش نمادین به یک نقش تمدنی ارتقا میدهند.
بر این اساس، پیوند میان نامه امام خمینی و واقعه شهادت امام خامنهای را میتوان نه صرفاً در نسبت «کلام» و «خون»، بلکه در تداوم حضور زنان در متن تاریخ انقلاب اسلامی جستوجو کرد. اگر در آغاز، زن مسلمان پیامآور اندیشه انقلاب بود، در این پایان نمادین، حافظ و شریک سرنوشت آن نیز هست. بدینسان، روایت انقلاب از خلال حضور دو نسل از زنان، از مرضیه دباغ تا بشری سادات حسینی و زهرا حداد عادل، به روایتی از استمرار مسئولیت، مشارکت و ایثار تبدیل میشود؛ روایتی که در آن، زن نه حاشیهنشین تاریخ، بلکه یکی از سازندگان و حاملان حافظه تمدنی آن است و جامعه امروز زنان سخت تشنه روایتی دقیق و همه جانبه از سیره و سلوک این دو بانوی شهید نشسته است.
۲.۸K
۱۲:۳۷