#گزارش_متنی_صوت
وقتی میدان جنگ به خانه و خانواده مردم کشیده میشود، نقش زنان بهطور طبیعی نقشی بیبدیل خواهد شد و دقیقاً همین اتفاق نیز رخ داده است. بنابراین، از همان آغاز، مقاومت بر پایه زن است؛ یعنی مبتنی بر ایستادگی زنانه. عنصر اصلی میدان نیز بار دیگر زنان هستند؛ هم در حضور عمومیشان، از آغاز خیزش تا عبور از رنج و رسیدن به حماسه، و هم در این شبهایی که شاهد ایستادگی، سفرهداری و میزبانی آنان برای همه مردم هستیم.
هر جا که یک حرکت رنگ و بوی مراسم و آیین به خود بگیرد، مراسمداری در جامعه اسلامی بیش از همه بر عهده زنان است؛ یعنی به لحاظ نوعی، زنان بهتر از مردان میتوانند مراسمداری کنند. در بسیاری از مناسبتهای دیگر نیز همین نقش را مشاهده میکنید.پس اصل مقاومت با زنان است و صورتبندی آیینی و مراسمیِ آن نیز نقشی بیبدیل دارد. حتی در ایام انقلاب نیز چنین صحنههایی نداشتیم که نود یا صد شب پیاپی، جمعیتهای انبوه و اثرگذار در صحنه حضور داشته باشند.
زنان در مرحله پایانبندی نیز نقش مؤثری دارند. یکی از کارکردهای آنان این است که میتوانند خط قرمزها را مشخص کنند و حتی به تعبیر دقیقتر، «تابوهای پایانبندی» را بسازند. تابو یعنی منطقه ممنوعه؛ یعنی میتوانند برخی از اصول پایانبندی عزتمندانهای را که میان حاکمیت، رهبری و مردم بر سر آن توافق وجود دارد، به خطوط ممنوعه تبدیل کنند. زنان، چون با حیا و شرم اجتماعی سروکار دارند، در ساختن تابو نقش جدیتری ایفا میکنند. این مسئله فقط به افکار و عقلانیت جامعه مربوط نیست، بلکه با فرهنگ حیا و شرم پیوند خورده است.
زنان، برخلاف مردان، معمولاً در مسائل سیاسی کمتر گرفتار جزئینگری و جناحبندی میشوند. بنابراین، حضور آنان در مراسمی که ماهیت سیاسی دارد، در عین تقویت امر سیاسی، از جناحی شدن و ایجاد تفرقه نیز جلوگیری میکند؛ زیرا برای زنان، دستهبندیهای سیاسی به اندازه مردان اهمیت ندارد و امروز نیز به همین ویژگی نیازمندیم که اختلافات جناحی را وارد میدان نکنیم.
در بخش سلبی، میتوانند برخی موضوعات را به خطوط قرمز تبدیل کنند؛ همانند مسئله مذاکره درباره توان موشکی، تا دولتها به آن نزدیک نشوند و تابآوری جامعه آسیب نبیند. ما واقعاً به چنین توافقهای اجتماعی نیاز داریم؛ به جای آنکه هر کس سخنی متفاوت بگوید، باید درباره برخی اصول به اجماع برسیم.
در بخش ایجابی نیز، مانند طرح «ایران همدل» یا جمعآوری طلا برای لبنان و سپس برای ایران، زنان میتوانند نقش بسیار مهمی ایفا کنند. پس این وضعیت جنگی ما و نقش زنان در آن است. اگر بخواهیم همین چهار مرحله را در عاشورا بررسی کنیم، خواهیم دید که همه این مراحل با قرائت زنانه در عاشورا نیز قابل مشاهده است.
عاشورا تنها جنگ خانوادگی اهلبیت است. در هیچیک از جنگهای پیامبر، امیرالمؤمنین یا امام حسن مجتبی چنین حضوری از خانواده اهلبیت وجود نداشته است. تنها در عاشورا، اهلبیت به صورت خانوادگی حضور یافتند؛ البته نه برای جنگ، بلکه جنگ بر آنان تحمیل شد.
یکی از گزارههایی که باید اصلاح شود، این است که نقش زنان در عاشورا را از عصر عاشورا آغاز نکنیم. نقش آنان از همان لحظه خروج از مدینه و سپس از مکه آغاز میشود و در تمام این مراحل حضور دارند. درست است که اوج مسئولیت آنان پس از عاشورا و بر دوش حضرت زینب(س) و اسرا قرار میگیرد، اما زنان در همه مراحل، از ائتلافها و رویاروییها گرفته تا سفارتها، رایزنیها و آنچه امروز شاید بتوان از آن با عنوان دیپلماسی یاد کرد، حضوری فعال داشتهاند.
برای نمونه، همه شهدای بصره که به امام حسین(ع) پیوستند، از خانه بانویی به نام «ماریه» حرکت کردند. این نشان میدهد که یک زن حسینی در بصره توانسته بود چنان پایگاهی ایجاد کند که هر کس از بصره به امام میپیوست، از آن خانه برخاسته بود. مقتضای امروز ما جنگ است؛ جنگ، روایت فاتحانه آن، پایانبندی عزتمندانه، تابآوری اقتصادی و چشمانداز امیدبخش ایران پس از جنگ. این چهار مرحله را اگر در عاشورا جستوجو کنیم، ظرفیت عظیمی برای الهام گرفتن از نقش زنان خواهیم یافت.
۱.۳K
۱۸:۴۵