عکس پروفایل اقتصاد منطقه | مهدی ازرقیا
۱ هزار عضو

اقتصاد منطقه | مهدی ازرقی

undefinedمدیر گروه تعاملات خارجی اندیشکده ایتاناکثرا تحلیل تحولات اقتصادی و سیاسی غرب آسیاتلگرام:https://t.me/eqtesadmanایتا: https://eitaa.com/eqtesadman
thumbnail
درد اخراج آمریکا بر جان حاکمان حاشیه خلیج فارس
undefinedدر حالی که سرانهٔ درآمد صادرات نفت برای شهروندان امارات یا قطر به ترتیب حدود ۹۹ هزار و ۷۷ هزار دلار است، این رقم برای هر ایرانی تنها ۴۸۳ دلار برآورد می‌شود. این شکاف عمیق، بیش از آنکه معلول جغرافیا یا کارآمدی سیاسی باشد، ریشه در مهندسی و مداخله سیاسی استعمار غربی، به‌ویژه بریتانیا، در خلیج فارس دارد.
undefinedبریتانیا از ابتدای قرن نوزدهم با امضای قرارداد عمومی صلح با قبایل ساحل آشتی (۱۸۲۰)، سپس قراردادهای تحت‌الحمایگی با بحرین (۱۸۸۰)، کویت (۱۸۹۹) و قطر (۱۹۱۶)، ساختار امیرنشین‌های قبیله‌ای کوچک را به‌عنوان واحدهای سیاسی تحت‌الحمایه تثبیت کرد.
undefinedاین واحدها نه بر اساس ظرفیت طبیعی برای کشورداری، بلکه با هدف ایجاد موجودیت‌های رانتی با جمعیت شهروندی اندک طراحی شدند. سیاست درهای بستهٔ شهروندی و ترکیب جمعیتی با اکثریت کارگران خارجیِ فاقد حقوق سیاسی، که از همان دوران قیمومیت آغاز شد، دقیقاً تضمین می‌کرد که نسبت جمعیت به درآمد پایین بماند و دلارهای نفتی بدون مانع به خزانهٔ دولت‌های کوچک و از آن‌جا به بانک‌ها و بازارهای غربی سرازیر شود. تشکیل فدراسیون امارات متحده عربی در ۱۹۷۱، تحت نظارت مستقیم بریتانیا، آخرین پرده از این نمایش جداسازی و کوچک‌سازی سیاسی برای مدیریت مازاد درآمد نفت بود.
undefinedساختار سیاسی این کشورها، از تأسیس در سایهٔ ناوگان سلطه بریتانیا تا بقای امروز در چتر امنیتی آمریکا، یکسره به منافع نظام سلطه گره خورده است. این موجودیت‌های سیاسی، آفریدهٔ یک ضرورت استعماری‌اند: ایجاد ایستگاه‌های امن، برای جذب مازاد نفت و بازگرداندن آن به مدار اقتصادی غرب.
undefinedبه همین دلیل، هرگونه تلاش برای تفکیک این ساختارها از لایهٔ امنیتی‌شان، به معنای قطع بند ناف تغذیه‌کنندهٔ آن‌هاست و ذاتاً تنش‌زا خواهد بود. حکام این کشورها فارغ از اختلافات ظاهری همچون گرایش‌های دینی و سیاسی، در اصل متولد یک واقعه هستند که برآیند عملکرد آنان نیز در جهت تامین منافع خالق خود خواهد بود.
@eqtesadman@eqtesadman
undefined۱

۱۲۱

۱۵:۱۳