بله | کانال عِشقالگَرانه
عکس پروفایل عِشقالگَرانهع

عِشقالگَرانه

۲۱۸عضو
شرفِ هر عاشقیبه قدر معشوق اوست ...

۹:۰۱

Hajmahdirasuli-shab4moharam1439-Roze2.mp3

۰۸:۲۰-۹.۱۳ مگابایت
دلم تنگ شهیدان است امشب ...

۲۲:۲۱

Mohsen Chavoshi - Dooset Dashtam.mp3

۰۴:۰۵-۳.۶۱ مگابایت

۸:۱۱

Man Bayad Miraftam.mp3

۰۳:۴۵-۸.۷۵ مگابایت
اون که دیوونه ام کرد، لایق جنون نبود ...

۸:۲۳

گاهىِ روحِ معشوق پانسمان مى خواهد بايد بر بالينش بنشينى دستِ دلش را گرم بگيرى و بر لاله گوشش زمزمه كنى آرام بخواب دلك اَم تا بيدار شوى تمامِ خواب هايت را تعبير مى كنم ...

۲۰:۲۶

undefinedمعیار من برای دوست داشتن آدم هاشبیه به تو بودنه ...

۱۲:۵۰

‏-فقط یه هنر رو باید یاد بگیری؛ اونم تحمله.‏+تحملِ چی؟‏-نگران اون نباش، موضوع کم نمیاری.

۱۲:۵۰

چرا تَهِ همه‌چیز به “تو” می‌رسه ؟!

۸:۱۳

چقدر دلم برات تنگ شده امام رضا ...

۸:۱۶

از تنم تا تنش یک وجب بودوقت چسبیدن لب به لب بودعقل! امّا جدایی‌طلب بودبود! اما دخالت نمی‌کرد!
عشق ِمن، لکه‌ی دامنش بودمن حواسم به پیراهنش بوداو حواسش به مرز تنش بودبود! امّا رعایت نمی‌کرد!
آن شب از جان مستم چه می‌خواستدست او روی دستم چه می‌خواستوسوسه از شکستم چه می‌خواستتف بر این ارتجاع ِصعودی!
دستش افتاد در موج مویمپاره شد جامه از روبه‌رویم!مانده‌ام از چه چیزی بگویم!آه یوسف! تو دیگر که بودی
عقل می‌گوید: «این کار زشت است»عشق می‌گوید: «این سرنوشت است!اولین درب‌های بهشت استآخرین دکمه‌های لباسش!»باز کردم! رسیدم به آتش!
آتش، امّا برای سیاوَش!خیره در سرخی ِالتماسشغرق در آبی ِچشم‌هایشمن حواسم به او... او حواسش...آخرین دکمه‌های لباسش...آخرین دکمه‌های لباسش
#یاسر_قنبرلو

۷:۱۷

thumbnail
اولین درب‌های بهشت استآخرین دکمه‌های لباسش!

۷:۲۲

حال‌ِمشفق‌کاشانی‌وقتی‌گفت:دلم از آن لب خاموش، گفت‌وگو می‌خواست...

۲۱:۱۴

M.R. Shajarian & Seventh Soul - Whitin Your Aura (1).mp3

۰۳:۴۱-۸.۷۷ مگابایت
درهوایت بی‌قرارم روز و شب ...#مولانا

۲۲:۰۵

یک فاتحه میفرستید برای بابام ؟

۱۰:۳۲

ز فراق چون ننالم من دلشکسته چون نیکه بسوخت بند بندم زحرارت جدایی

۱۴:۰۲

تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سویتا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی
بیرون نشود عشق توام تا ابد از دلکاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی
#سعدی

۱۲:۵۳

چنان رسم زمان از یادها برده ست نامم راکه دیگر کوه هم پاسخ نمی گوید سلامم را
به خون غلتیده ام در زخم خنجرها و با یارانوصیت کرده ام از هم نگیرند انتقامم را
قنوتم را کف دست شراب انگاشتند امامن آن رندم که پنهان می کنم در خرقه جامم را
سر سجاده ام بودم که گیسوی تو در هم ریختنظرهای حلال و آرزوهای حرامم را
فراموشی حریری از غبار افکنده بر سنگیاز این پس می نوازد عطر تنهایی مشامم را
#فاضل_نظری

۷:۱۵

درِ گلسِتان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی
سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی

۷:۱۵

ali_kalantari_hanoz_bavar.mp3

۰۱:۰۴-۲.۴۹ مگابایت

۷:۱۵

و گفت:محبت درست نشود،مگر در میانِ دو تن؛که یکی، دیگری را گوید:"ای من"
#عطار

۸:۲۸