عکس پروفایل مجله طب و تمدن اسلامیم
۲.۴ هزار عضو

مجله طب و تمدن اسلامی

مجله طب و تمدن اسلامی
۩ ﷽۩ undefined علاقه مندیهای من undefined از شش سال تحصیل در حوزه مشهد خاطرات بسیاری دارم که یک مورد آن را ذکر میکنم و آن عبارت بود از شیفتگی شدید من به مطالعه کتابهای داستان و رمانهای مشهور جهانی و ایرانی. undefined شاید من همه داستانهای «میشل زواگو» را که ده تا است، خوانده ام. undefined داستانهای «الکساندر دوما» ی پدر و پسر را هم خوانده ام. undefined همچنین تمامی یا بیشتر داستانهای ایرانی را نیز خوانده ام. undefined خواندن این داستانها و رمانها تأثیر محسوسی در ذهن و شیوهٔ نگارش انسان دارد. 🧳 سال ۱۳۳۶ چند ماه به عراق سفر کردم؛ برخی کتابهایی را هم که به آنها خیلی علاقه داشتم، به همراه خود بردم. undefined بعد به کتابخانه شوشتریه نجف اشرف رفتم که اتفاقاً بسیاری از کتابهای عمویم ـ سید محمد ـ در این کتابخانه هست و موقوفه آنجا است. undefined در آنجا کتابهایی را استنساخ کردم. undefined سپس به همراه خانواده از طریق بصره به ایران بازگشتیم و از خرمشهر با قطار به تهران آمدیم. undefined در تهران کتابها را به همراه چند شناسنامه گم کردم. undefined همه‌جا را زیرورو کردم و هر جایی را گشتم، به انبارهای راه‌آهن رفتم و مدتها در آنجا جستجو کردم؛ اما نتیجه‌ای نداشت. undefined پریشان و اندوهگین و افسوس مند به مشهد بازگشتم. undefined دو سال بعد نامه‌ای از یک راننده تاکسی به دستم رسید که نوشته بود: من بسته‌ای را که در اتومبیلم جا مانده بود، پیدا کردم؛ آن را باز کردم، اما هیچ نشانی از صاحبش در آن نیافتم؛ فقط چند کتاب و شناسنامه در آن بود. undefined دیدم صاحب شناسنامه معمّم است؛ لذا از فردی معمم در تهران پرس وجو کردم و او نشانی مسجد مشهد را به من داد. undefined به این ترتیب کتابها به من بازگشت! undefinedکتاب «خون دلی که لعل شد» #رهبر_شهید #کتابخوانی #یا_لثارات_الخامنه_ای undefinedمجله طب و تمدن اسلامی undefined @eslamteb
❁﷽❁
undefined فصل سوم ساحل دجله

undefined علاقه به زبان عربی
undefined مادرم در محیط عربی پرورش یافته بود. جدّ مادرم که از اصفهان به نجف مهاجرت کرد، از خاندان «میردامادی» ساکن در نجف آباد اصفهان بود. شاخه هایی از این خاندان در نجف اشرف هستند.
undefined پدرِ مادرم از علمای فاضل، و عرب زبان بود، و لذا مادرم در خانه ای پرورش یافت که به عربی تکلم می کردند. ایشان پیش از بلوغ با خانواده خود به ایران آمد و لذا با عربی عامیانهٔ معمول در نجف آشنایی داشت.
undefined مادرم با قرآن بخوبی آشنا بود و با احادیث شریف و کتب عربی نیز آشنایی داشت.
undefined در مدرسهٔ ابتدایی، قواعد زبان عربی را از طریق كتاب جامع المقدمات نزد برخی از معلمان معمّم مدرسه آموختم.
undefined در سن یازده یا دوازده سالگی مطالعه علوم عربی را به صورت جدی و پیگیر آغاز کردم. برادرانم همگی در این حال و هوا مانند من بودند.
undefined ولی من به شکل ویژه ای شیفته زبان عربی بودم.
undefined عراقی ها در قالب هیئت هایی برای زیارت به شهر مشهد می آمدند. آنها در صحن حرم امام رضا علیه السلام تجمع میکردند، شعرها و قصایدی می خواندندـ من ساعتهای طولانی می ایستادم و دل به آنها می سپردم؛ با دقت فراوان به کلمات آنها گوش میدادم و به سخنانشان توجه می کردم.
undefined وقتی به زبان عربی گوش می سپارم، احساس ویژه ای به من دست می دهد با شنیدن این زبان، از اعماق وجود خود تحت تأثیر قرار میگیرم.
undefined در واقع عموم ایرانیان - بویژه متدینین آنها - کم و بیش زبان عربی را دوست میدارند.
undefined روابط برادرانه ای که در طول تاریخ اسلام میان ایرانیان و همسایگان عرب آنها برقرار بوده، از جهت گستردگی، عمق و فراگیری، در میان هیچ یک از ملل جهان نظیر ندارد.
undefined از همین جا است که در می یابیم موضع گیری برخی اعراب تحت عنوان عربیّت، در دفاع از تجاوز ظالمانه علیه نظام اسلامی ایران، چه خسارت سنگین و چه جنایت بزرگی بوده است؛ حال آنکه از روح تجاوزگرانهٔ متجاوز آگاهی داشتند و می دانستند موضع گیریشان چه اندازه موجب از بین رفتن این احساسات انسانی بی نظیر خواهد شد.undefined
undefinedکتاب «خون دلی که لعل شد»
#رهبر_شهید #یا_لثارات_الخامنه_ای#کتابخوانی
undefinedمجله طب و تمدن اسلامی undefined @eslamteb

۲۵۱

۱۸:۴۹