عکس پروفایل مجله طب و تمدن اسلامیم
۲.۴ هزار عضو

مجله طب و تمدن اسلامی

مجله طب و تمدن اسلامی
۩ ﷽۩ undefined ترجمه از عربی undefined در سال ۱۳۳۸ یا ۱۳۳۹ هنگام اقامت در قم، به خانه آقای شیخ محمد کَرَمی که از علمای خوزستان است، برای مطالعه کتاب‌های عربی معاصر رفت‌وآمد داشتم. undefined ما برخی از کتاب‌های جبران خلیل جبران را می‌خواندیم. در آن زمان کتاب اشک و لبخند جبران را ترجمه کردم و هنوز آن ترجمه را که نخستین کار من در زمینه ترجمه از عربی به فارسی است، دارم. undefined پس از آن، نوشته‌هایی از محمد قطب و سید قطب را ترجمه کردم که بیشتر آن ترجمه‌ها در داخل سلول‌های زندان صورت گرفت. undefined بیشتر کتاب شبهات حول‌الإسلام (شبهه‌هایی پیرامون اسلام) نوشته محمد قطب را ترجمه کردم؛ بعد مطلع شدم این کتاب را پیش از من دو بار ترجمه کرده‌اند؛ لذا آن را رها کردم. undefined کتاب المستقبل لهذا الدین (آینده در قلمرو اسلام) نوشته سید قطب را هم ترجمه کردم. undefined این کتاب در ذهن من مطالب بسیاری را برای اندیشه و تحقیق برانگیخت که آن‌ها را به کتاب افزودم. این افزوده‌ها ساواک را بیشتر تحریک کرد. undefined کتاب الإسلام و مشکلات الحضارة (اسلام و مشکلات تمدن) نوشته سید قطب را نیز با مقدمه‌ای مهم ترجمه کردم. undefined ازجمله ترجمه‌های دیگرم از عربی به فارسی، بخش نخست تفسیرفی ظلال القرآن (در سایه‌سار قرآن) - چاپ ششم - بود. undefined احمد آرام تمام چاپ اول کتاب را ترجمه کرده بود، ولی مرحوم سید قطب در چاپ ششم مطالب زیادی به کتاب افزوده بود. undefined یکی از آقایان به من پیشنهاد کرد که این کتاب را در ازای دریافت ۲۵۰۰ تومان ترجمه کنم. وضع مالی من هم در دهه ۵۰ سخت بود؛ لذا این پیشنهاد را پذیرفتم. undefined من به‌شدت تحت تأثیر این کتاب بودم و آن را با تمام احساسات و عواطف خود ترجمه کردم. undefined همچنین، در جهت تلاش برای ارائه نظریه امامت به جامعه در چهارچوب درست و اصیل اسلامی آن، کتاب صلح امام حسن تألیف شیخ راضی آل یاسین را ترجمه کردم. undefined کما اینکه کتاب‌های دیگری نیز ترجمه نمودم. undefinedکتاب «خون دلی که لعل شد» #رهبر_شهید #یا_لثارات_الخامنه_ای #کتابخوانی undefinedمجله طب و تمدن اسلامی undefined @eslamteb
❁﷽❁
🪶 ابوذیه
undefined در سال ۱۳۴۲ در زندان قزل قلعه به گروهی از زندانیان عرب خوزستانی برخوردم. تفصیل ارتباطم با آن برادران را هنگام صحبت از بازداشتهایم خواهم گفت.
undefined فعلاً به همین مقدار بسنده می‌کنم که درباره شدت علاقه‌ام به پیشرفت در مکالمه عربی هنگام دیدار با آن زندانیان عرب سخن بگویم.
undefined همه آنها، چون ایرانی بودند، فارسی می‌دانستند؛اما من به خاطر علاقه ویژه‌ای که به زبان عربی دارم، با آن‌ها به این زبان صحبت می‌کردم.
undefined در میان آن‌ها مردی علاقه‌مند به ادبیات بود، با شعر آشنایی داشت و اشعار بسیاری حفظ بود؛ که من ابیات بسیاری از اشعاری را که از او شنیدم، به خاطر سپردم.
undefined او عاشق شعر «السیدالحبوبی» بود و دائماً شعر او را تکرار می‌کرد. این مرد «سید باقر نزاری» نام داشت.
undefined او این بیت را خیلی بر زبان جاری می‌کرد:
•• أتت و حیاض‌الموت بینی و بین‌ها و جادت بوصل حین لاینفع الوصل

undefined و نیز این بیت:
•• سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی صبرت علی شیء أمرّ من الصّبر
undefined همچنین برادران عرب در زندان، گونه‌ای شعر عامیانه را - که «ابوذیه» می‌نامیدند – می‌خواندند.
undefined از جمله این نوع شعر‌ها که در حافظه‌ام مانده، یکی هم این است.
•• البدر شعّ بجبینک و الله لیله والبرد بشفاک یا أدعج والله لیله

•• مضت لیله بوصالک والله لیله عثربی‌ها الدهر وحواک لیَّ
undefined در میانشان جوانی روشنفکر و باسواد، با لقب «آل ناصر الکعبی» بود.
undefined من با او خیلی به عربی صحبت می‌کردم، به او مقداری قواعد زبان عربی می‌آموختم؛ زیرا با آنکه عرب بود، قواعد زبان را نمی‌دانست.
undefined همچنین از من خواست تا زبان ترکی به او بیاموزم. من هم از او قدری زبان انگلیسی آموختم.
undefinedکتاب «خون دلی که لعل شد»
#رهبر_شهید #یا_لثارات_الخامنه_ای#کتابخوانی
undefinedمجله طب و تمدن اسلامی undefined @eslamteb
undefined۲

۱۳۹

۱۸:۵۷