عکس پروفایل مجله طب و تمدن اسلامیم
۲.۴ هزار عضو

مجله طب و تمدن اسلامی

مجله طب و تمدن اسلامی
❁﷽❁ undefined در هفده سالگی رسائل و مکاسب و کفایه را تمام کردم. سال ۱۳۳۵ در درس خارج، شرکت کردم. سال بعد برای زیارت به عراق رفتم و چند ماه در نجف اشرف ماندم. undefined در آن مدت در محضر درس علمای بزرگ آن دیار حضور یافتم تا دروس آن اساتید را با دروس حوزه مشهد مقایسه کنم. undefined من در برخی درسهای آقای خوئی، آقای حکیم، آقای بجنوردی، آقای شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن یزدی حضور یافتم. undefined در اواخر دوره‌ای که کفایه می‌خواندم با تشویق پدرم به حلقه درس آقای میلانی پیوستم. آقای میلانی سال ۱۳۳۳ به مشهد آمد و تدریس فقه را از ابتدای کتاب اجاره شروع کرد و دو سال ادامه داد؛ ولی من در این درسها حضور نیافتم. undefined زمانی در درس ایشان شرکت کردم که کتاب صلاة را شروع کرد. دو سال و نیم - یعنی تا میانه‌های سال ۱۳۳۷ با آقای میلانی ادامه دادم. در آن سال به قم رفتم و تا سال ۱۳۴۳ در این شهر ماندم. از سال ۱۳۴۳ به مشهد بازگشتم و تا پیروزی انقلاب اسلامی در مشهد ماندم. undefined درس خارجی را هم با پدرم داشتم، ولی از آنجایی که تدریس خارج، نیازمند تلاش گسترده برای آمادگی و مطالعه منابع متعدد است و پدرم قادر به این تلاش گسترده نبود، لذا درس خارج با ایشان جدی نبود. undefined عادت کرده بودم درسها را به زبان عربی بنویسم. همچنین کوشیدم کارم از جهت ارائه و فصل‌بندی هم ابتکاری باشد. undefinedکتاب «خون دلی که لعل شد» #رهبر_شهید #کتابخوانی undefinedمجله طب و تمدن اسلامی undefined @eslamteb
۩ ﷽۩
undefinedundefined پدری که استاد بود
undefined پدرم ما را عادت داده بود که هیچ فرصتی را از دست ندهیم و هیچ روزی را بدون بهره‌گیری از درس و مباحثه نگذرانیم.
undefined ایشان از فرصت تعطیلی درس حوزه در ایام ماه محرم و همچنین ماه‌های تابستان هم بهره می‌گرفت.
undefined در هفت روز اول ماه محرم برای من درس می‌گفت و سه روز بعد از آن را به مجالس روضه امام حسین (علیه السّلام) می‌رفت.
undefined چیزی را به نام تعطیلی تابستانی قبول نداشت و می‌گفت:
«ما در نجف، علی رغم هوای طاقت‌فرسا و گرمای سخت درسمان را ادامه می‌دادیم؛ بنابراین تابستان‌ها در مشهد چرا باید درس و تحصیل تعطیل شود؟!»
undefined مطوّل را در ماه‌های تعطیل تابستان خواندم.
undefined شیخ فشارکی در تابستان از قم به مشهد می‌آمد و دو ماه می‌ماند.
undefined من او را قبلاً دورادور می‌شناختم، چون پیشتر در مشهد ادبیات عرب را تدریس می‌کرد و بعد هم که به قم می‌رفت به تدریس همین دروس در قم می‌پرداخت.
undefined از او خواستم در مشهد به من مطوّل درس بدهد که پاسخ مثبت داد و من ساعت‌هایی طولانی از روز را به درس خواندن نزد او می‌پرداختم.
undefined لذا بیان و مقداری از معانی و بدیع مطوّل را در خلال دو تابستان - یعنی ظرف چهار ماه - به پایان رساندم.
undefined شیخ فشارکی بعداً فهمید که من مکاسب هم می‌خوانم و لذا از پیشرفت سریع من در فقه شگفت‌زده شد.
undefined او خود این کتاب را در قم تدریس می‌کرد.
undefinedکتاب «خون دلی که لعل شد»
#رهبر_شهید #کتابخوانی
undefinedمجله طب و تمدن اسلامی undefined @eslamteb
undefined۱

۱۰۳

۱۹:۳۰