#استراتژی_آمریکایی
بخش سوم: #مرد_دیوانه و جنگ امروز
با آغاز جنگ در ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) و حملهی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، برخی تحلیلگران روابط بینالملل معتقد بودند که رفتار دونالد ترامپ شباهتهایی با الگوی «نظریه مرد دیوانه» دارد. این برداشت بیش از هر چیز ناشی از ترکیب تهدیدهای بسیار شدید، مواضع متغیر و تلاش برای حفظ ابهام دربارهی اقدامات بعدی آمریکا بود.
پیش از آغاز جنگ، ترامپ بارها هشدار داده بود که اگر ایران خواستههای آمریکا را نپذیرد، با پیامدهایی «بیسابقه» روبهرو خواهد شد. پس از شروع درگیری نیز لحن او در مقاطع مختلف تغییر میکرد؛ گاهی از آمادگی برای مذاکره سخن میگفت و گاهی تهدید میکرد که در صورت ادامهی مقاومت ایران، حملات بسیار گستردهتری علیه زیرساختهای این کشور انجام خواهد شد. برخی ناظران این تغییرات مکرر را تلاشی برای غیرقابل پیشبینی نشان دادن تصمیمات رئیسجمهور آمریکا دانستهاند؛ رویکردی که از نظر مفهومی با استراتژی مرد دیوانه همخوانی دارد.
خبرگزاری رویترز در تحلیلی با عنوان «The Madman Theory of US–Iran Negotiations» به همین موضوع پرداخت و توضیح داد که در نگاه برخی تحلیلگران، ترامپ میکوشید با ایجاد این تصور که ممکن است به اقدامات بسیار شدید و غیرمنتظرهای دست بزند، محاسبات ایران را تغییر دهد و آن را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند. البته این گزارش تأکید میکند که درباره موفقیت این رویکرد اجماع وجود ندارد و مشخص نیست آیا چنین رفتاری به طور قطع موجب تغییر رفتار طرف مقابل شده است یا خیر.
علاوهبر این، آنچه که در کنش های ترامپ در فضای مجازی توجه زیادی را به خود جلب میکند، ادعاهایی متفاوت و گاهی متناقض با یکدیگر است، که ترکیب بروز روشی که غیر قابل پیشبینی است، و در کنشهای انسانرسانهای مثل ترامپ، باعث شد تصور شود که این استراتژی میتواند عامل فشار مهمی در راستای عقبنشینی ایران باشد. البته که به کارگیری آن در کنار ابعاد مختلفی از کنش های سیاسی میتواند موثر دانسته شود، و نه به تنهایی.
همچنین برخی تحلیلها نشان میدهند که یکی از ویژگیهای سیاست ترامپ در این بحران، تغییر مداوم دلایل اعلام شده برای ادامه جنگ بود؛ از تأکید بر برنامه هستهای ایران گرفته تا سخن گفتن از تغییر رفتار منطقهای یا اهداف دیگر. این تغییر در روایت رسمی، از دید برخی پژوهشگران میتواند به افزایش ابهام راهبردی و دشوارتر شدن پیشبینی رفتار آمریکا توسط طرف مقابل منجر شود.
بنابراین، اگرچه هنوز برای قضاوت قطعی درباره این جنگ زود است، اما بسیاری از تحلیلگران آن را یکی از مهمترین موارد معاصر برای بررسی امکان کاربرد Madman Theory در سیاست خارجی آمریکا میدانند. این جنگ نشان داد که ایجاد ابهام، تهدیدهای شدید و نمایش آمادگی برای اقدامات غیرمنتظره همچنان از ابزارهای مورد بحث در ادبیات روابط بینالملل هستند، هرچند میزان اثربخشی آنها همچنان محل اختلاف است.
پایان استراتژی اول
#پرونده_ویژه
@faezoun_thinktank
پیش از آغاز جنگ، ترامپ بارها هشدار داده بود که اگر ایران خواستههای آمریکا را نپذیرد، با پیامدهایی «بیسابقه» روبهرو خواهد شد. پس از شروع درگیری نیز لحن او در مقاطع مختلف تغییر میکرد؛ گاهی از آمادگی برای مذاکره سخن میگفت و گاهی تهدید میکرد که در صورت ادامهی مقاومت ایران، حملات بسیار گستردهتری علیه زیرساختهای این کشور انجام خواهد شد. برخی ناظران این تغییرات مکرر را تلاشی برای غیرقابل پیشبینی نشان دادن تصمیمات رئیسجمهور آمریکا دانستهاند؛ رویکردی که از نظر مفهومی با استراتژی مرد دیوانه همخوانی دارد.
همچنین برخی تحلیلها نشان میدهند که یکی از ویژگیهای سیاست ترامپ در این بحران، تغییر مداوم دلایل اعلام شده برای ادامه جنگ بود؛ از تأکید بر برنامه هستهای ایران گرفته تا سخن گفتن از تغییر رفتار منطقهای یا اهداف دیگر. این تغییر در روایت رسمی، از دید برخی پژوهشگران میتواند به افزایش ابهام راهبردی و دشوارتر شدن پیشبینی رفتار آمریکا توسط طرف مقابل منجر شود.
پایان استراتژی اول
#پرونده_ویژه
۳۸۰
۱۲:۳۹