#استراتژی آمریکاییاستراتژی چهارم: بازی در لبهی پرتگاه (Brinkmanship)
بخش اول: بررسی بعد نظری #Brinkmanship
Brinkmanship در ادبیات روابط بینالملل و نظریهی بازی (Game theory)، به معنای نزدیک کردن رویارویی دو طرف به لبهٔ پرتگاه است. نه لزوماً برای جنگیدن، بلکه برای اینکه طرف مقابل وادار به عقبنشینی شود و یا شرایطی را بپذیرد که بدون این فشار ممکن نبود.
این شباهت بین Brinkmanship و مرد دیوانه وجود دارد که اهمیت تصور فرد مقابل بسیار بالا دانسته میشود. اما در «بازی در لبهی پرتگاه» میزان ریسک تصمیمگیری و نوع مواجههی دو طرف، آنها را در نوعی جنگ موجودیتی نشان میدهد.
🪜 هرمن کان از مفهوم «کنترل تصعید» استفاده میکند که در بیان مراحل بالا بردن تنش نیز موثر است. (مثال «نردبان» که در استراتژی مرد دیوانه نیز کاربرد داشت.) کنترل تصعید در «بازی در لبهی پرتگاه» یعنی افزایش سطح تنش، تا جایی که دشمن مجبور به قرارگیری بر سر یک دوراهی شود:۱. پاسخ شتابزده و سقوط (این جا از دست دادن کنترل مد نظر است.)۲.پذیرش و دادن امتیاز به طرف مقابل (اینجا موفقیتآمیز بودن تهدید مد نظر است.)
این روند، بازیگر سیاسی را تا جایی پیش میبرد که بداند افزایش میزان تهدید با وجود ریسک بالا، میتواند فشار را بر فرد مقابل بیشتر کند و چهبسا او را تسلیم کند.
ادامه دارد...
#پرونده_ویژه
@faezoun_thinktank
🪜 هرمن کان از مفهوم «کنترل تصعید» استفاده میکند که در بیان مراحل بالا بردن تنش نیز موثر است. (مثال «نردبان» که در استراتژی مرد دیوانه نیز کاربرد داشت.) کنترل تصعید در «بازی در لبهی پرتگاه» یعنی افزایش سطح تنش، تا جایی که دشمن مجبور به قرارگیری بر سر یک دوراهی شود:۱. پاسخ شتابزده و سقوط (این جا از دست دادن کنترل مد نظر است.)۲.پذیرش و دادن امتیاز به طرف مقابل (اینجا موفقیتآمیز بودن تهدید مد نظر است.)
ادامه دارد...
#پرونده_ویژه
۲۸۳
۹:۲۸