در ستایش ایران و ایران اسلامی بخش اول شاید بسیار غریب به نظر برسد که افراد تا چه میزان تحت تأثیر تجربههای پیشینی وقایع را تفسیر میکنند. اگر این افراد در جایگاه نظریه پردازی باشند این مسأله در لایههای پیچیدهای از اتصال و انتساب به نظریهها و تئوریها خود را پنهان میکند. اما این تفسیر بسیار فردی ِمحفوف در انواعی از شواهد علمی و مفاهیم نظری در فرصتهای استثنایی به نحوی به چالش کشیده میشود که هم فرد و هم دیگران شنونده متوجه خلاهای آن عقیده و نظریه خواهند شد. در همان روزهای نخست جنگ رمضان دکتر محمدرضا جلایی پور یادداشت نوشتند که اشتباه کردهاند که لبنان و غزه را از ایران جدا دانسته و حالا هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران. یادداشتی که اینترنشنال را عصبانی کرد. چند روز قبل دکتر زیباکلام اعلام کردد از عقاید پیشین توبه کرده است و دیروز دکتر نعمت الله فاضلی، میهمان دیروز دانشکده علوم اجتماعی، اعلام کردند که پس از دههها که شعار مرگ بر آمریکا نگفتند، این روزها میگویند. البته جای سؤال آنجاست که تردید در این مورد در خصوص آمریکایی که یک میلیون نفر را در عراق کشت، بیشمار در افغانستان کشت، بیشمار در کره کشت، بیشمار در ویتنام کشت، تحریمهای دارویی بر ایران اعمال کرد، سران نظامی را در جنگ دوازده روزه ترور کرد، دانشمندان هستهای را ترور کرد، رهبر سیاسی و معنوی حداقل بخشی از مردم این کشور را ترور کرد، به تغییر رویه شما نیانجامید و چطور شد که ناگهان معنای مردم و همکار دانشگاهی تغییر کرد و به نتیجه مرگ بر آمریکا و تبدیل شما به سرباز ملت رسید؟ آقای میثاقی مجری فوتبالی شبکه سه در این ایام سخن پرمغزی داشتند که دفاع از وطن قضا ندارد. بعد از پایان جنگ نمیتوان بر سر تقسیم غنایم حاضر شد و بدون اعلام برائت از دشمنان این سرزمین در پیروزی سهیم شد. پیوستن این آقایان بزرگوار به بدنه ملت ایران جای تبریک دارد اما افتخاری نه برای ایرانیان حاضر در صحنه بلکه برای آنان است. بسیار عالیتر میشود که در ضمن این پیوستن، با پیش فرضهای پیشینی به تفسیر و تبیین وقایع این دفاع پنجاه روزه پرداخته نشود بلکه با شستن چشمهایی که تا دیروز جور دیگر میدید و حالا باید جور واقعی تر ببیند، آنچه رخ داده است در مجموعه فرصتها و تهدیدها دریافت شود. از این سطر به بعد مخاطب خاص این نوشتار صحبتهای آقای دکتر فاضلی است. فرمودید اصل ایران است ولی در قرائتی خاص و کمرنگ شده در المانهای اسلامی. ایران سابقه هفت هزار ساله دارد و انضمام اسلام، در همان قرائت خاص شیعه که اشاره فرمودید، تحمیلی بر ذهن مخاطب نیست. همان اسلام شیعی با قرائت خاص، مورد نقد و بررسی از مطهری تا فیرحی قرار داشته و دیگرانی نیز با هدف اعتلا و پیرایش آن، همچنان به آن مشغولند. نکته دوم آنکه مخاطبی که در تمام امور ریز و درشت جامعه ایرانی در چهل و هفت سال گذشته نظر داده و مشارکت کرده، صرفا رعیت و کنشگر منفعل نیست؛ فهیم و انتخابگر است.به همان سان که اگر طرفدار قرائت شما از تعارض ایرانی و اسلامی بشود هم کارگزار فرمانبردار نیست؛ داننده و انتخابگر است. فرمودید مردمی که در خیابانها هستند، همه مردم نیستند و شعارها شامل همه مردم نیست. فاصلهای است میان نظریه پردازان و جامعه شناسان و مردم شناسان و پیامهایی که از منابع مختلف به مخاطب میرسد و انتخاب مخاطب. و آنچه تا بحال بسیار مهجور مانده انتخاب مخاطب است در رویهای مارکسی که اگر مردم آنچه مد نظر گروهی خاص است، نپذیرند در تور ایدئولوژی و از خودبیگانگی گرفتارند. دلیل؟ صرفا به این دلیل که تلویزیون، و البته به اشتباه، فرصتی به این گروه نمیدهد. همان تلویزیونی که در مذمتش میگویند مخاطب ندارد اما خواهان حضور در آن هستند. اما در همان حال از بیشمار روزنامه و فضای رسانه مجازی در اختیار گذر میکنند و فرصت ارسال گسترده پیامهایشان را نادیده میگذارند. آیا این نشانه تمامیت خواهی نیست؟ آیا به این فکر کردهاید که شاید مخاطب، ایده این طیف را صواب نمیداند و در این مسیر تفاوتی در اختیار داشتن یا نداشتن رسانه ملی نیست؟
پ.ن: به نقدهای مذکور در همان جلسه در و حضور ایشان پرداخته شد.
دکتر سمیه خراسانی
#اتحاد #جنگ #ایران#اسلام
https://eitaa.com/familyeventhttps://ble.ir/familyevent
پ.ن: به نقدهای مذکور در همان جلسه در و حضور ایشان پرداخته شد.
#اتحاد #جنگ #ایران#اسلام
https://eitaa.com/familyeventhttps://ble.ir/familyevent
۱۱
۱۸:۵۳